×
×

فارابی و پرسش سرمایه‌گذاری‌های بی‌پاسخ؛ چرا «دختر پری‌خانوم»؟

  • کد نوشته: 16469
  • ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
  • 3 بازدید
  • ۰
  • «دختر پری‌خانوم» فیلمی تجربی و شخصی است که مناسب اکران در گروه هنر و تجربه است.

    فارابی و پرسش سرمایه‌گذاری‌های بی‌پاسخ؛ چرا «دختر پری‌خانوم»؟
  • فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم؛ علیرضا معتمدی با «دختر پری‌خانوم» دوباره سراغ سینمای شخصی و تأمل‌برانگیزش رفته ‌است؛ فیلمی که در ظاهر ساده و جمع‌وجور به نظر می‌رسد اما در باطن، پر از مواجهه‌ میان وهم و واقعیت است.

    این مواجهه بارها در آثار پیشین معتمدی، از رضا تا چرا گریه نمی کنی، دیده شده بود؛ اما این‌بار او آن را به نقطه‌ای کم‌بودجه‌تر، فروتن‌تر و از قضا شاعرانه‌تر می‌برد.

    فیلم در فضایی محدود می‌گذرد؛ یک خانه، چند گفت‌وگو و راویانی که مدام بین طنز و تردید در نوسان‌اند.

    معتمدی از ترکیب فانتزی و واقع‌گرایی برای ساختن جهانی استفاده می‌کند که در آن، حدود شوخی و جدی از هم می‌گسلد. مخاطب مدام درگیر پرسشی ساده اما عمیق است: آنچه می‌بینیم واقعیت است یا ذهنی خیال‌پرداز در حال بازآفرینی زندگی؟

    این ابهام، جذاب‌ترین بُعد فیلم است؛ اما از میانه راه، همان نقطه قوت به مهم‌ترین ضعف بدل می‌شود. روایت از شدت تعلیق، به ایست می‌رسد و فیلم، به تصویرهایی زیبا اما بی‌زنجیره تبدیل می‌شود.

    «دختر پری‌خانوم» را می‌توان در قالب سینمای «فانتزی اندیشمندانه» یا فیلمی برای گروه هنر و تجربه تعریف کرد  نه اثری جریان‌ساز برای بدنه سینمای ایران. در نهایت، فیلم بیشتر برای مخاطب محدود و خاصی ساخته شده که حوصله، ذهن تحلیل‌گر و علاقه به ساختارهای غیرروایی دارد؛ نه برای تماشاگر عام.

    از مجید مجیدی تا بهمن فرمان‌آرا؛ 15 فیلم محصول بنیاد فارابی معرفی شد

     

    اما نکته مهم‌تر خارج از خود فیلم است؛ چرا بنیاد سینمایی فارابی باید روی چنین فیلمی سرمایه‌گذاری کند؟

    فارابی نهادی است با مأموریت مشخص حمایت از سینمای ملی، تقویت تولیدات راهبردی، ایجاد تعادل میان سلیقه عام و دغدغه فرهنگی و البته توجه به بازگشت نسبی سرمایه. هیچ‌کدام از این اهداف با «دختر پری‌خانوم» تطبیق مستقیم ندارند. فیلم، ساختاری کاملاً تجربی دارد، در ژانر مشخصی نمی‌گنجد، و اساساً در مدار اکران عمومی قرار نمی‌گیرد.

    سؤال ساده است: آیا فارابی در مقام نهاد سرمایه‌گذار حق دارد با بودجه عمومی، اثر شخصی و هنری یک فیلمساز مستقل را حمایت کند، بدون ارائه‌ی توجیه فرهنگی یا اقتصادی قانع‌کننده؟

    این تصمیم عجیب، شبیه الگویی است که مدتی است در سیاست‌های فارابی تثبیت شده: دخالت سلیقه‌ای در تولید، بدون شفافیت درباره بازگشت سرمایه، اهداف فرهنگی یا حتی معیار انتخاب.

    وقتی نهادی با بودجه عمومی بر روی اثری کوچک و خاص سرمایه‌گذاری می‌کند اما در برابر پرسش رسانه‌ها سکوت اختیار دارد، مسئله فقط یک فیلم نیست؛ مسئله پاسخ‌گویی نهادی است.

    سینمای ایران بیش از هر زمان دیگر به شفافیت نیاز دارد  نه نهادهایی که پشت واژه «حمایت» سنگر می‌گیرند. حمایت مؤثر یعنی کمک به توسعه ساختاری سینما، نه تزریق گزینشی منابع به پروژه‌هایی که صرفاً به دلخواه مدیران خوش می‌نشیند.

    در غیر این صورت، فارابی از «بازوی توسعه فرهنگی» به «پول‌پاشِ بی‌برنامه» بدل می‌شود؛ و این، نه عدالت فرهنگی است و نه سیاست سینمایی هوشمند.

    انتهای پیام/

     

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *