×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • لبنان در آتش‌بس؛ حمایت یا تنهایی؟

  • کد نوشته: 34213
  • ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • استراتژی ایران در قبال محور مقاومت هرگز مبتنی بر جانشینی یا اقدام مستقیم به جای متحدان خود نبوده است.

    لبنان در آتش‌بس؛ حمایت یا تنهایی؟
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهای اخیر، همزمان با برقراری آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا با میانجی‌گری پاکستان، موجی از پرسش‌ها و شبهات در فضای مجازی شکل گرفته است. هسته مرکزی این شبهات به یک پرسش اساسی بازمی‌گردد: آیا ایران در این آتش‌بس، حزب‌الله و مردم لبنان را تنها گذاشته و از حمایت همه‌جانبه‌ای که همواره وعده می‌داد، کاسته است؟ تداوم حملات اسرائیل به لبنان در سایه آتش‌بس، این پرسش را قوت بخشیده که مگر نه اینکه ایران همواره از محور مقاومت به عنوان خط قرمز خود یاد می‌کرد؟ پس چرا اکنون در برابر تشدید حملات به لبنان سکوت کرده است؟ در برابر این پرسش‌ها، مواضع رسمی مقامات ایرانی و نیز اظهارات مقامات ارشد حزب‌الله، تصویری پیچیده و گاه متناقض ارائه می‌دهد. از یک سو، رسانه‌های نزدیک به حزب‌الله از تشکر شیخ نعیم قاسم از حمایت‌های ایران گزارش داده‌اند. از سوی دیگر، در فضای مجازی به نقل از شهید سید حسن نصرالله و حتی خود شیخ نعیم قاسم ادعاهایی مبنی بر «تنها گذاشتن لبنان از سوی ایران» منتشر شده است. نوشتار حاضر در سه گام تلاش می‌کند تا با اتکا به مستندات موجود، چارچوبی روشن برای تحلیل این شبهات ارائه دهد و نشان دهد که تصویر «تنهایی لبنان» تا چه اندازه با واقعیت‌های میدانی و دیپلماتیک فاصله دارد.

    گام اول: شروط ده‌گانه ایران و مسئله لبنان

    نخستین و مهم‌ترین پاسخی که می‌توان به شبهه «تنها گذاشتن لبنان» داد، در متن خود توافق آتش‌بس نهفته است. آنچه بسیاری از تحلیل‌های سطحی نادیده می‌گیرند این واقعیت اساسی است که توقف جنگ در لبنان یکی از شروط اصلی و غیرقابل‌گذشت ایران در مذاکرات آتش‌بس بوده است. بر اساس بیانیه شورای عالی امنیت ملی، آمریکا به طور اصولی متعهد به «توقف جنگ در همه جبهه‌ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان» شده است. این تعهد بخشی از طرح ده‌ماده‌ای ایران است که آمریکا ناگزیر به پذیرش آن شده است. همچنین اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در نشست خبری خود صراحتاً اعلام کرد که «توقف جنگ در لبنان به عنوان یکی از شروط اصلی در توافق آتش‌بس مطرح شده بود» و پاکستان به عنوان میانجی نیز به این موضوع به روشنی اشاره کرده است. او در ادامه تأکید کرد که ادعاهای مبنی بر بی‌تفاوتی ایران نسبت به جبهه‌های دیگر «کاملاً نادرست» است.

    این نقطه‌عطفی اساسی در تحلیل موضوع است. ایران با گنجاندن صریح لبنان در شروط خود، نشان داد که «حمایت از مقاومت» را نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه یک بند غیرقابل‌حذف در معادلات راهبردی خود تعریف کرده است. لذا این تصور که ایران «لبنان را قربانی» کرده یا «پشت حزب‌الله را خالی کرده» اساساً با واقعیت‌های مذاکراتی در تضاد است. با این حال، منتقدان به درستی این پرسش را مطرح می‌کنند که اگر لبنان شرط ایران بوده، چرا حملات اسرائیل به این کشور ادامه دارد؟ پاسخ بقائی به این پرسش روشنگر است: «هر توافقی دو طرف دارد. اگر یک طرف به تعهدات خود پایبند نباشد، طرف دیگر حق دارد تعهدات خود را به میزان متقابل کاهش دهد.» به عبارت دیگر، نقض آتش‌بس از سوی اسرائیل در جبهه لبنان، نمی‌تواند به معنای نادیده گرفتن این شرط از سوی ایران تلقی شود. این یک مسأله از سر عجز یا عقب‌نشینی نیست، بلکه یک مسأله حقوقی و راهبردی درباره نحوه اجرای توافق است.

    گام دوم: نقد ادعاهای منتسب به سید حسن نصرالله

    دومین شبهه جدی در فضای مجازی، به ادعایی درباره سخنرانی شهید سید حسن نصرالله بازمی‌گردد. بر اساس این ادعا که توسط برخی فعالان مجازی و تحلیلگران مطرح شده، شهید نصرالله در سخنرانی خود پس از ترور شهید فؤاد شکر، از «تعلل» و «عدم همکاری» ایران ابراز ناراحتی کرده و گفته است: «برادران ما، ما را تنها گذاشتند.» بررسی دقیق سخنرانی‌های سید حسن نصرالله در آن مقطع، تصویری کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد. ایشان در سخنرانی خود در مراسم تشییع پیکر شهید فؤاد شکر، ضمن تأکید بر قطعی بودن پاسخ مقاومت، هرگز از ایران با لحن انتقادی یاد نکردند. بلکه برعکس، بر «هماهنگی» و «رایزنی» میان حزب‌الله و ایران در تعیین زمان و نحوه پاسخ تأکید داشتند.

    ایشان صراحتاً اعلام کردند که «عجله و شتاب برای پاسخ به ترور فواد شکر می‌توانست باعث شود عملیات شکست بخورد» و این تأکید که «ما تصمیم گرفتیم به تنهایی به اسرائیل پاسخ دهیم» نه از سر نارضایتی از ایران، بلکه از سر یک محاسبه میدانی و نظامی بود. تعبیر «به تنهایی پاسخ دهیم» در بافتار نظامی و امنیتی حزب‌الله معنایی کاملاً متفاوت از اتهام «تنها گذاشتن ایران» دارد. حزب‌الله به عنوان یک بازیگر مستقل و قدرتمند در محور مقاومت، همواره بر حق خود برای تصمیم‌گیری در زمان و مکان مناسب تأکید داشته است. این استقلال عملیاتی نه تنها به معنای فاصله گرفتن از ایران نیست، بلکه نشانه بلوغ یک محور مقاومت چندلایه و غیرمتمرکز است که در آن هر بازیگر بنا بر ظرفیت‌ها و محاسبات خود عمل می‌کند.

    افزون بر این، سید حسن نصرالله در سخنرانی‌های خود بارها از حمایت‌های راهبردی ایران تقدیر کرده و هرگز موضعی اتخاذ نکرد که بتوان آن را «انتقاد از تعلل ایران» تفسیر کرد. بنابراین به نظر می‌رسد آنچه در فضای مجازی به عنوان «نقل قول» از ایشان منتشر شده، یا تحریف شده یا با حذف بافتار، معنایی وارونه یافته است.

    گام سوم: تشکر یا اتهام؟ واکاوی سخنان شیخ نعیم قاسم

    سومین شبهه به اظهارات شیخ نعیم قاسم، دبیرکل کنونی حزب‌الله لبنان، مربوط می‌شود. از یک سو، رسانه‌های نزدیک به حزب‌الله تیتر زده‌اند که شیخ نعیم قاسم گفته است: «نشکر ایران علی دعمها» (از ایران به خاطر حمایت‌هایش سپاسگزاریم). از سوی دیگر، برخی کاربران فضای مجازی بدون ارائه سند روشن، به نقل از ایشان مدعی شده‌اند که ایران لبنان را تنها گذاشته است.

    بررسی اظهارات منتشر شده از شیخ نعیم قاسم در روزهای اخیر، تصویر روشنی را نشان می‌دهد. ایشان در سخنرانی‌های متعدد خود، ضمن تأکید بر ادامه مقاومت در برابر اسرائیل، همواره از جایگاه ایران در حمایت از جبهه مقاومت تمجید کرده است. در یکی از سخنرانی‌های اخیر خود، ایشان صراحتاً اعلام کرده است که «ما برای همبستگی و حمایت از جمهوری اسلامی ایران گرد هم آمده‌ایم» و در جای دیگر تأکید کرده است که «ایران تحت رهبری امام خامنه‌ای می‌درخشد» و حزب‌الله «آماده دفاع» است.

    از سوی دیگر، در همان روزها، شیخ نعیم قاسم به وضوح اعلام کرده است که حزب‌الله «هرگز تسلیم نخواهد شد و به مقابله با تجاوز ادامه می‌دهد». این مواضع، که همزمان بر مقاومت در برابر دشمن و همبستگی با ایران تأکید دارند، با روایت «اتهام علیه ایران» در تناقض کامل قرار دارند. بنابراین به نظر می‌رسد آنچه به عنوان «نقل قول از شیخ نعیم قاسم درباره تنها گذاشتن لبنان» منتشر شده، یا اساساً جعلی است، یا حاصل ترجمه و برداشتی نادرست از سخنان ایشان است. در شرایط حساس کنونی و با توجه به گستردگی جنگ روایت‌ها، این احتمال قوت دارد که رسانه‌های معاند و کاربران فضای مجازی، با جابجایی نقل قول‌ها یا بریدن سخنان از بافتار، در تلاش برای القای شکاف در محور مقاومت هستند. تشکر صریح شیخ نعیم قاسم از حمایت‌های ایران، قوی‌ترین و مستندترین روایت در این زمینه است که شبهه «اتهام» را به شدت تضعیف می‌کند.

    گام چهارم: میدان، محک راستین حمایت

    فراتر از اظهارات سیاسی و دیپلماتیک، مهم‌ترین شاخص برای سنجش میزان حمایت ایران از حزب‌الله، تحولات میدانی است. مستندات موجود نشان می‌دهد که حزب‌الله نه تنها تضعیف نشده، بلکه در طول مدت آتش‌بس، دست به عملیات‌های متعددی علیه اسرائیل زده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، حزب‌الله «60 عملیات تازه» علیه رژیم اسرائیل انجام داده و مواضع نظامی اسرائیل را هدف قرار داده است. این حجم از عملیات‌های تهاجمی در شرایطی رخ می‌دهد که برخی تحلیلگران غربی نیز اذعان دارند که حزب‌الله «تنها تهدید نظامی فوری و خطرناک اسرائیل» باقی مانده است.

    نکته حائز اهمیت دیگر، تلاش ایران برای بازسازی توانمندی‌های حزب‌الله پس از جنگ است. بر اساس گزارش‌های اطلاعاتی، افسران سپاه قدس که وظیفه کمک به حزب‌الله برای بازسازی را بر عهده داشتند، بلافاصله پس از آتش‌بس نوامبر 2024 وارد عمل شدند و حتی زمانی که اسرائیل به حملات خود ادامه می‌داد، به بازسازی و سازماندهی مجدد کادرهای نظامی حزب‌الله مشغول بودند. این واقعیت میدانی نشان می‌دهد که حمایت ایران از حزب‌الله نه تنها کاهش نیافته، بلکه با جدیت تمام ادامه داشته است.

    در چنین شرایطی، این پرسش که «اگر ایران از لبنان حمایت می‌کرد، چرا حملات موشکی از خاک ایران انجام نشد؟» پاسخی روشن دارد: استراتژی ایران در قبال محور مقاومت هرگز مبتنی بر جانشینی یا اقدام مستقیم به جای متحدان خود نبوده است. ایران همواره بر توانمندسازی و حمایت لجستیکی از حزب‌الله و دیگر گروه‌های مقاومت تأکید کرده است. انجام عملیات‌های مستقیم از خاک ایران نه تنها ضرورتی ندارد، بلکه می‌تواند کل معادلات راهبردی منطقه را به زیان کل جبهه مقاومت تغییر دهد.

    یادداشت از: سید سجاد خوشنودی

    انتهای پیام/ 

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *