فیلمهای روز هفتم/تعقیب و گریز در حاشیه و مهر مادرانه به مردم در جنگ
فیلمهای روز هفتم در ژانر، قصه و قابهای زیبا موفق بودند و البته کماکان به سختی میتوان یک شاهکار پیدا کرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سه فیلم حاشیه، پل و کافه سلطان فیلمهای روز هفتم از جشنواره فیلم فجر 44 بودند که به نقد ویدیویی هر کدام در ادامه پرداختهایم.
حاشیه؛ خوش ساخت با شعارهایی قابل قبول
فیلم محمد علیزاده در بیان قصه تقریباً جزو فیلمهای بدون لکنت و خلأ داستانی است. روایت با تعلیق و معماهای منطقی نوشته شده است و تماشاگر با باز شدن هر گره به سراغ گره بعدی میرود تا به معمای اصلی و کانونی فیلم برسد.
بازیها منصفانه در خدمت فیلم و خواست کارگردان قرار گرفته است و تضاد میان دو شخصیت مومن و مهربان با لات با معرفت ترکیب و زوج جذابی را ساخته است که مخاطب آن را دوست دارد و باورپذیر است.
فیلم بدون شک با مضامین و محتوای دینی نمیتوانست به یک فیلم مسأله محور تبدیل شود که کمرنگ بودن مساجد و کانونهای فرهنگی و اجتماعی را در حاشیه شهر نقد کند. اما مضمون روحانیت و چالش او با لباس که یکباره در انتهای فیلم حل و فصل میشود کمی فضا را تلویزیونی کرده بود اما در کل قابل قبول و سینمایی بود.
.
پل؛ قابهای زیبا با روایتی مبهم
محمد عسگری بدون شک فیلمساز خوبی در گونه جنگی است. او با ادوات و صنعت جنگ فیلم خوبی مانند اتاقک گلی و آسمان غرب را ساخته است که انتظار مخاطب را از فیلم دفاع مقدسی جنگی برآورده میکند. او محتوای ملی و باورهای مذهبی را در آن دو فیلم توانسته بود منسجمانه روایت کند اما پل به خاطر آنکه مدیوم او نیست و صرفا از دفاع مقدس فضای جبهه را به دوش دارد، نتوانسته فیلم خوش ساخت و کاملی از آب دربیاید. او کارگردان روایتهای پرهیجان است و خودش دست و بال خودش را با یک درام آرام و عاطفی بسته است. صحنه آخر فیلم با سروش صحت که همگی به هور و آب زدند همان سکانسهایی است که عسگری باید بسازد.
.
کافه سلطان؛ مادری که میزبان ملت در جنگ 12 روزه است
رزاق کریمی کارگردان ایرانشناس و ایراندوستی است و توجه او به جنگ 12 روزه با روایتی خانوادگی و ایرانی درست و بجا بود. انتظار از او غیر از این نبود که یک فیلمی مانند کافه سلطان را شاهد باشیم. قصهای که در دل جاده با چالشهای خانواگی سپری میشود و به فضایی ملی و مردمی با حال و هوای خانه و خانواده و مهمان نوازی که نشانههای برجستهای از هویت ایرانیان است سپری شده و در نهایت با توجه به یکی از ارزشهای مهم و مقدس ما یعنی پاسداری و پاسبانی از خانواده شهدا تمام میشود.
.
سکانس شلیک موشکها اگرچه ربط مستقیمی به فضای یک فیلم خانوادگی ندارد اما در جریان جنگ 12 روزه و حس دفاع و میزبانی از مردم که در کانون روایت فیلمنامه وجود دارد، منطقی و کاربردی بود و آن را به یک فیلم ایرانی خوب درباره جنگ 12 روزه بدل کرد.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید