×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • چرا هالیوود نمی‌تواند جنگ رمضان را روایت کند؟

  • کد نوشته: 44882
  • ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • ژانرهای سینمایی غربی حامل ایدئولوژی آمریکایی هستند و توانایی روایت جنگ رمضان را ندارند.

    چرا هالیوود نمی‌تواند جنگ رمضان را روایت کند؟
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پنجمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی «جنگ رمضان» با عنوان «خلق تراژدی در نگاه مخاطب» در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد. در این نشست، ابوالفضل عابدی؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به عنوان دبیر جلسه و رامتین شهبازی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی سوره به عنوان سخنران اصلی حضور داشتند.

    عابدی در ابتدای جلسه با گرامیداشت یاد رهبر شهید و شهدای جنگ رمضان، به ریشه‌های نظری ژانر اشاره کرد و گفت: مفهوم ژانر در سینما از ادبیات تغذیه می‌کند. ارسطو سه گونه بنیادین را تعریف کرده: تراژدی، کمدی و درام. در پژوهشگاه ما دو کتاب مرجع با عنوان «ژانر در هالیوود» و «ژانر در سینما» موجود است که دیدگاه جامعی نسبت به این مفهوم ارائه می‌دهند.

    وی افزود: اگرچه در بسیاری از کشورها مقاومت جدی علیه سلطه هالیوود وجود دارد، اما واقعیت این است که نظام ژانربندی سینما توسط هالیوود شکل گرفته و قالب‌های آن به شاخص جهانی تبدیل شده است. مردم و فیلمسازان گاه ژانرها را با هم ترکیب می‌کنند؛ مثلاً ژانر کمدی‑جنایی.

    عابدی با ابراز تأسف از وضعیت ایران گفت: شناخت درستی از همه ژانرها در کشور ما وجود ندارد. ژانر علمی‑تخیلی تقریباً در سینمای ایران جایی ندارد. بیشتر فیلم‌ها به موضوعات اجتماعی می‌پردازند، اما این موضوعات به دلیل گستردگی نمی‌توانند یک ژانر مشخص تعریف شوند. تاکنون کار علمی و پژوهشی جدی درباره ژانر انجام نشده است. بسیاری سینمای دفاع مقدس را یک ژانر می‌دانند، اما برخی معتقدند این فقط زیرمجموعه فیلم‌های جنگی است.

    رامتین شهبازی سخنان خود را با اشاره به تجربه شخصی از تماشای فیلم «صدای هند رجب» آغاز کرد؛ فیلمی درباره یک دختر فلسطینی که زیر ظلم صهیونیست‌ها شهید می‌شود. او گفت: این فیلم تصویری عمیق از رنج انسانی ارائه می‌داد. اما پس از تجربه جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان، به ویژه آنچه در مدرسه میناب بر سر کودکان گذشت، متوجه شدم که هیچ قالب غربی توان بازنمایی این فاجعه را ندارد.

    شهبازی تأکید کرد: ژانرهای سینمایی هالیوود، حامل ایدئولوژی آمریکایی هستند. نمی‌توان واقعیت جنگ تحمیلی را در آن قالب‌ها تعریف کرد. سینمای دفاع مقدس یک ژانر مستقل و قابل اعتناست. در هر دهه، قهرمان این سینما ویژگی خاص خود را داشته. مثلاً فیلم «مجنون» درباره شهید زین‌الدین، چهره‌ای امروزی و قابل فهم برای نسل جوان ارائه داده است. همچنین در فیلم «پرواز در شب»، گرایشات دینی به وضوح دیده می‌شود و این اثر را از فیلم‌های صرفاً اکشن جدا می‌کند.

    وی با اشاره به نمونه‌های جهانی مانند «جن‌گیر» و «روانی» هیچکاک، یادآور شد: ژانرها با گذر زمان دگرگون می‌شوند. اما تقلید صرف از ساختارهای هالیوودی، خروجی موفقی برای سینمای دفاع مقدس نخواهد داشت. آنچه در میناب رخ داد، جنایتی است که هیچ استاندارد غربی توان توصیفش را ندارد.

    شهبازی در بخش مرکزی سخنان خود، بر تفاوت میان ملودرام و تراژدی انگشت گذاشت: ملودرام می‌تواند احساسات مخاطب را تحریک کند. اما تراژدی فراتر از آن است. تراژدی فقط نمایش یک رویداد غم‌انگیز نیست. تراژدی به عمق شخصیت‌ها، انگیزه‌ها و سرنوشت‌هایی می‌پردازد که مخاطب را به تأمل، همدردی و شناخت بهتر از واقعیت‌های جنگ سوق می‌دهد.

    وی افزود: برچسب تراژدی برای فیلم‌های مرتبط با جنگ رمضان درست‌تر از ملودرام است. زیرا آنچه در این مدت واقع شده، یک تراژدی انسانی در مقیاسی بزرگ است. تراژدی نشان می‌دهد خشونت و جنگ چگونه در لایه‌های مختلف اجتماعی، نه فقط در میدان نبرد، بلکه در سراسر زیست فرهنگی و هویت جامعه ریشه می‌دواند. درک این موضوع برای ساخت فیلم‌های مرتبط با جنگ رمضان واجب و تعیین‌کننده است.

    عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی سوره تأکید کرد: مسئله جنگ رمضان را نمی‌توان تنها با صحنه‌های درگیری فهمید. ما با یک تجربه انسانی پیچیده روبه‌رو هستیم که نیازمند زبان خاص خود است. سینما باید امکان فهم ریشه‌های احساسی و وجودی انسان‌هایی را فراهم کند که در دل این بحران زندگی کرده‌اند. این نقطه آغاز تفاوت میان یک روایت صرفاً جنگی و یک اثر تراژیک است.

    شهبازی با نقد شخصیت‌پردازی‌های قالبی در سینمای جنگ گفت: در بسیاری از فیلم‌ها، قهرمان جنگ فقط یک فرد شجاع و ایثارگر معرفی می‌شود. اما در واقعیت، قهرمان انسانی است با تردیدها، امیدها و انتخاب‌های دشوار. اگر قرار است جنگ رمضان در سینما موضوعیت پیدا کند، باید شخصیت‌هایی خلق شوند که «نه نمادهای دست‌ساز، بلکه انسان‌هایی چندلایه» باشند. این پیچیدگی، یکی از ارکان اصلی تراژدی است.

    وی در پایان بر ضرورت اتکا به تجربه‌های فرهنگی بومی تأکید کرد: آنچه ما در منطقه خود تجربه می‌کنیم، زبان، حافظه و تاریخ ویژه‌ای دارد. اینها عناصر خامی هستند که سینما باید از آنها استفاده کند. اگر ژانر را بر اساس معیارهای داخلی تعریف کنیم، به جای تقلید از الگوهای آماده، می‌توانیم به ساخت نوعی سینمای تراژیک دست پیدا کنیم که ریشه در واقعیت‌های زیسته مردم دارد، نه در قراردادهای از پیش تعیین‌شده.

    ابوالفضل عابدی در ادامه نشست، بر لزوم تقویت زیرساخت‌های پژوهشی در زمینه ژانرشناسی تأکید کرد و گفت: ضعف پژوهشی باعث شده سینماگران ما بیش از آنکه به خلق آثار بومی و ماندگار بپردازند، به تقلید از الگوهای غربی متکی شوند. نشست‌هایی مانند «جنگ رمضان» می‌تواند فضایی تبادلی و پژوهشی برای سینماگران و پژوهشگران فراهم آورد.

    عابدی افزود: ترکیب چند ژانر در یک فیلم می‌تواند روایت‌های جذاب‌تری خلق کند. مثلاً تلفیق کمدی با جنایی، فضایی طنزآمیز و در عین حال هیجانی می‌سازد. در فیلم‌های جنگی نیز می‌توان از ملودرام و عناصر تراژدی بهره برد تا مخاطب را با لایه‌های پنهان داستان آشنا کرد. شناخت دقیق ژانر، نه تنها غنای فرهنگی فیلم‌ها را افزایش می‌دهد، بلکه جذابیت و گیرایی بیشتری برای مخاطبان ایجاد می‌کند.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *