×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • بمباران حقیقت توسط اخبار جعلی

  • کد نوشته: 35580
  • ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 5 بازدید
  • ۰
  • جامعه‌ای که توان تشخیص خود را حفظ کند از درون استوار باقی می‌ماند و خبر جعلی روی آن تاثیر نمی‌گذارد.

    بمباران حقیقت توسط اخبار جعلی
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تاریخ جنگ­ها همواره نشانه خطر با صدا و آتش شناخته شده است. انفجار، ویرانی و تلفات انسانی تصویری آشنا از خشونت به دست می دهد. اما جهان معاصر گونه ای تازه از تخریب را تجربه می کند، تخریبی که نه با انفجار بلکه با روایت آغاز می شود. در این نوع نبرد آن­چه هدف قرار می­گیرد شهر و زیرساخت نیست بلکه قوه تشخیص یک ملت است و خبر جعلی در چنین وضعی به ابزاری بدل می­شود که آرام و بی صدا بنیان فهم مشترک جامعه را فرسوده می­کند و اگر بمب هسته ای نقطه ای را نابود می­کند خبر جعلی توان آن دارد که میدان داوری یک جامعه را به تدریج از درون تهی سازد.جامعه انسانی تنها با قدرت سخت دوام نمی آورد و آن­چه ملت­ها را در لحظه های دشوار حفظ می کند شبکه­ای از اعتماد شناختی است، یعنی اطمینان عمومی به این­که واقعیت قابل فهم است و تصمیم جمعی می­تواند بر پایه داده­هایی نسبتاً معتبر شکل گیرد و هنگامی که این اعتماد آسیب ببیند حتی قدرتمندترین ساختارهای سیاسی و اقتصادی نیز در معرض تزلزل قرار می­گیرد و خبر جعلی دقیقاً در همین نقطه عمل می­کند و هدف آن صرفاً انتشار یک دروغ نیست بلکه تخریب امکان تشخیص حقیقت است.

    در جنگ شناختی مقصود این نیست که مخاطب به یک روایت خاص ایمان بیاورد بلکه کافی است آن قدر روایت­های متناقض ببیند که اساساً به امکان شناخت حقیقت بدگمان شود و از این منظر خبر جعلی نوعی خشونت معرفتی است. خشونتی که نه بدن بلکه عقل جمعی را هدف می­گیرد. وقتی سیلی از اطلاعات متناقض با شدت هیجانی بالا در فضای رسانه ای جریان پیدا می­کند ذهن اجتماعی دچار نوعی فرسودگی شناختی می شود و در چنین وضعی مردم به جای جست­و­جوی حقیقت به دنبال کاهش اضطراب خود می­روند که  نتیجه آن این است که جامعه به سمت واکنش­های احساسی، قضاوت­های عجولانه و تصمیم­های پرهزینه سوق داده می­شود که  این دقیقا همان نقطه­ای است که عملیات شناختی به ثمر می نشیند.

    ظهور هوش مصنوعی این وضعیت را به مرحله ای تازه رسانده است. در گذشته جعل خبر نیازمند شبکه­ای از افراد و منابع گسترده بود اما امروز، فناوری تولید متن، تصویر و ویدیو را به سطحی رسانده که ساخت روایت­های مصنوعی با کیفیت بالا در زمانی کوتاه ممکن است. ویدیوهای ساختگی، صداهای تقلیدی و تصاویر دستکاری شده مرز میان واقعیت و بازنمایی را باریک کرده است و در چنین شرایطی دشمن می­تواند همزمان چند روایت متضاد تولید کند و هرکدام را در بخشی از افکار عمومی منتشر سازد که نتیجه آن نه اقناع بلکه سردرگمی است،  وضعی که در آن جامعه میان چند واقعیت موازی سرگردان می­شود.

    در جنگ تحمیلی رژیم­های تروریست آمریکا و صهیونی علیه ایران نیز این منطق به روشنی قابل مشاهده است. میدان نبرد تنها عرصه نظامی نیست و ذهن مردم به یکی از اصلی ترین میدان­های رویارویی تبدیل شده است و در کنار فشارهای امنیتی و نظامی، شبکه ای از عملیات شناختی و رسانه ای تلاش می­کند روحیه عمومی را تضعیف کند و اعتماد اجتماعی را کاهش دهد مثلا شایعاتی درباره فروپاشی قریب الوقوع اقتصادی یا سیاسی، خبرسازی از اختلاف در سطوح تصمیم گیری و انتشار تصاویر و ویدیوهای قدیمی با عنوان رخداد تازه نمونه­هایی از این تاکتیک­ها است. چنین روایت­هایی برای ایجاد خطای محاسباتی در جامعه طراحی می­شود، خطایی که می­تواند انسجام اجتماعی را تضعیف کند.

    آن­چه این عملیات را خطرناک­تر می سازد نقش ناخواسته مخاطب در گسترش آن است. خبر جعلی زمانی قدرت پیدا می­کند که بدون تأمل بازنشر شود، شتاب در قضاوت و واکنش هیجانی همان نیرویی است که ماشین شایعه بر آن تکیه دارد و به همین دلیل دفاع در برابر جنگ شناختی تنها وظیفه نهادهای رسمی نیست بلکه به نوعی مسئولیت عمومی تبدیل شده است. در چنین شرایطی سواد رسانه ای باید فراتر از یک مهارت فنی فهمیده شود. سواد رسانه ای در حقیقت نوعی اخلاق شناختی است، اخلاقی­که بر دقت، احتیاط و مسئولیت در مواجهه با اطلاعات تأکید دارد و نخستین گام در این مسیر توجه به منبع خبر است. رسانه معتبر قابل پیگیری است و نشانه­هایی چون نام خبرنگار، زمان انتشار و امکان راستی آزمایی دارد. اما در مقابل حساب­های بی هویت و کانال­های تازه تأسیس که تنها هیجان تولید می­کنند اغلب بخشی از چرخه شایعه هستند.

    گام دوم توجه به زبان خبر است. تیترهای بسیار احساسی، واژه­های قطعی مانند فوری یا حتماً و درخواست برای بازنشر سریع اغلب نشانه­هایی از تلاش برای تحریک احساسات است نه اطلاع رسانی دقیق برای مخاطب است و گام سوم مقایسه میان منابع مختلف است. اگر ادعایی تنها در یک شبکه رسانه­ای خاص تکرار شود و رسانه­های دیگر آن را تأیید نکنند احتمال جعلی بودن آن افزایش می­یابد. در حوزه تصویر و ویدیو نیز احتیاط بیشتری لازم است و فناوری دیپ فیک امکان ساخت صحنه­هایی را فراهم کرده که در نگاه نخست کاملاً واقعی به نظر می­رسند و بررسی تاریخ انتشار، مکان وقوع، هماهنگی صدا و تصویر و حتی دقت به جزئیاتی مانند سایه ها یا نوشته­های روی تصویر می­تواند نشانه ­هایی از دستکاری را آشکار کند.

    با این همه مهم­ترین سپر دفاعی در برابر عملیات شناختی یک اصل ساده اما عمیق است و آن آرام سازی تصمیم است. جنگ شناختی بر سرعت و هیجان تکیه دارد و اگر مخاطب پیش از باور یا بازنشر یک خبر اندکی مکث کند و از خود بپرسد این روایت چه احساسی در او ایجاد می­کند و چه کسی از انتشار آن سود می­برد  بسیاری از زنجیره­های جعل از همان ابتدا متوقف می­شود و باید گفت که قدرت یک جامعه تنها در توان نظامی آن خلاصه نمی­شود. جامعه­ای که توان تشخیص خود را حفظ کند از درون استوار باقی می­ماند و  خبر جعلی می­تواند از بمب خطرناک تر باشد زیرا بمب شهر را ویران می­کند اما جعل خبر عقل جمعی را به زوال می­کشاند. بازسازی ساختمان های ویران شده ممکن است اما بازسازی اعتماد و تشخیص بسیار دشوارتر است، از همین رو در روزگار جنگ شناختی هر شهروند آگاه به اندازه یک سنگر اهمیت دارد و هر مکث مسئولانه گامی در دفاع از حقیقت و انسجام ملی به شمار می آید.

    یادداشت از: محدثه حکیم‌زاده

    انتهای پیام/ 

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *