آیا ناصرالدینشاه خرده ذوقی در معماری داشت؟
کتاب «ملال گریز» نگاهی است به ناصرالدین شاه معمار و عمارت هایش که توسط نشر اطراف منتشر شده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انتشارارت اطراف به تازگی کتابی درباره ناصرالدینشاه قاجار منتشر کرده که درباره نگاه این شاه قاجار به معماری است.
«ملال گریز» نوشته حمیدرضا پیشوایی پرترهای است از ناصرالدینشاه؛ شاهی که از تبعیدگاهش در کتابهای خشک و رسمیِ تاریخی بیرون جَسته و از مخاطب میخواهد نگاهش کنید. او آدمی عادی با خردهذوقی هنری، شیفتۀ طبیعت، گاه کودکخو و سرخوش، و گاه افسرده و ملول است؛ کسی که در همۀ عمر از دست ملال میگریزد و باز به دامش میافتد.
کتاب مورد اشاره با کنار هم گذاشتنِ شواهد مستند، جزئیات معمارانه و تصویرهایی از زندگی روزمره میکوشد تاریخ را به سطح تجربه انسانی برگرداند و روایتی است از آدمی با دلبستگیهای معمولی که مواجهه بازیگوشانه و سرخوشانهاش با جهان، به سبب جایگاهش در سلسلهمراتبِ قدرت، به معماری و شهر، به ساختار سیاسی، و به حافظۀ جمعی ایرانیان گره خورده است.
نویسنده کتاب پیش رو میگوید «ملالگریز» نه در پی دفاع از کارنامه سیاسی و اجتماعی ناصرالدینشاه است و نه دنبال تلطیف مناسبات قدرت. گرچه این کتاب بعضی مدارک دستاول تاریخی را رو میکند و قصههای کمتر شنیدهشده را میگوید، اما به گفته مولفش در پی کار دیگری است و آن، این است که سرنخهایی میدهد تا مخاطب خود امروزش را بهتر بشناسد و رگههای آن مواجههٔ بازیگوشانه و سرخوشانه با جهان، آن تقلا برای خلاصی از ملال و آن شوقِ ساختن و از نو ساختن را در خود هم جستوجو کند.
تصویر «شاهِ معمار» در ملالگریز، محصول کنار هم چیدنِ خردهروایتهای مستند و توصیفها و شواهد موجود در منابع تاریخی است؛ محصول برقراری پیوندی محکم و منطقی میان معماری، هنر، روانشناسی و تاریخ. درنتیجه، ملالگریز فقط کتابی برای علاقهمندان به مباحث تاریخی نیست، بلکه نمونهای از پژوهش بینارشتهای است.
در معرفی اینکتاب آمده است:
«ملالگریز شامل سیزده فصل است. سه فصلِ ابتدایی آن دربارۀ جنبههای معمارانۀ شخصیت ناصرالدینشاه در نقش طراح و بانی و هنرمند است. برای آنکه با سلیقه معمارانه او آشنا شویم که پسندها و داوریهایش چگونه بوده است، باید چیزهایی دربارۀ حالوهوا و زندگی روزمرهاش بدانیم. بنابراین، فصلهای چهارم تا هفتم به سرخوشیها، شیفتگیها، رؤیاها، و تجربههای زندگی روزمره او اختصاص یافته است. علاوه بر اینها، برای سر درآوردن از جهان معماری او و دانستن اینکه چگونه آثار معماری را میدیده و میفهمیده است، باید دربارۀ کموکیف ادراک او از فضاها و مکانها، از ملموسترین تا ذهنیترین جنبهها، بحث کنیم. با این تأملات که موضوع فصلهای هشتم تا دهم است، انگیزههای او در تصمیمها و کارهای معمارانهاش روشنتر میشود. سرانجام در فصلهای یازدهم تا سیزدهم، خواهیم دید که تصمیمهای معمارانۀ او چگونه در شیوۀ زندگی، حالوهوا، سلیقه، و جهان معماریاش ریشه داشته و اینها در عمل چه تأثیری در شکلگیری عمارتهای سلطنتی دارالخلافهٔ تهران و کاخ گلستان گذاشته است.
برای نوشتن این کتاب، طیف وسیعی از منابعِ دستاول به کار گرفته شده تا از زبان آنها سرنخهایی برای روشن کردن بحثها پیدا شود. عکسها و نقشههای بهجامانده از آن زمان، ترسیمهای ناصرالدینشاه، گزارشهای مندرج در روزنامهها و تاریخنامهها، توصیفهای فرنگیان در سفرنامههایشان، یادداشتهای دیوانیان در روزنامههای خاطراتشان، و بهویژه گزارشهای دقیق ناصرالدینشاه از رخدادهای زندگی روزمرهاش، در کنار انبوه فرمانها، نامهنگاریها، و دستورالعملهای دستنویسی که میان شاه و اطرافیانش رد و بدل شده، هر کدام گرهی از مسائل پیچیدۀ این کار باز کرده است. گاه یادداشتِ بهظاهر پیشپاافتادهای که ناصرالدینشاه در حاشیه نامه یا بر پشت برگهای معمولی نوشته، شاهد بسیار مهمی از آب درآمده که معمایی را گشوده است.»
انتشارات اطراف این کتاب را با 280 صفحه و قیمت 677 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.
انتهای پیام/




































دیدگاهتان را بنویسید