×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • پلتفرم، کلیک، فرهنگ؛ ماجرای یک سوء‌فهم خطرناک در نمایش‌خانگی

  • کد نوشته: 45100
  • ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • مدیران پلتفرم وقتی فرهنگ را با داشبورد و کلیک می‌سنجند، «رسوب معنا» را نمی‌بینند و فاجعه می‌سازند.

    پلتفرم، کلیک، فرهنگ؛ ماجرای یک سوء‌فهم خطرناک در نمایش‌خانگی
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، داستان تکراری و نخ‌نمای پخش سریال‌های بدون مجوز از سکوها، توقف موقت پس از داد و فریادهای ساترا و برخی رسانه‌ها و نهادها و پخش مجدد پس از چند روز شاید دیگر قابل بازگویی نیست چرا که به قول قدیمی‌ها ریش این ماجرا درآمده است! 

     ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که مدیر یک پلتفرم، با اطمینانی که معلوم نیست/است از کجا نشات می‌گیرد! سریال‌های متعدد و مخربش را منتشر می‌کند و هم‌زمان، در یک هماهنگی تبلیغاتی، چند سایت و کانال خبری نیز تحلیل می‌کنند که: «پخش شد و در جامعه هیچ اتفاقی نیفتاد.» 

    ماجرا اما زمانی عجیب‌تر می‌شود که فیلمساز و نویسنده همکار او نیز همین گزاره را تکرار می‌کنند؛ بی‌آنکه بدانند همین جمله‌ای که آن را برگ برنده خود تصور می‌کنند، در حقیقت فریاد بی‌سوادی‌شان است و نشان می‌دهد هنوز صلاحیت مدیریت یا تولید محصول در عرصه فرهنگ را ندارند.

    در ذهن برخی مدیران پلتفرم‌ها، این تصور ریشه دوانده که فرهنگ را نیز می‌توان با منطق سرور و کلاینت فهمید؛ دکمه «پخش» را می‌زنی، منتظر می‌مانی داشبورد آماری خروجی بدهد و اگر نموداری تکان نخورد، نتیجه می‌گیری که «هیچ اتفاقی نیفتاده است.»

    آنها «اتفاق» را با «نوتیفیکیشن» اشتباه گرفته‌اند؛ در حالی‌ که حتی با نظریه هفتاد سال پیش جرج گربنر نیز بیگانه‌اند؛ نظریه‌ای که توضیح می‌دهد رسانه، بیش از آنکه شبیه صاعقه باشد، به بارانی نرم و مداوم می‌ماند که آرام‌آرام چشم‌انداز ذهنی مخاطب را تغییر می‌دهد.

    کسی که بلافاصله پس از پخش چند قسمت یا حتی پایان یک سریال، در جست‌وجوی آتش اجتماعی می‌گردد و وقتی اثری از آن نمی‌بیند، به منتقدانش می‌تازد، در واقع دارد به ناآگاهی خود اعتراف می‌کند؛ زیرا هنوز تفاوت میان «تأثیر آنی» و «تأثیر تجمعی» را درک نکرده است.

    سرمایه‌گذار حاشیه‌ساز یا خبرسازی رسانه‌ای؛ ماجرای جنجال نمایش‌خانگی

    منتقدان فرهنگی و اجتماعی که بارها از آثار مخرب این‌گونه سریال‌ها ـ از عادی‌سازی مصرف دخانیات، مواد مخدر، الکل و خیانت گرفته تا نمایش عریان خشونت و تحریف آشکار تاریخ ـ سخن می‌گویند، دقیقاً به همین لایه زیرین و خزنده اشاره دارند؛ لایه‌ای که در رصدخانه‌های آنیِ اقتصاد کلیک دیده نمی‌شود، اما وجود دارد و اثرش نیز عمیق و ماندگار است.

    از سوی دیگر، فیلمسازی که مفاهیم ارتباطات را نخوانده و نمی‌شناسد، طبیعتاً درک نمی‌کند که نبودِ واکنش فوری اجتماعی، هرگز به معنای بی‌خطر بودن محصول فرهنگی او نیست. این موضوع، خود یک داده فرهنگی و نیازمند تحلیل عمیق اثرگذاری است؛ تحلیلی که هرگز در داشبورد پلتفرم‌ها دیده نمی‌شود.

    در پس ذهن بسیاری از این افراد، هنوز مدل رنگ‌پریده و منسوخ «گلوله جادویی» دهه 1920 زنده است؛ مدلی که تصور می‌کرد پیام رسانه‌ای مانند آمپولی مستقیم به رگ مخاطب تزریق می‌شود و فوراً واکنش می‌آفریند. منتقدان این نظریه سال‌ها پیش نشان دادند مخاطب موجودی منفعل نیست؛ او تحلیل می‌کند، رمزگشایی می‌کند و معنا می‌سازد.

    اما همین مخاطبِ تحلیلگر نیز در بلندمدت، از انباشت پیام‌های تکراری مصون نمی‌ماند. تأثیر تجمعی دقیقاً در همین لایه خزنده شکل می‌گیرد. وقتی از زبان یک مدیر پلتفرم یا فیلمسازی می‌شنویم که می‌گوید «دیدید هیچ اتفاقی نیفتاد»، در حقیقت پژواک همان مدل منسوخ را می‌شنویم؛ مدلی که شاید برای مهندسان جذاب و برای فیلمسازان کم‌حوصله آرامش‌بخش باشد، اما برای تحلیل فرهنگی، یک فاجعه تمام‌عیار است.

    اتفاقاً بلوغ نظری منتقدان فرهنگی در همین‌جاست؛ اینکه می‌دانند میان «آنچه فرستاده می‌شود» و «آنچه در ذهن مخاطب می‌نشیند»، اقیانوسی از متغیرهای روان‌شناختی و جامعه‌شناختی در تلاطم است.

    برای نزدیک شدن موضوع به ذهن، کافی است به پروژه‌های طولانی‌مدت اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی در سینمای جهان نگاه کنیم؛ مفاهیمی که بسیاری از آنها نه برای همان سال، بلکه برای ساختن ذهنیت سال‌های بعد طراحی و تولید شده‌اند.

    تا زمانی که برخی مدیران تفاوت میان «وایرال شدن» و «رسوب معنا»، یا «اتفاق اجتماعی» و «نوتیفیکیشن» را درک نکنند و این جمله «هیچ اتفاقی نیفتاد» را در خلوت خود دوباره معنا نکنند، حتی اگر هزاران سریال و برنامه نیز تولید کنند، باز هم صلاحیت مدیریت فرهنگی نخواهند داشت.

    حالا با این همه تفاسیر بهتر است یک روزی که وقتش رسیده باشد! یکی از ساترا سرش را از پنجره بیرون کند و به ما بگوید که واقعا در پس ماجرا چه خبر است!

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *