×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • تبیین الگوی «جایگزین‌سازی» در برابر «نفی‌گرایی»

  • کد نوشته: 16971
  • ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
  • 4 بازدید
  • ۰
  • الگوی جایگزین‌سازی نیازمند گذار از نفی‌گرایی به مطالبه‌گری ساختارمند و اندیشه‌محور است.

    تبیین الگوی «جایگزین‌سازی» در برابر «نفی‌گرایی»
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های جنبش‌های انقلابی معاصر است که نه تنها رژیم پهلوی را نفی کرد، بلکه با ارائه طرح جایگزین مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی، استقلال و عدالت اجتماعی، نظام جمهوری اسلامی را بنیان نهاد. این انقلاب تحت رهبری امام خمینی (ره) از عقلانیت انقلابی برخوردار بود؛ عقلانیتی که با بسیج گسترده توده‌ها، اتحاد طبقات اجتماعی و ایدئولوژی منسجم، امکان گذار از مرحله نفی به جایگزین‌سازی را فراهم آورد. در مقابل، بسیاری از اعتراضات دهه‌های اخیر عمدتاً در سطح نفی‌گرایی باقی مانده و کمتر به ارائه برنامه جایگزین ساختاریافته رسیده‌اند. این تفاوت را می‌توان در چارچوب نظریه جنبش‌های اجتماعی بررسی کرد: نفی‌گرایی بدون گذار به جایگزین‌سازی، اغلب به بن‌بست یا پراکندگی منجر می‌شود.

    عقلانیت انقلابی سال 1357 بر پایه ادراک فرصت‌های ساختاری، رهبری متمرکز و ایدئولوژی واحد شکل گرفت و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود مانند مساجد و تأکید بر عدالت و استقلال، به پیروزی دست یافت. اما در اعتراضات معاصر، اغلب شاهد واکنش‌های عاطفی و واکنشی هستیم که عمدتاً از بحران‌های اقتصادی مزمن ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، تورم بالا، کاهش شدید قدرت خرید و بیکاری گسترده (به ویژه در میان جوانان) سرچشمه می‌گیرند، بدون آنکه چارچوب ایدئولوژیک منسجمی داشته باشند. تحریم‌ها به عنوان عامل خارجی، فشار اقتصادی را تشدید کرده و زمینه نارضایتی گسترده را فراهم آورده‌اند؛ برای مثال، در اعتراضات 1396، 1398 و 1401، جهش قیمت‌ها و سقوط ارزش ریال مستقیماً با اثرات تحریم‌ها مرتبط بوده و به اعتراضات اقتصادی-اجتماعی دامن زده است. برای نمونه، برخی تحرکات اخیر با محوریت مسائل اقتصادی و اخلاقی آغاز شد، اما به سرعت به خشونت پراکنده تبدیل گردید و فاقد ساختار لازم برای تبدیل خشم جمعی به حرکت پایدار بود. هیجان بدون پشتوانه عقلانی و سازمانی، به طور معمول فروکش می‌کند و می‌تواند به فرسایش سرمایه اجتماعی بیانجامد. در حالی که انقلاب اسلامی توانست عقلانیت را بر هیجان غالب کند و به ایجاد ساختارهای جدید منجر شود، اعتراضات اخیر بدون این گذار، در نفی­گرایی باقی مانده‌اند.

    بلوغ طرح جایگزین در انقلاب اسلامی 1357 نتیجه اتحاد گسترده طبقات اجتماعی تحت یک ایدئولوژی مشترک و رهبری واحد بود که گذار از نفی رژیم به ساخت نظام جدید را ممکن ساخت. اما در تحرکات اخیر، عوامل مختلفی مانند بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها (که منجر به تورم مزمن، فرار سرمایه و کاهش تولید شده)، فشارهای خارجی، ساختار قدرت پیچیده، پراکندگی را حفظ کرده است. در نتیجه، بسیاری از این اعتراضات از مطالبات اولیه اقتصادی (که اغلب ریشه در فشار تحریم‌ها دارد) به خشونت موقت یا آنارشی کشیده می‌شود، بدون آنکه به تغییرات ساختاری پایدار بیانجامد. این وضعیت را می‌توان با مفهوم «شکست بسیج منابع» توضیح داد.

    فقدان ایده مرکزی و ترویج خشونت، مانع شکل‌گیری هسته فکری منسجم شده است. از سوی دیگر، تغییر ماهیت اعتراضات اقتصادی به سمت مسائلی نظیر تجریه­طلبی، همراه با وابستگی به شبکه‌های اجتماعی و پیوند با اپوزیسیون خارج‌نشینی که فاقد پیوند واقعی با داخل کشور است، این خلأ را تشدید کرده است. علاوه بر این، تحریک جوانان از طریق رسانه‌های خارجی، کمپین‌های آنلاین و حمایت‌های سیاسی-رسانه‌ای از خارج، به بسیج عاطفی و گسترش سریع اعتراضات کمک کرده، اما اغلب بدون برنامه جایگزین، به نفی‌گرایی مطلق منجر شده است.

    جایگزینی غریزه و واکنش عاطفی لحظه‌ای به جای اندیشه استراتژیک و ساختارمند، یکی ویژگی­های عمده اعتراضات جدید است. در انقلاب سال 1357، اندیشه انقلابی بر غریزه غلبه یافت و به نهادسازی و تمدن‌سازی منجر شد. اما در بسیاری از موارد اخیر، خشم ناشی از فشار اقتصادی (در اثر تحریم‌ها و تورم) و تحریک جوانان از طریق عوامل خارجی، بدون پشتوانه اندیشه، اعتراضات را به اغتشاش، چرخه خشونت و فرسایش محدود کرده و امکان ایجاد نهادهای پایدار را کاهش می‌دهد.

    در آشوب‌های اخیر، نفی‌گرایی مطلق و سلبی برجسته است و اعتراضات عمدتاً بر رد وضعیت موجود متمرکز مانده‌اند، اما امکان گذار به جایگزین‌سازی واقعی و پایدار وجود ندارد. این ناتوانی نه تنها ناشی از پراکندگی داخلی و فقدان برنامه منسجم است، بلکه عمدتاً به دلیل نقشه‌های طراحی‌شده دشمنان خارجی (به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی) برای تضعیف و تجزیه ایران رخ می‌دهد. تحلیل‌های اطلاعاتی و اظهارات مقامات نشان می‌دهد که این آشوب‌ها بخشی از استراتژی گسترده‌تری برای از بین بردن استقلال، دستاوردهای ملی و تمامیت ارضی ایران بوده و هرگونه جایگزینی که در این فضا شکل گیرد، در نهایت به تجزیه کشور، بازگشت به وابستگی خارجی و نابودی دستاوردهای استقلال‌طلبانه منجر خواهد شد.

    برای بازگشت از نفی‌گرایی مطلق به مطالبه‌گری ساختارمند، حفظ وحدت ملی و هوشیاری در برابر توطئه‌های خارجی ضروری است. تقویت سازماندهی داخلی و ائتلاف نیروهای اجتماعی (کارگران، زنان، دانشجویان و دیگر اقشار) می‌تواند مطالبه­گری هدفمندی را تضمین کند؛ اما این مطالبه‌گری باید در چارچوبی باشد که استقلال و تمامیت ارضی را اولویت قرار دهد. بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود مانند شوراهای محلی برای تغییرات پایه‌ای و مقابله با تحریک‌های خارجی از طریق آگاهی‌بخشی و ابزارهای بومی، می‌تواند همبستگی را حفظ کند. در نهایت، بازتعریف ارزش‌های تاریخی و انقلابی در چارچوب نیازهای امروز (عدالت، استقلال و پیشرفت) تنها در صورتی می‌تواند گذار از نفی به جایگزین‌سازی (اصلاح) را تسهیل کند که هرگونه نفوذ خارجی برای تجزیه و وابستگی خنثی شود. این راهکارها، با تکیه بر اصول بسیج اجتماعی و هوشیاری ملی، می‌توانند جامعه را از بن‌بست فعلی خارج کنند.

    در نتیجه، الگوی جایگزین‌سازی نیازمند گذار از نفی‌گرایی به مطالبه‌گری ساختارمند و اندیشه‌محور است. با توجه به چالش‌های موجود مانند فشار تحریم‌ها، بحران اقتصادی، تحریک‌های خارجی جوانان و نقشه‌های تجزیه‌طلبانه دشمنان، این گذار به سازماندهی مستقل داخلی، وحدت ملی و پرهیز از هرگونه وابستگی وابسته است. بدون چنین تحولی و هوشیاری در برابر توطئه‌های خارجی، اعتراضات در چرخه نفی‌گرایی باقی می‌مانند و خطر تجزیه و از دست رفتن استقلال افزایش می‌یابد، اما با تمرکز بر اندیشه ملی و سازماندهی، می‌توان به سمت حرکت‌های سازنده و حفظ تمامیت ارضی پیش رفت.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *