×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • رهبر شهید خاطرات این کتاب را “غبطه‌انگیز” توصیف کردند

  • کد نوشته: 45111
  • ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • رهبر شهید در تقریظی خاطرات شهید سیدمصطفی موسوی را “غبطه‌انگیز” توصیف کردند.

    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پس از وقایع سوریه، توجه اهالی قلم به ثبت خاطرات مدافعان حرم، منجر به ایجاد فضای جدیدی در ادبیات مقاومت و پایداری شد؛ ادبیاتی که به قهرمانان ملی دهه 60 و 70 می‌پرداخت و از این جهت توانست مخاطبان جوانی را به سمت این آثار جذب کند که قهرمانان را این‌بار نه فقط در کتاب، که در بین خود جست‌وجو می‌کردند.

    کتاب “بیست سال و سه روز” از این دست از آثار است که با تمرکز بر زندگی جوان‌ترین شهید مدافع حرم، سیدمصطفی موسوی نوشته شده است. این اثر دوازدهمین جلد از مجموعه مدافعان حرم روایت فتح است که به قلم سمانه خاکبازان با تمرکز بر خاطرات این شهید عزیز تدوین شده. کتاب تلاش دارد صرفاً روایتگر خاطرات این جوان نباشد، بلکه چگونگی انتخاب این راه و سختی‌هایی که قهرمان کتاب برای رسیدن به نتیجه متحمل شده را نیز در خلال خاطرات جست‌وجو می‌کند.

    دشمن برای همه گزینه‌ها آماده بود، الا زنی با تبر در خط مقدم

    خاکبازان در گفت‌وگو با تسنیم در این‌باره گفت: زمانی که نگارش کتاب را شروع کردم، نگاه نادرستی به شهدای مدافع حرم و خود مدافعان حرم در جامعه حاکم بود که احساس می‌کردم اجحافی در حق مردمان سرزمینم است. شهدایی هم که می‌آمدند بسیار شهدای مظلومی بودند. این باعث شد که دست به قلم ببرم و برای این عزیزان بنویسم.

    این نویسنده ادامه داد: از طرفی خود سیّدمصطفی هم جوان‌ترین شهید مدافع حرم و خاص بود. این شهید از لحاظ سنی با بنده فاصله داشت و در نگاه اول وقتی که مصاحبه‌ها را خواندم تعجب کردم؛ پسری هجده‌ساله با یک دنیای متفاوت فکری و داشتن آرزوهای بسیار بزرگ در سر، به‌یک‌باره از تمام تمایلات خودش دست می‌کشد و پا می‌گذارد به سوریه برای رسیدن به یک هدف والاتر. در اصل سیر تحول این شهید بزرگوار بود که برای بنده خیلی جذاب بود. برای همین شروع کردم به خواندن بیشتر و نوشتن درباره‌ی او.

    به گفته خاکبازان؛ سیّدمصطفی یک جوان کاملاً امروزی بود؛ با تمام مختصات یک پسر دهه‌ی هفتادی. اگر من او را در خیابان می‌دیدم هیچ‌وقت باورم نمی‌شد که پا بگذارد به سوریه؛ اگر جزو خویشان و نزدیکانش بودم هیچ‌وقت گمانم بر این نمی‌رفت که این پسر نازپرورده، که مادر همه چیز را در اختیارش می‌گذارد، بخواهد از این همه خوشی‌ها و آسایشش دست بکشد و پا بگذارد به جایی مثل سوریه؛ حتی باورم نمی‌شد که بخواهد کارهای نظامی انجام بدهد یا علائق نظامی داشته باشد. این پسر به‌تمام معنا خاص بود.

    در معرفی این کتاب آمده است: شهید سید مصطفی موسوی عاشق موسیقی بود؛ هم پاپ و هم سنتی. اگر با بچه­‌های فامیل جمع می­‌شدند، می­‌زدند به دل جاده و می­‌رفتند سفر، گاهی قلیان هم می­‌کشید؛ اما نماز اول وقتش هیچ وقت ترک نمی‌شد. هر پنجشنبه بهشت زهرا(س) می­‌رفت. هم سر خاک خسرو شکیبایی و پیمان ابدی، هم سر خاک شهید پلارک و شهدای گمنام… .

    رهبر شهید انقلاب در تقریظی بر این اثر، خاطرات این جوان را “غبطه‌انگیز” توصیف کردند و فرمودند: 

    به نام خدا

    ــ این شرح حال نیز برای امثال من غبطه‌انگیز و حسرت‌زا است. نور این جوان و امثال او چشم امثال مرا خیره میکند و ما را متوجّه تاریکیهائی که در آن گرفتاریم میسازد. آفرین به آن انگیزه‌ی نجات‌بخش که سیدمصطفی‌ها را به چنین اوجی میرساند و مرحبا به صبر و توکلی که پدر و مادری را در فقدان چنین فرزندی آرامش می‌بخشد. خدا را سپاس که در دوران چنین انسانهائی زندگی میکنیم.

    علاقه‌مندان می‌توانند این اثر را از انتشارات روایت فتح تهیه کنند.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *