×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • تنزل جایگاه آمریکا پس از بازگشت دستِ‌خالی «ترامپ» از سفر چین

  • کد نوشته: 48959
  • ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • سفر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به چین در شرایطی انجام شد که موقعیت این کشور در عرصه داخلی و بین‌المللی با تضعیف چشمگیری روبرو شده است. 

    تنزل جایگاه آمریکا پس از بازگشت دستِ‌خالی «ترامپ» از سفر چین

    خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: سفر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به چین در شرایطی انجام شد که موقعیت این کشور در عرصه داخلی و بین‌المللی با تضعیف چشمگیری روبرو شده است. جنگ فرسایشی با ایران، بسته‌شدن تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی گسترده در غرب، و کاهش بی‌سابقه محبوبیت ترامپ در داخل آمریکا، همگی نشان از آن دارند که رئیس‌جمهور نه از موضع قدرت، بلکه از سر نیاز به پکن سفر کرد. در سوی مقابل، چین با بهره‌گیری از بحران‌های واشنگتن، جایگاه خود را در نظام جهانی و به‌ویژه در جنوب جهانی تقویت کرده است.

    افول قدرت آمریکا در نظام جهانی

    جنگ با ایران، به‌عنوان محور اصلی بحران کنونی، تصویری از ضعف راهبردی آمریکا ترسیم کرده است. نشریه آتلانتیک در تحلیلی صریح نوشت: «آمریکا در ایران کیش‌ومات شده است. نقش چین و روسیه به‌عنوان متحدان ایران تقویت شده و نقش آمریکا به طور قابل‌توجهی کاهش می‌یابد.» این ارزیابی تنها محدود به رسانه‌ها نیست؛ کریس مورفی، سناتور دموکرات، نیز اذعان کرد: «ایران هنوز بخش عمده‌ای از موشک‌ها و پهپادهای خود را در اختیار دارد. برنامه هسته‌ای ایران پابرجاست. ایران پس از جنگ حتی قدرتمندتر از قبل شده است. این برای واشنگتن یک فاجعه کامل است.»

    از منظر ژئواستراتژیک، واشنگتن در چند جبهه هم‌زمان تحت فشار قرار گرفته است. بسته‌ماندن تنگه هرمز نه‌تنها توان لجستیکی نیروی دریایی آمریکا را زیر سؤال برده، بلکه امنیت عرضه انرژی جهانی را مختل کرده و ترامپ را وادار به آزادسازی ۵۳ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک کرده است؛ اقدامی که خود نشانی از بحران عرضه است. بانک جی‌پی مورگان هشدار داده که ذخایر نفت کشورهای توسعه‌یافته تا اوایل ژوئن به «سطح تنش عملیاتی» خواهد رسید. این ناتوانی در تضمین ثبات یک شاهراه حیاتی، افول هژمونی لجستیکی آمریکا را برجسته می‌سازد.

    همزمان، چین با حفظ آرامش استراتژیک و بدون ورود مستقیم به درگیری، جایگاه خود را تحکیم کرده است. اندیشکده شورای روابط خارجی (CFR) تصریح می‌کند: «چین دست بالاتر را دارد. جنگ ایران و وابستگی آمریکا به مواد معدنی حیاتی، اهرم فشار پکن را افزایش داده است.» مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) نیز تأکید دارد که چین در موضوعاتی مانند ایران، تعرفه‌ها، فناوری و عناصر نادر خاکی «با اعتمادبه‌نفس در برابر آمریکا می‌ایستد» و هدف خود را «قابل پیش‌بینی شدن رفتار آمریکا» تعیین کرده است. در فضای عمومی چین نیز کاربران ویبو و دیگر شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده به تضعیف آمریکا در جنگ با ایران اشاره داشته‌اند و سفر ترامپ را «سفری نیازمندانه» توصیف کردند.

    افزون بر این، معماری منطقه‌ای خاورمیانه نیز به زیان آمریکا در حال تغییر است. تحلیل چتم‌هاوس نشان می‌دهد که «کشورهای خلیج فارس اعتماد خود به چتر امنیتی آمریکا را از دست داده‌اند و به چین به‌عنوان شریک مکمل می‌نگرند.» این تغییر نگاه، اهرم‌های سنتی واشنگتن را تضعیف کرده و پکن را به کنشگری فعال در نظم‌سازی منطقه‌ای تبدیل کرده است.

    اختلاف آمریکا با متحدان

    جنگ ایران و پیامدهای اقتصادی آن، شکاف‌های عمیقی را میان آمریکا و متحدان دیرینه‌اش پدید آورده است. بسته‌شدن تنگه هرمز، اقتصادهای اروپایی و آسیایی را با شوک تورمی شدیدی روبرو ساخته و اعتراض‌ها نسبت به سیاست‌های یک‌جانبه کاخ سفید را افزایش داده است. افزایش قیمت مواد غذایی و انرژی که واشنگتن پست از آن به‌عنوان سریع‌ترین رشد طی چهار سال اخیر یاد کرده منحصر به آمریکا نیست؛ این بحران دامن متحدان در غرب را نیز گرفته و آن‌ها را در موقعیت دشواری قرار داده است.

    کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که به‌طور سنتی ستون‌های راهبردی ائتلاف‌های آمریکا محسوب می‌شدند، اکنون با تردید به چتر امنیتی واشنگتن می‌نگرند. تحلیل چتم‌هاوس به‌صراحت از «از دست رفتن اعتماد» این کشورها به آمریکا سخن گفته و تأکید می‌کند که آن‌ها چین را به‌عنوان «شریک مکمل» در نظر گرفته‌اند. این چرخش، بخشی از یک روند گسترده‌تر است که در آن متحدان سنتی، از خود در برابر هزینه‌های سیاست‌های ماجراجویانه آمریکا محافظت می‌کنند.

    وزارت خارجه چین نیز با زیرکی از این شکاف بهره‌برداری می‌کند. پکن در بیانیه ۱۳ مه ۲۰۲۶، ضمن استقبال از تلاش‌های میانجی‌گرایانه پاکستان میان ایران و آمریکا، خواستار لغو تحریم‌های یکجانبه آمریکا شد و بر لزوم «تشدید تلاش‌های میانجی‌گری» تأکید کرد. این موضع، در تضاد آشکار با رویکرد فشار حداکثری واشنگتن، برای متحدانی که از تداوم تحریم‌ها و ناامنی در عرضه انرژی زیان می‌بینند، جذابیت دارد. حتی کشورهایی مانند پاکستان که در مدار نفوذ آمریکا تعریف می‌شدند، با پذیرش نقش میانجی، به‌طور ضمنی از انحصارگری واشنگتن در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای فاصله می‌گیرند.

    در جبهه اروپایی نیز نشانه‌های ناهماهنگی آشکار است. فشار تورمی ناشی از جنگ، انتقادهای داخلی را در کشورهای اروپایی علیه همراهی با سیاست‌های ترامپ تشدید کرده است. رسانه‌های غربی گزارش می‌دهند که متحدان اروپایی به‌طور فزاینده‌ای خواستار پایان درگیری و تمرکز بر ثبات اقتصادی هستند، نه ادامه ماجراجویی نظامی‌ای که چشمانداز روشنی برای پیروزی ندارد. بدین ترتیب، سفر ترامپ به پکن در حالی رخ داد که حلقه متحدان آمریکا سست‌تر از هر زمان دیگری به نظر می‌رسد و شکاف‌ها علنی‌تر شده‌اند.

    تنزل مقبولیت ترامپ در داخل آمریکا

    در داخل آمریکا نیز پایه‌های سیاسی ترامپ بشدت فرسایش یافته است. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در مه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که ۶۲ درصد آمریکایی‌ها معتقدند ترامپ دلیل روشنی برای جنگ با ایران ارائه نداده است و تنها ۲۸ درصد اهداف دولت را قانع‌کننده می‌دانند. فاکس نیوز گزارش می‌دهد که ۶۶ درصد از پاسخ‌دهندگان عملکرد اقتصادی رئیس‌جمهور را رد می‌کنند و ۶۳ درصد با سیاست خارجی او مخالف هستند. مؤسسه مورنینگ کانسالت نیز نرخ خالص محبوبیت ترامپ را منفی ۱۲ اعلام کرده است که پایین‌ترین رکورد در دوره دوم ریاست‌جمهوری او محسوب می شود.

    ریشه این نارضایتی تا حد زیادی به پیامدهای اقتصادی جنگ بازمی‌گردد. واشنگتن پست گزارش داد که قیمت مواد غذایی در آوریل ۲۰۲۶ با سریع‌ترین نرخ طی چهار سال اخیر افزایش یافته است. تورم انرژی و بسته‌ماندن تنگه هرمز به‌طور مستقیم سفره مردم را هدف گرفته است. آزادسازی ۵۳ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک، اگر چه اقدامی موقتی بود، اما بیش از آنکه آرامش‌بخش باشد، نشانه‌ای از عمق بحران تلقی شد.

    اعتراف چهره‌های سیاسی نیز بر وخامت اوضاع افزوده است. سناتور کریس مورفی شکست در ایران را «فاجعه کامل برای واشنگتن» خوانده و تصریح کرده که «ایران قدرتمندتر از قبل شده است.» این دست اعتراف‌ها، سرمایه سیاسی کاخ سفید برای بهره برداری از سفر چین را از بین برده است. شبکه‌های اجتماعی آمریکا نیز مملو از انتقادها از «جنگ بی‌نتیجه و فرسایشی» و «ضعف در برابر چین» هستند. بر این اساس، ترامپ در حالی از پکن بازگشت که پشتوانه داخلی او به پایین‌ترین حد خود رسیده و توان چانه‌زنی‌اش در برابر رهبران چین به شدت کاهش یافته است.

    سفری که هیچ دستاوردی نداشت

    محورهای سه‌گانه فوق به‌روشنی نشان می‌دهند که سفر ترامپ به چین، نه در موقعیت یک ابرقدرت پیروز، بلکه در موضع شکست خورده انجام شد. افول قدرت جهانی آمریکا با بن‌بست در ایران و تغییر موازنه به نفع چین، شکاف با متحدان سنتی بر سر هزینه‌های جنگ و تحریم، و فروپاشی محبوبیت داخلی رئیس‌جمهور، همگی دست در دست یکدیگر قدرت مانور واشنگتن را به حداقل رسانده‌اند.

    سفر دو روزه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به چین، بیش از آنکه متن داشته باشد، حاشیه داشت. رسانه‌ها در جریان این سفر، انبوهی از حواشی را شکار کردند. نکته نخست آن بود که ترامپ در کنار همتای چینی‌اش، برخلاف همیشه، با نزاکت ایستاده بود و جلف‌بازی و رئیس‌بازی درنمی‌آورد. تصویری که همگان از ترامپ در ذهن دارند، تصویر فردی است که دوست دارد رؤسای سایر کشورها را تحقیر کند و به نوعی برتری آمریکا را در زبان بدن نیز مخابره کند؛ اما در سفر به پکن از این ادا و اطوارها خبری نبود و به ترامپ فهمانده بودند که نباید در کنار رئیس‌جمهور چین، شلتاق بیندازد.

    البته چینی‌ها نیز هوشمندی به کار بستند و در تحقیر ترامپ پیشگام شدند. ترامپ پس از استقبال یکی از کارمندان دفتر رئیس‌جمهور چین، عصبانی و تحقیر شده وارد پکن شد. رسانه‌ها در بدو ورود رئیس‌جمهور آمریکا به پکن نوشتند که ترامپ برای اولین بار مورد توهین بزرگی قرار گرفت و رئیس‌جمهور چین او را نادیده گرفت و شخصا برای استقبال از او حاضر نشد.

    فرانکلین فلور نیز در نشریه معتبر آتلانتیک نوشت: سفر ترامپ به پکن نمادی از کاهش قدرت آمریکا بود، به طوری که چین تنها رئیس‌جمهور را سرگرم کرد بدون اینکه هیچ امتیاز واقعی ارائه دهد. با وجود پروتکل‌ها و مراسم پرزرق و برق، دیدار شی و ترامپ هیچ دستاورد سیاسی یا اقتصادی قابل توجهی برای واشنگتن نداشت.

    آتلانتیک نوشت: وقتی آمریکا دستش را دراز می‌کند، دیگر هیچ‌کس برای گرفتن آن عجله نمی‌کند و وقتی تهدید می‌کند، دیگر هیچ‌کس ترسی احساس نمی‌کند. شی نه تنها از ارائه طرح مشخصی برای پایان جنگ ایران خودداری کرد، بلکه از امضای توافقنامه بزرگ تجاری یا ارائه تضمین‌هایی درباره دسترسی آمریکا به مواد معدنی کمیاب نیز امتناع ورزید.

    شبکه تلویزیونی آمریکایی سی ان ان نیز نوشت: دونالد ترامپ پس از سفر به چین بدون دستیابی به هیچ پیشرفت مشخصی در پرونده ایران به واشنگتن بازگشت، در حالی که دولت او اکنون با یک تصمیم مهم درباره ادامه مسیر مواجه است.

    این رسانه آمریکایی افزود: مقام‌های دولت آمریکا پیش از سفر امیدوار بودند دیدار ترامپ با رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، بتواند در روند حل‌وفصل جنگ با ایران گشایشی ایجاد کند؛ زیرا چین روابط نزدیکی با تهران دارد. هم‌زمان، نگرانی‌های اقتصادی و سیاسی در آمریکا افزایش یافته است. بالا رفتن قیمت نفت و بنزین، افزایش تورم و نارضایتی افکار عمومی فشار زیادی بر دولت وارد کرده و به‌ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، اضطرار برای پایان دادن به بحران را بیشتر کرده است.

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *