×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • بهترین شیوه گفت‌وگو بین والدین و فرزندان در زمان اختلاف دیدگاه/ تعادل میان سنت و مدرنیته در خانواده

  • کد نوشته: 67446
  • ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
  • 2 بازدید
  • ۰
  • یک روانشناس اظهار کرد: تقابل سنت و مدرنیته و سخت‌گیری‌های افراطی، شکاف عمیقی در زیست دیجیتال و سبک زندگی نسل‌ها ایجاد و راهکار مقابله با هویت چهل‌تکه فرزندان را تغییر داده است.

    بهترین شیوه گفت‌وگو بین والدین و فرزندان در زمان اختلاف دیدگاه/ تعادل میان سنت و مدرنیته در خانواده

    به گزارش بهداشت نیوز، علی شریفی یزدی افزود: سنت به معنی ادامه اقتدار جمعی محسوب می‌شود و نکته دیگری که در آنجا مطرح می‌شود، بحث توزیع قدرت است که در خانواده سنتی عمودی است؛ یعنی پدر در بالا قرار می‌گیرد و بقیه زیرمجموعه او قرار می‌گیرند. در مقابل، در خانواده مدرن، توزیع قدرت افقی است. در این ساختار، تصمیم‌گیری‌ها نه بر اساس اقتدار فردی، بلکه بر مبنای مشورت و خرد جمعی انجام می‌شود. در واقع اگر در خانواده سنتی، «جمع‌گرایی» و حفظ وضع موجود اولویت دارد، در خانواده مدرن، محور اصلی بر «فردگرایی» و استقبال از تغییر استوار است.

    وی در خصوص اینکه مهم‌ترین زمینه‌های اختلاف بین نسل‌ها در خانواده‌های امروزی چگونه شکل می‌گیرد، گفت: مطالعات نشان می‌دهد که شکاف میان‌نسلی معمولاً در سه حوزه اساسی خود را نشان می‌دهد؛ یکی در بحث زیست دیجیتال است، یعنی اینکه فرزندان معمولاً جهان‌بینی و تفکرشان را بر اساس دنیای سایبری و دنیای دیجیتال تنظیم می‌کنند، در حالی که والدین به میزان زیادی با این جهان غریبه هستند. حوزه دیگر، بحث سبک زندگی است که معمولاً در خانواده‌های مدرن، موضوعاتی چون حریم خصوصی، آزادی، انتخاب و تصمیم‌گیری می‌تواند مبنا قرار گیرد، در حالی که در دنیای سنتی و خانواده‌های سنتی، بحث به‌گونه دیگری است. نکته دیگر اینکه شکاف معمولاً به مساله مدیریت زمان و اهداف برمی‌گردد؛ معمولاً در خانواده‌های سنتی، والدین بیشتر روی مساله امنیت اقتصادی تاکید دارند، در حالی که فرزندان روی بحث خودشکوفایی و استفاده از زمان برای لذت و بحث‌هایی از این دست متمرکز هستند.

    این روانشناس همچنین اظهار کرد: این موضوع به تغییرات تحمیلی برمی‌گردد. در گذشته معمولاً در طی چندین نسل، یک‌سری تغییرات جزئی خود را نشان می‌داد، در حالی که در دنیای معاصر به دلیل گسترش ارتباطات، معمولاً از طریق رسانه‌ها و سایر ابزارهای ارتباطی، شاهد تغییرات گسترده جهانی در زمینه پوشش، نوع نگاه به ازدواج و امثال این‌ها هستیم که در نهایت، این موارد باعث نوعی اختلاف بین والدین و فرزندان می‌شود.

    وی افزود: برای مثال، پدر و مادر در بحث ازدواج، به مساله آبرو و حیثیت اهمیت می‌دهند، در حالی که برای فرزندان، این موضوع یک امر کاملاً شخصی تلقی می‌شود؛ به همین دلیل، فرزندان امروز دیگر به آنچه پدر و مادرها در گذشته به عنوان یک پارادایم فکری به آن معتقد بودند و آن را پیاده می‌کردند، پایبندی محکمی ندارند و این یکی از موارد اختلاف بین والدین و فرزندان است که در خانواده‌های سنتی و خانواده‌های مدرن به این دو شکل خود را نشان می‌دهد و به عبارتی، مساله تکلیف‌گرایی در خانواده‌های سنتی دارد به سمت حق‌مداری در خانواده مدرن تغییر پیدا می‌کند.

    وی ادامه داد: در خانواده‌هایی که روابط بر مبنای منطق تنظیم می‌شود، فرزندان می‌توانند دست به انتخاب بزنند؛ بنابراین هضم شدن در مدرنیته یا انتخاب آن، به این دو سبک تربیتی برمی‌گردد. یعنی فرزندانی که علیه نظام سنتی شورش می‌کنند، امکان اینکه بدون فکر در مدرنیته هضم شوند زیاد است، در حالی که فرزندانی که در خانواده‌ای رشد می‌کنند که اجازه انتخاب به آن‌ها داده می‌شود، می‌توانند خودشان انتخاب‌گر باشند؛ با این توضیح که در خانواده‌هایی با سبک تربیتیِ اقتدارگرایانهِ منطقی، نتیجه این‌گونه می‌شود که فرزند توان انتخاب را پیدا می‌کند.

    این روانشناس با بیان اینکه چگونه تعارض سنت و مدرنیته بر هویت فردی فرزندان اثر می‌گذارد، اظهار کرد: این سبک تربیتی که در خانواده‌های سنتی رخ می‌دهد، در حقیقت هویت چهل‌تکه را برای فرزندان ایجاد می‌کند یا آن‌ها را دچار دوگانگی ارزشی می‌سازد؛ به طوری که در خانه مجبور هستند آداب و رسوم، سنن، ارزش‌ها و هنجارهای درون خانواده را مراعات کنند و وقتی وارد جامعه و فضای دیجیتال می‌شوند، بر مبنای ارزش‌های مدرن عمل می‌کنند که این امر باعث نوعی اضطراب، به‌هم‌ریختگی، آشفتگی، دل‌نگرانی و شک به همه چیز در فرزند می‌شود. می‌توانیم این‌گونه تعبیر کنیم فرزندان ما وقتی در چنین دوگانه‌ای سیر می‌کنند، هیچ‌وقت نمی‌توانند به یک اصالت نگرشی و بینشی درست، خواه بر مبنای سنت یا مدرنیته، دست یابند.

    شریفی یزدی با اشاره به اینکه سخت‌گیری بیش از حد خانواده‌های سنتی می‌تواند به پنهان‌کاری یا دوگانگی رفتاری منجر شود، بیان کرد: وقتی خانواده سنتی برای حفظ ارزش‌ها و هنجارها فشار می‌آورد، فرزندان به‌ناچار زیست زیرزمینی را انتخاب می‌کنند؛ یعنی از یک سو تظاهر و ریاکاری در برابر خانواده دارند و از سوی دیگر به ارزش‌ها و هنجارهای دنیای مدرنی که خود به آن عقیده دارند یا به آن‌ها تحمیل شده است، می‌پیوندند. این امر باعث می‌شود که خانواده نسبت به فرزند یک شناخت کاریکاتوری پیدا کند و وقتی این حباب ترکید، بحران‌های عمیق عاطفی در درون خانواده شکل می‌گیرد؛ بحران‌هایی که ناشی از تعارض بین خواسته‌ها، شناخت، نیازها و اهداف والدین با رفتار و کردار فرزندی است که حالا متوجه شده‌اند کار دیگری انجام می‌دهد.

    وی در رابطه با تنش‌زایی آزادیِ بیش‌ازحد در خانواده‌های مدرن اظهار کرد: در والدگری سهل‌گیرانه (Permissive Parenting) که والدین فاقد اقتدار لازم و چارچوب‌های تربیتی هستند، فرزند دچار “آنومی” یا بی‌هنجاری می‌شود. این وضعیت زمینه‌ساز سردرگمی و پوچ‌گرایی است. برخلاف تصور، مرزگذاری در خانواده به رشد بهتر کودک کمک می‌کند؛ چراکه فقدان آن، احساس ناامنی و بی‌تکیه‌گاهی ایجاد می‌کند، در حالی که مرزهای معقول و متعادل، بستر امنیت روانی فرزند را فراهم می‌آورند.

    راهکارهای تعادل‌بخشی و بهبود روابط نسل‌ها

    این روانشناس با بیان اینکه خانواده‌ها چگونه می‌توانند بین حفظ ارزش‌ها و پذیرش تغییر تعادل ایجاد کنند، گفت: در اینجا کلیدواژه ما «انعطاف‌پذیری پویا» است، یعنی والدین باید از نقش کنترل‌گر به نقش تسهیل‌گر و کمک‌کننده تغییر موضع بدهند و این کار باعث می‌شود بهتر بتوانند به فرزندانشان برای انتخاب درست‌تر کمک کنند. به این معنی که در زندگی باید بین اصول و روش‌ها تفکیک قائل شد؛ اصول مثل صداقت، پاکدامنی و… باید سر جای خود باشند ولی به مقتضای زمان ممکن است تغییراتی در زمینه روش‌ها اعمال کنیم تا فرزندانمان مطلب را بهتر متوجه شوند.

    بهترین شیوه گفت‌وگو بین والدین و فرزندان در زمان اختلاف دیدگاه

    شریفی یزدی با بیان اینکه بهترین شیوه گفت‌وگو بین والدین و فرزندان در زمان اختلاف دیدگاه چیست؟ گفت: گوش دادن فعال و تلاش برای دور ماندن از قضاوت می‌تواند کمک‌حال باشد؛ یعنی والدین به جای اینکه از ابزار نصیحت کردن و مقایسه کردن استفاده کنند، سعی‌شان بر این باشد که به حرف فرزندان گوش دهند. آن‌ها با گوش کردن پویا و فعال می‌توانند زمینه ارتباطی بهتری را بین پدر و فرزند و مادر و فرزند برقرار کنند.

    وی با اشاره به راهکارهایی برای کاهش تنش در چنین خانواده‌هایی گفت: نخستین راهکار، پذیرش تفاوت‌ها از سوی والدین است؛ اینکه بپذیرند اولاً بین آن‌ها و فرزندانشان تفاوت‌هایی وجود دارد و ثانیاً این تفاوت میان‌نسلی را به رسمیت بشناسند. به عنوان راهکار دیگر می‌توانم به افزایش سواد رسانه‌ای هم در فرزندان و هم در والدین اشاره کنم که این موضوع برای برقراری ارتباط مناسب‌تر بین نسل قبلی و نسل امروز بسیار کمک‌کننده است.

    این روانشناس ادامه داد: راهکار دیگر، برگزاری آیین‌های خانوادگی اعم از سنتی، مدرن یا تلفیقی است؛ به این معنا که اعضای خانواده در برخی از مراسم دور هم جمع شوند و یک‌سری کارهای مشترک و ارزشمند انجام دهند که این آیین‌ها می‌تواند اصالت سنتی داشته باشد مانند جشن نوروز یا پدیده‌ای کاملاً مدرن مانند جشن تولد باشد.

    شریفی یزدی در پایان با بیان اینکه شفافیت در قوانین یکی دیگر از راهکارهای مناسب است، اظهار کرد: به جای اینکه ما قوانینی مبهم، سخت و غیرقابل انعطاف داشته باشیم، با درک نیازها و خواسته‌های دوجانبه می‌توانیم به حرکت در مسیر نزدیک شدن نسل قبل و نسل امروز کمک کنیم. از سوی دیگر، مراجعه به مشاور نیز می‌تواند به عنوان یک میانجی متخصص برای برقراری روابط بهتر بین نسل قبل و نسل امروز کمک‌کننده باشد.

    منبع: ایسنا

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *