×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • جایزه فیروزه و بن بستی پس از 10 سال؛ برای خلاقیت، عاری از خلاقیت

  • کد نوشته: 79452
  • ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
  • 2 بازدید
  • ۰
  • دهمین دوره جایزه «فیروزه» که قرار بوده محملی برای شکوفایی و درخشش خلاقیت‌ها باشد هنوز در کلیشه‌ها مانده است.

    جایزه فیروزه و بن بستی پس از 10 سال؛ برای خلاقیت، عاری از خلاقیت
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دهمین دوره جایزه فیروزه در حالی به پایان رسید که خروجی داوری در برخی بخش‌ها بیش از آنکه نشانی از یک رقابت کیفی و پررونق باشد، پرسش‌هایی جدی درباره سطح آثار حاضر در این رویداد ایجاد کرد؛ آنجا که در بخش‌هایی حتی عنوان «برگزیده» نیز به اثری نرسید و در بخش اسباب‌بازی، مقام نخست عملاً خالی ماند.

    آیین اختتامیه دهمین دوره جایزه فیروزه و افتتاح نمایشگاه دائمی آثار برگزیده ادوار گذشته، صبح سه‌شنبه 24 شهریورماه با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در مجموعه فرهنگی هنری آزادی برگزار شد؛ مراسمی که قرار بود ویترینی برای نمایش یک دهه فعالیت در حوزه هنرهای کاربردی و صنایع خلاق باشد، اما نتیجه داوری و کیفیت برگزاری آن، پرسش‌هایی را پیش روی برگزارکنندگان قرار داد.

    برگزیدگان دهمین جایزه فیروزه معرفی شدند/این‌جایزه نیازمند بازنگری است

     

    جایزه فیروزه در دهمین دوره خود در شش بخش برگزار شد؛ با این حال، در برخی بخش‌ها هیأت داوران به اثری نرسید که بتواند عنوان برگزیده را از آن خود کند. همین اتفاق، پیش از هر چیز یک سؤال ساده اما اساسی را مطرح می‌کند: آیا سطح آثار شرکت‌کننده در این رویداد طی یک دهه توانسته به نقطه‌ای برسد که بتوان از میان آنها، برگزیدگانی با کیفیت قابل دفاع معرفی کرد؟

    این پرسش در بخش اسباب‌بازی جدی‌تر به نظر می‌رسد؛ جایی که مقام نخست به هیچ اثری اختصاص پیدا نکرد. مصطفی اخوان از اصفهان و صادق کمیلی‌نژاد از خراسان رضوی به‌صورت مشترک مقام دوم را به دست آوردند، نسیم بطیاری از سمنان سوم شد و سیدعلیرضا طباطبایی از قم نیز شایسته تقدیر شناخته شد.

    در بخش نوشت‌افزار نیز عنوان برگزیده‌ای اعلام نشد و تنها عطریا اسمعیلی از گلستان و یاسین مجنون‌شاه از قزوین به‌عنوان شایسته تقدیر معرفی شدند. در مقابل، بخش طراحی شخصیت شرایط متفاوتی داشت و محمدمهدی جلالیان مقام نخست، مهراوه طاهرخانی مقام دوم و فرهود فرمند عنوان شایسته تقدیر را به دست آوردند.

    البته خالی‌ماندن مقام نخست در یک بخش یا معرفی‌نشدن برگزیده در بخشی دیگر، به‌تنهایی نمی‌تواند کیفیت کلی یک جایزه را زیر سؤال ببرد؛ چراکه ممکن است هیأت داوران، با توجه به معیارهای تخصصی، هیچ اثری را شایسته دریافت رتبه نخست ندانسته باشد. اما وقتی چنین اتفاقی در یک رویداد تخصصی پس از 10 دوره رخ می‌دهد، نمی‌توان آن را صرفاً یک نتیجه داوری تلقی کرد و از کنار پرسش‌های مربوط به کیفیت آثار، گستره مشارکت و نسبت میان معیارهای داوری و واقعیت تولیدات این حوزه گذشت.

    10 سال فعالیت؛ سهم آثار جریان‌ساز کجاست؟

    در ابتدای مراسم اختتامیه، علیرضا نوری‌زاده دبیر شورای سیاست‌گذاری جایزه فیروزه، از دستاوردهای یک دهه برگزاری این رویداد گفت و اعلام کرد: طی این 10 سال، 50 هزار اثر هنری شناسایی و 500 هنرمند نیز از مسیر این جایزه به عضویت صندوق اعتباری هنر درآمده‌اند.

    این اعداد در نگاه نخست تصویری گسترده از دامنه فعالیت جایزه فیروزه ارائه می‌کنند؛ اما یک پرسش همچنان پابرجاست: از میان این حجم از آثار و در طول یک دهه، سهم تولیدات واقعاً ممتاز، خلاق و جریان‌ساز چه اندازه بوده است؟

    مسئله برای یک جایزه تخصصی فقط تعداد آثار رسیده یا تعداد هنرمندان شناسایی‌شده نیست. اعتبار چنین رویدادی در نهایت با کیفیت انتخاب‌هایش سنجیده می‌شود؛ با آثاری که بتوانند بعد از دریافت جایزه، خود به یک معیار تبدیل شوند و در فضای حرفه‌ای هنرهای کاربردی و صنایع خلاق، جایگاه مشخصی پیدا کنند.

    اتفاقاً سخنان سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در اختتامیه نیز این ضرورت را پررنگ‌تر کرد. صالحی با اشاره به مسیر طی‌شده، جایزه فیروزه را نیازمند «بازنگری و توسعه» دانست و بر گسترش حوزه‌های فعالیت آن تأکید کرد. او همچنین گفت این جایزه باید در حوزه خلاقیت پیشرو باشد و به پلتفرمی برای اتصال هنر و بازار تبدیل شود.

    وقتی پس از 10 دوره، از ضرورت بازنگری و توسعه یک جایزه سخن گفته می‌شود، به نظر می‌رسد خود برگزارکنندگان نیز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که مسیر طی‌شده هنوز با نقطه مطلوب فاصله دارد. مسئله فقط افزایش تعداد بخش‌ها یا افتتاح نمایشگاه دائمی نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا جایزه فیروزه توانسته استانداردی کیفی ایجاد کند که هنرمند بداند برای رسیدن به فیروزه، باید چه سطحی از خلاقیت، طراحی و کیفیت تولید را ارائه دهد؟

    اختتامیه‌ای که از زمان خود عقب ماند

    اما مسئله فقط به کیفیت آثار و خروجی داوری محدود نمی‌شود. نحوه برگزاری مراسم اختتامیه نیز خود به یکی از نقاط قابل تأمل این رویداد تبدیل شد. بخش قابل توجهی از زمان مراسم به صحبت‌های طولانی، شعرخوانی‌های غیر ضروری و تعارف‌های مجری اختصاص پیدا کرد؛ تا جایی که برنامه‌ای که قرار بود حدود دو ساعت به طول بینجامد، نزدیک به سه ساعت ادامه یافت. در نهایت نیز برخی سخنرانان ناچار شدند از زمان اختصاص‌یافته به صحبت‌های خود کم کنند.

    این اتفاق شاید در نگاه نخست حاشیه‌ای به نظر برسد، اما نمی‌شود از کنار مراسمی که قرار است یک رویداد تخصصی را پس از یک دهه جمع‌بندی کند، به‌سادگی عبور کرد. مدیریت زمان، انتخاب درست بخش‌های برنامه و احترام به وقت مخاطب، بخشی از همان حرفه‌ای‌گری است که یک رویداد فرهنگی از آن سخن می‌گوید.

    رویدادی که داعیه‌ی پرداختن به صنایع خلاق را دارد، باید خودش هم ذره‌ای، فقط ذره‌ای ازخود خلاقیت بروز دهد. جایزه فیروزه مدعی حمایت از خلاقیت است؛ اما در مراسم اختتامیه که مهم‌ترین ویترین هر رویدادی است، سهم خلاقیت در طراحی و اجرای برنامه چندان به چشم نیامد. وقتی مراسمی قرار است حاصل یک دهه فعالیت در حوزه هنرهای کاربردی و صنایع خلاق را عرضه کند، انتظار می‌رود خود مراسم نیز دست‌کم نشانه‌هایی از همان خلاقیت را در فرم و اجرا به نمایش بگذارد.

    آنها نه تنها خلاقیتی در کار نکردند، که حتی از برگزار کردن مراسمی عادی هم عاجز بودند. در طول مراسم مدیر روابط عمومی وزارت فرهنگ و برخی دیگر از افراد، تذکراتی را درباره بالا بردن ریتم برنامه، با مجری برنامه مطرح کردند؛ اما او گویی گوش شنوایی نداشت و همچنان به کارش با همان منوال ادامه داد…

    همین مسئله باعث شد که حوصله‌ حاضران در سالن سر برود و بسیاری، سالن را ترک کردند.

    برای درخشش نیاز به بازنگری است

    شاید مهم‌ترین مسئله نه طولانی‌شدن مراسم و نه حتی تعارف‌های مجری، بلکه فاصله احتمالی میان تصویری باشد که جایزه فیروزه از یک دهه فعالیت خود ارائه می‌دهد و خروجی‌ای که در روز اختتامیه روی میز گذاشته شد.

    فیروزه قرار است محل شناسایی استعدادها، حمایت از هنر کاربردی و در نهایت پیوند هنر با بازار باشد. اما برای رسیدن به چنین جایگاهی، صرفاً شناسایی هزاران اثر کافی نیست. یک جایزه تخصصی زمانی می‌تواند اعتبار پیدا کند که عنوان «برگزیده» آن، خود به یک نشانه کیفی تبدیل شود؛ یعنی مخاطب، هنرمند و بازار بدانند اثری که فیروزه گرفته، از سطح مشخصی از خلاقیت، طراحی و کیفیت عبور کرده است.

    اکنون پس از 10 دوره، بخشی از این مسیر همچنان با علامت سؤال روبه‌روست. وقتی در بخش اسباب‌بازی مقام نخست خالی می‌ماند و در نوشت‌افزار نیز برگزیده‌ای معرفی نمی‌شود، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تمرکز صرف بر تعداد دوره‌ها، آمار آثار شناسایی‌شده و گزارش عملکرد، درباره کیفیت واقعی تولیدات و استانداردهای جایزه گفت‌وگویی جدی شکل بگیرد.

    وزارت فرهنگ نیز اگر قرار است جایزه فیروزه را به یک برند معتبر در حوزه صنایع خلاق تبدیل کند، باید از سطح برگزاری یک رویداد سالانه فراتر برود و برای کیفیت، هویت و آینده آن برنامه‌ای روشن داشته باشد. نمی‌توان انتظار داشت یک جایزه صرفاً با تکرار دوره‌های برگزاری به اعتبار برسد؛ اعتبار باید در انتخاب‌ها، در کیفیت آثار و در تأثیری که بر جریان تولید و بازار می‌گذارد، ساخته شود.

    اکنون که کشور در شرایط ویژه‌ای قرار دارد، سرمایه‌های فرهنگی بیش از همیشه به مدیریت خلاق، برنامه‌ریزی دقیق و خروجی قابل دفاع نیاز دارند. اگر قرار است فیروزه در دوره یازدهم بدرخشد، بازنگری در شیوه برگزاری، معیارهای داوری، کیفیت آثار و حتی طراحی خود مراسم باید از همین حالا آغاز شود.

    فیروزه برای تبدیل‌شدن به یک برند معتبر در حوزه صنایع خلاق، بیش از هر چیز به اعتبار نیاز دارد؛ اعتباری که نه با تعداد دوره‌ها، نه با تعداد سخنرانی‌ها و نه با آمار آثار شناسایی‌شده، بلکه با کیفیت آثاری ساخته می‌شود که بتوانند در فضای حرفه‌ای و بازار هنری، جای خود را پیدا کنند.

    دهمین دوره رویداد مورد اشاره به پایان رسید؛ اما پرسش درباره اینکه «فیروزه» چه زمانی قرار است واقعاً بدرخشد همچنان باقی است.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *