«قمارباز» فیلمی با سوژه مهم که قربانی سیاست غیرسینمایی در اکران شد
قمارباز فیلمی بود که میشد در ایام جنگ اکران نشود اما اصرار بر پرتعداد بودن فیلمها در سینما آن را قربانی کرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سینمای ایران تقریباً نزدیک به یک دهه است که از کمبود ژانر رنج میبرد و تقریباً تنها این سینمای کمدی است که در حال فروش است. این یادداشت قصد بررسی چرایی این پدیده را ندارد و تنها میخواهد به این مسأله بپردازد که در این شرایط چرا باید فرصتسوزی کنیم و اگر فیلمی که در قواعد ژانری (غیرکمدی) ساخته میشود را در زمان نامناسب اکران کنیم؟
زمانی که سینمای کمدی یکهتازی میکند و سینماداران از ترس نبود فروش فیلمهای غیرکمدی (که تجربه نشان داده باطل است) همه سانسهای خوب و پرمخاطب را به کمدی میدهند، مدیران سینمایی باید فیلمی که در ژانرهای جذاب و سینمایی مانند پلیسی ساخته میشوند را با حمایت جدی معنوی و مادی اکران کنند.
صحبت بر سر فیلم «قمارباز» است. فیلمی که در میان آثار نوروزی و سال جدید کمتر به آن توجه شد و در نهایت قربانی سیاستهای غیرسینمایی مدیران ارشاد شد.
اینکه در زمان جنگ دربهای سینما را باز کردیم تا مردم در شرایط جنگی به سینما بیایند و فیلم ببینند تا امید و فرهنگ توأمان زنده باشد اقدام پسندیدهای بود که بارها در مصاحبهها و مطالبی که منتشر کردیم به آن اشاره شد. در این میان طبیعتاً فیلمهایی که با حمایت دولت و ارگانهای دولتی ساخته شده بودند پیشقدم بودند و غیر از این هم انتظار نبود. برای این منظور «نیمشب» انتخاب به جا و درستی بود و حتی توانست در این شرایط 7 میلیارد فروش داشته باشد. فیلمی با پشتوانه شهرداری تهران که جایش در همین روزها خصوصاً با توجه به موضوع جنگ 12 روزه بود. دو فیلم دیگر یکی «بهشت تبهکاران» بود با حمایت بنیاد سینمایی فارابی که از زمان ساختش 2 سال میگذشت و دیگری «خط نجات» که بیش از 4 سال از زمان تولید آن میگذشت و همه آنها موضوعاتی ملی و میهنی داشتند.

اما انتخاب فیلم «قمارباز» در این میان اشتباه بزرگی بود. چراکه ما با یک فیلم اولی طرف بودیم که توانسته بود در جشنواره نظر منتقدین و داوران را جلب کند و سیمرغ بهترین کارگردانی فیلم اولی را از آن خود کند. این فیلم یا هر فیلم مشابه آن باید در زمانی اکران شود که بتواند خود را بدون آنکه زیر سایه فیلم مطرح دیگری باشد نشان بدهد. چیزی که باعث شد تا اکران آن تا حد چشمگیری خنثی شود: مخاطبینی که در جنگ برای تماشای فیلم میروندبیشترین تمرکزشان روی 1 فیلم مطرح است.
دیگر آنکه سال ساخت «قمارباز» مانند دو فیلم دیگر به سالهای قبل برنمیگشت و به اصطلاح در صف اکران نمانده بود بلکه یک فیلم تازه است که کشف استعداد شده بود. مشخصاً زمان اکران این فیلم باید در هنگامهای باشد که بتواند خود را نشان دهد.
اصرار بر اینکه باید 4 فیلم با موضوع جنگی و میهنی روی پرده باشد باعث شد تا فیلمی که میتوانست در زمان و جای درست خود اکران شود و گیشه خوبی داشته باشد، قربانی سیاستهای شعاری شود. در حالی که میشد با 3 فیلم هم درهای سینما را باز نگه داریم.
نگاهی به سانسهای اکران این فیلم حتی در روزهای کنونی که وضعیت سینما بهتر است نشان میدهد بدترین سانسها مانند ساعت 12 ظهر و 15 عصر یا آخر شب یا تکسانسهای عصرگاهی شامل حال این فیلم شده است. اتفاقی که قبلتر هم تجربه شده است و هر بار سینماداران میگویند که این فیلمها فروش نمیکند پس سانس به آن نمیدهیم. همان ماجرای معروف قصاص قبل از جرم!
این اتفاق البته تنها باعث قربانی شدن این فیلم نشد بلکه باعث شد تا سیاست مهم توجه به ژانرهای گوناگون یا تنوع ژانری هم ضربه بخورد. واقعبین باشیم، وقتی کاری کنیم که فیلمی پلیسی و جنایی نتواند در فروش سربلند بیرون بیاید چه انتظاری از بدنه سینما داریم که غیرکمدی بسازد؟! اما باز هم در آینده شاهد شعارهای توجه به ژانر خواهیم بود درحالی که هنگام عمل اشتباه دیگری به وقع خواهد پیوست.
اینگونه درگیر یک بازی و چرخه تکراری هستیم: دفاع از ژانر در گفتار و ضربه به آن در عمل.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید