راز بازگشت حرّ ریاحی؛ روایت بیداری وجدان در لحظه انتخاب
حرّ ریاحی یک معیار اخلاقی برای سنجش توان انسان در بازگشت به حقیقت است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انسان در نگرش اسلامی موجودی مختار و مسئول است که سرنوشت خویش را با انتخابهای آگاهانه رقم میزند. خداوند متعال با قرار دادن فطرت الهی در درون انسان، بخشیدن نعمت عقل برای تشخیص حق از باطل و فرستادن پیامبران و اولیای الهی به عنوان راهنمایان مسیر هدایت، زمینه شناخت و انتخاب راه درست را برای او فراهم کرده است. از این رو، انسان در برابر مسیر زندگی خود بیاختیار نیست، بلکه همواره در برابر دو راهی خیر و شر قرار دارد و با بهرهگیری از سرمایههای الهی میتواند راه سعادت یا شقاوت را برگزیند.
قرآن کریم نیز بارها بر این حقیقت تأکید میکند که انسان با وجود آگاهی از راه هدایت و ضلالت، خود تصمیم میگیرد که کدام مسیر را بپیماید. همین اختیار است که جایگاه انسان را در نظام آفرینش ممتاز کرده و او را قادر میکند تا با تزکیه نفس و عمل صالح به عالیترین مراتب قرب الهی دست یابد یا در صورت غفلت و پیروی از هواهای نفسانی، به سقوط و گمراهی کشیده شود. در پرتو همین اصل است که سرگذشت انسانهایی چون حرّ بن یزید ریاحی معنا مییابد؛ کسانی که در لحظه انتخاب، مسیر زندگی خود را تغییر دادند و به سرانجامی نیکو دست یافتند.
در گفتوگو با حجتالاسلام بیگی خمینی، کارشناس تاریخ اسلام، با نگاهی به داستان حرّ بن یزید ریاحی و برخی نمونههای قرآنی، نقش انتخاب آگاهانه انسان در رسیدن به سعادت یا گرفتار شدن در شقاوت مورد واکاوی قرار گرفته است.
* با توجه به تأکید آموزههای اسلامی بر اختیار و مسئولیت انسان، جایگاه اراده و انتخاب در سرنوشت انسان چگونه تبیین میشود؟
انسان در نگرش اسلامی موجودی جبرگرا و محکوم مطلق شرایط بیرونی نیست؛ بلکه خداوند متعال ابزارهای شناخت و هدایت را در اختیار او قرار داده و راه سعادت و شقاوت را به وی نشان داده است. خداوند متعال در سوره مبارکه شمس آیات 8 الی 10 می فرماید:وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا؛ و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود، پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او الهام کرد. بی تردید کسی که نفس را [از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد. و کسی که آن را [به آلودگی ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نا امید شد.
فطرت الهی که در سرشت انسان به ودیعه نهاده شده، عقل که چراغ تشخیص حق از باطل است و سلسلهی پیامبران و اولیای الهی که راهنمایان مسیر کمالاند، همگی برای آن هستند که انسان در تاریکی جهل و سرگردانی رها نشود و بتواند آگاهانه راه خویش را انتخاب کند. قرآن کریم نیز بر همین حقیقت تأکید میکند که خداوند فجور و تقوا را به انسان الهام کرده و او را نسبت به راه خیر و شر آگاه کرده است.
از این رو، انسان موجودی استثنایی در نظام آفرینش است؛ موجودی که ظرفیت آن را دارد که در قوس صعود به مرتبهای دست یابد که ملائک در برابر عظمت روحی او خاضع شوند و در پرتو ایمان، معرفت و عمل صالح، به عالیترین درجات قرب الهی برسد.
در مقابل، همین انسان اگر سرمایه عقل، فطرت و هدایت الهی را نادیده بگیرد و اسیر شهوات، خودخواهیها و دنیاطلبیها شود، میتواند چنان سقوط کند که از حیوانات نیز پستتر شود؛ زیرا حیوان از روی غریزه عمل میکند، اما انسان با وجود شناخت حقیقت، راه باطل را برمیگزیند.خدای متعال در قرآنکریم، سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه179 میفرماید: وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ و مسلماً بسیاری از جنّیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده ایم [زیرا] آنان را دل هایی است که به وسیله آن [معارف الهی را] در نمی یابند، و چشمانی است که توسط آن [حقایق و نشانه های حق را] نمی بینند، و گوش هایی است که به وسیله آن [سخن خدا و پیامبران را] نمی شنوند، آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند؛ اینانند که بی خبر و غافل [ازمعارف و آیات خدای] اند.
بر همین اساس، خوشبختی و بدبختی انسان نه محصول اجبارهای بیرونی، بلکه نتیجه انتخابهای آگاهانه اوست. آنچه سرنوشت نهایی انسان را رقم میزند، نه صرفاً محیط زندگی اوست و نه پیشینه خانوادگی و اجتماعیاش؛ بلکه کیفیت بهرهگیری او از نعمت اختیار است. هر اندازه عوامل بیرونی در شکلگیری زمینهها مؤثر باشند، باز این اراده انسان است که در نقطه تصمیمگیری، مسیر نهایی را تعیین میکند.
داستان حرّ بن یزید ریاحی یکی از روشنترین مصادیق این حقیقت قرآنی است. او در موقعیتی قرار داشت که میتوانست همچون بسیاری دیگر از فرماندهان کوفه، راه دنیا را برگزیند و در سایه قدرت سیاسی به زندگی خود ادامه دهد؛ اما هنگامی که در برابر دو راهی حق و باطل قرار گرفت، سرمایه فطرت، عقل و ایمان نهفته در وجودش به حرکت درآمد و او را به سوی انتخابی متفاوت سوق داد. حرّ نشان داد که انسان هرگز اسیر مطلق گذشته خویش نیست و تا هنگامی که شعله اختیار در وجود او روشن است، میتواند مسیر زندگی خود را تغییر دهد.
* چه عواملی سبب میشود که انسان در لحظههای سرنوشتساز زندگی مسیر حق را انتخاب کند و از گذشته خود فاصله بگیرد؟
برای فهم عمیقتر این حقیقت، کافی است به نمونههایی که قرآن کریم پیش روی انسان قرار داده است بنگریم. کتاب الهی به روشنی نشان میدهد که نه محیط فاسد، مانع قطعی هدایت است و نه محیط صالح، تضمینکننده رستگاری. از یک سو، همسر فرعون در کاخ قدرت و در قلب یکی از طغیانگرترین نظامهای تاریخ زندگی میکرد؛ محیطی که سراسر آکنده از شرک، استکبار و دشمنی با خدا بود. با این حال، او چنان از ایمان، معرفت و استقامت برخوردار شد که خداوند متعال وی را به عنوان الگویی جاودانه برای همه مؤمنان معرفی کرد. از سوی دیگر، همسر حضرت نوح(علیهالسلام) در خانه نبوت و در کنار یکی از بزرگترین پیامبران الهی زندگی میکرد، اما با سوء اختیار خویش راه کفر و انحراف را برگزید و سرانجام به عنوان نمونهای برای گمراهان در قرآن کریم سوره مبترکه تحریم آیات 10 و 11 مطرح شد؛ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّهِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.
خدا برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده که تحت سرپرستی و زوجیت دو بنده شایسته از بندگان ما بودند، ولیّ [در امر دین و دین داری] به آن دو [بنده شایسته ما] خیانت ورزیدند، و آن دو [پیامبر] چیزی از عذاب خدا را از آن دو زن دفع نکردند و [هنگام مرگ] به آن دو گفته شد: با وارد شوندگان وارد آتش شوید. و خدا برای مؤمنان همسر فرعون را مثل زده است هنگامی که گفت: پروردگارا! برای من نزد خودت خانه ای در بهشت بنا کن ومرا از فرعون وکردارش رهایی بخش ومرا از مردم ستمکار نجات بده.
این دو نمونه قرآنی به خوبی نشان میدهند که معیار نهایی سعادت و شقاوت، نه محیط زندگی، نه خانواده و نه شرایط بیرونی، بلکه نحوه بهرهگیری انسان از موهبت اختیار است. انسان میتواند در دل تاریکی به نور برسد و میتواند در متن نور، راه تاریکی را انتخاب کند. آنچه سرنوشت او را رقم میزند، تصمیمی است که در لحظههای حساس زندگی اتخاذ میکند.
در پرتو همین اصل میتوان راز عظمت حرّ بن یزید ریاحی را بهتر فهمید. حرّ در آغاز در صف سپاه کوفه قرار داشت و به عنوان فرماندهای نظامی مأموریت یافته بود حرکت امام حسین علیهالسلام را کنترل کند. ظاهر ماجرا چنین بود که او در جبههای قرار گرفته است که در نهایت در برابر فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله صفآرایی خواهد کرد؛ اما حقیقت شخصیت انسان را باید در پایان راه او جستوجو کرد، نه صرفاً در نقطه آغاز.حرّ از همان ابتدا نشانههای بیداری وجدان، احترام به اهلبیت علیهمالسلام و معرفت نسبت به مقام امام را در رفتار خود آشکار ساخت. این سرمایه معنوی سرانجام در واپسین ساعات زندگی او به بار نشست و هنگامی که دریافت کاروان حسینی در محاصره ظلم و باطل قرار گرفته است، با شجاعتی کمنظیر همه تعلقات دنیوی را کنار نهاد و راه حق را برگزید. او نه اسیر موقعیت نظامی خود شد، نه در برابر فشار حکومت تسلیم گردید و نه آینده دنیوی خویش را بر رضای الهی مقدم داشت.
به این ترتیب، حرّ ریاحی یکی از درخشانترین تجلیات اختیار و مسئولیت انسانی در تاریخ اسلام شد. او نشان داد که انسان هرگز محکوم گذشته خویش نیست و تا آخرین لحظه عمر میتواند سرنوشت خود را تغییر دهد. آنچه حرّ را جاودانه ساخت، تنها خروج او از سپاه عمر بن سعد نبود؛ بلکه حسن استفاده او از نعمت آزادی و اختیار بود؛ نعمتی که او را از صف اهل باطل جدا کرد و به صف یاران سیدالشهدا علیهالسلام رساند.
از این رو، نام حرّ در فرهنگ عاشورا به عنوان نماد «عاقبتبهخیری» شناخته میشود؛ انسانی که در آزمونی سرنوشتساز، حق را بر باطل، آخرت را بر دنیا و رضای خدا را بر همه مصلحتهای زودگذر ترجیح داد و در رکاب امام زمان خویش به والاترین آرزوی اولیای الهی، یعنی شهادت در راه حق، دست یافت. داستان او گواهی ماندگار بر این حقیقت است که درهای هدایت تا آخرین لحظه زندگی به روی انسان گشوده است و سعادت نهایی، نصیب کسانی میشود که در هنگام انتخاب، ندای خدا را بر همه صداهای دیگر مقدم بدارند.
حرّ به ما یادآوری میکند که تاریخ انسان، تاریخ بسته و از پیش تعیینشده نیست. هیچ انسان عاقلی بر اساس گذشتهاش برای همیشه محکوم یا برای همیشه تضمینشده تلقی نمیشود. نقطه تعیینکننده، «لحظه تصمیم» است؛ همان لحظهای که انسان میان ماندن در مسیر عادتها، ترسها و منافع، یا حرکت به سوی حقیقت، یکی را برمیگزیند. در این منطق، حتی سنگینترین گذشتهها نیز در برابر یک انتخاب آگاهانه رنگ میبازند.
* داستان حرّ بن یزید ریاحی چه پیامی درباره امکان بازگشت انسان از مسیر خطا و نقش شجاعت اخلاقی در انتخاب آگاهانه راه حق دارد؟
اهمیت داستان حرّ در این است که او در شرایطی قرار گرفت که از منظر ظاهری، همه عوامل بیرونی او را به استمرار در مسیر غلط سوق میدادند؛ جایگاه نظامی، فرمان رسمی، ساختار قدرت و بیم از پیامدها. با این حال، در درون او حقیقتی خاموش وجود داشت که در لحظه مواجهه با حجت الهی بیدار شد. این بیداری نشان داد که در عمق وجود انسان، همواره روزنهای به سوی خیر باقی است؛ روزنهای که تا زمانی که انسان خود آن را نبندد، میتواند مسیر زندگی او را دگرگون کند.هیچکس نباید خود را در بنبست معنوی تصور کند. احساس شکست اخلاقی یا فاصله گرفتن از مسیر درست، پایان راه نیست؛ بلکه میتواند آغاز یک بازگشت باشد، اگر اراده و شجاعت مواجهه با حقیقت در انسان زنده بماند. آنچه سرنوشت را تغییر میدهد، نه حجم خطاهای گذشته، بلکه کیفیت انتخاب کنونی است.
در عین حال، داستان حرّ نشان میدهد که بازگشت به حقیقت، نیازمند «شجاعت اخلاقی» است. او تنها اندکی تردید نکرد؛ بلکه هزینه تصمیم خود را بهصورت کامل پذیرفت. تحول او عبور از مرز ترس و ورود به میدان فداکاری بود. همین ویژگی است که او را از یک پشیمانی ساده، به یک قهرمان اخلاقی تبدیل میکند.
برای انسان معاصر که در میان فشارهای اجتماعی، تعارض ارزشها و تردیدهای فکری قرار دارد، حرّ نماد این حقیقت است که شرافت انسانی در توانایی «تغییر آگاهانه» نهفته است. گاه بزرگترین فضیلت انسان، قدرت خروج از یک وضعیت نادرست و ورود به حقیقت است.
بنابراین، راه حقیقت همواره باز است، اما عبور از آن نیازمند بصیرت، صداقت با خود و شجاعتی است که بتواند هزینه انتخاب درست را بپردازد. در این چارچوب، حرّ یک معیار اخلاقی برای سنجش توان انسان در بازگشت به حقیقت است.
انتهایپیام/

































دیدگاهتان را بنویسید