×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • شکست روایت رسمی در ترازوی نظرسنجی‌های معتبر

  • کد نوشته: 33646
  • ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • بررسی نظرسنجی‌های معتبر جهانی نشان می‌دهد روایت رسمی واشینگتن درباره جنگ با ایران با واقعیت همخوانی ندارد.

    شکست روایت رسمی در ترازوی نظرسنجی‌های معتبر
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تاریخ منازعات بین‌المللی همواره شاهد نبردهایی بوده است که فراتر از میدان‌های شلیک و انفجار، در ذهن و باور توده‌ها جریان یافته‌اند. «جنگ رمضان» که در مارس 2026 با ماجراجویی هوایی ایالات متحده علیه تأسیسات حیاتی جمهوری اسلامی ایران شعله‌ور شد، یکی از همین نقاط عطف تاریخی است که بررسی ابعاد آماری آن، تصویری متفاوت از آنچه در اتاق‌های جنگ پنتاگون و تل‌آویو ترسیم شده بود، ارائه می‌دهد. گزارش جامع مرکز مطالعات راهبردی ژرفا که به تحلیل بیش از 25 نظرسنجی معتبر بین‌المللی پرداخته است، نشان می‌دهد که این درگیری نه‌تنها اجماعی علیه ایران ایجاد نکرد، بلکه به شکافی عمیق در بدنه جوامع غربی و انزوای بی‌سابقه اسرائیل منجر شد. در واقع، تحلیل داده‌های آماری موسسات بزرگی چون رویترز، سی‌ان‌ان، دانشگاه مریلند و مراکز مطالعات امنیت ملی اسرائیل، روایتگر داستانی است که در آن، دیپلماسی عمومی واشینگتن در برابر واقعیت‌های میدان و اراده ملت‌ها به زانو درآمده است.

    در آغاز این بحران، یعنی در دوم مارس 2026، نظرسنجی‌های اولیه موسسه رویترز-ایپسوس نشان‌دهنده یک تردید بزرگ در جامعه آمریکا بود؛ جایی که 59 درصد از شهروندان آمریکایی صراحتاً با اقدام نظامی علیه ایران مخالفت کردند و تنها 41 درصد موافق حملات هوایی بودند. این شکاف با گذشت زمان و لمس تبعات اقتصادی جنگ عمیق‌تر شد، به طوری که در آوریل 2026، حدود 71 درصد از مردم آمریکا به این باور رسیدند که کشورشان اساساً توان پیروزی در این جنگ را ندارد. این سرخوردگی عمومی ناشی از ترسی نهادینه شده از تکرار تجربه‌های تلخ گذشته بود؛ موضوعی که در نظرسنجی سی‌ان‌ان نیز بازتاب یافت و 59 درصد پاسخ‌دهندگان از اقدامات نظامی در ایران انتقاد کردند و 62 درصد معتقد بودند که دونالد ترامپ بیش از حد به سمت جنگ تمایل دارد. نکته تکان‌دهنده در این میان، مخالفت قاطع 72 درصدی با هرگونه اعزام نیروی زمینی بود که نشان می‌داد بدنه جامعه آمریکا هیچ تمایلی برای قربانی کردن سربازان خود در یک باتلاق جدید در خاورمیانه ندارد.

    تبعات اقتصادی این جنگ، شاید ملموس‌ترین بخش برای شهروند غربی بود که به سرعت در نظرسنجی‌ها منعکس شد. بر اساس داده‌های موسسه پیو، 78 درصد آمریکایی‌ها به شدت نگران پیامدهای اقتصادی ناشی از درگیری بودند. نظرسنجی مرکز تحقیقاتی ای‌پی-نورک در 25 مارس 2026 عمق این فاجعه معیشتی را بهتر نشان می‌دهد؛ جایی که 45 درصد مردم به طور «شدید» یا «بسیار نگران» توانایی خود برای پرداخت هزینه بنزین بودند و 60 درصد معتقد بودند اقدامات نظامی ترامپ «فراتر از حد» رفته است. این فشار اقتصادی نه‌تنها محبوبیت ترامپ را به چالش کشید، بلکه 63 درصد از عملکرد او در مدیریت بحران ابراز نارضایتی کردند و 55 درصد خواستار بازگشت به میز دیپلماسی شدند. جالب اینجاست که حتی در میان نخبگان علمی و آکادمیک، این مخالفت به اوج خود رسید؛ به طوری که نظرسنجی مجله فارین پالیسی از 800 استاد روابط بین‌الملل نشان داد که 87 درصد کارشناسان با اقدام نظامی مخالف بوده و 91 درصد نسبت به گسترش خطرناک جنگ در کل منطقه هشدار داده‌اند.

    اما در سوی دیگر این معادله، یعنی در سرزمین‌های اشغالی، وضعیت به گونه‌ای دیگر رقم خورد که تحلیلگران آن را «پارادوکس اسرائیل» می‌نامند. در روزهای نخست عملیات موسوم به «شیر غرنده»، نوعی هیجان کاذب جامعه یهودی اسرائیل را فرا گرفت و 81 درصد از عموم مردم از عملیات حمایت کردند. با این حال، این انسجام ظاهری دوام چندانی نداشت. نظرسنجی موسسه دموکراسی اسرائیل (IDI) پرده از یک شکاف نژادی عمیق برداشت؛ در حالی که 93 درصد یهودیان حامی جنگ بودند، تنها 26 درصد از شهروندان عرب اسرائیل با این عملیات موافقت کردند. با گذشت یک ماه از شروع درگیری، نظرسنجی‌های هاآرتص نشان داد که حمایت‌های اولیه رو به افول گذاشته و نوعی «خستگی جنگی» در بخش‌های وسیعی از جامعه اسرائیل نفوذ کرده است.

    براساس مجموعه داده‌های نظرسنجی مطرح‌شده در این گزارش، الگوهای قابل‌توجهی در سطوح داخلی، منطقه‌ای و جهانی قابل مشاهده است. در داخل اسرائیل، نتایج موج سوم نظرسنجی مؤسسه INSS در پایان مارس 2026 نشان می‌دهد که ارزیابی‌ها درباره پیامدهای جنگ و میزان آسیب‌پذیری ایران دچار تغییر شده و هم‌زمان شکاف‌های سیاسی میان حامیان ائتلاف حاکم و اپوزیسیون افزایش یافته است. به‌ویژه در میان رأی‌دهندگان اپوزیسیون، حمایت از ادامه جنگ کاهش یافته و تنها حدود 28 درصد از آنان از تداوم درگیری حمایت کرده‌اند؛ نشانه‌ای از تشدید اختلاف دیدگاه در فضای سیاسی داخلی این کشور.

    در ایران، داده‌های نظرسنجی‌ها حاکی از شکل‌گیری نوعی همگرایی افکار عمومی در واکنش به تهدید خارجی است. بر اساس نظرسنجی مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما در 19 مارس 2026، حدود 75.7 درصد پاسخ‌دهندگان معتقد بوده‌اند که کشور توانسته است پاسخی قاطع و مناسب به حملات دشمن ارائه دهد. این احساس تقویت توان دفاعی در برخی نظرسنجی‌های بین‌المللی نیز منعکس شده است؛ برای نمونه در نظرسنجی دانشگاه مریلند، حدود 70 درصد از پاسخ‌دهندگان ایرانی بر ضرورت تقویت بیشتر توان نظامی برای مقابله با تهدیدات خارجی تأکید کرده‌اند. در عین حال، داده‌های مؤسساتی مانند گامان نشان می‌دهد که در کنار این گرایش‌ها، بخشی از جامعه همچنان دیدگاه‌های انتقادی درباره وضعیت اقتصادی یا ضرورت پیگیری مسیرهای دیپلماتیک و مذاکره دارد. با این حال، در شرایط تشدید درگیری نظامی، شاخص‌های مربوط به حمایت از تقویت توان دفاعی و مقاومت در برابر تهدید خارجی در نظرسنجی‌ها افزایش یافته است.

    در سطح بین‌المللی نیز نظرسنجی‌های چندکشوری تصویری از نگرش افکار عمومی جهانی نسبت به این بحران ارائه می‌دهند. طبق نتایج نظرسنجی جهانی مؤسسه ایپسوس که در بیش از 30 کشور انجام شده است، میانگین مخالفت با این جنگ در سطح جهانی حدود 65 درصد گزارش شده است. در اروپا، میزان مخالفت با حملات آمریکا و اسرائیل بیشتر بوده و به طور میانگین به حدود 73 درصد رسیده است؛ در برخی کشورها مانند آلمان نیز این رقم حدود 75 درصد گزارش شده است. همچنین حدود 79 درصد از پاسخ‌دهندگان اروپایی از نقش فعال‌تر اتحادیه اروپا در میانجی‌گری و تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیری‌ها حمایت کرده‌اند. در کشورهای مسلمان نیز سطح مخالفت با جنگ در برخی نظرسنجی‌ها بیش از 80 درصد گزارش شده است.

    در مجموع، مقایسه داده‌های ارائه‌شده در این نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که برداشت‌ها و واکنش‌های افکار عمومی نسبت به این بحران در مناطق مختلف جهان متفاوت بوده است. در برخی کشورها شکاف‌های سیاسی داخلی در ارزیابی جنگ برجسته شده، در برخی دیگر حمایت از تقویت توان دفاعی افزایش یافته و در سطح بین‌المللی نیز بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی از راهکارهای دیپلماتیک برای مدیریت بحران حمایت کرده‌اند. این مجموعه داده‌ها نشان می‌دهد که بحران‌های نظامی معاصر نه‌تنها در میدان‌های عملیاتی، بلکه در عرصه افکار عمومی و برداشت‌های اجتماعی در کشورهای مختلف نیز بازتاب‌های گسترده و چندلایه‌ای پیدا می‌کنند.

    انتهای پیام/ 

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *