مردی که میکوشید فکر و غم ایران را در دل خود زنده نگه دارد
ویراست تازه کتاب «ایران را از یاد نبریم» شامل مقالات محمدعلی اسلامی ندوشن منتشر شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انتشارات سرو سخنگو چاپ هفدهم کتاب «ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایه همای» را روانه بازار نشر کرد.
کتاب «ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایه همای»، اثری تحلیلی و آیندهنگرانه از محمدعلی اسلامی ندوشن است که در آن، ریشههای مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران در دو دهه سرنوشتساز پیش از انقلاب به شکلی عمیق و موشکافانه بررسی میشود. این کتاب در واقع آینهای دووجهی است: یک وجه آن به درون و مسائل داخلی ایران مینگرد و وجه دیگر، ارتباط ایران را با دنیای بیرون، بهویژه غرب، به تصویر میکشد.
این اثر با نگاهی دوگانه به درون جامعه ایران و نسبت آن با جهان بیرون، فهمی ریشهای از تاریخ معاصر ارائه میدهد و خواننده را به درکی دقیق از گذشته، حال و آینده این سرزمین میرساند.
محمدعلی اسلامی ندوشن از ابتدای دهه چهل شمسی و با انتشار کتاب «ایران را از یاد نبریم» قدم در راه نقد جامعه ایرانی و فرهنگ آن نهاد. او پیشتر از آن با انتشار مقالاتی که هسته اولیه کتاب بودند، خود را به عنوان وجدانی نگران برای جامعه و فرهنگ ایرانی شناسانده بود.
نگرانی اسلامی ندوشن برای انسان معاصر و به تعبیر خود او انسان قرن حاضر، مضمون غالب دیگر مقالات او بود.
در ابتدا این اثر به صورت دو کتاب مجزا «ایران را از یاد نبریم» و «به دنبال سایه همای» چاپ شده بوده است اما به دلیل ارتباط مقالات دو کتاب، در چاپهای جدید همراه با هم و در یک مجموعه چاپ شده است.
ندوشن در بخشی از این کتاب مینویسد: «من در قعر ضمیر خود احساسی دارم چون گواهی گوارا و مبهمی که گاه به گاه بر دل میگذرد و آن، این است که رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرمی او به او بازخواهد گشت. من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند، کشوری نامآور و زیبا و سعادتمند گردد و آنگونه که درخور تمدن و فرهنگ و سالخوردگی اوست نکتههای بسیاری به جهان بیاموزد.
این ادعا بیشک کسانی را به لبخند خواهد آورد، گروهی هستند که اعتقاد به ایران را اعتقادی سادهلوحانه میپندارند، لیکن آنان که ایران را میشناسند هیچگاه از او امید برنخواهند گرفت…
ایران سزاوار آن است که خوشبخت و سرفراز باشد، و برای آن که خوشبخت و سرافراز گردد، باید هم به خود وفادار بماند و هم به استیلای علم بر جهان کنونی ایمان بیاورد و در آموختن آنچه نمی داند، غفلت نورزد. ما فرزندان کنونی ایران، موهبت آن را یافته ایم که در یکی از دورانهای رستاخیز این کشور زندگی کنیم. این امر هم موهبتی است، و هم مسؤولیتی گران بر شانه ما می نهد. نخستین نشانه توجه به این مسؤولیت آن است که امیدوار بمانیم و صبور باشیم. این گفته تولستوی را از یاد نبریم: «نیرویی برتر از نیروی این دو جنگاور نیست: یکی زمان و دیگری شکیبایی.»
نویسنده در مقدمه چاپ نخست کتاب نوشته است:
«گرفتاریهای روزانه، دلمشغولیها و بهتزدگیهای قرن، مانع از آن است که بسیاری از ما به عمق ماجرایی که در روح ایران است، توجه کنیم. چون کسی هستیم که به باغ کهنسالی در چله زمستان پای مینهد و آن را خشک و خاموش و برهنه، گرانبار از غربت وحشی مرموز و شریر میبیند، بیآنکه نجوای پنهانی حیات، و لوله خاموش جرمهای روینده و سبز شونده را در شکم کندههای پیر و در نهاد شاخههای خشک دریابد. در زندگی ملتها نیز دورانهای سترون و دورانهای زاینده است، و تناوب و تسلسل این دورانها بوده است که تمدن را به پایه کنونی رسانیده. دوران ما یکی از دورانهای بارور است، و زایندگی هرچند با درد همراه باشد، باز سعادتبخش و شورانگیز میتواند بود.
در روزگاری که گویی ایران در ابری از فراموشی پیچیده شده است، اگر کار دیگری از دست ما برنیاید، لااقل خوب است بکوشیم تا فکر او و غم او را در دل خود زنده نگاهداریم و اعتقاد به زایندگی دوران را در سینه نپژمرانیم. ما از این حیث چون بیماران تریاکخوردهای هستیم که به هر افسونی است باید بیدار نگاهشان داشت؛ زیرا اگر چشم بر هم نهند، بیم آن است که دیگر آن را نگشایند. »
چاپ هفدهم اینکتاب با قیمت یک میلیون و 100 هزار تومان منتشر شده است.
انتهای پیام/





































دیدگاهتان را بنویسید