ماجرای بازگشت اسلام به مسیر اصلی در دوران امام صادق (ع)
مهمترین موضوع در دعوت امام صادق(ع)، تبیین مسئله امامت بود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر معصومه موحد، کارشناس مسائل دینی، در یادداشتی به بررسی شیوه مبارزاتی امام صادق (ع) پرداخته است:
تصور کنید یک دین بزرگ، بعد از گذشت سالها از رحلت پیامبرش و بعد از شهادت سه امام برحق، آرامآرام از مسیر اصلی خود منحرف شده است. در چنین شرایطی، چه کسی میتواند این دین را دوباره به راه راست برگرداند؟ پاسخ تاریخ این است: امامان معصوم علیهم السلام پشت سر هم، مثل حلقه یک زنجیر محکم، مأموریت نجات اسلام را بر عهده گرفتند.
یک حلقه امام سجاد(ع) بود. ایشان مثل باغبانی ماهر، بعد از یک طوفان ویرانگر، شروع به کاشتن بذرهای جدید در خاک سوخته جامعه کردند. کار ایشان، بازسازی روحیه معنوی و اخلاقی مردم بود؛ کاری سخت و زمانبر، اما ضروری برای شروع هر تحول بزرگی.
حلقه دوم، امام باقر(ع) بود. ایشان مثل یک معمار دقیق، نقشه کامل این بنای در حال ساخت را طراحی کردند. امام باقر(ع) اصول، قوانین و مرزهای فکری مکتب اهلبیت(ع) را با دقت تبیین کردند تا هر کس بتواند راه درست را از نادرست تشخیص دهد.
اما نوبت که به امام صادق (ع) رسید، ایشان مأموریت «تکمیل و بهرهبرداری» از این بنا را بر عهده گرفتند. اگر دو امام پیشین، پیریزی و طراحی را انجام داده بودند، امام صادق (ع) باید ستونها را بالا میبردند و گنبد عدالت را نصب میکردند. به همین دلیل شیعیان آن زمان، امام صادق(ع) را امید سالهای انتظار خود میدانستند. در واقع امام صادق(ع) در نگاه مردم، کسی بودند که باید حکومت عادلانه امام علی(ع) را دوباره زنده میکردند و اسلام واقعی را به جامعه بازمیگرداندند. برنامه ایشان کاملاً مشخص بود: جمعبندی کارهای گذشته، سازماندهی نیروها، و در نهایت، برافراشتن پرچم حکومت حق بر ویرانههای حکومت ظالم.
دو فصل مبارزه؛ از فریاد آشکار تا نقشه پنهان
دوران امامت امام صادق (ع) را میتوان به دو بخش تقسیم کرد که هر کدام، روش مبارزاتی خاص خود را داشت. بخش اول مربوط به سالهای پایانی حکومت بنیامیه بود؛ زمانی که امام با شجاعت تمام، در مراسم حج و در برابر هزاران زائر، حقانیت خود را اعلام میکردند و با صدای بلند میفرمودند: «امام واقعی شما، من هستم». امام با استفاده از فرصت حج که مثل یک رسانه جهانی در آن زمان بود، پیام خود را به گوش مسلمانان سراسر دنیا میرساندند. این روش، هم تبلیغ مکتب بود و هم افشای غصب خلافت توسط حاکمان ظالم.
اما وقتی بنیامیه سقوط کرد و بنیعباس به قدرت رسیدند، همه چیز تغییر کرد. عباسیان با شعارهای فریبندهای مثل «ما هم از خاندان پیامبریم» در حال جلب اعتماد مردم بودند. در این شرایط، ادامه روش قبلی امام، دیگر کارآمد نبود. امام صادق (ع) نیاز به یک تغییر استراتژی هوشمندانه داشتند.
این تغییر استراتژی، سه بخش اصلی داشت:
- اول، بازتعریف گفتمان تشیع با زبانی جدید و متناسب با شرایط تازه.
- دوم، آموزش طرز فکر شیعی به مردم عادی تا هویت مستقل مکتب اهلبیت(ع) حفظ شود.
- سوم، تربیت نیروهای متعهد و کارآمد که در لحظه حساس، کنار امام بایستند و حرکت اصلاحی را پیش ببرند.
در واقع امام صادق(ع) در این دوره، از مبارزه مستقیم به مبارزه زیرپوستی گذر کردند. ایشان با آموزش احکام دین به سبک اصیل شیعی، تفسیر قرآن بر اساس دیدگاه اهلبیت(ع)، و ایجاد یک شبکه پنهانی از هواداران، در حال ساختن زیرساختهای یک تحول فرهنگی پایدار بودند که قرار بود نهتنها حکومت، بلکه ذهنیت جامعه را نیز تغییر دهد.
روشهای امام صادق(ع) برای تغییر جهان
مهمترین موضوع در دعوت امام صادق(ع)، تبیین مسئله امامت بود. ایشان نهتنها حقانیت خود را اثبات میکردند، بلکه همیشه نام ائمه پیشین را هم ذکر میکردند تا مردم بفهمند که امامت، یک زنجیره بههمپیوسته است و نمیتوان آن را تکهتکه کرد. این روش، مانع از تفرقه در میان شیعیان میشد.
ابزار دوم امام، جنگ علمی با حاکمان ظالم بود و آن حضرت با گسترش آموزش علوم دینی اصیل، عملاً در حال مبارزه با دستگاه حاکمیت بودند. چون حکومتهای انحرافی، فقط با تکیه بر دین تحریفشده میتوانستند بمانند؛ و امام با ارائه «دین واقعی»، پایههای لرزان این حکومتها را هدف قرار داده بودند.
ابزار سوم، ساختن یک شبکه جهانی هواداران بود. امام صادق(ع) یک تشکیلات بزرگ و پنهانی از مؤمنان و طرفداران حکومت علوی در سراسر جهان اسلام ایجاد کردند. این شبکه، از خراسان تا شمال آفریقا گسترده بود و اعضایش با هدفی مشترک، تحت هدایت امام، کارهای هماهنگی انجام میدادند. این تشکیلات، مثل یک سازمان منسجم انقلابی عمل میکرد.
حمایت هوشمند از قیامهای مردمی، ابزار دیگر امام صادق(ع) بود که با موضعگیریهای دقیق درباره قیامهای شیعی مثل حرکت زید بن علی هم روحیه مقاومت را در میان مردم تقویت میکردند و هم مرزهای مبارزه درست را تبیین مینمودند. ایشان با تأکید بر ارزش شهدای راه حق، در حال پیوند دادن جنبشهای پراکنده به ریشه ولایی تشیع بودند.
ابزار پنجم وصیت سیاسی برای تداوم راه بود که امام در آخرین لحظات عمر شریفشان، دو دستور مهم صادر کردند: اول، اینکه شیعیان هر سال در موسم حج برای ایشان عزاداری کنند تا پیام شهادت ایشان هر سال تکرار شود؛ و دوم، اینکه نام جانشین خود را مخفی نگه دارند تا ایشان در امان بمانند. این دو اقدام، نشاندهنده دوراندیشی امام تا واپسین لحظات حیات بود.
انتهای پیام/

































دیدگاهتان را بنویسید