ایرانِ پس از جنگ؛ جمهوری اسلامی پس از نبرد چه جایگاهی دارد؟
پیکار کنونی که به نقاط حساسی رسیده، نوید آینده ای روشن از بزرگی ایرانیان را می دهد که همان وعده قرآن کریم است.
خبرگزاری تسنیم – گروه فرهنگی: در حالی که بسیاری از رسانههای دنیا و مجامع مختلف فکری و عمومی از پیروزی ایران در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل سخن میگویند، تبلیغات رسانهای و خبری اردوگاه دشمن، موجب تشکیک عدهای در اینپیروزی قاطعانه میشود.
محمد جواد گودینی نویسنده و پژوهشگر در یادداشتی که برای انتشار در اختیار تسنیم قرار گرفته، به تصویر ایران پس از جنگ اخیر و ایرانی پرداخته که پیروز میدان نبرد نظامی شده است.
در ادامه مشروح اینیادداشت را میخوانیم:
تردیدی نیست که جمهوری اسلامی ایران در طول 48 سال گذشته فراز و فرودهای بسیاری دیده و از گردنه های دشواری عبور کرده و به شرایط کنونی رسیده و اکنون کشوری تاثیرگذار در رخدادهای منطقه ای و جهانی است و در حال حاضر یکی از پیچ های تاریخی خود را سپری می کند و فردای کشور به میزان پایداری ملت و مسئولان در جنگ تحمیلی سوم بستگی دارد و این سرزمین می تواند نقش بسیار گسترده ای را برای خود پس از عبور از این نبرد باز تعریف نماید. ایران در مرحله ای قرار دارد که پس از سقوط صفویان و دوران کوتاه شکوه نادر شاه افشار باز هم این امکان برایش فراهم شده برای نخستین بار در طول چند سده گذشته در تحولات جهانی نقش آفرین باشد و جایگاهی را که شایسته این کشور و تمدن بزرگ است، دوباره بهدست آورد.
لازم به یادآوری است ایران در عصر قاجار و پهلوی دورانی از ضعف و زبونی در برابر بیگانگان را تجربه نمود و بارها طعم دخالت در امور داخلی اش را تجربه کرد و حتی تا مرحله شبه استعمار نیز پیش رفت.
پرسشی که ذهن بسیاری از کارشناسان در خاور و باختر جهان را به خود مشغول داشته این که پس از نبرد تحمیلی سوم، ایران چه جایگاهی خواهد داشت و در نقطه مقابل، آمریکا و اسرائیل چه وضعیتی را تجربه خواهند کرد؟
پرسش دیگر این که آیا آمریکا که با وجود بهره گیری از آخرین دستاوردها و تکنولوژی های نظامی اش نتوانست مقاومت ملت ایران را در هم شکسته و به اهدافش دست یابد، آیا با محاصره و تنگ شدن عرصه اقتصادی خواهد توانست به این اهداف دست یازد؟
در پاسخ به پرسش نخست ابتدا نظرتان را به تحلیل مجله آتلانتیک جلب می کنیم که در تحلیلی تاکید نموده ایران پس از پیکار کنونی، قدرت مسلط در منطقه خاورمیانه (به تعبیر رهبر شهید انقلاب منطقه غرب آسیا) خواهد بود و آمریکا پس از این دوره نفوذ چندانی در این منطقه نخواهد داشت و مجبور به کاهش نیرو و یا خروج دائمی از آن است. سخنی که با وقایع میدانی نیز قابل تطبیق بوده و تجربه ماجراجویی های نظامی ایالات متحده آمریکا در دهه های گذشته (به ویژه در افغانستان و عراق) نیز آن را تایید می کند؛ چرا که با وجود هزینه های هنگفت این جنگ ها دستاورد دراز مدتی برای آمریکا در پی نداشته و آنان پس از چند سال تعقیب و گریز به خروج از منطقه ناگزیر شدند. اکنون نیز ایالات متحده که از تحقق اهداف اعلام شده از نبرد با ایران ناکام مانده و اعتبارش به عنوان قدرت بزرگ جهان را تا حد بسیاری از دست داده، می کوشد راه خروج آبرومندانه ای از این بحران خود ساخته پیدا کرده و به هر وسیله ای چنگ می زند تا شکست های میدان را سانسور کرده و به دستاوردی برسد که اعتبارش را حفظ کند.
ترامپ که گمان می کرد به راحتی می تواند ایران را همچون ونزویلا ببلعد و با اندک هزینه ای به ثروت سرشار ایران دست یافته و با ایجاد اختلاف قومی و مذهبی، زمینه درگیری داخلی و تجزیه کشور را فراهم سازد، اکنون در موقعیتی است که با نقدهای فراوانی از داخل آمریکا مواجه بوده (صداهای فراوانی از داخل آمریکا شنیده می شود که جنگ با ایران، غیرقانونی بوده و در راستای منافع اسرائیل است نه آمریکا) و متحدان سنتی کاخ سفید از جمله عربستان و امارات نیز اعتماد خود را به توان آمریکا در دفاع از سرزمینهایشان از دست داده و می کوشند از راه های دیگری امنیت پایدار خود را تامین نمایند که نمونه آن، توافق مکه است. پرسش دوم اینکه چرا دولت ترامپ پس از جنگ بی برنامه با ایرانیان و بهره بردن از همه ظرفیت های نظامی خود، به تحریم اقتصادی و محاصره روی آورده؟ آیا امید دارد با افزایش فشار اقتصادی، ملت ایران را به ستوه آورده و در برابر نظام اسلامی قرار دهد تا به زعم خود آنچه را که در میدان نبرد به دست نیاورده با هزینه کمتر در میدان اقتصاد به دست آورد؟
تحریم و محاصره راهکار جدیدی برای رویارویی با جمهوری اسلامی نبوده و از ابتدای انقلاب آن را آزموده اند و نتیجه مدنظر خود را نیافته اند؛ اما این بار یک تفاوت اساسی با گذشته داشته و آن کاهش چشمگیر قدرت آمریکا در تحمیل اراده اش به دولت ها و ملت ها و نیز کاهش تاثیر گذاری آن بر کشورهای هم پیمان و متحد با ایران به ویژه چین است که می توان گفت محاصره اقتصادی با وجود این دو چالش بزرگ برای آمریکا -اگر چه مشکلاتی را برای ملت بزرگ و صبور ایران به وجود می آورد- اما نمی تواند رویاهای ترامپ و کابینه جنگ طلبش را برآورده سازد. ضمن آنکه جمهوری اسلامی نیز از ظرفیت های گسترده ای برای یافتن راه های جایگزین از جمله بهره گیری از ظرفیت کشورهای همسایه، سازمان بریکس و اجلاس شانگهای برخوردار است که به کارگیری و برنامه ریزی دقیق توسط مسئولان اجرایی توطئه های دشمنان را تا حد فراوانی کم اثر خواهد کرد.
ترامپ که با شعارهای “پایان دادن به جنگ های بی پایان” و “اول آمریکا” و “بزرگی را دوباره به آمریکا بازمیگردانیم”، توانست به قدرت رسد و بر مسند ریاست جمهوری تکیه زند، در تحقق اهدافش باز مانده و با تحریک اسرائیل (و شاید تهدید موساد به افشاگری پرونده اپستین) جنگی را آغاز کرده که شکست بزرگ و تاریخی برای آمریکا خواهد بود و نتیجه آن، به تعبیر ریاست مجلس دکتر قالیباف گرسنه کردن دوباره آمریکاست. این نبرد به اعتراف رسانه های آمریکایی و غربی شکستی تاریخی به شمار رفته و خوی ددمنشی دشمنان اسلام و دشمنان تمدن ایرانی را بار دیگر آشکار نمود.
لازم به ذکر است رئیس جمهور شکست خورده ایالات متحده همچنان به ایجاد شکاف و نزاع داخلی در ایران برای پیروزی بر ملت بزرگ ایران امیدوار است و برای ناکام گذاشتن رئیس جمهور فریبکار آمریکا باید بکوشیم وحدت و انسجام خود را حفظ کرده و نسبت به دسیسه ها و توطئه های آمریکا و اسرائیل آگاهی و بصیرت خویش را افزایش دهیم و با کمک به یکدیگر از جهات گوناگون (به ویژه دستگیری از نیازمندان و آسیب دیدگان جنگ کنونی) راه را برای تحقق پیروزی و بازگشت مجد و شکوه به تمدن نوین اسلامی فراهم سازیم.
پیکار کنونی که به نقاط حساسی رسیده، نوید آینده ای روشن از عزت و بزرگی ایرانیان را می دهد که این همان وعده قرآن مجید است: “هر کس پارسایی کند و صبر پیشه نماید، خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند”. (سوره یوسف، آیه 90).
از این رو (به ویژه پس از پیروزی های خیره کننده جنبش انصار الله یمن در منطقه باب المندب و غافلگیری آمریکا از تحولات سریع این منطقه) با اعتماد به وعده های الهی می توان با قطعیت گفت: پایان این نبرد پیروزی ایرانیان و افزایش اعتبار جهانی جمهوری اسلامی و نفوذ منطقه ای ایران و کاهش چشمگیر اقتدار و هژمونی آمریکا در منطقه و جهان خواهد بود که اکنون نشانه های آن آشکار شده است.
انتهای پیام/





































دیدگاهتان را بنویسید