دانش آموزانی که اول مهر امسال شوق مدرسهرفتن ندارند
زینب خواهش میکند به مدرسه نرود چون فکر میکند دوباره ممکن است مدرسه منفجر شود و دوستانش را از دست بدهد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با آغاز سال تحصلی همه دانش آموزان، بهویژه آنهایی که دوران ابتدایی را طی میکنند شور و حال دیگری دارند. لوازم تحریر را با خوشحالی تهیه میکنند و لباس فرم مدرسه را روزی چند بار میپوشند و در آینه رویاهایشان را تجسم میکنند.
پدر و مادرها هم اگر بیشتر از فرزندانشان خوشحال نباشند، شوقشان کمتر از آنها نیست. با چشمان خود بزرگ شدن بچهها را مرور میکنند و وقتی آنها را در لباس مدرسه میبینند همه آرزوهای خوب را برای کودکانشان از خدا طلب میکنند.
خلاصهاش را بخواهی اول، مهر لذتش برای بچهها درست مثل همان آمدن بهار است. اما امسال برای برخی از کودکان بهار با عزای دلشان همراه شده و دیگر شوقی برای مدرسه رفتن ندارند. با مرور صفحات مجازی خانواده شهدا و دانشآموزان بازمانده میناب، میتوجه میشوید از چه صحبت میکنم.
وقتی استوری مادر زینب یکی از دانش آموزان مدرسه شجره طیبه، را دیدم که نوشته بود امسال دخترش بر عکس سال قبل اشک میریزد و خواهش میکند که به مدرسه نرود، تماس گرفتم و پرسیدم مشکل چیست؟
مادر زینب میگوید: دخترم یکی از بچههایی است که هنگام انفجار مدرسه آنجا بود و صحنههای دلخراش را دید. البته او در قسمتی از حیات مدرسه مانده بود و شیشههایی که بر اثر انفجار خورد شده بود دست و صورتش را زخمی کرده بود. برای همین ترس از مدرسه رفتن دارد.
او میگوید: زینب خواهش میکند به مدرسه نرود چون فکر میکند دوباره ممکن است مدرسه منفجر شود و دوستانش را از دست بدهد و خودش هم جانش به خطر بیفتد. از طرفی میگوید من هیچ درسی بلد نیستم. وقتی پیامهای مادران دیگر را در گروه مدرسه خواندم متوجه شدم تنها دختر من نیست که این مشکل را دارد و اکثر بچهها این ترس بزرگ مثل خوره به جانشان افتاده است.
مادر این کودک بازمانده از مدرسه شجره طیبه در میناب، با اشاره به حال روحی بد دخترش میافزاید: از فروردین دخترم را برای درمان حال روحی بدی که داشت به دکتر بردم و با اینکه چند ماه است تحت درمان قرار گرفته و دارو مصرف میکند اما با کوچکترین تلنگری حالش مجدد بد میشود.
از او میپرسم در این مدت کسی از آموزش و پرورش نیامده تا سراغی از بچهها و حالی که این روزها داشتند، بگیرد؟ میگوید: نه فقط از رواندرمانگرهای جهادی در این چند ماه آمدند و به حال بچهها با بازی درمانی کمک کردند.
مادر زینب میگوید: تازگی از وزارت بهداشت هم پیگیر بچهها شدند تا حال روحیشان را بررسی و درمان کنند.
مثل زینب، دانشآموزان زیادی هستند که یا خواهر و برادر شهدا هستند و یا دانش آموز شجره طیبه بودند و حالا وضعیت روحی مناسبی ندارند. فشار مدرسه رفتن با تجربه تلخی که داشتند، این روزها مزید بر علت شده تا علائم عصبی در آنها تشدید شود. اما متأسفانه گویا دغدغه مسئولان این موضوع نبوده است.
چرا که تازه هفته گذشته مدیر کل آموزش بنیاد شهید اعلام کرد در با آموزشوپرورش در حال رایزنی هستند تا با استفاده از خدمات دستگاههای مربوط مثل وزارت بهداشت مشاورههایی را برای این کودکان در نظر بگیرند! یعنی چیزی حدود 7 ماه بعد از انفجار مدرسه شجره طیبه در میناب.
انتهای پیام/

































دیدگاهتان را بنویسید