×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • چرا شهادت، موتور محرک هندسه قدرت در نظام ولایی است؟

  • کد نوشته: 64248
  • ۱۹ تیر ۱۴۰۵
  • 4 بازدید
  • ۰
  • شهادت پایان قدرت نیست؛ آغاز باز تولید اقتدار در نظام ولایی است.

    چرا شهادت، موتور محرک هندسه قدرت در نظام ولایی است؟
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در قاموس تحلیل‌های متعارف سیاسی، ترور و حذف فیزیکی رهبران به مثابه یک نقطه پایان یا حداقل یک ضربه کاری بر پیکره یک نظام سیاسی نگریسته می‌شود. از منظر رئالیسم کلاسیک، قدرت در شخص و ساختار فیزیکی متمرکز است و با زوال فیزیکی پیشران، سیستم دچار فروپاشی یا گسست می‌شود.

    در دکترین بقای رهبر معظم انقلاب (رضوان الله علیه) شاهد یک پارادایم‌شیفت و تغییر پارادایم بنیادین هستیم. در این نگاه، شهادت نه یک خسارت جبری، بلکه یک فرآیند تبدیل انرژی است.

    نخستین رکن در دکترین رهبر شهید، نفی هدررفتن است. در معادلات مادی، ریخته شدن خون به معنای حذف یک منبع انسانی و به تبع آن، کاهش توان عملیاتی سیستم است. اما در منظومه فکری رهبر شهید، خون شهید یک موجودیت ایستا نیست، بلکه پتانسیلی است که در لحظه شهادت به انرژی جنبشی تبدیل می‌شود و در نهایت به هندسه قدرت تزریق می‌شود.

     هندسه قدرت در این­جا تنها به معنای توان نظامی یا اقتصادی نیست، بلکه به معنای سرمایه اجتماعی، ایمان جمعی و انسجام ساختاری است. وقتی یک رهبر به شهادت می‌رسد این انرژی رها شده به تمام اجزای نظام سرایت می‌کند. شهادت، خمودگی را از ساختارها می‌زداید و موتورهای انگیزشی جامعه را با سوختی نوین به‌روزرسانی می‌کند و این دقیقاً همان جایی است که مرزهای فیزیک در هم شکسته می‌شوند، جایی که فقدان یک شخص، به حضور حداکثری یک آرمان در ذهن و عمل جامعه تبدیل می‌گردد.

    دشمن در استراتژی ترور، همواره به دنبال گسست ساختاری است. آن‌ها بر این باورند که با حذف رأس هرم، شبکه ارتباطی دچار اختلال شده و اقتدار که در شخص متجلی شده است، فرومی‌ریزد. اما دکترین بقا، دشمن را با یک پدیده ناشناخته بنام هم‌افزایی ناشی از شهادت روبرو می­‌کند.

    در ساختارهای سکولار، رهبر محور انتفاع است و در ساختار الهی، رهبر خادم مسیر است. وقتی دشمن، رهبر را به شهادت می­رساند، در واقع ناخواسته باعث می‌شود آن مسیر، تقدس مضاعفی پیدا کند. از همین رو، شهادت، ایده را از قالب شخص جدا کرده و به آن جاودانگی می‌بخشد. همچنین دشمن نه تنها باعث گسست نمی‌شود، بلکه پیوند میان توده مردم و آرمان را چنان مستحکم می‌کند که دیگر هیچ عامل بیرونی نمی‌تواند آن را بگسلد و این همان پارادوکس شهادت است، هرچه دشمن برای نابودی بیشتر تلاش می‌کند، ریشه‌های درخت نظام در عمق باورهای عمومی مستحکم‌تر می‌شود.

    نکته کلیدی در دکترین رهبر شهید، اولویت‌بندی است، یعنی بقای شخص در برابر بقای مسیر، یک انتخابِ استراتژیک است. اگر بقای شخص برای بقای مسیر ضروری باشد، حفظ آن واجب است. اما اگر بقای شخص مانعی در مسیر حق باشد یا شهادتش بتواند به شتاب مسیر کمک کند، شهادت به مثابه یک کنش کاملاً هوشمندانه و هدفمند انتخاب می‌شود.

    این رویکرد، یک نگاه زیست‌شناختی نیست که به دنبال حفظ بقای بیولوژیک باشد، بلکه یک نگاه تکاملی است. در دکترین الهی، شخص ظرف است. از این منظر، ظرف هرچقدر هم گران‌بها باشد، برای محافظت از مظروف مقدس، می‌تواند شکسته شود تا آن حقیقت ناب در فضای بزرگ‌تری منتشر گردد. این درک از بقا، بزرگ‌ترین نقطه قوت رهبران الهی در طول تاریخ بوده است، آن‌ها شکست‌ناپذیرند زیرا پیشاپیش با مرگ خود کنار آمده‌اند و آن را در خدمت پیروزی ایده‌شان قرار داده‌اند.  همچنین وقتی از تزریق به پیکره هندسه قدرت سخن می‌گوییم، به یک واقعیت میدانی اشاره داریم.

    پس از هر ترور، شاهد چندین پدیده مثل اوج‌گیری وحدت اختلافات درونی در مواجهه با داغی بزرگ، بازسازی آرمان‌گرایی نسل‌های جدید و بازدارندگی معنوی دشمن با دیدن هستیم. بنابراین این هندسه قدرت، یک هندسه صلب و ایستا نیست، بلکه هندسه‌ای است که با هر ضربه، بازسازی و گسترده می‌شود.

    دکترین بقای رهبر معظم انقلاب، الگویی است برای آن­که نشان دهد قدرت در یک نظام الهی، نه در تسلیحات و نه در دیپلماسی، بلکه در فرهنگ شهادت‌طلبی نهفته است. این دکترین، نگاهی صرفاً معنوی یا انتزاعی نیست، بلکه یک برنامه عملیاتی برای تداوم اقتدار است. در این دکترین، مرگ پایان کار نیست، بلکه آغاز مرحله جدیدی از کنشگری است که در آن، ایده‌ی حق نه در یک شخص، بلکه در تک‌تک پیروان آن مسیر تجلی می‌یابد. از همین رو دشمن با سلاح ترور، تنها به دنبال حذف است، اما غافل است که با این عمل، بُعد فیزیکی رهبر را به بُعدی فراگیر و ابدی بدل می‌کند. بنابراین در دکترین بقای الهی، شهادت نقطه عطفی است که در آن ایده‌ی حق، مرزهای زمان و مکان را در هم می‌شکند و نظام را به بقای ابدی پیوند می‌زند.

    یادداشت از: اسماعیل جلالی

    انتها پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *