خدا ذلیل کند هرکه به قلم و قدم دل این عزیزان خدا را خالی کند
جمعی از اهالی فرهنگ در این روزها تلاش کردند با قلم خود دوگانهسازیهای مجازی درباره جنگ اخیر را کمرنگ کنند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در گیر و دار جنگی که آمریکا در جنوب ایران به راه انداخته، عدهای تلاش دارند در پوستین روشنفکری و همهچیز دانی، بر آتش تفرقه بدمند.
از تغییر احوال کسانی که بر طبل جنگ کوفتند، در حالی که مطمئن بودند خونی از دماغ آنها ریخته نخواهد شد، نمیگوییم. از بعضی از آدمهای داخلی میگوییم که در این چند سال با توییتهای خود کاسبی راه انداختند و حالا انگار، نوبت جنوب است که نان در خون هموطن زنند.
راه انداختن دوگانه جنوب ایران و باقی مناطق انگار این روزها برایشان درآمدزاست؛ دوگانه جنوب و تهران. اینکه اصلاً انگار کسی در پایتخت درد مردم چابهار و آبادان و اهواز و قشم را ندارد، هر روز همه سر کار میروند و ناهار و شامشان به جاست. با انتشار بخشی از حرفهای احمد محمود در مصاحبهای، تلاش دارند آن روزها را به این روزها بدوزند و شولای وطنپرستی برای خود بدوزند.
حالا چرا احمد محمود؟ مشکلی با محمود ندارم، اتفاقاً “زمین سوخته”اش کم چنگ نزد بر دل ما آن هم در روزگار صلح و آرامش. بلکه منظورم این است که چرا این کتاب؟ چرا یکی از هزاران صفحه از خاطراتی که نشان میدهد ایرانیها مانند یک پیکره در مقابل هجوم حرملهها ایستادند، انتخاب نشد برای این روزها؟ چرا از حماسهآفرینی همه ایرانیها در فتح خرمشهر یا عرقریز مقنیهای یزدی در گرمای 50 درجه برای حفر یک تونل آن هم بیخ گوش عراقیها در عملیات فتحالمبین نمیگویند؟ یا از پیکرهای پاکی یاد نمیکنند که از اقصی نقاط ایران در دجله و جزیره مجنون و صدها نقطه دیگر آرمیدهاند و چشم مادرانشان به در خشک شده تا برگردند؟ یا زنانی در گوشهگوشه ایران که بعد از جنگ هم مادر شدند برای فرزندانشان و هم پدر، یا دست پینهبسته زنان روستاهای دورافتاده خراسان تا نان جبههها را تامین کنند یا …
القصه، در روزهای گذشته جمعی از اهالی فرهنگ و ادب، تلاش کردند فراتر از این دوگانهسازیها و موجسواریها از روی عرق ملی، صدای مردم جنوب باشند و ضمن همدردی با مردم این مناطق، بخشی از مشکلات آنها را منتقل کنند.
حامد عسکری، شاعر و نویسنده، که این روزها سفری به آبادان و خرمشهر داشته، در یادداشتی در اینباره نوشت: لطف و مهربانی و دلشریکی خردسوزی دارند این جماعت جنوب!! از خورشید به ارث بردهاند این گرما را یا از کارون این گوارایی را، خدا همت و درایت و کفایتی مضاعف وکیل و وزیر و میرآب و متولی باشی این قصبات عطا بفرماید که این عیال مظلوم حی لایموت اینگونه مصیبت آب و برق و مسکن و تزویج و معیشت نداشته باشند.
این جگرهای سوخته و قلبهای بیکس و امیدوار آه بکشند عرش خدا میلرزد. مالک مطلق مقدر فرماید بیشتر از اینها به این سرحدات بگذاریم به جهت تیمن و تبرک که هر قدمش سرخ از خون سیاوش و سهرابی در خاک غلتیده است، خدا ذلیل کند هر که به قلم و قدم و درهم و دینار توی دل این عزیزان خدا را خالی کند و امید را از قلبشان کف برود.
داوود امیریان، نویسنده نامآشنای ادبیات دفاع نقدس، نیز خطاب به وطنفروشان و تغییر رنگ آنها نوشت: تو وطنفروشی نکن! جنوب استوری تو رو نمیخواد.
اسماعیل امینی، شاعر و استاد دانشگاه، نیز با انتشار تصویری از رئیس جمهور آمریکا نوشت: دشمنی آمریکا با مردم ایران آشکار است. آمریکا همیشه جنگطلب و متجاوز بوده است. همیشه حامی دیکتاتورهای وابسته بوده است. هرگز آزادی و استقلال و حقوق انسانها برایش اهمیتی نداشته است. بنابراین همواره اهل همدستی و ساخت و پاخت با مستبدان است.
این روزها میگذرد؛ آتش اسلحهها خاموش میشود و گرد و غبارِ هیاهوهای مجازی فرو مینشیند. مراقب باشیم پس از این روزگار پرنیرنگ، شرمنده تاریخ نباشیم. چرا که حافظهی این خاک، هم نامِ آنان که در میانه میدان، جان بر کف نهادند را به خاطر دارد و هم نام آنان را که در کنج امن پایتخت، تبر بر ریشه وحدت ملی میکوبیدند.
ایران، مجموعه رنجهای مشترک و امیدهای پیوستهی ماست؛ نگذاریم کسانی که در گرمای طاقتفرسای جنوب، بذر ناامیدی میپاشند، بوی تعفن نفاقشان، هوای پاک وطنپرستی صادقانه را مسموم کند.
انتهای پیام/




































دیدگاهتان را بنویسید