خون کودکان اوکراینی پررنگتر از ماکان است؟
یعنی واقعا اسم ماکان که پیکر نازنینش پیدا نشد، به گوش شما و دوستانتان نخورد؟ و چشمهای قشنگ او را ندیدید؟
خبرگزاری تسنیم: “…گویا ما بزرگترها فراموش کردهایم که طبق پیمان نامه حقوق کودک که بیشتر کشورها آن را پذیرفتهاند، همه کودکان از هر نژادی و در هر سرزمینی از جمله در منطقه پرآشوب خاورمیانه حق برخورداری از مواهب زندگی سالم همراه با آرامش و بدون خشونت را دارند.”…
شاید فکر کنید این جملات، نامهای سرگشاده به متجاوزانی است که در هفتههای گذشته جان عزیز بیش از 260 کودک ایرانی را گرفتهاند. یا شاید گمان کنید این متنی است از سر درد و دادخواهی، به دشمنانی که بر پیکر نحیف دخترکان میناب رحم نکردند و با دوبار حمله به مدرسهای در جنوب ایران، فاجعهای را رقم زدند که در مصیبتشان، از سنگ هم ناله برخاست.
اما نه، اشتباه حدس زدید. این بیانیه انجمن نویسندگان کودک و نوجوان ایران در اعتراض به شرایط کودکان “اوکراینی” در جنگ با روسیه است. انجمنی که نویسندگان آن قرار است برای کودکان ایرانی بنویسند و در غم و شادی آنها شریک باشند، اما حالا بعد از گذشت 50 روز، این انجمن اظهار نظر شفافی در قبال با جنایتی که آمریکا و اسرائیل در کشور و به ویژه میناب مرتکب شدند، ندارد.
این تناقض رفتار انتقاد برخی از نویسندگان و استعفای داوود امیریان و محمدجواد نیکبخت، دو نویسنده نامآشنای ادبیات کودک، از عضویت در انجمن را به همراه داشت. این دو نویسنده در نامهای علت استعفای خود را اینطور نوشتند:
جناب آقای فریدون عموزاده خلیلی
رئیس هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان
باسلام
این نامه درخواست استعفای ما است. متاسفانه سکوت و انفعال انجمن نسبت به یورشی که دشمنان ایران عزیز در 9 اسفند ماه سال گذشته آغاز کردند، غیر قابل توجیه و پذیرش است. آدم با خودش فکر میکند که نکند اخبار جنایتهای وحشتناکی که دشمن مرتکب شد و در روز نخست جنگ فقط 168 کودک مظلوم را در میناب به خاک و خون کشید، به گوش شما و سایر اعضای هئیت مدیره انجمن نرسیده است. یا در رسانهها نخواندهاید و نشنیدهاید که در طول جنگ 40 روزه چند صد کودک به شهادت رسیدند و چند هزار کودک مجروح شدند یا عزیزانشان را از دست دادند و گرد یتیمی بر سرشان نشست؟ یعنی واقعا اسم ماکان که پیکر نازنینش پیدا نشد، به گوش شما و دوستانتان نخورد؟ و چشمهای قشنگ او را ندیدید؟ و نالههای جگرخراش مادرش را نشنیدید؟ صدای گریههای دختربچهها و پسربچهها زیر تابوت پدر یا مادر شهیدشان را چه؟ ویرانی مدرسهها و کتابخانهها و کتابفروشیها را چه؟ ندیدید؟ یا نخواستید که ببینید؟ بههرحال این سکوتِ شرمآور در حافظهها ثبت خواهد شد.”…
اعتراض به انفعال انجمن در حالی مطرح است که اعضای انجمن، به ویژه هیات مدیره، پیوسته در سالهای گذشته بر حفظ حریم نهادهای فرهنگی مرتبط با کودکان از نگاههای سیاسی تاکید کردهاند.
حالا مشخص نیست چرا اعضای انجمن در قبال یک واقعه ملی، سکوت اختیار کردهاند. آیا نویسندهای که خود را در قبال جنایتی که به وطن شده، کنار میکشد، میتواند فردا برای کودکان وطن از وطنپرستی و مهربانی سخن بگوید؟ اخلاقیات را یادآور شود و جهان بدون جنگ را آرزو کند؟
انتهای پیام/

































دیدگاهتان را بنویسید