معلم باید «اینفلوئنسرِ واقعی» زندگی نسل آلفا باشد
گذار از آموزش حافظهمحور به تربیت دانشآموز مستقل و حلمسئله با بهرهگیری از هوش مصنوعی از ضروریات امروز است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، ریحانه اخلاقی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت، در گفتوگوی اختصاصی به مناسبت گرامیداشت مقام معلم، ضمن ادای احترام به شهدای جبهه علم و مقاومت، یاد و خاطره معلمان و دانشمندانی را که در سنگر دفاع از میهن و میادین علمی (از دفاع مقدس تا نبردهای اخیر) به شهادت رسیدند، گرامی داشت و آنان را الگوهای راستین پیوند علم و ایثار دانست. وی با اشاره به سوابق اجرایی خود از مقطع ابتدایی تا دانشگاه، به تغییرات بنیادین در سرعت دسترسی دانشآموزان به اطلاعات اشاره کرد و گفت: امروز در عصر انفجار اطلاعات به سر میبریم؛ جایی که بچهها با سرعت بالایی پاسخ سوالات خود را از طریق گوگل و هوش مصنوعی دریافت میکنند. این شرایط باعث شده برخی تصور کنند دیگر نیازی به حضور در کلاسهای سنتی نیست و باید به سمت آموزشهای صرفاً مجازی یا تدریس در خانه حرکت کرد.
این مدرس دانشگاه افزود: نکته حیاتی که در این میان نادیده گرفته میشود، مؤلفه تعامل انسانی و روابط عاطفی بین معلم و دانشآموز است. هیچ هوش مصنوعی و فضای مجازی نمیتواند این پیوند عمیق را جایگزین کند. بهترین مسیر یادگیری، زمانی شکل میگیرد که پاسخ به سوالات علمی در بستر یک رابطه عاطفی و انسانی بین معلم و شاگرد ارائه شود. اخلاقی در ادامه به تبیین نقش جدید معلمان پرداخت و اظهار داشت: در دنیای امروز، معلم دیگر تنها منبع آگاهی نیست، چرا که دانشآموز ممکن است با یک کلیک به جوابی برسد که حتی از معلمش جلوتر باشد. در اینجا نقش معلم به یک هدایتگر و راهنما تغییر مییابد. هوش مصنوعی نباید در تقابل با معلم باشد، بلکه باید به عنوان یک دستیار آموزشی ایفای نقش کند.
وی با اشاره به روشهای نوین تدریس مانند آموزش معکوس گفت: معلم میتواند مفاهیم منجمد و تئوریک کتابها را به عنوان موضوع تحقیق به دانشآموز بسپارد تا آنها در فضای مجازی جستجو کنند. سپس در کلاس درس، معلم آگاه با مقایسه یافتههای متفاوت دانشآموزان، آنها را به صورت هدفمند به سمت هدف اصلی یادگیری هدایت میکند. این پژوهشگر با تاکید بر اینکه نمیتوان جلوی نفوذ فضای مجازی را گرفت، خاطرنشان کرد: در بسیاری از کشورها اکنون از فناوریهای واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR) و حتی متاورس در فرآیند یاددهی و یادگیری استفاده میشود. ما نیز باید به صورت هدفمند از این ابزارها بهره ببریم، چرا که آموزش مجازی مکمل لاینفک آموزش حضوری شده است.
اخلاقی در بخشی از سخنان خود به موضوع چالشبرانگیز الگوپذیری «نسل آلفا» از اینفلوئنسرها پرداخت و گفت: واژه اینفلوئنسر به معنای تاثیرگذار است و در واقع، معلم باید اولین و اصلیترین اینفلوئنسر زندگی دانشآموز باشد. تفاوت بزرگ در این است که اینفلوئنسرهای فضای مجازی اغلب در یک بستر غیرواقعی و حرفهای که با واقعیت فاصله دارد حضور دارند، اما معلم در یک فضای حقیقی و با کنشهای واقعی بر ذهن و رفتار نسل جدید تاثیر میگذارد. وی تاکید کرد: برای حفظ مرجعیت فکری و اخلاقی، معلمان باید بدون حذف یا تقابل با تکنولوژی، با شناخت دقیق از دنیای امروز، جایگاه تاثیرگذاری خود را در قلب و ذهن دانشآموزان تثبیت کنند.

معلم باید «اینفلوئنسرِ واقعی» زندگی دانشآموز باشد
اخلاقی در ادامه گفتگو به تفاوت ماهوی عملکرد اینفلوئنسرها و معلمان پرداخت و گفت: اینفلوئنسرها با تیمهای حرفهای، خروجیهای شیک و ویترینهای جذابی در فضای مجازی میسازند که برای نسل جدید کشش دارد، اما این یک ارتباط یکطرفه است. نسل آلفا نمیتواند گرههای ذهنی و چالشهای زندگیاش را با یک اینفلوئنسر مطرح کند؛ در حالی که معلم یک موجود واقعی و در دسترس است که میتواند تغییر مثبت و ماندگار در رفتار دانشآموز ایجاد کند. وی با اشاره به اینکه برخی جریانهای مجازی به دنبال جایگزینی هنجارهای غیربومی هستند، افزود: معلم باید بتواند حتی از اینفلوئنسرهای معروف نام ببرد و با بچهها به گفتگو بنشیند؛ از آنها بپرسد که این افراد کدام مشکل واقعی شما را حل میکنند؟ ایجاد این پرسش در ذهن دانشآموز باعث میشود او بفهمد که شادیِ تزریقشده از سوی اینفلوئنسرها غالباً مجازی و گذراست، اما الگوپذیری از معلم، تمامکمال و مبتنی بر واقعیت است.
این مدرس دانشگاه با تاکید بر ضرورت تغییر ذائقه نسل جوان، خطاب به همکاران خود گفت: معلمان باید خود را به علم روز و شناخت دقیق از ذائقه نسل اینترنت مجهز کنند. معلمی که با ادب، احترام و حتی استفاده هوشمندانه از اصطلاحات بهروزِ نسل جدید با آنها ارتباط میگیرد، مرجعیت خود را تثبیت میکند. وقتی دانشآموز ببیند معلمش آگاه است و به او احترام میگذارد، دیگر نیازی به مقایسه او با چهرههای مجازی نمیبیند و برای منش والای معلم ارزش واقعی قائل میشود. بخش دیگری از سخنان اخلاقی به نقد محتوای آموزشی اختصاص داشت. وی با بیان اینکه مفاهیم ارزشی در کتب درسی فعلی در حد «لغت» باقی ماندهاند، تصریح کرد: ما کلماتی مثل ایثار، فداکاری و ازجانگذشتگی را در کتابها داریم، اما دانشآموز فقط معنای لغوی آنها را برای امتحان حفظ میکند. نسل جدید از تکرار این واژههای کلیشهای در درسهای مختلف مثل ادبیات، مطالعات اجتماعی و آمادگی دفاعی خسته شده است و این تکرار، لزوماً به معنای انتقال ارزش نیست.
وی راهکار عبور از این بنبست آموزشی را تغییر ساختار محتوا دانست و گفت: ارزشهایی مثل ایثار با سخنرانی و صفحات مکتوب منتقل نمیشوند. اگر ساعتها درباره ایثار صحبت کنیم، مخاطب نسل جدید در 5 دقیقه اول خسته میشود. برای درک واقعی این مفاهیم، باید فضایی ایجاد شود که دانشآموز آن لحظه را زندگی کند. کتابهای درسی ما باید از حالت صرفاً نوشتاری و منجمد، به سمت محتوای تعاملی حرکت کنند تا بچهها به جای حفظ کردن، حقیقتِ معنا را لمس کنند. این پژوهشگر خاطرنشان کرد: جهانبینی نسل امروز به واسطه اینترنت بسیار وسیعتر شده است و اگر محتوای آموزشی و منش معلمان با این جهانبینی همخوانی نداشته باشد، شکاف بین نظام آموزشی و نسل جدید عمیقتر خواهد شد.
ضرورت گذار ازحافظهمحوری به آموزش بصری
این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از این گفتگو، راهکاری عملی برای نوسازی کتب درسی ارائه داد و تصریح کرد: برای مفاهیمی نظیر وطنپرستی، میهندوستی و ایثار، به جای نگارش صفحات طولانی، باید از تکنولوژیهای روز مانند کیوآر کد استفاده کرد. دانشآموز نسل امروز با اسکن یک کد و تماشای یک ویدئوی کوتاه، مفهوم فداکاری را بسیار عمیقتر از خواندن یک متن کلیشهای درک میکند.» اخلاقی با ذکر مثالهایی عینی از فداکاری معلمان ایرانی افزود: وقتی دانشآموز کلیپ کوتاهی از آن معلمی که برای نجات شاگردانش در آتشسوزی کلاس جان خود را از دست داد، یا معلمی که برای رسیدن به یک کلاس تکنفره از رودخانههای خروشان عبور میکند را میبیند، حقیقت ایثار را لمس میکند. این همان الگویی است که باید در حوزه دفاع مقدس، مدافعان سلامت در دوران کرونا و پیشرفتهای علمی نیز پیادهسازی شود تا مفاهیم برای نسل جدید قابلفهم و باورپذیر باشد.
این پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت تاکید کرد: اگر در بازنگری کتب درسی، از حجم محفوظات کاسته شده و بخشهای تعاملی و بصری جایگزین شود، یادگیری برای دانشآموز جذابتر و ماندگارتر خواهد بود. استفاده از هوش مصنوعی برای ساخت انیمیشنهای کوتاه (نظیر آنچه در بازنمایی حوادث اخیر با استفاده از لگو ساخته شده) نشان داد که میتوان بدون شعارزدگی و کلیشه، عمیقترین مفاهیم را به مخاطب منتقل کرد. وی با انتقاد از ساختار فعلی که دانشآموزان را به حفظ کردن تودهای از اطلاعات مجبور میکند، گفت: بسیاری از محتواهای آموزشی کنونی هیچگاه در زندگی آینده دانشآموز به کار نمیآید و فقط وقت آنها را تلف میکند. دانشآموزان 12 سال تحصیل میکنند تا صرفاً نمره قبولی بگیرند، اما در پایان این دوره میبینیم که با مفاهیم بنیادین زندگی بیگانه هستند.
اخلاقی در پاسخ به سوالی درباره تمرکز نظام آموزشی بر حافظهمحوری به جای مهارتافزایی، خاطرنشان کرد: دقیقاً به همین دلیل است که دانشآموز پس از 12 سال تحصیل، حس میکند آمادگی لازم برای ورود به جامعه و استفاده از ابزارهای زندگی واقعی را ندارد. نظام آموزشی باید به سمتی حرکت کند که به جای پر کردن حافظه، بر “مهارتهای زیستن” و “جهانبینی وسیع” متمرکز شود تا خروجی آن، انسانی توانمند برای دنیای مدرن باشد. مدرس دانشگاه و کارشناس حوزه آموزش با اشاره به مشاهدات میدانی خود در بازدید از مدارس گفت: واقعیت تلخ این است که در بسیاری از کلاسها، دانشآموزان دیگر به درس گوش نمیدهند. جز دو ردیف اول که دانشآموزان بهاصطلاح مثبت نشستهاند، انتهای کلاس یا مشغول بازی و شوخی هستند یا در بهترین حالت، تکالیف ساعت بعد را انجام میدهند. این بیانگیزگی فریاد بلند دانشآموز است که میگوید این محتوا برای من جذاب نیست و به دردم نمیخورد.

اخلاقی با ابراز تاسف از رقابت مدارس بر سر قبولی کنکور تصریح کرد: مدارس، بهویژه در مقطع دبیرستان، تمام هم و غم خود را بر پایه کنکور گذاشتهاند و خانوادهها هم تنها معیارشان برای انتخاب مدرسه، درصد قبولی در تستزنی است. در این میان، کسی نمیپرسد پس نوجوان کجا باید شادی کند؟ کجا باید هیجاناتش را تخلیه کند؟ ما هیچ فضای واقعی برای تخلیه انرژی دانشآموزان در نظر نگرفتهایم و انتظار داریم آنها ساعتها ساکت روی نیمکت بنشینند و فقط حفظ کنند. وی در پیشنهادی صریح به وزیر آموزش و پرورش اظهار داشت: پیشنهاد میدهم حداقل دو ساعت در هفته به عنوان “زنگ بازی” یا “زنگ تخلیه هیجانات” در تقویم آموزشی گنجانده شود. وقتی دانشآموز از لحاظ هیجانی تخلیه شود، با انرژی و تمرکز بسیار بالاتری به درس گوش میدهد. این یک ضرورت برای سلامت روان و بازدهی آموزشی است.
این مدرس دانشگاه با ابراز تأسف از خلأ مهارتآموزی در مدارس، خاطرنشان کرد: ایراد اساسی سیستم ما این است که دانشآموز پس از 12 سال تحصیل، حتی توانایی نگارش یک نامه اداری ساده یا برقراری یک مکالمه موثر را ندارد. ما فقط بر “حفظ کردن” تأکید کردیم و “مهارت زندگی” را به فراموشی سپردیم.
استعدادیابی در دوران طلایی؛ پایان برچسبهای به دانشآموزان
اخلاقی بر ضرورت استعدادیابی در سه سال اول ابتدایی تأکید کرد و افزود: بسیاری از استعدادهای درخشان در هنر، ورزش یا کارهای فنی، به دلیل فشار دروس نظری هدر میروند. دانشآموز ورزشکار یا هنرمندی که در دروس نظری نمره پایینی میگیرد، نباید با برچسبهایی چون “کمهوش” سرکوب و سرخورده شود. ما نیازمند مدارسی هستیم که بر مبنای استعداد فردی طراحی شده باشند تا کودک دوران طلایی عمرش را برای کشف علاقهاش از دست ندهد. اخلاقی با تبیین «مثلث آموزش» شامل دانشآموز، خانواده و سیستم آموزشی، بر نقش مطالبهگری خانوادهها تأکید کرد و گفت: خانوادهها باید از آموزش و پرورش بخواهند که بستر شکوفایی مهارتهای غیردرسی فرزندانشان را فراهم کند. البته در این مسیر، “مافیای کنکور” یک سد بزرگ است که اجازه نمیدهد دانشآموز از ابتدا به دنبال علاقه خود برود؛ شکستن این ساختار نیازمند سیاستگذاری کلان و تغییر در عرصه قانونگذاری است.
این کارشناس آموزشی در پاسخ به چگونگی انتقال هویت ملی و دینی به نسل جدید، خاطرنشان کرد: هویت، گنجینهای از ارزشها و باورهای ریشهدار ماست. نباید اجازه دهیم این هویت در قالب تکالیف خشک و رسمی، برای دانشآموز به یک بارِ اضافی تبدیل شود. هویت ایرانی-اسلامی باید به جای تکالیف صوری، با روشهای جذاب و متناسب با فضای فکری نسل امروز ارائه شود تا دانشآموز با افتخار آن را بپذیرد. وی با انتقاد از نگاههای تکبعدی که ایرانگرایی را در مقابل اسلامگرایی قرار میدهند، گفت: ما صاحب تمدنی چند هزار ساله و اصیل هستیم که با آموزههای اسلامی پیوندی عمیق یافته است. هویت ما نه صرفاً پیش از اسلام است و نه جدا از آن؛ بلکه این دو مکمل یکدیگرند. برای مثال، همانقدر که در فرهنگ ایرانی “احترام به بزرگتر” ریشه دارد، در آموزههای دینی ما نیز بر آن تأکید شده است. ما باید به دانشآموز بیاموزیم که “جهانی فکر کند، اما بومی بیندیشد.
این مدرس دانشگاه با نقد روشهای سنتی در تدریس کتب هدیههای آسمان و قرآن، خاطرنشان کرد: بالاترین خلاقیت ما امروزه این است که از دانشآموز بخواهیم آیه یا روایتی را درباره موضوعی مثل “اسراف” حفظ کند. اما سوال اصلی اینجاست: آیا این آیه در زندگی او جاری میشود؟ وقتی آموزش فقط در حد حرف و نمره باقی بماند، به یکی دیگر از محفوظات فراموششدنی تبدیل میشود. ما باید از مرحله “تلاوت و حفظ” به مرحله “عمل و درگیری ذهنی” عبور کنیم.
اسطورههای ملی؛ منبع الهام و غرور
اخلاقی بر استفاده از گنجینه شاهنامه برای تقویت روحیه میهندوستی تأکید کرد و افزود: وقتی دانشآموز داستان نبرد رستم یا ایثار آرش کمانگیر را میخواند که جانش را در تیر میگذارد تا مرزهای ایران را حفظ کند، با تمام وجود به نیاکان و هویت خود افتخار میکند. اینها اسطورههایی هستند که مفهوم “وطنپرستی” را برای نسل جدید معنا میبخشند. وی پیشنهادی عملیاتی برای جایگزینی نمرات حفظی ارائه داد و گفت: معلم باید به جای اجبار به حفظ متون، از دانشآموزان بخواهد درباره شخصیتهای بزرگ تمدنساز تحقیق کنند. دانشآموزان امروز که مجهز به گوشیهای هوشمند هستند، میتوانند به جای پاورپوینتهای ساده، از هوش مصنوعی برای ساخت انیمیشن یا بازنماییهای خلاقانه از این شخصیتها استفاده کنند. در این مدل، نمره نه به “میزان حفظ کردن”، بلکه به “کیفیت پروژه و درگیری دانشآموز با موضوع” داده میشود.
اخلاقی با استناد به کلام حضرت علی (ع) که میفرمایند «آبادی شهرها در گرو حبِ وطن است»، تصریح کرد: بزرگان دینی ما نیز بر دوست داشتن سرزمین تأکید کردهاند. هیچ تعارضی میان ایمان و میهندوستی وجود ندارد. اگر بتوانیم این اشتراکات را در قالب پروژههای کلاسی به بحث بگذاریم، دانشآموز به هویتی یکپارچه و مستحکم دست مییابد که در برابر تلاطمهای فضای مجازی آسیبناپذیر خواهد بود. وی با تمجید از روحیه پرسشگر نسل امروز گفت: بچههای ما دیگر به راحتی “چشم” نمیگویند و مدام میپرسند “چرا باید این را حفظ کنم؟”. این “چرا” بسیار ارزشمند است. دانشآموزی که اهل پرسش و مطالبهگری نباشد، به راحتی تحت تأثیر القائات دشمن قرار میگیرد. وظیفه معلم این نیست که دانش را به دانشآموز تزریق کند، بلکه باید با طرح سوال، او را به مسیر جستجوگری هدایت کند تا خودش به جواب برسد. جوابی که دانشآموز خودش کشف کند، تا ابد در ذهنش ماندگار میماند.
این مدرس دانشگاه با انتقاد از معرفی سطحی الگوهای ملی و علمی در کتب درسی افزود: ما فقط عکس شهید فخریزاده یا شهید احمدیروشن را در کتاب چاپ کردهایم، اما نگفتهایم که آنها چه کردند که دشمن از علمشان به هراس افتاد و دست به حذف فیزیکیشان زد. باید به جای زندگینامههای خشک، اهمیتِ کارِ تمدنساز این دانشمندان را برای بچهها تبیین کنیم تا بدانند هویت علمی ایران امروز مدیون چه مجاهدتهایی است. اخلاقی در پاسخ به سوالی درباره تفاوت کیفیت آموزش در مناطق محروم، با صراحت از وضعیت فعلی انتقاد کرد و گفت: عدالت آموزشی طبق اصل 30 قانون اساسی یک تکلیف است، اما واقعیت میدانی بسیار تلخ است. ما از یک سو مدارسی غیرانتفاعی در تهران داریم که با شهریههای نجومی، اردوهای خارج از کشور، منوی غذایی متنوع، کلاسهای نجوم و تجهیزات کاملاً هوشمند ارائه میدهند و از سوی دیگر، دانشآموزانی در روستاهای سیستان و بلوچستان، کردستان و آذربایجان غربی داریم که حتی از حداقلهای آموزشی هم محرومند.
وی تأکید کرد: این گسست طبقاتی و آموزشی، دغدغه اصلی است. وقتی دانشآموز محتوایی یکسان اما فضای آموزشی و تجهیزاتی 180 درجه متفاوت دریافت میکند، عدالت آموزشی عملاً زیر سوال میرود. نظام آموزشی موظف است این شکاف را ترمیم کند تا استعداد یک کودک روستایی به دلیل نبود امکانات، زیر چرخدندههای فقر له نشود. پیشرفت کشور در گرو این است که کیفیت آموزش در دورافتادهترین روستا با مرکز تهران برابری کند.

مدارس چندپایه؛ واقعیت تلخِ بیخِ گوش پایتخت
وی با اشاره به توزیع ناعادلانه امکانات گفت: عدالت آموزشی حکم میکند که دانشآموزِ دورافتادهترین روستای عشایری، همان کیفیتی را دریافت کند که در مرکز پایتخت ارائه میشود؛ اما واقعیت این است که ما حتی در اطراف تهران هم مدارس چندپایه داریم. معلمی که همزمان به سه پایه مختلف درس میدهد، چطور میتواند فرصتِ آزمایش، دیکته یا حل تمرین داشته باشد؟ این بچهها در مقایسه با کسانی که به بهترین امکانات و معلمان خصوصی دسترسی دارند، پیشاپیش از گردونه رقابت حذف میشوند و این یک ظلم آشکار به استعدادهای کشور است. اخلاقی با نقد وضعیت مدارس دولتی در شهرهای بزرگ افزود: در همین تهران، با کلاسهای شلوغ 40 تا 45 نفره روبرو هستیم. در چنین فضایی، معلم نیمی از وقت خود را صرفاً برای ساکت کردن دانشآموزان از دست میدهد. در این شرایط، نه مجالی برای کار گروهی باقی میماند و نه معلم میتواند ارزیابی دقیقی از تکتک دانشآموزان داشته باشد. این فشارِ جمعیت، عملاً تعاملِ سازنده را که رکن اصلی آموزش است، از بین میبرد.
این مدرس دانشگاه با نگاهی دلسوزانه به وضعیت همکاران خود، خاطرنشان کرد: ما از معلمان توقع داریم همیشه بهروز، پرانرژی و پاسخگوی تمام سوالات باشند؛ اما آیا به معیشت آنها فکر کردهایم؟ معلمی که سرپرست خانوار است و حقوقش حتی کفاف نیمی از هزینههای زندگی را نمیدهد، چطور میتواند با ذهنی آرام به دنبال روشهای خلاقانه تدریس برود؟ وقتی معلم ناچار است برای گذران زندگی به شغل دوم روی بیاورد، دیگر نه وقت و نه نایِ فکر کردن به طرحدرسهای نوین را دارد. اخلاقی تأکید کرد: شأن معلم در کلام معصومین چنان والاست که آموختنِ یک کلمه را برابر با بندگی میدانند؛ اما امروز معلم ما تمام فکرش درگیر رساندن حقوق به انتهای ماه است. وقتی فردی که قرار است آینده کشور را بسازد، خودش خسته، بیحوصله و ناامید باشد، نمیتوان انتظار معجزه در کلاس درس داشت. بهترین نوع معیشت باید برای معلمان فراهم شود، چرا که ما ارزشمندترین داراییهایمان، یعنی فرزندانمان را به دست آنها میسپاریم. سرمایهگذاری روی معلم، سرمایهگذاری روی امنیت و پیشرفتِ فردای ایران است.
اخلاقی با طرح یک پرسش بنیادین، مسئولیت نظام حکمرانی در قبال سلامت روانِ جامعه آموزشی را یادآور شد و گفت: ما باید با خودمان صادق باشیم؛ وقتی معلم ما زیر بار فشارهای خردکنندهی معیشتی، تبعیضهای آموزشی و کلاسهای پرازدحام قرار دارد، چطور میتوانیم انتظار داشته باشیم که او دانشآموزی شاد، سالم و با اعتمادبهنفس تربیت کند؟ معلم، تنها انتقالدهنده فرمولهای ریاضی و علوم نیست؛ او منبع الهام و امنیت روانی برای کودک و نوجوان است. اما وقتی “ظرفِ وجودیِ خودِ معلم” بر اثر این فشارها لبریز از خستگی و دغدغه شده باشد، دیگر توان و رمقی برای بخشیدنِ امید و نشاط به دانشآموز باقی نمیماند. اگر به دنبال تحویل نسلی سالم و بالنده به جامعه هستیم، راهی نداریم جز اینکه ابتدا فشارها را از روی دوش معلم و خانواده برداریم. سلامتِ روانی و شخصیتیِ دانشآموزان ما، بازتابی از میزان آرامش و کرامتی است که ما برای معلمانمان فراهم کردهایم.
سرمایهگذاری بر «معیشت معلم» و «سختگیری در گزینش تخصصی»، کلید تحول بنیادین
وی با تبیین نقش زیربنایی مدرسه گفت: تمام کارگزاران آینده، از پزشک و مهندس تا کارگر و مدیر، اصالت حرفهای خود را از مدرسه میگیرند. اگر نظام آموزشی درست عمل کند و فرد را متعهد و متخصص بار بیاورد، دیگر نیازی به نهادهای متعدد حراستی و نظارتی در سازمانها نخواهد بود؛ چرا که فردِ درست تربیتیافته، در هر جایگاهی خودکنترلی و اخلاق حرفهای دارد. این کارشناس آموزشی بر ضرورت یک معاملهی دوجانبه میان دولت و معلمان تأکید کرد و گفت: ما باید دغدغهی مسکن و معیشت معلم را به کلی رفع کنیم تا او تمام تمرکزش را بر کلاس درس بگذارد. اما در مقابل، باید گزینش معلمان را بسیار سختگیرانه کنیم. گزینش نباید صرفاً بر معیارهای ظاهری و سنتی متمرکز باشد؛ بلکه باید “قدرت انتقال کلام”، “تخصص”، “تعهد” و “عشق به تعامل با کودک” ملاک قرار گیرد. صرفِ داشتن دانش کافی نیست؛ معلمی یک “مهارت” و هنرِ برقراری ارتباط است.
اخلاقی با مقایسه نظام آموزشی ایران با کشورهایی نظیر ژاپن و آلمان، از یک آسیب جدی پرده برداشت: در کشورهای پیشرفته، باسابقهترین و باتجربهترین معلمان را برای دوره ابتدایی میگذارند، چون حساسترین دوران شکلگیری شخصیت است. اما در کشور ما، معلمانِ تازهکار را به ابتدایی میفرستند تا “کار یاد بگیرند”. این وارونگی، بزرگترین ضربه را به پایه و اساس آموزشی ما میزند. وی با استقبال از دغدغهی رئیسجمهور محترم در حوزه عدالت آموزشی، تصریح کرد: اشاره به عدالت آموزشی در کلام کلان عالی است، اما نیاز به تغییر زیرساخت دارد. ما در بسیاری از مناطق حتی “مدرسه معمولی مجهز” نداریم، چه برسد به مدرسه هوشمند. هوش ایرانی در دنیا زبانزد است و این نبوغ، لایقِ فرصت برابر در تمام نقاط کشور است تا استعداد واقعی از میان محرومیتها جوانه بزند.
نقد سند 2030؛ استعمار فکری در پوشش واژگان جهانی
اخلاقی به موضوع حساس سند 2030 پرداخت و خاطرنشان کرد: سند 2030 فراتر از یک متن، یک “سبک زندگی” غیربومی را دیکته میکرد که در تقابل با هویت ما بود. ما “سند تحول بنیادین” را داریم که توسط کارشناسان داخلی تدوین شده؛ اگرچه ممکن است نقدهایی به آن وارد باشد، اما راهکار اصلی این است که خودِ معلمانِ ما که این جامعه و نیازهای دانشآموزان آشنا هستند، در تدوین و اجرای الگوهای بومی مشارکت کنند تا جایگزینی جذاب و همسو با فرهنگ ملی و دینیمان داشته باشیم. وی درخصوص سند 2030 گفت: اسناد بینالمللی، هرچند با ظاهری فریبنده تدوین میشوند، اما در باطن نوعی استعمار نوین برای یکسانسازی خط فکری ملتها و دور کردن آنها از هویت بومیشان هستند. در این اسناد، مفاهیم بنیادین ما همچون “ایمان به حکومت عدل جهانی”، “دلسوزی برای میهن” و “تعهد ملی” حذف یا کمرنگ شده بودند. وقتی دانشآموز نسبت به خاک و هویت خود بیتعهد بار بیاید، با کوچکترین جرقهای در صف مقابل کشورش قرار میگیرد.
این مدرس دانشگاه نسبت به تغییر ذائقه نسل جدید هشدار داد و افزود: دشمن که از تقابل نظامی ناامید شده، به “جنگ شناختی” روی آورده است. آنها از طریق انیمیشنها و بازیهای رایانهای، مفاهیم اصیلی چون “حیا و عفت” را که حتی پیش از اسلام نیز در فرهنگ ایرانی ریشه داشته، هدف قرار دادهاند. هدف این جنگ، “غریبهسازی” نسل جدید با افتخارات ملی و ایجاد حس شرمساری نسبت به الگوهای بومی است تا مملکت را از درون دچار استحاله کنند. اخلاقی خاطرنشان کرد: تبدیل نام یک “شهید” یا “قهرمان ملی” به واژههای گنگ و کلی مثل “فداکاری”، باعث میشود دانشآموز نتواند با الگوی واقعی همذاتپنداری کند. این دستکاریهای محتوایی، بخشی از همان پازلی است که میخواهد ریشههای هویتی نوجوون ما را خشک کند.
وی به عنوان یک راهکار عملیاتی پیشنهاد داد: وزارت آموزش و پرورش باید در نقش “پدافند غیرعامل” ظاهر شود. باید دروس غیرکاربردی و انباشتِ اطلاعات بیهوده حذف شده و به جای آن، “سواد رسانهای” از همان سالهای ابتدایی وارد محتوا شود. دانشآموز ما باید یاد بگیرد که فضای مجازی چگونه ذهن او را بمباران میکند و بتواند میان حقیقت و القائات دشمن تفکیک قائل شود.
ایران، شایستهی بهترین نظام آموزشی
اخلاقی با تأکید بر نبوغ ذاتی دانشآموزان ایرانی گفت: هوش ایرانی در دنیا ثابت شده است و این فرزندان شایستهی آن هستند که در تمام نقاط کشور، از فرصت برابر برای تحصیل در یک سیستم آموزشیِ هویتساز و پیشرو برخوردار باشند. ما نیازمند سندی بومی هستیم که توسط معلمانی تدوین شود که با هنجارها و نیازهای واقعی این مرز و بوم زندگی کردهاند. وی با نقد وضعیت فعلی گفت: سند تحول، متنی بسیار قوی و جامع است که شش ساحت تربیتی (از ساحت علمی تا ساحت زیباییشناختی و بدنی) را هدف قرار داده، اما مشکل اصلی اینجاست که این سند پیوست اجرایی و عملیاتی ندارد. تا زمانی که نقشهی دقیق برای پیادهسازی هر بند در کلاس درس طراحی نشود، سند تحول در حد یک بخشنامه در پوشههای اداری باقی میماند.
این مدرس دانشگاه با تأکید بر دیدگاه رهبر معظم انقلاب، ریشهی تحول را در تربیت معلم دانست و افزود: نمیتوان انتظار تحول داشت وقتی به دلیل کمبود نیرو، معلمانی را بدون تخصص و تعهدِ لازم و از مسیرهای غیرکارشناسی وارد کلاس میکنیم. معلمی که خودش به محتوای کتاب (مانند درس آمادگی دفاعی) باور ندارد، هرگز نمیتواند دانشآموزی باورمند تربیت کند. توسعهی کمی و کیفی دانشگاه فرهنگیان در تمام استانها، تنها راه تضمین ورودِ معلمانِ “متخصص، باحوصله و عاشق” به سیستم است. اخلاقی از بیتوجهی به ساحتهای غیرعلمی انتقاد کرد و گفت: در مدارس ما، ساحت زیباییشناسی و تربیتبدنی عملاً به حاشیه رفته است. زنگ هنر و ورزش اغلب قربانی دروس ریاضی و علوم میشوند. دانشآموزی که فرصتِ بروز خلاقیت هنری یا تخلیهی انرژی بدنی نداشته باشد، نشاط لازم برای یادگیری را از دست میدهد. این همان نادیده گرفتنِ ابعاد مختلف شخصیت انسان در آموزش است.
وی بر لزوم بهروزرسانی سند تحول تأکید کرد:هوش مصنوعی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه جزء لاینفک آموزش است. خوشبختانه بازنگریهایی در حال انجام است تا این حوزه در حکمرانی آموزشی لحاظ شود؛ اما این امر مستلزم زیرساختهایی چون اینترنت پایدار و تجهیزات سختافزاری در “سراسر ایران” (نه فقط پایتخت) و همچنین معلمانِ بهروزشده است. اخلاقی خاطرنشان کرد: تحول زمانی رخ میدهد که مجلس با قانونگذاری درست، دولت با تأمین زیرساخت و معیشت معلم، و نهادهای نظارتی با پایش دقیقِ اجرای بندبندِ سند، در کنار هم قرار گیرند. ما باید به جایی برسیم که دانشآموز ایرانی، مجهز به “سواد رسانهای” و “هویت ملی”، بتواند در دنیای پیچیده امروز، حقیقت را از دروغ تشخیص دهد.
چشمانداز نوین: تربیت دانشآموز مستقل و حلمسئله
اخلاقی به بازتعریف هدف اصلی آموزش پرداخت و تأکید کرد: موفقیت یک نظام آموزشی نه در نمرات، بلکه در میزان استقلال و توانمندی دانشآموز برای تغییر جهان پیرامونش نهفته است. وی با طرح این پرسش که «هدف از آموزش چیست؟» گفت: پاسخ در یک کلمه است: استقلال. ما باید دانشآموزی تربیت کنیم که در فرآیند یادگیری مسئولیت بپذیرد و منتظر معلم و کتاب نماند. این استقلال تنها از مسیر کارهای پروژه محور و مهارتمحور به دست میآید. وقتی دانشآموز خودش درگیر حل یک مسئله شود، آن دانش در وجود او نهادینه میشود.
این کارشناس آموزشی با ذکر مثالی عینی از پویشهای محیطزیستی افزود: به جای سخنرانی درباره محیطزیست، باید بچهها را درگیر کار عملی کرد. مثلاً در ساعت هنر و حرفهوفن، بچهها کیسههای پارچهای بدوزند، طراحی کنند و حتی در غرفههای مدرسهای بفروشند. این یعنی ترکیبِ “اخلاق شهروندی”، “مهارت دستی” و “هوش اقتصادی”. اینجاست که حدیثِ حبِ وطن در عمل معنا پیدا میکند؛ دانشآموز یاد میگیرد برای داشتن شهری سالم، خودش باید دست به کار شود. اخلاقی با نگاهی نوآورانه به کاربرد تکنولوژی گفت: برای حل بحران هویت و پیوند با تاریخ و آرمانها، به جای متنهای خشک، باید از “واقعیت افزوده” و “اتاقهای فرار فکری” استفاده کنیم. اگر دانشآموز با یک عینک واقعیت افزوده، خود را در موقعیت یک دانشمند شهید یا یک فرمانده جوان در بنبستهای عملیاتی ببیند، ناخودآگاه قدرت تصمیمگیری و ایثار را درک میکند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم دانشآموز عمق فاجعهی آلودگی هوا یا بحران زباله را درک کند، باید از طریق هوش مصنوعی، 20 سال آیندهی تهران را برایش شبیهسازی کنیم. وقتی او ببیند که آیندهاش در خطر است، خودش به یک “حلکننده مسئله” تبدیل میشود. معلم در این مسیر، نقش یک اینفلوئنسرِ واقعی و تأثیرگذار را دارد که با کمک ابزارهای مدرن، دانشآموز را به تفکر نقادانه و تصمیمگیری برای نجات آینده سوق میدهد. تغییر رفتار واقعی، محصولِ درگیری مستقیم ذهن و دستِ دانشآموز با چالشهای واقعی زندگی است.
انتهای پیام/





































دیدگاهتان را بنویسید