×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • بحران 7 ساله امتحانات نهایی دانش‌آموزان نابینا

  • کد نوشته: 64666
  • ۲۳ تیر ۱۴۰۵
  • 5 بازدید
  • ۰
  • نبود سؤالات بریل در امتحانات نهایی، چالش‌های ساختاری جدی برای آینده تحصیلی دانش‌آموزان نابینا رقم زده است.

    بحران 7 ساله امتحانات نهایی دانش‌آموزان نابینا
    اجتماعی

    به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری تسنیم، شاید برای عموم جامعه که فرزندانشان در چرخه عمومی آموزش کشور تحصیل می‌کنند، «امتحان نهایی» تداعی‌کننده شب‌بیداری‌ها، استرس استقرار در حوزه‌های امتحانی و رقابت فشرده برای کسب صدم‌های نمره جهت موفقیت در کنکور باشد. اما همین پدیده برای بخشی از فرزندان این مرز و بوم، یعنی دانش‌آموزان نابینا، هفت سال است که به یک روند فرسایشی، آمیخته با تبعیض و اهمال‌کاری سازمانی تبدیل شده است.

    از خردادماه سال 1398 که تأثیر قطعی معدل امتحانات نهایی بر کنکور سراسری کلید خورد، سرنوشت تحصیلی و شغلی دانش‌آموزان به این آزمون‌ها گره خورد. در این میان، وظیفه تأمین بسترهای عادلانه برای دانش‌آموزان با نیازهای ویژه، بر عهده «سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور» گذاشته شد؛ سازمانی عریض و طویل که فلسفه وجودی‌اش، ایجاد فرصت‌های برابر برای تحصیلِ افراد دارای معلولیت است. اما عملکرد این ساختار ستادی پس از گذشت هفت سال نشان می‌دهد که ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین حق یک دانش‌آموز نابینا—یعنی دسترسی هم‌زمان به دفترچه سؤالات به خط «بریل»—هنوز محقق نشده و این سازمان هر سال با رویکرد رفع تکلیف، از روی این گره کور عبور می‌کند.

    بسیاری از مردم شاید بپرسند وقتی سؤال بریل نیست، دانش‌آموز نابینا چگونه امتحان می‌دهد؟ پاسخ در به‌کارگیری فردی به عنوان «منشی» است؛ کسی که باید سؤالات را برای دانش‌آموز بخواند و پاسخ‌های او را روی برگه بنویسد. اما چالش ساختاری دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. گزارش‌های رسیده از گوشه و کنار کشور حکایت از آن دارد که امتحانات نهایی برای این دانش‌آموزان، به دلیل نبود ابزار استاندارد، عملاً از مسیر یک رقابت علمیِ واقعی و مستقل خارج شده است.

    مدارس، بعضاً به دلیل عجز از فراهم کردن شرایط استاندارد و ناتوانی سازمان متولی در ارسال برگه‌های بریل، مجبور می‌شوند حوزه‌ها را با تکیه کامل بر منشی اداره کنند. در این میان، نبود نظارت دقیق و عدم توجیه منشی‌ها و مراقبان درباره استقلال آزمون، باعث می‌شود که در برخی موارد، مرز میان راهنمایی ناخواسته و آزمون مستقل از بین برود.

    در چنین فضایی، نه‌تنها شایسته‌سالاری و زحمات واقعی دانش‌آموزانی که ماه‌ها تلاش کرده‌اند زیر سؤال می‌رود، بلکه سیستم آموزشی به طور غیرارادی به سمتی حرکت می‌کند که ارزش تلاش و استقلال فردی را در ذهن نوجوان نابینا کم‌رنگ می‌سازد.

    پیامدهای تربیتی این وضعیت برای آینده کشور نگران‌کننده است. مدرسه‌ای که قرار است علاوه بر آموزش علم، درس تلاش، مسئولیت‌پذیری و اخلاق را به نوجوانان بیاموزد، با این فرم از مدیریتِ ناپایدار، عملاً بسترِ بی‌انگیزگی را فراهم می‌کند. دانش‌آموز نوجوانی که می‌بیند سرنوشت‌سازترین آزمون زندگی‌اش بستگی به کیفیت برگه‌های بریل ندارد و همه‌چیز در گروی سلیقه و نحوه برخورد منشی جلسه است، چه انگیزه‌ای برای درس خواندن و تکیه بر توانایی‌های خود در آینده خواهد داشت؟ خروجی این چرخه معیوب، افت کیفیت علمی و فرسودگی انگیزه در میان فارغ‌التحصیلانی است که پتانسیل‌های بالایی برای ورود به بدنه جامعه و بازار کار دارند.

    نکته قابل‌تأمل اینجاست که تبدیل سؤالات امتحانی به خط بریل، یک فناوری پیچیده یا جراحی غیرممکن نیست. برای اثبات این ناکارآمدی، کافی است نگاهی به «سازمان سنجش آموزش کشور» بیندازیم؛ سازمانی که اساساً وظیفه تخصصی و تکلیفی در قبال دانش‌آموزان استثنایی ندارد، اما قریب به 25 سال است که هر ساله با نظمی دقیق، پیچیده‌ترین و قطورترین دفترچه‌های کنکور سراسری را به خط بریل تبدیل کرده و بدون حاشیه در اختیار داوطلبان نابینا می‌گذارد. حال چگونه است سازمانی که نام «آموزش و پرورش استثنایی» را یدک می‌کشد و بودجه، کارشناس و چاپخانه‌های اختصاصی این کار را در اختیار دارد، پس از هفت سال هنوز در الفبای این کار درمانده است؟

    سازمان آموزش و پرورش استثنایی با این دست‌فرمان فرسایشی، به جای آنکه جاده‌صاف‌کنِ رقم خوردن آینده‌ای درخشان برای فرزندان نابینای این سرزمین باشد، متأسفانه دارد با مداد سیاه ناکارآمدی، روی استعداد، آینده و انگیزه‌های آنان قلم می‌کشد. چالش سختی که امروز در قالب امتحانات نهایی به این قشر تحمیل می‌شود، تنها مشتی از خروارِ چالش‌های پنهان آموزش استثنایی در کشور است. انتظار می‌رود مسئولان و متولیان این سازمان، به جای پناه گرفتن در پشت بیانیه‌های توجیهی، در برابر افکار عمومی و رسانه‌ها پاسخگوی این حجم از کوتاهی و سرمایه‌سوزی باشند؛ چرا که عدالت آموزشی، شعار ویترین‌های مدیریتی نیست، حق مکتومِ فرزندان این مرز و بوم است.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *