نقش اسرائیل در زمین فرهنگ و اقتصاد ایران
مقابله با تهدیدها مستلزم اتخاذ تدابیر اساسی و راهبردهای دفاعی جامع در ابعاد اقتصادی و فرهنگی از سوی ایران است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، روابط ایران و اسرائیل، به عنوان دو قدرت غیر عرب منطقه با پیشینههای تاریخی، فرهنگی و سیاسی متفاوت، دو مرحله کاملا متضاد را تجربه کرده است. در دورهی اول، قریب به سه دهه با شناسایی اسرائیل از سوی حکومت پهلوی، روابط دوجانبه بین آنها دوستانه و مبتنی بر منافع مشترک بود. در این دوره، ایران به دلیل قرار داشتن در بلوک غرب، متحدی قابل اطمینان برای اسرائیل بود؛ اما این تعاملات دوستانه با وقوع انقلاب در ایران به پایان رسید و از اینجا دورهی دوم با عنوان دورهی تضاد و دشمنی بین ایران و اسرائیل آغاز شد. در این دوره، جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر رسالت و آرمانهای خود، مسئله فلسطین را محور اصلی خصومتها قرار داد. ایران، اسرائیل را یک رژیم جعلی دانسته و مبارزه با آن را به یک آرمان اسلامی تبدیل کرد. در مقابل، اسرائیل نیز جمهوری اسلامی را دشمن اصلی خود و تهدیدی جدی برای موجودیتش قلمداد کرده و مقابله با آن را در دستور کار امنیتی خود قرار داد. به این ترتیب، بین ایران و اسرائیل در طول چهار دهه پس از انقلاب دشمنیها افزایش یافت و هر کدام از آنها برای پیروزی در این دشمن، راهبرد تقویت و افزایش قدرت و نفوذ خود در منطقه را دنبال کردند.
جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل دلایل ریشهداری برای خصومت با یکدیگر دارند. بسیاری از تحلیلگران، این موضوع را به ماهیت مذهبی نظام جمهوری اسلامی مرتبط میدانند. از این دیدگاه، ایران رژیم اسرائیل را به دلیل غصب سرزمین فلسطین فاقد هرگونه مشروعیت میداند و به عنوان یک حکومت دینی که خود را مبلغ اخلاق و انسانیت میشناسد، خواهان قطع کامل رابطه و نابودی این رژیم است. این موضع بر پایه اعتقادات اسلامی جمهوری اسلامی که ضد سلطه و ظلمستیزی است، استوار شده و موجودیت رژیم نژادپرست اسرائیل را نفی میکند. امام خمینی (ره) نیز تشکیل و به رسمیت شناختن دولت اسرائیل را فاجعهای برای مسلمانان و اقدامی علیه اصول اسلامی دانستند. ایشان هرگونه رابطه سیاسی، تجاری و نظامی با این رژیم را حرام اعلام کرده و آن را نامشروع، غاصب و دشمن تمامی مسلمانان جهان خواندند. بر همین اساس، موضعگیریهای جمهوری اسلامی ایران در سه حوزه اصلی، خشم مقامات اسرائیلی را برانگیخته است: حمایت از گروههای ضد اسرائیلی در خاورمیانه و به طور مشخص گروه های فلسطینی و لبنانی درگیر با اسرائیل؛ مخالفت با روند صلح اعراب و اسرائیل و سردمداری حرکت های ضد اسرائیلی در صحنه بین المللی.
همانطور که گفته شد جمهوری اسلامی ایران، اسرائیل را موجودیتی نامشروع میداند که بر پایهی اشغال سرزمین فلسطین در مرکز جهان اسلام شکل گرفته است و از این رو، آن را به رسمیت نمیشناسد. در مقابل، رژیم صهیونیستی نیز جمهوری اسلامی ایران را بزرگترین خطر برای موجودیت خود تلقی میکند. این دیدگاههای متقابل باعث شده است که دو طرف سیاستی مبنی بر تقابل کامل و عدم همکاری را در پیش گیرند و اسرائیل در خصومت با ایران از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است. در این راستا، رژیم اسرائیل برای اعمال فشار و تأثیرگذاری بر ایران، استراتژیهای چندوجهی را در پیش گرفته که ابزارهای اقتصادی و تلاشهای فرهنگی از محورهای اصلی آن هستند.
سیاستهای فرهنگی رژیم صهیونیستی عیله ایران
با توجه به اینکه ریشه اصلی تعارض میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران در ایدئولوژی حاکم بر نظام ایران نهفته است، اسرائیلیها تلاش گستردهای را برای ایدئولوژیزدایی از جامعه ایرانی از طریق اقدامات فرهنگی و اجتماعی به کار گرفتهاند. در همین راستا، رژیم صهیونیستی چهار راهبرد کلیدی فرهنگی و اجتماعی را در منطقه دنبال میکند: کاهش فشارهای افکار عمومی، نفوذ در نهادهای فرهنگی کشورهای منطقه، کسب برتری رسانهای و گسترش نفوذ فرهنگی از طریق ابزارهایی چون سینما.
بخش مهمی از فعالیتهای صهیونیستها در سطح بین المللی، در بخش فرهنگی است. آنان با تسلط بر سینما، خبرگزاریها و… نبض فرهنگ بسیاری از جوامع را در دست خود گرفتهاند. صهیونیسم جهانی با استفاده از روشهای متنوع، به دنبال انحراف و آسیب رساندن به فرهنگ اصیل و دینی ایران است. آنها این هدف را از طریق رویکردهایی نظیر تهاجم فرهنگی و ترویج سبک زندگی غربی دنبال میکنند و در این مسیر، رسانهها ابزار اصلیشان محسوب میشوند.
در زمینه تهاجم فرهنگی، رژیم صهیونیستی با هدف تضعیف و جایگزینی باورهای ملی، بنیانهای فرهنگی ملتها را هدف قرار میدهد. تهاجم فرهنگی به این معنی است که یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خاص خود، به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم میبرد و با تحمیل باورهای نو، فرهنگ و اعتقادات بومی را مورد هجوم قرار میدهد. صهیونیستها در این عرصه، با دقت و توجهی ویژه به دشمنان خود، از هیچ کوششی برای پیشبرد اهدافشان دریغ نمیکنند. به عنوان مثال، بنیامین نتانیاهو، در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد ارسال برنامههای ماهوارهای را به عنوان یک حمله فرهنگی به ایران به اعضای کمیته اصلاحات دولتی مجلس نمایندگان آمریکا ارائه کرد. او تأکید داشت که پخش تصاویری از زنان با پوشش نامناسب، نمایش زندگی تجملاتی، البسه زیبا و صحنههای جنسی، کودکان ایرانی را به سمت تمایل به این سبک زندگی سوق داده و این امر میتواند زمینهساز ایجاد یک انقلاب در ایران شود.
نکته حائز اهمیت در رویکرد نفوذ رژیم صهیونیستی در منطقه، استفاده ماهرانه از دو ابزار تبلیغاتی قدرتمند یعنی رسانه و سینما است. این ابزارها غالبا با هدف مظلومنمایی و ایجاد دشمنی به نفع صهیونیستها به کار گرفته میشوند. بخش قابل توجهی از رسانههای قدرتمند و تأثیرگذار جهانی تحت نفوذ صهیونیسم قرار دارند و تلاش آنها در شکلدهی به افکار عمومی جهانی، به ویژه در موضوعاتی چون ایرانهراسی و اسلامهراسی، کاملا مشهود است. در عرصه سینما نیز، رژیم صهیونیستی با تأثیرگذاری چشمگیر بر سینمای هالیوود، نقش مهمی در هدایت افکار و احساسات عمومی جهانی به نفع خود و علیه کشورهای منطقه ایفا میکند.
مفهوم ایرانهراسی و اسلامهراسی، که ریشه در القای ترس و تنفر نسبت به ایران، فرهنگ ایرانی یا اسلام دارد، به شکلی جداییناپذیر با قدرت رسانهای غرب و صهیونیسم گره خورده است. رسانههای صهیونیستی یا رسانههای وابسته به گروههای سیاسی که از سیاستهای اسرائیل حمایت میکنند، گاهی به انتشار محتواهایی مبادرت میورزند که میتواند به ایرانهراسی دامن بزند. این در حالی است که امروزه، رسانههای جمعی از جمله مطبوعات، خبرگزاریها، سینما و تئاتر، نقش بسزایی در شکلدهی به افکار عمومی دارند و قادرند دیدگاهها را حتی خلاف واقعیت تغییر دهند. دقیقا از همین قدرت است که غرب و مشخصا صهیونیسم، با آگاهی کامل، از طریق مراکز اطلاعاتی جهانی مانند خبرگزاریها، رسانههای بینالمللی، نشریات کشورهای قدرتمند، سینماها و شبکههای تلویزیونی، پیامهای خود را با تمام قوا، به نفع اهدافشان و علیه اسلام منتشر میکنند.
رژیم صهیونیستی با وجود تلاش همه جانبه خود برای استفاده از ابزارها و مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی برای گسترش نفوذ در منطقه و با وجود برخی موفقیتها در کشورهایی مانند آذربایجان و ازبکستان، نتوانسته است در ابعاد فرهنگی و اجتماعی در منطقه، به ویژه در ایران، دستاورد قابل توجهی کسب کند. این عدم موفقیت عمدتا ناشی از مقاومت و عدم پذیرش عمومی فرهنگ صهیونیسم و یهودی در میان مسلمانان منطقه است. به عبارت دیگر، با وجود اینکه رژیم صهیونیستی در حوزههای اقتصادی و سیاسی موفقیتهایی به دست آورده است، اما در عرصه فرهنگی و اجتماعی، نفوذ و تأثیرگذاری چشمگیری نداشته است.
سیاستهای اقتصادی اسرائیل علیه ایران
به طور کلی، استراتژیهای احتمالی رژیم صهیونیستی در مقابله با جمهوری اسلامی ایران به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: اول، اقدامات انفرادی و مستقیم اسرائیل علیه ایران؛ و دوم، رویکرد جمعی و مشترک با همپیمانان غربی و در صورت امکان، سایر کشورهای جهان. این راهبردها در شرایطی دنبال میشوند که ایران امروز تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی غرب قرار دارد. در این میان، رژیم صهیونیستی نقشی محوری در متقاعد کردن غرب، به ویژه ایالات متحده، برای اعمال این محدودیتها ایفا کرده است. یکی از دلایل اصلی این تحریمها و فشارهای اقتصادی، خسارات اقتصادی قابل توجهی است که انقلاب اسلامی به این رژیم اشغالگر وارد آورد. این خسارات شامل از دست دادن منابع نفتی که علی الظاهر تضمین شده تلقی می شد؛ از دست دادن یک خریدار مهم کالاهای صنعتی و کشاورزی؛ و از دست دادن کشوری که بیشترین امکانات را برای شرکتهای خدماتی و مالی اسرائیل فراهم کرده بود، میشود.
با توجه به نقش یهودیان در اقتصاد جهانی، اسرائیل از اهرمهای اقتصادی برای مقابله با ایران استفاده میکند. این اقدامات شامل تلاش برای تحریمهای بینالمللی، ایجاد مانع در پرداخت وامها و اعتبارات بینالمللی به ایران، و ایجاد اختلال در روابط اقتصادی ایران با سایر کشورها است. تحریمهای اقتصادی اسرائیل علیه ایران را میتوان یکی از اقدامات اساسی اقتصادی علیه ایران و بخشی از یک استراتژی پیچیده و چندوجهی دانست که هدف آن محدود کردن توانمندیهای اقتصادی ایران است.
گفته میشود تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران به شدت تحت تاثیر تحریکات اسرائیل طراحی و اجرا شده است. یکی از اهداف اعلامشده و اصلی تحریمهای اقتصادی اعمالشده علیه ایران، تضعیف و منزویسازی اقتصادی این کشور است. همزمان، بررسیها نشان میدهد که رژیم اسرائیل در سالهای اخیر، اهداف سلطهجویانه اقتصادی در منطقه را دنبال کرده که این امر موجب نگرانی کشورهایی از جمله ایران شده است. رژیم اسرائیل با ایجاد مانع و کارشکنی در مسیر همکاری جمهوری اسلامی ایران در جهان سعی میکند مانع شکوفایی اقتصاد ایران و توسعه علمی و فنی آن شود.
اگرچه اسرائیل در ساختار داخلی خود با چالشها و محدودیتهای فزایندهای روبروست و فاقد ابزارهای اقتصادی مستقیم و کافی برای تأثیرگذاری منفی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است، اما به دلیل ارتباطات و پیوندهای مستحکم با نهادهای مالی و صنعتی چندملیتی، قادر است به صورت غیرمستقیم از قابلیتهای این مجموعهها بهرهبرداری نموده و محدودیتهایی را علیه ایران اعمال کند. از منظر اسرائیل، هرچه دولت و نظام سیاسی ایران با ضعفهای ساختاری بیشتری مواجه باشد، به همان میزان قدرت عملیاتی و ظرفیت تأثیرگذاری منطقهای ایران در رویدادهای خاورمیانه کاهش خواهد یافت. تحلیلگران اسرائیلی بر این باورند که ایران تنها در صورت برخورداری از توانمندی و مطلوبیت مالی کافی، به کمکهای اقتصادی به گروههای سیاسی منطقهای ادامه میدهد؛ در غیر این صورت، تنگناهای اقتصادی به انزوای داخلی ایران منجر خواهد شد.
علاوه بر این، اسرائیلیها درصدند تا خود را از حوزه تحریم کشورهای اسلامی خارج سازند، در حالی که در نقطه رفتاری دیگر درصددند تا اینگونه تحریمها را علیه ایران به کار گیرند. اسرائیل تهدید ایران را علیه منافع و اهداف منطقهای خود با جدیت فزایندهای درک کرده و به همین منظور از انجام عملیات خرابکارانه در حوزه تأسیسات اقتصادی ایران اجتناب نخواهد کرد. زیرا فعالیت های پنهانی و خرابکاری به عنوان یکی از الگوهای مقابله جویانه اسرائیل در برخورد با واحدهای متعارض به شمار میرود.
در مجموع، کشور اسرائیل، با توجه به سیاستهای اقتصادی و فرهنگی خصمانه، همواره در صدد تضعیف منافع منطقهای ایران بوده و از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. لذا، مقابله با این تهدیدها مستلزم اتخاذ تدابیر اساسی و راهبردهای دفاعی جامع در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و… از سوی ایران است.
یادداشت از: نجیبه عباسی رستمی
انتهای پیام/

































دیدگاهتان را بنویسید