حلقه مغفول در روایت «ایران پیروز»
غلبه نگاه کمّی بر کیفیت آثار باعث شده تا سینمای ایران نتواند تصویری واقعی از «ایران پیروز» ارائه دهد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، عباس مریدی کارشناس دیپلماسی فرهنگی در گفت و گوی اختصاصی با تأکید بر ضرورت اصلاح نظام تنظیمگری در صنایع فرهنگی گفت: سینما و هنر آینه وضعیت یک کشور هستند، اما در حال حاضر این آینه توانایی انعکاس تصویر «ایران پیروز» را ندارد. این کارشناس حوزه فرهنگ در گفتوگویی درباره وضعیت صنایع فرهنگی کشور اظهار داشت: وقتی صحبت از صنایع فرهنگی میشود، به این معناست که بخش عمدهای از این صنایع معطوف به اقتصاد آن صنعت است؛ یعنی اقتصاد سینما، اقتصاد کتاب و سایر حوزههایی که با هنر و فرهنگ مرتبط هستند. از این رو مسئله تنظیمگری در اقتصاد صنایع فرهنگی اهمیت ویژهای دارد و اگر بخواهیم به دنبال ریشه برخی ایرادات بگردیم باید به سمت دستگاهها و مجموعههایی برویم که مسئول و مکلف به تنظیمگری صنایع فرهنگی و هنری هستند.
وی ادامه داد: در حوزه سینما، چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بینالمللی، دو عامل اساسی در تعیین خطمشی تولیدات سینمایی نقش دارد؛ یکی مسئله عرضه و دیگری موضوع سوبسیدها و حمایتهای اقتصادی. به نظر میرسد اگر بخش عمده توان سیاستگذاری ما در صنعت سینمای داخلی به جای کمّیسازی تولیدات بر کیفیسازی آثار متمرکز میشد، شرایط این حوزه بسیار بهتر از وضعیت کنونی بود.
این کارشناس فرهنگی با اشاره به تعدد جشنوارههای سینمایی در کشور گفت: اگر تعداد جشنوارههای سینمایی را احصا کنیم به عدد قابل توجهی میرسیم؛ به گونهای که تقریباً هر دستگاه و مجموعهای خود را در سطحی میبیند که میتواند متولی برگزاری جشنواره باشد. این مسئله در حالی رخ میدهد که برگزاری جشنواره موضوعی بسیار حیاتی است، زیرا زمانی که جشنوارهای برگزار میشود در واقع نوعی مشوق برای تولیدکنندگان، تهیهکنندگان و سرمایهگذاران این صنعت ایجاد میشود تا در مسیر موضوعات تعریفشده برای آن جشنواره تولید انجام دهند.
وی افزود: اگر نگاهی اجمالی به بزرگترین رویداد سینمایی کشور یعنی جشنواره فیلم فجر داشته باشیم، این پرسش مطرح میشود که تا چه اندازه عناوین و موضوعات این جشنواره با تولیدات ارائهشده در آن همخوانی دارد. ممکن است عناوین جشنواره عناوینی فاخر و دستهبندیهای مفید باشند، اما در عمل آنچه بروز و ظهور پیدا میکند در بسیاری موارد با این عناوین سازگار نیست.
به گفته وی، این مسئله میتواند دو دلیل داشته باشد؛ نخست اینکه جشنواره فجر دیگر کارکرد حقیقی خود به عنوان یک مشوق تولید را از دست داده باشد و دوم اینکه در برخی موارد از شخصیتهایی در جایگاههای تصمیمگیری و داوری استفاده میشود که صرفاً چهرههای شناختهشده یا سلبریتی هستند، اما نه از نظر دانش آکادمیک و نه از نظر باورها و جایگاه رسانهای در سطحی قرار دارند که بتوانند جهتدهی لازم را انجام دهند.
این کارشناس فرهنگی تأکید کرد: در چنین شرایطی طبیعی است خروجیای که مشاهده میشود نیز منطبق با محتوای تعریفشده در جشنواره نباشد. وی در جمعبندی این بخش اظهار داشت: اگر انتظار پیشرفت در این عرصه را داریم، باید اصلاحات جدی در حوزه تنظیمگری صنایع مرتبط با فرهنگ از جمله سینما، صنعت کتاب و سایر صنایع فرهنگی صورت گیرد تا بتوان تنظیمگری واقعی و مؤثر را رقم زد.
این کارشناس در ادامه با اشاره به کارکرد فرهنگی سینما گفت: سینما و هنر و صنایع مرتبط با آن در واقع آینه جنبههای مختلف یک کشور هستند؛ چه از جهت پیشرفت، چه از جهت پسرفت و چه از منظر تاریخ یک ملت. با این حال در حال حاضر این آینه توانایی انعکاس «ایران پیروز» را ندارد و نه تنها تصویری که ایران پیروز را ترسیم کند در سینمای ایران مشاهده نمیشود، بلکه در بسیاری از فیلمها و تولیدات فرهنگی، تصویری متزلزل از ایران ارائه میشود که در تناقض با واقعیتهای موجود است.
مریدی افزود: در بسیاری از این آثار تلاش میشود این تصور القا شود که ظاهر آرام کشور نباید مخاطب را فریب دهد و در لایههای پنهان جامعه نوعی بحران و بدخیمی در حال شکلگیری است که هر لحظه امکان انفجار آن وجود دارد. این کارشناس فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود به موانع ورود نخبگان به عرصه تبیین دستاوردهای کشور پرداخت و گفت: در خصوص اینکه چه موانع ساختاری یا فرهنگی باعث شده اساتید، نخبگان علمی و دیگر شخصیتهای فکری به حوزه تبیین فتوحات و دستاوردهای نوین کشور ورود نکنند، باید گفت این موضوع از جهات مختلف قابل بررسی است.
مریدی ادامه داد: یکی از دلایل این مسئله آن است که بسیاری از اساتید و نخبگان خود را در نقشه آگاهسازی جامعه در صف اول مشاهده نمیکنند و بخشی از این مسئله نیز به فضای رسانهای و تریبونهای رسمی بازمیگردد که کمتر فرصت لازم را برای بیان دیدگاههای نخبگان فراهم میکنند. به گفته وی، در بسیاری از مواقع زمانی که کشور با چالشهای سیاسی، اجتماعی یا امنیتی مواجه میشود، برای تبیین موضوعات از افراد محدودی استفاده میشود که نه زاویه دید تازهای ارائه میکنند و نه ادبیات آنان با زبان عمومی جامعه هماهنگ است.
این کارشناس فرهنگی افزود: بخش دیگری از موانع ورود نخبگان به عرصه تبیین به جریانهای متخاصم بازمیگردد که با استفاده از روشهایی مانند مارپیچ سکوت، فضایی ایجاد میکنند که اساتید و نخبگان از ترس برچسبهای سیاسی یا از دست دادن استقلال فکری خود ترجیح میدهند سکوت اختیار کنند. مریدی در ادامه با اشاره به تحولات فضای مجازی گفت: یکی دیگر از موانع فرهنگی و ساختاری در این حوزه، جایگزین شدن نخبگان با افراد صرفاً مشهور است. امروز در فضای مجازی شاهد ظهور انسانرسانهها و اینفلوئنسرهایی هستیم که صرفاً به واسطه تولید برخی محتواهای سرگرمی یا طنز، دنبالکنندگان زیادی به دست آوردهاند و در بسیاری موارد میتوانند اثرگذاری تلاشهای علمی و تبیینی نخبگان را تحتالشعاع قرار دهند.
وی افزود: یکی از معضلات انسان معاصر این است که بسیاری از افراد تصور میکنند در همه حوزهها صاحب نظر هستند، در حالی که آگاهی آنان در بسیاری از موضوعات سطحی است. در چنین شرایطی برخی انسانرسانهها بدون داشتن تخصص، در حوزههای مختلف اجتماعی، سیاسی و امنیتی اظهار نظر میکنند. این کارشناس فرهنگی با اشاره به ضرورت اصلاح این وضعیت گفت: یکی از راهکارها قانونمند کردن فعالیت انسانرسانهها در فضای مجازی و ایجاد مسئولیتپذیری برای افراد اثرگذار است. همانگونه که در سالهای اخیر در حوزه اقتصادی قوانینی درباره بررسی درآمد افراد دارای دنبالکننده بالا مطرح شده است، در حوزه فرهنگی و اجتماعی نیز باید قوانین مشابهی تدوین شود تا افراد در قبال اظهارنظرها و اقدامات خود پاسخگو باشند.
مریدی تأکید کرد: در چنین شرایطی اگر صداهای غیرتخصصی و نامتناسب با عرصه هدایت اجتماعی کاهش یابد، به طور طبیعی صدای نخبگان و اندیشمندان جامعه بیشتر شنیده خواهد شد. این کارشناس فرهنگی در پایان به مهمترین دغدغه خود درباره آینده کشور اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین مسائل امروز، توجه به فردای پایان جنگ و استفاده از فرصت تاریخی ایجادشده برای ایران است. در این جنگ، ایران توانست نگاه بسیاری از آزادگان جهان را به سوی خود جلب کند و همین مسئله یک فرصت تاریخی بزرگ برای کشور به شمار میرود.
وی افزود: انسجام ملی حاصل از این شرایط و عبور از تهدیدهایی که سالها بر فعالیتهای علمی، فرهنگی و اجتماعی کشور سایه انداخته بود، از بزرگترین فرصتهای تاریخی ایران محسوب میشود.
او در پایان تأکید کرد: مردم ایران نشان دادهاند که در این مقطع تاریخی آمادگی مشارکت در اقدامات بزرگ تمدنساز را دارند و مسئولیت نخبگان، مدیران و تصمیمسازان کشور در هدایت این انرژی اجتماعی بسیار سنگین است. از این رو لازم است از همین امروز به ریلگذاری فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی در دوره پس از جنگ توجه جدی شود و مسیر عزتمندی که طی سالهای گذشته ترسیم شده است با جدیت ادامه یابد.
انتهای پیام/

































دیدگاهتان را بنویسید