×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • آوینی، هنرمندی که هنر را در افق ولایت معنا کرد

  • کد نوشته: 37529
  • ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • دوست و هم‌نسل شهید سید مرتضی آوینی به مرور خاطراتی از رهبر انقلاب و روایت سلوک فکری آوینی می‌پردازد.

    آوینی، هنرمندی که هنر را در افق ولایت معنا کرد
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، یوسفعلی میرشکاک، اندیشمند و شاعر برجسته کشور، در نشست «سید مرتضی آوینی؛ تحول، سلوک و تکامل در پرتو ولایت امام خمینی و امام شهید» که در مجمع نخبگان فروغ ایران برگزار شد، به تبیین ابعاد شخصیتی و فکری شهید سید مرتضی آوینی و نیز بیان برخی خاطرات و تحلیل‌ها درباره رهبر انقلاب پرداخت. وی در آغاز سخنان خود با اشاره به سابقه آشنایی طولانی‌مدت با رهبر انقلاب اظهار داشت: «آشنایی چهل‌وهفت‌ساله من با سیدالقائد برای خودم، برای حوزه ادبیات و برای ایمان و باور عمومی جامعه برکتی کم‌نظیر بود.» 

    میرشکاک افزود: «ایشان فردی اهل مطالعه بودند؛ آن هم مطالعه‌ای گسترده و چندوجهی. از شعر و ادبیات گرفته تا فلسفه، سیاست و تاریخ را با جدیت دنبال می‌کردند و واقعیت این است که چنین شخصیتی بسیار نادر بود و می‌توان ایشان را نمونه‌ای کم‌نظیر دانست.» وی با اشاره به سال‌های فعالیت خود در روزنامه جمهوری اسلامی گفت: «در دوره‌ای که در روزنامه جمهوری اسلامی، ارگان حزب جمهوری اسلامی، فعالیت می‌کردم این توفیق را داشتم که با ایشان در ارتباط باشم و ایشان نیز لطف و توجه ویژه‌ای نسبت به من داشتند.»

    میرشکاک ادامه داد: «در جلسات هفتگی شعر و بسیاری از عرصه‌های فرهنگی، توجه و عنایت ایشان شامل حال من می‌شد؛ البته این محبت محدود به من نبود و همه اهل ادب و هنر از این نگاه حمایتی برخوردار بودند.» این شاعر و پژوهشگر با اشاره به نخستین دیدار خود با رهبر انقلاب در فضای تحریریه روزنامه جمهوری اسلامی گفت: «اعضای ارشد حزب به بخش‌های مختلف روزنامه رفت‌وآمد داشتند. در نخستین دیداری که ایشان به بخش ادب و هنر وارد شدند، نام تک‌تک همکاران را پرسیدند و هنگامی که به من رسیدند، پس از روبوسی فرمودند که با من کاری دارند.»

    وی ادامه داد: «سپس درباره مطلبی که درباره یاسر عرفات نوشته بودم صحبت کردند و با دقتی مثال‌زدنی نکاتی را مطرح کردند. همان‌جا برای من روشن شد که در تحلیل مسائل سیاسی و فرهنگی نباید مفهوم و مصداق را با یکدیگر خلط کرد.» میرشکاک با توضیح این نکته افزود: «در آن دیدار فهمیدم که مفاهیم جایگاهی ثابت دارند، اما مصادیق ممکن است دچار نقص یا تغییر شوند. این مسئله برای من در حکم نخستین درس جدی و مستقیم در محضر ایشان بود.»

    وی در ادامه سخنان خود به تبیین نسبت میان مفهوم ولایت و کارکردهای اجرایی در تحلیل وضعیت انقلاب پرداخت و گفت: «پرسشی که گاه مطرح می‌شود این است که با وجود نقدهای گسترده نسبت به وضعیت موجود پس از انقلاب، چرا همواره میان جایگاه رهبری و عملکرد ساختارهای اجرایی تمایز قائل می‌شوند.» میرشکاک توضیح داد: «این تفکیک بر پایه یک اصل نظری شکل گرفته است. در این چارچوب، ولایت به‌عنوان یک پدیده مستقل و دارای ماهیت مفهومی تلقی می‌شود و به همین دلیل بروز فساد، ناکارآمدی یا مشکلات اقتصادی نباید به حساب اصل ولایت یا اصل انقلاب گذاشته شود.»

    به گفته وی، بسیاری از نابسامانی‌هایی که در حوزه‌های اجرایی یا اقتصادی مشاهده می‌شود، با مبانی انقلاب سازگار نیست و به همین دلیل نقد آن‌ها مطرح می‌شود. میرشکاک در ادامه گفت: «در طول این سال‌ها نقدهایی مطرح شده که در معرض دید رهبر انقلاب نیز قرار می‌گرفت. گاه این نقدها مورد تأیید قرار می‌گرفت و گاه نکاتی درباره آن‌ها بیان می‌شد. همین مسئله نشان می‌دهد که میان مفهوم ولایت و مصادیق اجرایی باید تمایز قائل شد.»

    وی همچنین به تجربه‌ای از نگارش یک مقاله انتقادی اشاره کرد و گفت: «در مقطعی مقاله‌ای در پاسخ به فردی نوشته شد که با وجود سابقه طولانی مسئولیت در حکومت پهلوی، پس از انقلاب به‌طور تند انقلاب را نقد می‌کرد، بدون آن‌که پاسخگوی عملکرد خود باشد.» میرشکاک افزود: «پس از انتشار آن مقاله، دوستانی نقل کردند که رهبر انقلاب آن را مطالعه کرده و گفته‌اند پاسخی جامع‌تر از آن نمی‌شد نوشت.»

    این شاعر و اندیشمند تأکید کرد: «البته نگارش چنین مطالبی برای کسب تأیید انجام نمی‌شود. نویسنده بر اساس تحلیل خود می‌نویسد؛ اگر درست باشد سودمند است و اگر خطا داشته باشد اصلاح می‌شود.» میرشکاک در ادامه به ابعاد معنوی مفهوم ولایت در سنت شیعی اشاره کرد و گفت: «در سنت شیعه، ولایت تنها یک مفهوم سیاسی نیست، بلکه پیش از آن یک حقیقت معنوی است که بر پایه محبت و معرفت شکل می‌گیرد وی افزود: «اگر این پیوند درونی تحقق پیدا نکند، ولایت در سطحی ظاهری باقی می‌ماند. اما هنگامی که این ارتباط درونی شکل بگیرد، عقل و عشق در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و انسان می‌تواند مسیر خود را با وضوح بیشتری بیابد.»

    وی در بخش دیگری از سخنان خود به بررسی سیر تحول فکری شهید سید مرتضی آوینی پرداخت و گفت: «تحول درونی آوینی صرفاً نتیجه آشنایی پس از انقلاب با اندیشه‌های امام خمینی نبود، بلکه این تحول پیش از انقلاب در درون او آغاز شده بود.» میرشکاک توضیح داد: «شواهد نشان می‌دهد که حدود یک تا دو سال پیش از انقلاب دگرگونی عمیقی در بنیان‌های فکری او شکل گرفت؛ دگرگونی‌ای که زمینه پیوستن او به اندیشه امام خمینی را فراهم کرد.»

    وی ادامه داد: «آوینی تمام دانش و تجربه‌ای را که در حوزه هنر و ادبیات اندوخته بود، در راستای مسیر تازه‌ای که انتخاب کرده بود سامان‌دهی کرد.» میرشکاک افزود: «او به این نتیجه رسیده بود که آینده این سرزمین و حتی آینده سنت تشیع از مسیر ولایت تحقق پیدا می‌کند و همین دریافت به مهم‌ترین کشف فکری او تبدیل شد.» وی با اشاره به فعالیت‌های فرهنگی آوینی گفت: «رویکردی که او در سینما و رسانه بنیان گذاشت، هنوز هم ظرفیت تداوم و توسعه دارد.»

    میرشکاک همچنین به ویژگی‌های شخصیتی آوینی اشاره کرد و گفت: «او شخصیتی نبود که در برابر فشارهای نهادی دچار تزلزل شود. در دوره‌هایی از سوی برخی مدیران و نهادهای فرهنگی فشارهایی بر او وارد می‌شد، اما از اصول فکری خود عقب‌نشینی نمی‌کرد.» وی افزود: «در مقاطعی حتی از منابع شخصی برای اداره مجله سوره هزینه می‌کرد و به برخی نویسندگان نیز کمک مالی می‌داد، اما حاضر نبود اصول فکری خود را قربانی ملاحظات اداری کند.»

    این شاعر با اشاره به فضای فرهنگی آن سال‌ها گفت: «در دوره‌ای حتی بحث اخذ مجوز برای مجله سوره از سوی وزارت ارشاد مطرح شد، در حالی که حوزه هنری اساساً از آن وزارتخانه مجوز نمی‌گرفت.» میرشکاک ادامه داد: «از سوی دیگر در صداوسیما گفته می‌شد آرشیو مجموعه روایت فتح پاک شده و فضای رسانه‌ای دیگر پذیرای آن نوع روایت نیست. چنین فضایی محدودیت‌هایی برای فعالیت آوینی ایجاد می‌کرد.»

    وی در بخش دیگری از سخنان خود به جایگاه اجتماعی آوینی در میان هم‌نسلانش اشاره کرد و گفت: «جامعه فرهنگی و هنری نتوانست شخصیت آوینی را به‌طور کامل به‌عنوان الگو معرفی کند.» میرشکاک توضیح داد: «در جمعی که با یکدیگر همکاری داشتیم، آوینی نقش یک عامل هم‌بندی را ایفا می‌کرد و مجموعه را در کنار هم نگه می‌داشت.»

    وی افزود: «پس از شهادت او، بسیاری از اعضای همان گروه حتی یک‌بار هم یکدیگر را ملاقات نکردند و همین مسئله نشان می‌دهد که انسجام آن جمع تا چه اندازه به حضور آوینی وابسته بود.» میرشکاک در ادامه به ابعاد معنوی شخصیت آوینی اشاره کرد و گفت: «او در انجام عبادات و مستحبات اهتمام ویژه‌ای داشت و این مسئله را می‌توان در امتداد نوعی ارتباط معنوی با آموزه‌های اهل‌بیت(ع) تحلیل کرد.»

    وی افزود: «در تاریخ گاه شخصیت‌هایی ظهور می‌کنند که ترکیبی نادر از توانایی‌های فکری، هنری و اخلاقی را در خود دارند و از نظر من آوینی یکی از این نمونه‌های استثنایی بود.» میرشکاک همچنین به نگاه آوینی نسبت به تمدن مدرن اشاره کرد و گفت: «در آثار او نقدی جدی نسبت به تجدد و نیهیلیسم دیده می‌شود.» به گفته وی، آوینی معتقد بود تمدن جدید، به‌ویژه در صورت‌های افراطی خود، با نوعی بحران معنا روبه‌رو شده است.

    میرشکاک توضیح داد: «از نگاه او هنگامی که جامعه‌ای از معنویت فاصله بگیرد، در نهایت با نوعی پوچی و بحران درونی مواجه خواهد شد.» وی افزود: «این مسئله تنها در سطح نظری باقی نمی‌ماند و در عرصه سیاست و قدرت نیز خود را نشان می‌دهد؛ زیرا نظام‌هایی که صرفاً بر قدرت تکیه دارند در نهایت به خشونت و حذف دیگران روی می‌آورند.» میرشکاک تصریح کرد: «به همین دلیل آوینی انقلاب اسلامی را صرفاً یک تحول سیاسی نمی‌دانست، بلکه آن را پاسخی به بحران معنایی جهان معاصر تلقی می‌کرد.»

    وی در پایان خطاب به نسل جوان علاقه‌مند به اندیشه‌های آوینی گفت: «نخستین شرط ادامه این مسیر، جدی گرفتن مطالعه و تفکر است.» میرشکاک افزود: «آنچه آوینی را از بسیاری از هم‌عصرانش متمایز می‌کرد، استعداد صرف نبود، بلکه جدیت او در خواندن، اندیشیدن و پیگیری حقیقت بود.» وی  تأکید کرد: «پیمودن این مسیر با شعار ممکن نیست و به صبر، پایداری و مجاهدت ذهنی نیاز دارد؛ تنها در چنین شرایطی می‌توان راهی را که آوینی نمایندگی می‌کرد ادامه داد.

    انتهای پیام/ 

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *