آقای ایراندوست/ رهبر شهید شکوه دوباره را به ایران برگرداند
افشین علا میگوید رهبر شهید در حوزه فرهنگ و کتاب، نگاه بسته و محدودی نداشتند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نمایشگاه کتاب تهران هرساله میزبان مردی بود که با وجود مشغلههای متعدد سیاسی و مذهبی، ساعتها برای حضور در نمایشگاه، دیدار و گفتوگو با نویسندگان و شاعران وقت میگذاشتند و پای درددل ناشرانی مینشستند و به درددل آنها از اوضاع کار و فروش، گوش میسپردند.
منش رفتاری رهبر شهید انقلاب اسلامی با مسئله کتاب و کتابخوانی، تنها به دیدار سالیانه ایشان در نمایشگاه محدود نبود. ایشان با مجموعهای از اقدمات، تلاش داشتند نقش محوری و تأثیرگذار خود را در توسعه فرهنگ کتابخوانی_ همان ضرورتی که بارها بدان اشاره کردهاند_ ایفا کنند. از این روست که ما شاهد اشارات متعدد ایشان در دیدارهای مختلف به عناوین برخی از کتابها هستیم. از سوی دیگر، تقریظها و دیدار سالیانه با شاعران و نویسندگان، مجموعهای از رخدادهای که نشاندهنده دغدغه ایشان در زمینه کتاب و فرهنگ ایرانی اسلامی است.
همزمان با ایام برگزاری هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران، با افشین علا، از شاعران شناختهشده کشور، به گفتوگو پرداختیم تا درباره دغدغههای رهبر شهید در زمینه شعر (بهعنوان میراث ملی) و زبان فارسی ـ بهعنوان موضوعی که ایشان همواره دغدغه پاسداشت آن را داشتند ـ بشنویم، مشروح این گفتوگو را میتوانید در ادامه بخوانید:
*تسنیم: آقای علا، در ایام برگزاری نمایشگاه کتاب تهران هستیم. رهبر شهید انقلاب همواره از مخاطبان جدی این رویداد فرهنگی بودند. با توجه به حوزه فعالیت شما، به همین مناسبت قصد داریم درباره دغدغههای ایشان در زمینه فرهنگ، شعر و زبان فارسی صحبت کنیم. مرور بیانات رهبر شهید انقلاب درباره شعر و دغدغههای ایشان درباره زبان فارسی در سالهای گذشته، نشان میدهد که ایشان برخلاف نگاه غالب مدیران فرهنگی، نگاه دم دستی و زینتالمجلسی به شعر ندارند؛ ایشان شعر را میراث ایرانیان معرفی میکنند و نقش تمدنی برای آن قائل هستند. این تفاوت نگاه، با توجه به اینکه ایشان مستمراً در دهههای متمادی جلساتی را با شاعران و دست اندرکاران فرهنگی داشتند، چه تأثیری بر شعر امروز گذاشت؟
بله؛ همینطور است. نگاه ایشان هم به مقوله شعر و هم به جایگاه خود شاعران قابل توجه است؛ نگاه ایشان با نگاه غالب در بدنه فرهنگی کشور که در آن شاعران را زینتالمجلس میدانند تا در مقاطع و مناسبتهای مختلف شعر بخوانند، متفاوت بود. ایشان علاوه بر اینکه به شعر علاقهمند بودند و به عنوان یک منتقد مسلط در ادبیات شناخته میشدند، برای شأن و شخص شاعران هم ارزش قائل بودند. این توجه ایشان فقط منحصر به حوزه شعر نبود، رهبر شهید در دیگر حوزهها برای هر کس که تخصصی داشت، شأنیت قائل بودند، نظرات را میشنیدند و پاسخ میدادند.
مجموع رفتار ایشان این نکته را یادآوری میکند که در منظر ایشان، صرفاً استفاده ابزاری از هنر مد نظر نیست. متأسفانه این نگاه در بدنه فرهنگی کشور غالب نیست؛ به همین خاطر است که در جامعه و به ویژه در بخشهای سیاسی، خیلی صدای ادبیات، فرهنگ و هنر شنیده نمیشود. در واقع، یک تفکیک و جذاسازی اتفاق افتاده که مبنایی ندارد؛ این در حالی است که انقلاب اسلامی، ماهیت فرهنگی داشت و هنر، ادبیات و فرهنگ جزو ارکان اصلی تمدن ایران هستند و ایرانیان را با این مقوله در جهان میشناسند.

شخصیت امام شهید در این زمینه ممتاز بود. ایشان از دوران قبل از انقلاب در عین اینکه یک مبارز سیاسی بودند، به عنوان یک چهره فرهنگی هم شناخته میشدند. پس از پیروزی انقلاب نیز با وجود سمتهای عدیده در حوزههای سیاسی، نظامی و اجرایی(مانند امام جمعه تهران، رئیس جمهور و در مقام رهبری)، از ادبیات و فرهنگ و هنر فاصله نگرفتند. یکی از دلایلی که ایشان یک سر و گردن از همگنان خود در عرصه سیاست بالاتر قرار گرفتند، اتصاف ایشان به حوزه فرهنگ و اشراف ایشان به مسائل و مباحث ادبیات، هنر و فرهنگ بود که در کنار سایر توانمندیها، ایشان را به یک چهره ممتاز تبدیل کرده بود.
با این حال و معالاسف، این نگاه در بدنه اجرایی دولتها جدی گرفته نشد؛ به همین دلیل است که امروز شاهدیم شاعران و دیگر فعالان عرصه هنر و ادبیات، ترجیح میدهند در انزوای خود باشند و به عنوان زینتالمجلس در مناسبتها حضور نداشته باشند.
*تسنیم: اشاره کردید که نگاه متفاوت رهبر شهید تنها منحصر به مقوله ادبیات و فرهنگ نبود، ایشان برای شخص خود شاعر و نویسنده هم ارزش و اهمیت قائل بودند. آیا این توجه تحت تأثیر مسائل سیاسی هم بود؟
خیر؛ ایشان در مباحث تخصصی به هیج وجه مقید به محدودیت و انحصار نبودند؛ حتی ایشان از شاعرانی یاد میکنند که با انقلاب و نظام و گاه با خود ایشان زاویه داشتند. ایشان در بیاناتشان به کارهای این دسته از شاعران اشاره میکنند و نقاط قوت آثارشان را یادآور میشوند. فضای ذهنی ایشان به گونهای نبود که فقط یک جریان مشخص و محدودی را مد نظر قرار دهند،
بهعنوان مثال ایشان از شعر پروین اعتصامی یاد میکنند و او را در زمره شاعران بزرگ و تأثیرگذار یاد میکنند، کنار پروین، از فروغ فرخزاد هم تجلیل میکنند؛ با وجود اینکه پروین و فروغ دو گرایش متفاوت داشتند. شعر فروغ و پروین هم با یکدیگر متفاوت است، با این حال، به توانمندیها و معنویات اشعار این دو بانوی شاعر اشاره میکنند، و یا در نمونهای دیگر، ایشان از اخوان ثالث، فضای باستانی و زبان محکمی که در شعر او حضور دارد، یاد میکنند، از این فراتر، به اشعار شاملو اشاره میکنند که اسباب شگفتی است.

در واقع میتوان گفت ایشان بهعنوان یک رهبر سیاسی و ولی فقیه وقتی یک مبحث تخصصی را باز میکردند، هرگز نگاه بسته و محدود به آن موضوع نداشتند و واقعیتها را مد نظر قرار میدادند. ایشان بهعنوان یک امام، راه درست و توانمندیها را نشان میدادند تا آثاری خلق شود که عظمت ایران، اسلام و انقلاب را ماندگار کند، گنجینهای ماندگار شود و از زبان فارسی حراست کند.
*تسنیم: به اهمیت زبان فارسی در نگاه رهبر شهید اشاره کردید. در این زمینه موضوعات مختلفی را میتوان مطرح کرد؛ از جمله همگرایی فارسیزبانان که بخشی از آن ثمره نگاه ویژه و دغدغهمند ایشان به مسئله مهاجرین بود. «وطن فارسی» آرزویی بود که در یک دهه گذشته تا حدودی رنگ واقعیت به خود گرفت. ما در این سالها هم شاهد تغییر نگاه جامعه و هم تغییر رویکرد رسانهها نسبت به فارسیزبانان و به ویژه جامعه مهاجرین هستیم. حضور شاعران فارسیزبان در جلسات رهبر شهید، چه نقشی در این زمینه ایفا کرده است؟
تصوری که ایشان از ایران داشتند، محدود به نقشه جفرافیایی فعلی نمیشد. ایران در اوج عظمت مد نظر ایشان بود. ایشان در تأکیداتی که داشتند هم به گذشته ایران اشاره کردند و هم راهی را هموار کردند که ایران دوباره به آن عظمت برگردد. با شهادت ایشان، ادامه پیمودن این مسیر اهمیت ویژهای برای تک تک ما پیدا کرد و افقهای بزرگی را برای تحقق ایران بزرگ پیش چشم ما قرار داد.
از جمله دغدغههای مهم ایشان در حوزه فرهنگ، پاسداری از زبان فارسی بود که بارها بر آن تأکید کردند. حتی اشاره میکردند که باید تلاشها در این زمینه به گونهای باشد که جویندگان علم در هر کجای دنیا در آینده نزدیک مجبور باشند که زبان فارسی را یاد بگیرند. در واقع نگاه ایشان این بود که زبان فارسی مرجعیت پیدا کند و این ظرفیت را در زبان فارسی میدیدند.
این دغدغه برخاسته از درک تاریخ و فرهنگ ایران است. یکی از رازهای بقا و ماندگاری ریشهدار تمدن ایران، علیرغم تمام هجمهها، زبان فارسی است که جزو معدود زبانهای زنده دنیاست؛ به همین خاطر است که شعر فارسی در جهان خریدار دارد.
شعر و ادبیات فارسی در هزار و 100 سال پیش این زبان دست نخورده باقی مانده است، هنوز متون کهن شاعران کلاسیک فارسی با زبان امروزی تفاوت چندانی ندارد و قابل درک است. این سرمایه نباید مورد تهاجم زبانهای دیگر قرار گیرد؛ چه واژههای بیگانه و چه واژگان غیر مستعمل.
زبان دری در خود واژگان عربی و قرآنی هم دارد که در کنار اینکه زیبایی خاصی به آن بخشیده، استفادههای بیمورد از این واژگان مذموم است. خیلی از کسانی که میخواهند خود را آوانگارد نشان دهند، از واژگان لاتین استفاده میکنند که به ذوق میزند. از این طرف، استفاده بیمورد از واژگان عربی نیز به ذوق مخاطب میزند. اما رهبر شهید در مقام ولی امر مسلمین و رهبر کشور، در سخنان خود چنان بلیغ صحبت میکردند که هم از زبان فارسی بهره میبردند و هم آموزههای قرآنی از کلام ایشان دریافت میشد.
این معیار و ثروت فقط در مرزهای جغرافیایی ما خرج نمیشود. در کشورهای فارسیزبان و غیر از آن، مانند هندوستان، پاکستان، در میان کردها، عربها، حوزه تمدنی اکو و … افرادی بودند که تحت تأثیر این نگاه و زبان فارسی شروع به فعالیت کردند و به وسعت بخشیدن به این دایره، همت گماشتند. نمونهای از آن را میتوان در جذب شاعران فارسیزبان و حضور آنها در جلسات دیدار شاعران با رهبر شهید دید.
*تسنیم: مهمترین نکتهای که از سخنان و یا منش آقای شهید در ذهن شما ثبت شده، چیست؟
ایشان آمیزهای از آموزههای مکتب اهل بیت(ع) و فرهنگ و تمدن ایران بودند؛ به طوری که ایرانی اسلامی بودن را در بند بند وجود ایشان میدیدیم. شخصیت ایشان به گونهای بود که اگر کسی در روزگار معاصر در جستوجوی معنویات، به دنبال شبیهترین فرد به اهل بیت(ع) بود، این ویژگیها را میتوانست را وجود ایشان ببیند. هیچکس به اندازه آقا برازنده این ویژگی نبود.
از سوی دیگر، کسانی که عاشق ایران بودند و خواهان بازگشت ایران به عظمت و اقتدار باستانی خود بودند، نیز میتوانستند ایراندوستی تام و تمام را در شخصیت ایشان ببیند. هیچ کس به اندازه ایشان نتوانست آن اقتدار و عظمت را دوباره احیا کند. آقا مرزهای اقتدار را وسعت بخشید؛ از توجه به مسائل نظامی و دفاعی گرفته تا تأکید بر امور فرهنگی و دینی. ایشان ایرانی را که در قرنهای اخیر توسط پادشاهان غاصب به فلاکت رسیده بود، دوباره به عنوان بازیگری اصلی و عنصری حیاتی در جهان تبدیل کرد؛ عنصری که هم محور مقاومت است، هم محور نشر معارف است، هم برای ملتها پیام دارد و هم میتواند معنویات و حقایق را صادر کند. ما هم در حوزه مذهبی، هم در بُعد ملی در روزگار حاضر چهرهای نظیر ایشان نداریم که توانسته باشد چنین شکوهی به ایران را بازگرداند.
*تسنیم: بارها در دیدارهای شاعران و اهالی فرهنگ با ایشان حضور داشتید، خاطرهای از این حضور بفرمایید.
آخرین دیداری که با ایشان داشتم غیر از دیدار شاعران و در یک جمع خصوصی و محدودتر بود، وقتی امکان گفتوگو با ایشان فراهم شد، ایشان با همان محبت و صبوری با بنده صحبت کردند و دقایقی درباره مسائل فرهنگی در جزیره کیش صحبت کردند که برای من اعجابآور بود، من یک عنصر فرهنگی هستم که در یک گوشه کشور دارم کار خودم را انجام میدهم.
ایشان آنقدر ضرورتها را میشناختند و بر جزئیات اشراف داشتند که نگاه خاص خود را دریغ نکردند، راجع به مسائل فرهنگی در کیش که آفاتی وجود دارد، بهتفصیل صحبت کردند و پیامی هم به جوانان فعال در جزیره دادند که مایه مسرت و دلگرمی این جوانان شد که کارهای آنها دیده میشود.
جاهایی که منافع اقتصادی باشد، معمولاً انجام کار فرهنگی سخت است، سنگاندازیهایی میشود و گاه تحت فشار هم قرار میگیریم، اما توجه ولی امر مسلمین به ما دلگرمی برای ادامه مسیر داد،
فکر نمیکردم که این آخرین دیدار باشد.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید