×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • راز پیوند عاطفی عمیق کودکان با «خاله» و «عمه»

  • کد نوشته: 64763
  • ۲۴ تیر ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • یک روانشناس گفت: “خاله” یا “عمه” برای بسیاری از ما آشناترین و گرم‌ترین چهره‌های کودکی‌مان هستند، اما اینکه چرا کودکان یا نوجوانان به آنها نزدیک می‌شوند؟ رازش نه در تعداد دفعات دیدار، بلکه در «کیفیت تعامل»، شنیدن بدون قضاوت و ایجاد احساس امنیت است؛ عامل‌هایی که می‌توانند خاله و عمه را به پشتوانه عاطفی برای تاب‌آوری کودک تبدیل کنند.

    راز پیوند عاطفی عمیق کودکان با «خاله» و «عمه»
    به گزارش میگنا دنیا نهضت در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که خاله یا عمه در حمایت عاطفی کودک نقش دارند، اظهار کرد: به‌طور کلی بچه‌ها می‌توانند علاوه بر والدین، با افراد دیگری دلبستگی امن داشته باشند. خاله یا عمه زمانی به منبع حمایت عاطفی تبدیل می‌شوند که در دسترس و پاسخگو و به احساسات بچه اعتبار بدهند؛ در موقعیت‌های استرس‌زا حضور حمایت‌کننده‌ای داشته و در واقع رابطه‌ای پایدار و قابل پیش‌بینی ایجاد کنند. مفهوم مهم دیگر، حمایت ادراک‌کننده کودک است. منظور از حمایت ادراک‌شده، تعداد افرادی نیست که اطراف کودک هستند، بلکه باور و احساس کودک نسبت به این است که اگر روزی ناراحت، مضطرب یا دچار مشکل شود، فردی قابل اعتماد و حامی در کنار او خواهد بود.

    وی اضافه کرد: گاهی ممکن است خاله یا عمه تماس روزانه با کودک نداشته باشند، اما کودک مطمئن باشد که در مواقع نیاز می‌تواند روی آنها حساب کند. همین حمایت ادراک شده، یکی از عوامل محافظت‌کننده مهم برای آن کودک محسوب می‌شود. به‌طور کلی کودکانی که حمایت ادراک‌شده بالاتری دارند، اضطراب و احساس تنهایی کمتری دارند، در تنظیم هیجان، موفق‌تر عمل می‌کنند، تاب‌آوری بیشتری در مواجهه با استرس خواهند داشت و احتمالا عزت‌نفس و احساس ارزشمندی بالاتری را هم تجربه می‌کنند و به‌طور کلی در روابط اجتماعی نیز عملکرد بهتری دارند.

    مهم‌ترین عوامل ایجاد وابستگی عاطفی کودک به خاله یا عمه
    نهضت با بیان این‌که “کیفیت تعامل” یکی از عوامل ایجاد وابستگی عاطفی کودک به خاله یا عمه است، گفت: کودک به فردی احساس نزدیکی بیشتری می‌کند که بتواند هیجان‌های او را ببیند، نام‌گذاری کند و بدون قضاوت به آنها پاسخ دهد. وقتی کودک حس کند که در حضور خاله یا عمه احساساتش جدی گرفته می‌شود، مغزش آن رابطه را به عنوان یک رابطه ایمن برداشت می‌کند. این تجربه به مرور باعث افزایش اعتماد، احساس امنیت و تمایل به نزدیکی بیشتر می‌شود. کودکان بیشتر به افرادی وابسته می‌شوند که به آنها گوش می‌دهند، هیجان‌هایشان را درک می‌کنند و با آنها بازی می‌کنند.

    وی ادامه داد: هرچه تماس مکررتر و با کیفیت‌تر باشد، احتمال دلبستگی بیشتر است. به یاد داشته باشیم کیفیت زمان از کمیتش پراهمیت‌تر است. کیفیت تعامل مانند بازی مشترک، گفت‌وگو، توجه کامل، تماس چشمی، شوخ‌طبعی و تجربه‌های مثبت مشترک، نقش بسیار پررنگ‌تری از تعداد ساعات حضور در شکل‌گیری دلبستگی دارد. به همین دلیل ممکن است کودکی با عمه‌ای که هفته‌ای یک بار اما با حضور کامل و تعامل گرم او را می‌بیند، احساس نزدیکی بیشتری داشته باشد تا با بستگانی که تعامل‌شان سطحی است. همچنین کودکان گاهی با بزرگسالی که علایق یا خلق مشابهی دارد، پیوند قوی‌تری برقرار می‌کنند.

    این روانشناس با بیان این‌که “نقش جبرانی” یکی‌دیگر از عوامل ایجاد وابستگی عاطفی کودک به خاله یا عمه است، اظهار کرد: در برخی خانواده‌ها، خاله یا عمه بخشی از نیازهای هیجانی کمتر برآورده شده توسط والدین را جبران می‌کنند و از این جهت عمق رابطه و دلبستگی که بچه‌ها با آنان تجربه می‌کنند بیشتر خواهد شد برای مثال، کودکی که در خانه به دلیل اشتباهاتش زیاد سرزنش می‌شود، ممکن است در کنار خاله‌ای که با او همدلانه برخورد می‌کند، احساس پذیرش بیشتری داشته و در نهایت، کودکان به سمت افرادی گرایش پیدا کنند که در حضور آنها مجبور نباشند احساسات واقعی خود را پنهان کنند. اگر کودک احساس کند که می‌تواند بدون ترس از سرزنش، گریه کند، اشتباه کند، بترسد یا درباره نگرانی‌هایش صحبت کند آن رابطه به فضایی برای تجربه امنیت تبدیل می‌شود. چنین فضایی باعث کاهش اجتناب هیجانی و افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی کودک خواهد شد.

    نهضت اضافه کرد: از الگوبرداری اجتماعی نباید غافل شد یعنی اگر مادر یا پدر، رابطه‌ای گرم، محترمانه و امن با خواهر خود داشته باشند، کودک نیز معمولا همان احساس امنیت را به آن رابطه تعمیم می‌دهد. کیفیت روابط بین بزرگسالان خانواده می‌تواند زمینه‌ساز کیفیت رابطه کودک با خاله یا عمه باشد.

    وی در خصوص این‌که برخی جوانان در دوره نوجوانی خاله یا عمه را به عنوان محرم راز خود می‌دانند، اظهار کرد: مهم‌ترین مساله تحولی در دوران نوجوانی، شکل‌گیری یک هویت مستقل است، یعنی نوجوان تلاش می‌کند به این پرسش‌ها پاسخ دهد که «من کیستم؟ چه ارزش‌هایی دارم؟ و می‌خواهم چه کسی باشم» برای رسیدن به این هویت، نیاز دارد افکار، احساسات، تردیدها و حتی باورهای متفاوت خود را در یک فضای امن برای کاوش مطرح کند. او به بزرگسالی نیاز دارد که بتواند بدون ترس از برچسب خوردن یا از دست دادن استقلال، ایده‌هایش را با او مطرح کرده و بیازماید.
     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *