«مسیحانگاریِ ترامپ» و ارتباطش با تفکر آخرالزمانیِ مسیحیت صهیونیسم
سران آمریکا با توهم خود که برخاسته از تفکرات افراطی صهیونیسم مسیحی است، خود را بالاتر از مسیح میدانند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در بسیاری از جریانهای دینی که روایت پررنگی از آخرالزمان، نبرد خیر و شر و ظهور نجاتدهنده دارند، برخی افراد و جریانات ممکن است دچار احساس رسالت شدید شوند. در این حالت، نشانههای معمولی برای آنان معنای ویژه پیدا میکند و بهعنوان علامت «انتخابشدگی» یا «هدایت مستقیم الهی» تفسیر میشود. این وضعیت میتواند از همانندسازی شدید با شخصیتهای مقدس تا شکلگیری توهمات مذهبی گسترده شود و نوعی عظمتپنداری معنوی ایجاد کند.
جریانهای آخرالزمانمحور ـ صرفنظر از دین، زمان یا جغرافیا ـ معمولاً ساختاری دارند که در آن جایگاهی بسیار برجسته برای «منجی» تعریف شده است. در این منظومه فکری، باور به نزدیکی ظهور، تفسیر نشانههای گوناگون بهعنوان مقدمات آن و نقشآفرینی یک ملت برای برخی پیروان یا رهبران بهصورت رایج دیده میشود. این چارچوب اعتقادی زمینهای فراهم میکند که در آن برخی افراد نشانههای بیرونی یا تجربههای شخصی را با معنایی فراتر از واقعیت تفسیر کنند.
ترکیب این بستر اعتقادی با سازوکارهای روانشناختی میتواند فردی را به این نتیجه برساند که «اگر ظهور نزدیک است و اگر من نشانههایی حس میکنم، شاید خود من همان فرد باشم». این نوع برداشت در تاریخ ادیان و فرقههای مختلف بارها مشاهده شده و پدیدهای فراگیر و غیرمنحصر به گروه خاصی است. در برخی اختلالات، شخص ممکن است دچار توهمات مرجع یا عظمتپنداری شود. مثلاً
* اختلال دوقطبی (در فاز شیدایی شدید)
* اسکیزوفرنی: شحص در این حالت اختلالی روانپریشانه پیدا میکند که باعث گسست از واقعیت، توهم، هذیان، اختلال در تفکر و مشکل در تشخیص واقعیات میشود.
* اختلالات روانپریشی ناشی از استرس یا فشار ایدئولوژیک
اگر چنین پیامی مرتب تکرار شود، یک فرد مستعد ممکن است: نقشهای اسطورهای را به خود نسبت دهد؛ احساس کند مرکز روایت الهی است؛ تصور کند باید جهان را تغییر دهد؛ خود را مرکز داستان بداند؛ احساس کند توسط خدا انتخاب شده؛ فکر کند نشانههای جهان با او مرتبط است.
صهیونیسم مسیحی دارای چنین تفکرات آخرالزمانی هستند و شخص ترامپ خود را یک صهیونیسم مسیحی و منجی یهود و فرماندۀ آخرالزمانی قلمداد میکند. یک جریان شِبه الهیاتی در میان برخی پروتستانهای انجیلی که تفسیر خاصی از کتاب مقدس، بهویژه نبوتهای عهد عتیق و مکاشفه یوحنا دارند. رئیس جمهور آمریکا پیش از این به صراحت گفته بود ما در یک جنگ 3000 ساله هستیم. نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز تصریح داشت که در یک مأموریّت مقدّس برای ایجاد سرزمین موعود است.
سایر سران آمریکا به ویژه جمهوریخواهان چنین توهمی دارند. در همین چارچوب، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در سخنانی به آرزوی خود درباره ساخت «معبد سوم» در بیتالمقدس اشاره کرد تا تأییدی بر این تحلیل باشد. او گفته بود: «سال 1917 که اورشلیم بهعنوان پایتخت اعلام شد، معجزه بود و هیچ دلیلی وجود ندارد که معجزهی بازسازی معبد در کوه معبد غیرممکن باشد.» او یک مسیحی انجیلی است. مسیحیان انجلیلی اغلب معتقدند که رویدادهای سیاسی فعلی (مانند ریاست جمهوری ترامپ) بخشی از برنامهریزی الهی برای وقوع رویدادهای آخرالزمان هستند که مستلزم دفاع قاطع از اصول دینی در برابر نیروهای شر است.
همچنین «مارکو روبیو»، سناتور وقت آمریکا در سال 2015، در سخنرانیای به موضوع ایران و باورهای دینی شیعیان اشاره میکند. او در این سخنرانی مدعی میشود که جمهوری اسلامی ایران در چارچوب یک نگاه آخرالزمانی عمل میکند و باور به ظهور «امام دوازدهم، مهدی» در تحلیل رفتار سیاسی این کشور نقش دارد. روبیو در این کلیپ میگوید «دشمن اصلی ما امام دوازدهم است. ما با ایران میجنگیم چون آنها معتقدند باید امام دوازدهم «مهدی» را بازگردانند، این جنگ سیاست نیست، این جنگِ آخرالزمان است.»
در این منظومه فکری، تاریخ بشر بهسوی یک نقطه اوج آخرالزمانی حرکت میکند و بازگشت مسیح هنگامی رخ میدهد که مجموعهای از «نشانهها» و «تحقق وعدههای مربوط به قوم اسرائیل» انجام شده باشد. پیروان این جریان معمولاً حوادث سیاسی و اجتماعی را در چارچوب این نبوتها تفسیر میکنند و آنها را نشانههایی از نزدیکبودن بازگشت مسیح میدانند.
در این نگاه، بازگشت یهودیان به سرزمینهای کتاب مقدس، تشکیل دولت اسرائیل و وقوع درگیریهای منطقهای، همگی بهعنوان مراحل ضروری در طرح الهی آخرالزمان تلقی میشود. بسیاری از پیروان این جریان معتقدند که تحقق این وقایع زمینهساز ظهور مسیح و برقراری حکومت الهی است. به همین دلیل، این تفکر نوعی منجیگرایی پررنگ و فعال دارد که در آن پیروان خود را بخشی از یک «سناریوی الهی» میبینند.
جریان مسیحیت صهیونیستی به عنوان نمونه، جنگ با ایران را نه یک بحران سیاسی، بلکه «ضرورتی مقدس» برای تسریع ظهور میداند. برخی مبلغان مطرح این جریان مانند جان هیگی حمله پیشدستانه به ایران را خواست الهی معرفی میکنند. به باور آنان، هرگونه صلح یا توافق با ایران، خلاف مسیر پیشگوییهای کتاب مقدس است و باید با اقدام نظامی جایگزین شود.
حال به تحلیل اول باز میگردیم. وقتی یکی از سران جریان صهیونیسم مسیحی از جمله ترامپ خود را در جایگاه مسیح در نظر میگیرند، ناشی از همان رسالت متوهمانهای است که تصور میکند اوست که جهان را باید تغییر دهد و بلکه او همان منجی موعود است.
انتهای پیام/

































دیدگاهتان را بنویسید