×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • شکست شمشیرها از مظلومیت دخترک سه‌ساله

  • کد نوشته: 66026
  • ۲۹ تیر ۱۴۰۵
  • 4 بازدید
  • ۰
  • مظلومیت حضرت رقیه (س) یادآوری کرد گاه یک ناله و گریه‌ی بی‌گناه، از تمام هیاهوهای دشمن بلندتر است.

    شکست شمشیرها از مظلومیت دخترک سه‌ساله
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، واقعه‌ی عاشورا از نظر ساختار داستانی، تمام ویژگی‌های یک اثر ادبی بزرگ را دارد؛ از اوج و فرودهای حماسی گرفته تا تضادهای عمیق میان خیر و شر. اگر بخواهیم با نگاهی متفاوت بگوییم، عاشورا دراماتیک‌ترین صحنه‌ی تاریخ است که تمام قواعد هنر و روایت را در خود جای داده است. اما یک تفاوت بزرگ میان عاشورا و هر داستان یا فیلم دیگری وجود دارد: در اینجا، ما با بازیگرانِ ساختگی روبرو نیستیم، بلکه با انسان‌هایی واقعی طرف هستیم.

    در این صحنه‌ی عظیم، قهرمانان داستان نه بر اساس فیلم‌نامه، بلکه بر اساس ایمان و پیوند قلبی‌شان با خداوند، نقش‌آفرینی می‌کنند. در حالی که در داستان‌های معمولی، همه چیز برای هیجانِ مخاطب طراحی می‌شود، در عاشورا هر اتفاقی، بخشی از یک نقشه‌ی بزرگِ الهی است. در واقع، عاشورا جایی است که هنر و حقیقت با هم یکی می‌شوند؛ جایی که درامِ داستان، به واقعیتِ مقدس تبدیل می‌شود.

    این پیوند قلبی، در جزئیاتِ حضورِ هر یک از همراهان، به شکلی خیره‌کننده خود را نشان می‌دهد؛ همان‌طور که در نگاه به حضرت علی‌اکبر، با مظهرِ جوانمردی و شباهت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روبه‌رو هستیم، و در کنار ایشان، وفاداریِ بی‌مرزِ حضرت ابوالفضل را می‌بینیم که اوجِ ایثار در مقامِ برادر و یاری‌گر است. این عشق، در میان کهنسالانی چون حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین نیز موج می‌زند که با تمام عمر و تجربه‌ی خود، تنها برای اثباتِ حق در کنار امام ایستادند؛ درست مانند حنظله که در اوجِ پیوند با خداوند، به جایگاهِ شهادت رسید. این زنجیره‌ی بی‌مثال از وفاداری، از پیرمردانِ مجاهد تا کوچک‌ترین و بی‌گناه‌ترین قربانی، یعنی حضرت علی‌اصغر، را در بر می‌گیرد که حتی در میانه‌ی تلخ‌ترین لحظاتِ جنگ، تنها با ناله و بی‌گناهی خود، حقیقتِ این درامِ مقدس را فریاد می‌زند.

    میان این هیاهوی حماسی، ناگهان با دختری سه ساله به نام فاطمه‌ی صغری (رقیه) سلام‌الله علیها مواجه می‌شویم؛ حضور او، تاریخ کربلا را در لایه‌ی حسی و عاطفی‌اش دگرگون کرد. صدای مظلومیتش، از دلِ تاریک‌ترین لحظات تاریخ، به گستره‌ی بی‌کرانِ زمان سفر کرد و امروز همچنان از میان رنج‌های او، صدای حق شنیده می‌شود. این صدای کوچک اما پرقدرت، به سبب بیداری بسیاری از دل‌های خفته شده و یادآوری کرد که گاه یک ناله و گریه‌ی بی‌گناه، از تمام هیاهوهای دشمن بلندتر است.

    این پیوند میان اندوه یک کودک و عظمت یک قیام، نشان می‌دهد که ترکیبِ احساسات با حماسه، بهترین و اثرگذارترین حالتی است که یک آرمان می‌تواند برای ماندگاری خود انتخاب کند. اگر حماسه و ایثارِ اصحاب، ستون‌های اصلی این حرکت بودند، اشک‌های رقیه، روح و جانِ این روایت را تشکیل دادند. در واقع، حماسه بدون این لایه‌ی عمیقِ انسانی، تنها یک واقعه‌ی تاریخی است، اما حضور رقیه، آن را به یک تجربه‌ی زنده و ملموس برای تمام نسل‌ها تبدیل کرد.

    ما با رویدادی روبرو هستیم که در آن، غم و افتخار به شکلی بی‌نظیر در هم تنیده شده‌اند. رقیه به ما آموخت چگونه می‌توان در اوجِ سختی، بر پیوند با امام ایستاد و چگونه می‌توان با کوچک‌ترین فریاد، بزرگ‌ترین تغییرات را در وجدان‌های بشری ایجاد کرد. او نمادِ آن پیوندِ ناگسستنی میان اشک و خون است؛ شکوهی که از دلِ مظلومیت برمی‌آید و راه را برای رسیدن به حقیقت هموار می‌کند.

    انتهای‌پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *