×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • ادبیات کلاسیک و تحولات جدید ارتباطات

  • کد نوشته: 80123
  • ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
  • 5 بازدید
  • ۰
  • رسانه را نباید فقط از روی ابزارهایش شناخت؛ رسانه را باید از روی اثری که بر انسان و جامعه می‌گذارد فهمید.

    ادبیات کلاسیک و تحولات جدید ارتباطات
    فرهنگی

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، هفته ارتباطات فرصت خوبی برای فکرکردن به ماهیت رسانه است. رسانه امروز دیگر فقط روزنامه‌ای روی دکه، صدایی از رادیو یا تصویری در قاب تلویزیون نیست؛ رسانه وارد زندگی روزمره شده و تقریباً هیچ حوزه‌ای از حیات اجتماعی از نفوذ آن در امان نمانده است. خبر، آموزش، سیاست، فرهنگ، سرگرمی و حتی روابط شخصی، همگی در معرض مناسبات ارتباطی تازه قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، شناخت ارتباطات فقط برای دانشجوی علوم ارتباطات ضروری نیست؛ هر کسی که می‌خواهد جامعه امروز را بفهمد، ناگزیر است رسانه را بشناسد. اما برای این شناخت، همیشه لازم نیست از کتاب‌های خارجی آغاز کرد. در ایران نیز طی چند دهه، شماری از استادان و پژوهشگران ارتباطات تلاش کرده‌اند این دانش را به زبان فارسی صورت‌بندی کنند و آن را با مسائل جامعه ایرانی پیوند بزنند. برخی از این آثار هنوز مرجع‌اند و برخی دیگر، با وجود گذشت زمان، همچنان ارزش بازخوانی دارند.

    در میان این آثار، ارتباط‌شناسی مهدی محسنیان‌راد جایگاهی متفاوت دارد. این کتاب از شناخته‌شده‌ترین آثار تألیفی در حوزه ارتباطات انسانی در ایران است و ارتباطات میان‌فردی، گروهی و جمعی را در کنار مدل‌ها و گونه‌های مختلف ارتباط بررسی می‌کند. این اثر در چاپ‌های متعدد منتشر شده و در نسخه‌های جدید نیز حجم قابل توجهی دارد. اهمیت ارتباط‌شناسی در این است که ارتباط را صرفاً به رسانه‌های جمعی محدود نمی‌کند. مسئله اصلی کتاب، خود فرآیند ارتباط است؛ اینکه انسان چگونه پیام می‌دهد، چگونه پیام دریافت می‌کند و چگونه میان فرستنده و گیرنده معنا شکل می‌گیرد. این نگاه امروز هم اهمیت خود را حفظ کرده است.

    شبکه‌های اجتماعی ظاهراً ارتباط را آسان‌تر کرده‌اند، اما آیا الزاماً فهم متقابل را بیشتر کرده‌اند؟ ممکن است انسان امروز در چند ثانیه با صدها نفر ارتباط برقرار کند، اما همچنان نتواند دیگری را درست بفهمد. ارزش بازخوانی محسنیان‌راد در همین نقطه آشکار می‌شود: فناوری شکل ارتباط را تغییر می‌دهد، اما مسئله فهم همچنان باقی است. با این حال، محدودیت کتاب نیز روشن است. بخش‌هایی از آن در فضای ارتباطی امروز نیازمند بازخوانی و تکمیل است. جهان رسانه‌ای دهه‌های گذشته با جهان پلتفرم‌ها، شبکه‌های اجتماعی، الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی تفاوت اساسی دارد. بنابراین ارتباط‌شناسی را نباید پاسخ نهایی به مسائل امروز دانست؛ بلکه باید آن را یکی از پایه‌های نظری برای ورود به این مسائل تلقی کرد.

    در کنار محسنیان‌راد، نام کاظم معتمدنژاد در تاریخ مطالعات ارتباطی ایران جایگاهی اساسی دارد. کتاب وسایل ارتباط جمعی او از آثار شناخته‌شده دانشگاهی در این حوزه است و توسط دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شده است. چاپ‌های متعدد این کتاب نیز نشان‌دهنده جایگاه آن در ادبیات دانشگاهی ارتباطات ایران است. معتمدنژاد در این اثر به سراغ رسانه‌های جمعی می‌رود و تلاش می‌کند تصویری منسجم از وسایل ارتباطی ارائه دهد.

    اهمیت این کتاب بیش از آنکه فقط در اطلاعات مربوط به رسانه‌ها باشد، در نگاه ساختاری آن به ارتباطات است. اما همین‌جا باید یک نقد جدی را مطرح کرد. بخشی از ادبیات کلاسیک ارتباطات در ایران، به دلیل زمان نگارش، طبیعتاً با جهان رسانه‌ای امروز فاصله دارد. روزنامه، رادیو و تلویزیون در زمان شکل‌گیری این ادبیات، تولیدکننده اصلی پیام بودند؛ در حالی که امروز مخاطب می‌تواند هم‌زمان تولیدکننده، توزیع‌کننده و مصرف‌کننده پیام باشد. بنابراین خواندن معتمدنژاد برای شناخت ریشه‌های مطالعات رسانه در ایران ضروری است، اما کافی نیست. ارزش این آثار بیشتر در فراهم کردن  مبنای فهم است تا ارائه تصویری کامل از رسانه امروز.

    در حوزه جامعه‌شناسی ارتباطات، جامعه‌شناسی ارتباطات باقر ساروخانی نیز یکی از آثار قابل توجه فارسی است. این کتاب ارتباط را در پیوند با ساختار اجتماعی بررسی می‌کند و به جای نگاه کردن به ارتباط به عنوان یک فرآیند جدا از جامعه، آن را بخشی از زندگی اجتماعی می‌داند. سابقه انتشار این اثر به دهه 1360 بازمی‌گردد. اهمیت ساروخانی در این است که ارتباط را از سطح تکنیک بالاتر می‌برد. اگر ارتباط فقط انتقال پیام بود، مسئله چندان پیچیده نمی‌شد؛ اما وقتی ارتباط با قدرت، فرهنگ، گروه اجتماعی، هویت و ساختار جامعه گره می‌خورد، موضوع شکل دیگری پیدا می‌کند. این نگاه برای فهم رسانه امروز بسیار مهم است. چرا یک خبر بیشتر دیده می‌شود و خبر دیگری نه؟ چرا یک روایت در جامعه فراگیر می‌شود و روایت دیگری به حاشیه می‌رود؟ چرا مخاطبان مختلف از یک پیام واحد برداشت‌های متفاوتی دارند؟

    پاسخ به این پرسش‌ها را نمی‌توان صرفاً در فناوری جست‌وجو کرد. جامعه، فرهنگ و موقعیت اجتماعی مخاطب نیز در معنای پیام دخالت دارند. البته درباره آثار کلاسیک جامعه‌شناسی ارتباطات نیز باید یک احتیاط داشت. تغییرات رسانه‌ای آن‌قدر سریع شده که برخی چارچوب‌های قدیمی برای توضیح پدیده‌های جدید کافی نیستند. شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های پلتفرمی، رابطه میان تولیدکننده و مخاطب را دگرگون کرده‌اند و مفاهیمی مانند مخاطب منفعل دیگر نمی‌توانند همه واقعیت را توضیح دهند.

    در اینجا می‌توان به سراغ یونس شکرخواه رفت؛ پژوهشگری که بخش مهمی از آثارش را به روزنامه‌نگاری و رسانه‌های جدید اختصاص داده است. کتاب روزنامه‌نگاری سایبر؛ اتاق خبر آینده در برابر روزنامه‌نگاری سنتی از جمله آثاری است که مستقیماً با تحول رسانه و روزنامه‌نگاری در فضای دیجیتال سروکار دارد. اهمیت این کتاب در این است که رسانه جدید را صرفاً نسخه الکترونیکی رسانه قدیم نمی‌بیند. فضای سایبر قواعد متفاوتی دارد: سرعت انتشار بالاتر است، مخاطب می‌تواند واکنش نشان دهد، محتوا قابلیت بازنشر دارد و مرز میان تولیدکننده و مصرف‌کننده کمرنگ‌تر می‌شود.

    اما امروز حتی این حوزه نیز با چالش تازه‌ای روبه‌رو شده است. رسانه دیجیتال دیگر فقط سایت خبری نیست؛ شبکه‌های اجتماعی، موتورهای توصیه‌گر، ویدئوهای کوتاه، پادکست‌ها و ابزارهای هوش مصنوعی، میدان رسانه را چندپاره کرده‌اند. به همین دلیل، ارزش کتاب شکرخواه بیش از آنکه در ارائه پاسخی نهایی برای رسانه امروز باشد، در ثبت یکی از مراحل مهم گذار روزنامه‌نگاری ایران از رسانه سنتی به رسانه دیجیتال است.

    در میان آثار ایرانی، ارتباطات انسانی علی‌اکبر فرهنگی نیز اهمیت خود را دارد. این اثر به مبانی ارتباطات انسانی، ارتباطات میان‌فردی، ارتباطات غیرکلامی و عناصر مؤثر بر ارتباط می‌پردازد. نقطه قوت چنین آثاری این است که در میان بحث‌های گسترده درباره رسانه، انسان را فراموش نمی‌کنند. رسانه بدون انسان معنایی ندارد. پیش از آنکه مسئله ما الگوریتم و پلتفرم باشد، مسئله ما انسان‌هایی هستند که می‌خواهند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این موضوع در زمانه شبکه‌های اجتماعی حتی جدی‌تر شده است. بخشی از بحران ارتباطی امروز، کمبود پیام نیست؛ بلکه افزایش پیام و کاهش فرصت تأمل است. انسان پیام‌های بیشتری دریافت می‌کند، اما الزاماً بهتر نمی‌فهمد. از این منظر، کتاب‌های ایرانی ارتباطات یک ویژگی مهم دارند: آنها ما را به پرسش‌های بنیادی برمی‌گردانند. ارتباط چیست؟ مخاطب کیست؟ رسانه چه نسبتی با جامعه دارد؟ چگونه معنا تولید می‌شود؟ و چرا یک پیام برای افراد مختلف، معانی متفاوتی پیدا می‌کند؟

    شاید ضعف اصلی ادبیات ارتباطات در ایران، نه کمبود کتاب، بلکه فاصله میان ادبیات کلاسیک و تحولات جدید باشد. ما مجموعه‌ای ارزشمند از آثار تألیفی داریم، اما سرعت تحولات رسانه‌ای گاهی فرصت به‌روزرسانی نظریه‌ها و پژوهش‌ها را از میان برده است. امروز لازم است نسل تازه‌ای از پژوهشگران ایرانی، بر شانه همین آثار بایستند و درباره مسائل تازه بنویسند: اقتصاد توجه، شبکه‌های اجتماعی، الگوریتم‌ها، هوش مصنوعی، تغییر مفهوم مخاطب، اخبار جعلی، اتاق‌های پژواک، روزنامه‌نگاری داده‌محور و آینده رسانه‌های ایرانی. این کار بدون شناخت میراث ارتباطات در ایران دشوار است. ارتباط‌شناسی محسنیان‌راد، وسایل ارتباط جمعی معتمدنژاد، جامعه‌شناسی ارتباطات ساروخانی و روزنامه‌نگاری سایبر شکرخواه هرکدام بخشی از این مسیر را روشن می‌کنند. هیچ‌کدام به‌تنهایی پاسخگوی تمام مسائل امروز نیستند و اتفاقاً ارزش آنها زمانی بیشتر آشکار می‌شود که در کنار یکدیگر خوانده شوند.

    محسنیان‌راد بیشتر ما را به خودِ فرآیند ارتباط نزدیک می‌کند؛ معتمدنژاد به ساختار و وسایل ارتباط جمعی توجه دارد؛ ساروخانی ارتباط را در متن جامعه قرار می‌دهد و شکرخواه مسیر ورود روزنامه‌نگاری به جهان دیجیتال را دنبال می‌کند. جمع کردن این چهار نگاه کنار هم، تصویری مهم به دست می‌دهد: رسانه فقط یک دستگاه یا پلتفرم نیست. رسانه در نقطه تلاقی انسان، جامعه، فناوری و معنا شکل می‌گیرد. به همین دلیل، بازگشت به کتاب‌های ایرانی ارتباطات صرفاً یک بازگشت دانشگاهی نیست. این آثار می‌توانند به ما کمک کنند بفهمیم چرا جامعه‌ای که هر روز بیشتر با هم حرف می‌زند، الزاماً بیشتر یکدیگر را نمی‌فهمد؛ چرا انفجار اطلاعات الزاماً به افزایش آگاهی منجر نمی‌شود و چرا در عصر رسانه‌های فراگیر، مسئله اصلی دیگر فقط دسترسی به پیام نیست، بلکه توانایی تشخیص، تفسیر و فهم آن است.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *