ساز از پشت قاب تلویزیون بیرون آمد؛ اما این یک آشتی واقعی است؟
حضور پررنگتر ساز در قصههای هومن و جنابخان، بار دیگر بحث جایگاه موسیقی را در قاب تلویزیون به میان آورده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سالهاست رابطه تلویزیون و موسیقی، بهخصوص در موضوع نمایش ساز و اجرای زنده، با احتیاط و محدودیت همراه بوده است. در بسیاری از برنامهها موسیقی حضور داشته، اما ساز و نوازنده لزوماً در قاب دیده نشدهاند؛ مسئلهای که باعث شده بخش قابل توجهی از فعالیت موسیقایی کشور در رسانه ملی کمتر به چشم بیاید.
این موضوع فقط به موسیقی دستگاهی مربوط نمیشود. موسیقی اقوام ایران با سازها، نغمهها و شیوههای اجرایی متنوع، بخش مهمی از فرهنگ شنیداری کشور است؛ از دوتار خراسان و سازهای مناطق زاگرس گرفته تا نیانبان جنوب و موسیقی بلوچستان. با این حال، حضور این موسیقیها در برنامههای عمومی تلویزیون همواره مستمر و متناسب با گستردگی آن در جامعه نبوده است.
در این میان، باید میان «پخش موسیقی» و «نمایش موسیقی» تفاوت قائل شد. وقتی ساز در قاب دیده نمیشود، مخاطب تنها بخشی از فرآیند اجرا را دریافت میکند. در مقابل، حضور نوازنده و ساز میتواند موسیقی را به یک عنصر تصویری و روایی تبدیل کند؛ اتفاقی که در برنامههای تلویزیونی، به دلایل مختلف، کمتر رخ داده است.
حالا یکی از نمونههای متفاوت را میتوان در شبکه نسیم و برنامه «قصههای هومن و جنابخان» دید؛ برنامهای که در بخشهایی از آن، ساز و اجرای موسیقی حضور آشکارتری پیدا کرده است. همنوازی هومن حاجیعبداللهی با برخی مهمانان و همچنین عودنوازی و نیانباننوازی جنابخان، موسیقی را از یک صدای همراه به عنصری قابل مشاهده در قاب تبدیل کرده است.
اما آیا باید از این اتفاق بهعنوان «آشتی تلویزیون و ساز» یاد کرد؟ هنوز زود است. چند اجرای موسیقایی، حتی اگر متفاوت از رویه معمول باشند، بهتنهایی نمیتوانند نشانه تغییر یک سیاست یا رویکرد کلان در تلویزیون باشند. مسئله اصلی زمانی روشن میشود که چنین حضوری تداوم پیدا کند و نمایش ساز به اتفاقی مقطعی و وابسته به چند برنامه خاص محدود نماند.
از سوی دیگر، مسئله فقط تعداد دفعات نمایش ساز نیست. نوع انتخاب موسیقی، کیفیت اجرا، معرفی نوازندگان و توجه به گونههای مختلف موسیقی ایرانی نیز اهمیت دارد. اگر قرار باشد موسیقی در تلویزیون سهم بیشتری داشته باشد، صرفاً پر کردن بخشی از یک برنامه سرگرمی با اجرای موسیقی نمیتواند تمام ظرفیت این حوزه را پوشش دهد.
تلویزیون در سالهای گذشته در شرایطی با این مسئله مواجه بوده که مخاطب، موسیقی را از مسیرهای دیگری دنبال کرده است. شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای مختلف، امکان دسترسی مستقیم به اجراها، نوازندگان و سبکهای گوناگون موسیقی را فراهم کردهاند. مخاطب امروز میتواند در چند دقیقه اجرای یک نوازنده یا یک گروه موسیقی را پیدا کند؛ بنابراین طبیعی است که انتظار او از رسانهای مانند تلویزیون نیز صرفاً پخش یک قطعه موسیقی نباشد.
در چنین شرایطی، پرسش مهمتر این است که تلویزیون چه تصویری از موسیقی ایرانی میخواهد ارائه دهد؟ آیا موسیقی تنها بخشی برای تنوع دادن به برنامههای سرگرمی است یا میتواند موضوعی مستقل برای گفتوگو، آموزش، معرفی سازها و نوازندگان و شناخت موسیقی اقوام باشد؟
موسیقی اقوام در این میان ظرفیت ویژهای دارد. سازهایی مانند دوتار، عود، نیانبان و دیگر سازهای بومی تنها وسیله اجرای موسیقی نیستند؛ هرکدام با یک جغرافیا، تاریخ و شیوه زندگی پیوند دارند. نمایش آنها میتواند بخشی از تنوع فرهنگی ایران را به مخاطبی نشان دهد که شاید فرصت آشنایی مستقیم با این موسیقیها را نداشته باشد.
از طرف دیگر، هنوز جای برنامهها و فضاهای تخصصی موسیقی در تلویزیون خالی است؛ برنامههایی که بتوانند فراتر از اجرای مناسبتی یا استفاده سرگرمکننده از موسیقی، درباره ساز، نوازنده، آهنگساز، موسیقی اقوام و تحولات موسیقی امروز حرف بزنند. چنین برنامههایی البته نیازمند سیاست روشن، استمرار و مهمتر از همه شناخت دقیقتری از مخاطب امروز موسیقی هستند.
«قصههای هومن و جنابخان» دستکم این امکان را به وجود آورده که دوباره درباره جایگاه ساز در قاب تلویزیون صحبت شود. نکته مهم اما این است که چنین تجربهای در همان حد چند اجرای متفاوت باقی نماند و بهانهای برای بررسی جدیتر نسبت تلویزیون با موسیقی شود.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که ساز وارد قاب تلویزیون شده یا نه؛ مسئله این است که آیا تلویزیون حاضر است موسیقی را از یک عنصر حاشیهای و گاه مناسبتی، به بخشی جدیتر از روایت فرهنگی و سرگرمی خود تبدیل کند یا خیر. پاسخ این سؤال را نه یک برنامه، بلکه استمرار و نوع مواجهه تلویزیون با موسیقی در ماهها و سالهای آینده مشخص خواهد کرد.
انتهای پیام/





































دیدگاهتان را بنویسید