مختل کردن ادراک شناختی با دروغ های پی درپی
ترامپ برای کسب آنچه در ذهن دارد، از گفتن هیچ دروغ و تهمت و حرف زشت و رکیک ابایی ندارد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در سالهای اخیر یک تکنیک جدید ارتباطی و رسانهای بنام Gish Gallop گیِش گَلوپ به وجود آمده؛ شیوهای که در آن یک فرد با سرعت بالا و بدون مکث، مجموعهای از ادعاهای بزرگ و عجیب، متناقض، راست و دروغ را در هم آمیخته و پیدرپی مطرح میکند. این تکنیک، که هدف آن ایجاد ازدحام ادراکی و برهم زدن تمرکز طرف مقابل است، فرصت پاسخگویی منطقی را از رقیب میگیرد. در چنین وضعی، حتی اگر یک ادعا قابل پاسخگویی باشد، انباشت پیاپی ادعاهای تازه، رقیب را در موضع بهت، سردرگمی و ناتوانی در پردازش قرار میدهد.
این اصطلاح نخستینبار توسط اوِرنشین گیِش (Duane Gish)، زیستشناس خلقتگرا، شناخته شد که در مناظرههایش با دانشمندان تکامل، حجم انبوهی از ادعاهای علمی و شبهعلمی را بهسرعت مطرح میکرد تا رقیب در پاسخگویی درمانده شود. از آن پس این روش در تحلیل مناظرههای سیاسی و رسانهای نیز کاربرد پیدا کرد. در عرصه سیاست و رسانه، از این تکنیک برای «مهندسی افکار» و «ایجاد تردید جمعی» استفاده میشود. در چنین مواردی، هدف اصلی نه انتقال حقیقت بلکه اشباع ذهن مخاطب از ادعاهایی است که او دیگر توان یا انگیزه بررسی صحتشان را ندارد.
در جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، ترامپ رئیس جمهور آمریکا قبلا در موارد متعدد از جمله در خود آمریکا در مواجهه سیاسی انتخاباتی با رقبایش، از این تکنیک استفاده کرده و توانسته قدرت درک و پاسخ حریفش را مختل کند. در فضای امروز نیز او دقیقاً از همین الگو بهره میبرد؛ بهویژه در دورهای که آتشبس برقرار است. حالا در حین آتش بس، او همین تاکتیک ناجوانمردانه را درپیش گرفته است. پشت سر هم حرف میزند، دروغ های بزرگ می گوید، گاهی یک کلمه تمجید می کند، گاهی تهدید های شدید می کند. پرسش اساسی اینجاست: در برابر چنین سیلی از ادعاها، ایران تا چه اندازه باید وارد پاسخگویی شود؟ و آیا پاسخهای آنان در رسانههای جهانی با همان شدت و وزن بازتاب مییابد؟ حتی رسانههای داخلی نیز گاهی پاسخها را دقیق، هوشمندانه یا در زمان مناسب بازنمایی نمیکنند؛ و نتیجه این میشود که مردم با حجم انبوهی از اطلاعاتِ نامنقح و ادعاهای بزرگ مواجه میشوند، بدون آنکه امکان تشخیص آسان درستی و نادرستی آنها را داشته باشند.
از آغاز درگیری، ترامپ بارها ادعا کرد که ایران در جنگ شکست خورده و تمام توان نظامیاش نابود شده است. پس از آن نیز این نوع گزارهها بهطور مکرر از سوی او تکرار شد، تا جایی که با مطرح شدن بحث آتشبس، باز هم ادعا کرد ایران خواستار آتشبس بوده است؛ در حالیکه بنا بر گزارشها، درخواست آتشبس از ابتدا از سوی آمریکا مطرح شده بود. اکنون که آتشبس برقرار شده و ایران شرایطی را برای آن تعیین کرده و آمریکا و اسرائیل نیز متعهد به آن شدهاند، ترامپ همچنان درباره مفاد آتشبس سخنان نادرست بیان میکند.
در این دوره، او چند ادعای بزرگ مطرح کرده که آقای قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، آنها را رد کرده است. ترامپ مدعی شده که آمریکا در جنگ پیروز شده، تنگه هرمز به دست او باز شده، غنیسازی در ایران به صفر رسیده و قرار است اورانیوم 60 درصدی ایران به آمریکا منتقل شود. در واکنش، آقای قالیباف تأکید کرده است که با چنین ادعاهایی نه در جنگ پیروزی حاصل شده و نه در مذاکره نتیجهای بهدست خواهد آمد. او تصریح کرده که با ادامه محاصره، تنگه هرمز باز نخواهد شد و عبور و مرور در این آبراه براساس «مسیرهای تعیینشده» و با «مجوز ایران» انجام میگیرد؛ و اینکه باز یا بسته بودن تنگه را «میدان» مشخص میکند، نه فضای شبکههای اجتماعی. وی همچنین بیان کرده است که جنگ رسانهای و عملیات روانی بخش مهمی از نبرد امروز است، اما ملت ایران تحتتأثیر این ترفندها قرار نخواهد گرفت.
در همین زمینه، شبکه سیانان نیز گزارش داده است که یک مقام ارشد ایرانی ادعاهای ترامپ درباره انتقال اورانیوم غنیشده و تعلیق غنیسازی را رد کرده است. این مقام ادعای ترامپ درباره توافق ایران برای انتقال ذخایر اورانیوم با غنای بالا به خارج از کشور را تکذیب کرده و آن را «انجامنشدنی» دانسته است. همچنین، گفته است ادعای توقف نامحدود غنیسازی از سوی ایران صحیح نیست و ایران «هرگز اجازه نخواهد داد» از «قوانین بینالمللی مستثنی» شود. به گفته او، موضوع غنیسازی همچنان یکی از مهمترین اختلافات باقیمانده میان دو طرف است.
این مقام ایرانی هشدار داد که لافزنیهای عمومی ترامپ ممکن است که روند مذاکرات جاری را از مسیر خارج کند و افزود، ایران متعهد به یک روند دیپلماتیک نتیجهمحور است آمریکا ممکن است از دیپلماسی برای فرسایشی کردن دیپلماسی و طراحی یک تهاجم جدید استفاده کند که ایران برای پاسخ قوی به آن آمادگی دارد.
با این تفاسیر و با این حجم از انواع خبرهای راست و دروغ، مردم با سلایق گوناگون سیاسی، در این جنگ رسانه ای نابرابر، گوششان پر می شود از حرف های بزرگ که راست و دروغش قابل تشخیص نیست. پس چه کنیم؟ راهکار موثر، همان است که رهبر معظم انقلاب، فرمودند: مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانههای تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. اقلاً با سوء ظن فراوان با هر چیزی که ارائه می دهند برخورد کنیم.
مردم باید به این واقعیت برسند که ترامپ برای کسب آنچه در ذهن دارد، از گفتن هیچ دروغ و تهمت و حرف زشت و رکیک ابایی ندارد و این مخصوص ایران و این جنگ هم نیست. پس به آنچه تیم مذاکره کننده خودمان می گویند، اعتماد کنیم تا بتوانند در جبهه سنگین مذاکرات با بدعهد ترین حاکم تاریخ جهان، موفق شوند. در مجموع، روند این رخدادها نشان میدهد که بخش مهمی از چالش امروز، نه صرفاً میدان سیاست یا مذاکرات، بلکه مدیریت ادراک عمومی در برابر حجم عظیم ادعاهای نادقیق است. آگاهی مردم، تقویت سواد رسانهای، و اعتماد به گزارشهای دقیق و رسمی میتواند سپری باشد در برابر فشار روانی و تبلیغاتی که بر ذهن و احساسات جامعه وارد میشود.
یادداشت از: دکتر علی دادور
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید