روایت دانشآموز بازمانده از حمله موشکی به مدرسه «شجره طیبه» میناب
دانشآموز بازمانده از حمله موشکی به مدرسه «شجره طیبه» میناب، روایت خود از این حادثه را بازگو کرد.
علیرضا پارسافر، از دانشآموزان مدرسه «شجره طیبه» میناب، در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، روایتی بیواسطه از روز بمباران این مدرسه ارائه داد.
وی درباره روز حادثه میگوید: روز حادثه من مدرسه بودم. ما چند نفر هستیم؛ بعضی وقتها بابای من یا بابای دوستم به دنبالمان میآمد. آن روز بابای یکی از دوستانم دنبالمان آمد.
پارسافر با اشاره به لحظه اصابت موشک، وضعیت آن دقایق را اینگونه شرح میدهد: ما را صدا زدند و من رفتم دمِ درِ مدرسه. همان لحظه اولین موشک را زدند. موج انفجار هفت هشت متر من را پرت کرد.
این دانشآموز بازمانده که در آن لحظه دچار آسیبدیدگی شده بود، ادامه میدهد: آوار بزرگی روی پای چپم افتاده بود. بابای دوستم آوار را از روی پایم برداشت و گفت: “تو همینجا باش، من برمیگردم.” او رفت دنبال بچههای خودش، ولی هر دو تا بچهاش شهید شدند.
وی در پایان با اشاره به چگونگی نجات خود از زیر آوار میافزاید: کمی بعد پدر خودم آمد و من را از آن وضعیت بیرون کشید و به بیمارستان رساند.
.
انتهای پیام/



































دیدگاهتان را بنویسید