×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • سندروم لکنت در روایت عرفان پیشرفت

  • کد نوشته: 37526
  • ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • زمانی که لنز دوربین‌ها اسیر زیبایی‌شناسی اکشن‌های فیزیکی باشد فرماندهان جنگ تحمیلی سوم در حاشیه خواهند ماند.

    سندروم لکنت در روایت عرفان پیشرفت
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم دکتر احمد حسینی مقدم عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان و پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات در گفتگو اختصاصی با خبرنگار تسنیم بیان داشت: ما اکنون در دورانی خطیر و در گرماگرم کارزاری نفس‌گیر به سر بنام جنگ تحمیلی سوم یاد می­کنیم؛ نبردی تمام‌عیار  چندوجهی و به‌شدت هیبریدی که از سوی هژمونی غرب با محوریت آمریکا و صهیونیسم  بر جغرافیای معرفتی، اقتصادی و تکنولوژیک ایران تحمیل شده است.

    حسینی مقدم  با واکاوی سیر تاریخی تخاصمات بیان داشت: اگر در دوران شکوهمند دفاع مقدس غایت بنیادین دشمن  اشغال و تجاوز به حریم خاک بود و در جنگ­های نظیر دی ماه که در قامت یک شبیخون فرهنگی رخ نمایاند تسخیر قلب‌ها و مسخ ارزش‌های هویتی هدف‌گذاری شده بود؛ امروز و در آوردگاه جنگ تحمیلی سوم سیبل اصلی دشمن فلج‌سازی اراده معطوف به پیشرفت و تحمیل یک آپارتاید ظالمانه علمی بر ملت ماست.

    وی افزود: در این نبرد پیچیده شناختی و فناورانه خطوط مقدم درگیری چرخشی استراتژیک داشته و از مرزهای ملموس جغرافیایی به فضاهای انتزاعی‌تر و در عین حال حیاتی‌تری چون پژوهشگاه‌ها، دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان امتداد یافته است و با این تغییر شگرف در گرانیگاه نبرد مفاهیم بنیادینی چون فتح و فاتح نیز دستخوش دگرگونی و تطور معنایی شده‌اند. اما در این میان پارادوکس بس تلخ و تأمل‌برانگیز ماجرا آنجاست که دستگاه‌های رسانه‌ای ما که رسالت خطیر روایتگری این فتوحات نوین را بر دوش دارند در بازنمایی حماسی و خلق قهرمان از چهره‌های تابناک علمی و پیشگامان عرصه پیشرفت ایران دچار یک سندروم فلج‌کننده شناختی و لکنت زبانی عمیق و مزمن شده‌اند.

    عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان گفت: برای کالبدشکافی دقیق این ناکامی بزرگ تقلیل دادن مسئله به دلایل سطحی، کلیشه‌ای و تکراری مرسوم نظیر ضعف بودجه یا فقدان تکنیک‌های مدرن فیلم‌سازی را خطایی راهبردی دانست و افزود: ریشه اصیل و بنیادین این ناکامی را باید در یک گسست هستی‌شناختی  جست‌وجو کرد. مدیوم رسانه در ذات و ماهیت خویش پدیده‌ای  رویدادمحور است که شریان حیاتش به اکشن، ضرب‌آهنگ‌های تند بصری، کنش‌های پرالتهاب فیزیکی و نقاط عطف دراماتیک کاملاً آشکار وابستگی مطلق دارد و در نقطه مقابل پدیدار شگرفی به نام پیشرفت علمی ماهیتاً امری فرآیندمحور  است؛ جریانی بس بطئی، خاموش عمیقاً درونی و مبتنی بر ممارست‌ها و آزمون و خطاهای به‌شدت فرساینده که در سکوت سنگین آزمایشگاه‌ها رقم می‌خورد.

     حسینی مقدم تصریح کرد: دوربین‌ها و لنزهای رسانه‌های ما متأسفانه همچنان شرطی‌شده و اسیر زیبایی‌شناسی دود و باروت باقی مانده‌اند. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که چگونه شجاعت یک سرباز را در میان رگبار بی‌امان گلوله‌ها به تصویر بکشند اما حقیقت تلخ این است که هنوز لنز و فرم روایی درخوری برای ثبت عرق‌ریزان روح و تقلای بی‌صدای ذهنی یک دانشمند در صحنه ی علمی ابداع نکرده‌اند. ما در دوران گذار تاریخی خود از پارادایم قهرمانان فیزیکی به ساحت قهرمانان اپیستمیک و معرفتی به‌شدت فاقد یک دستگاه منسجم زیبایی‌شناسی بومی هستیم.

    وی افزود: شمایل راستین یک قهرمان علمی تنها زمانی بر پرده رسانه خلق می‌شود که بتوان هندسه پیچیده رنج‌ها و موانع پیش‌روی او را با ظرافتی فیلسوفانه ترسیم نمود و در آوردگاه جنگ تحمیلی سوم کشمکش نفس‌گیر دانشمند ایرانی صرفاً مواجهه با فرمول‌های پیچیده فیزیک و شیمی و … نیست؛ بلکه این انسان فرهیخته درگیر یک نبرد چندلایه است؛ مبارزه‌ای نابرابر با تحریم‌های بی‌رحمانه برای تهیه ابتدایی‌ترین قطعات آزمایشگاهی نبردی با شبکه‌های نفوذ و ترور که جان او را هدف گرفته‌اند، جنگی روانی با امپراتوری رسانه‌ای که بذر یأس می‌پراکند  و نبردی عمیقاً درونی با وسوسه مهاجرت و ترک میدان است و  تا زمانی که این شبکه درهم‌تنیده ژئوپلیتیک، اقتصادی و روانی در قامت یک آنتاگونیست نیرومند و بازدارنده در برابر دانشمند ما قد علم نکند پروتاگونیست و قهرمان اصیل علمی متولد نخواهد شد. البته بدون وجود تاریکی نور دیده نمی‌شود و بدون نشان دادن ابعاد هیولایی این آپارتاید علمی عظمت کار دانشمند ایرانی هرگز فهم و دراماتیزه نخواهد شد.

    این پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات افزود: رسانه‌ها غالباً با شتاب‌زدگی به سراغ لحظه رونمایی از یک ماهواره، دستاورد نظامی یا داروی نوترکیب می‌روند؛ رسانه تنها قله فتح‌شده را می‌بیند و از روایت خون‌دل‌ها، شکست‌های پیاپی، شب‌بیداری‌ها و بن‌بست‌شکنی‌هایی که در مسیر صعب‌العبور صعود رخ داده غافل است. باید این نکته را یاد آور شد که مخاطب انسانی با یک شیء بی‌روح فلزی چون ماهواره یا یک شیشه دارو هم‌ذات‌پنداری نمی‌کند بلکه با انسان دردمند و انتخاب‌گر پیوند می‌خورد. و مفاخر علمی ما پیش از آن که ماشین تولید علم باشند انسان‌هایی با اراده‌های پولادین در طوفان یأس‌آفرینی دشمن‌اند. و رسانه باید از دستاورد آشنایی‌زدایی کرده و به انسان دستاوردساز بپردازد.

    حسینی مقدم در پایان افزود تنها راهکار برون‌رفت از این بن‌بست  وقوع یک انقلاب فرمال و روایی است. مثال بارز آن  مجموعه روایت فتح در دهه شصت با صدای جادویی و نگاه اشراقی شهید آوینی بود که  توانست امر خشن جنگ را با یک عرفان حماسی پیوند دهد و امروز نیز  در دل کوران جنگ تحمیلی سوم جامعه به‌شدت تشنه آوینی‌های جدیدی است که بتوانند عرفان پیشرفت را خلق کنند. ما باید به این درک ژرف فلسفی برسیم که در عصر کنونی تولید یک سلول بنیادی، طراحی یک الگوریتم پیچیده یا بومی‌سازی یک تکنولوژی تحریم‌شده دقیقاً معادل فتح یک سنگر کلیدی از دشمن است. دانشمندان ما فرماندهان خاموش این نبرد نامتقارن‌اند و تا زمانی که رسانه نتواند استعاره‌های میدان جنگ را با هوشمندی به میدان علم ترجمه کند و درام را از دل فرآیند پررنج کشف بیرون بکشد این مفاخر ملی در غربت آزمایشگاه‌ها باقی خواهند ماند و جامعه از فیض داشتن قهرمانانی که موتور محرک تمدن‌سازی نوین هستند  محروم خواهد شد. بنابراین دراماتیزه کردن پیشرفت دیگر یک انتخاب هنری نیست بلکه یک ضرورت حیاتی امنیت ملی در جنگ روایت‌هاست.

    انتهای پیام/ 

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *