هوش مصنوعی، سرمایهگذاری نرمافزاری وبازآرایی بهرهوری در اقتصاد ایران
وزیر راه و شهرسازی در دولت سیزدهم در یادداشتی به بررسی «هوش مصنوعی، سرمایهگذاری نرمافزاری و بازآرایی بهرهوری در اقتصاد ایران» می پردازد.
به گزارش خبرگزاری مهر، مهرداد بذرپاش وزیر راه و شهرسازی در دولت سیزدهم در یادداشتی که در اختیار این خبرگزاری قرار داده است به بررسی «هوش مصنوعی، سرمایهگذاری نرمافزاری وبازآرایی بهرهوری در اقتصاد ایران» می پردازد.
متن یادداشت به شرح ذیل است:
در ادبیات اقتصاد رشد، یکی از مهمترین مسیرهای ارتقای بهرهوری در اقتصادهای مدرن، گسترش سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود است. داراییهایی نظیر نرمافزار، تحقیق و توسعه، داده و الگوریتمها بهتدریج جایگزین بخش قابل توجهی از سرمایهگذاریهای سنتی در تجهیزات و ماشینآلات شدهاند. در این چارچوب، هوش مصنوعی را میتوان یکی از مهمترین فناوریهای مبتنی بر داراییهای نامشهود دانست که از طریق توسعه نرمافزار، مدلهای یادگیری ماشین، زیرساختهای داده و سیستمهای تصمیمیار در فرآیند تولید وارد میشود. بنابراین اثرگذاری اقتصادی هوش مصنوعی بیش از هر چیز در قالب افزایش سرمایهگذاری نرمافزاری و گسترش زیرساختهای دیجیتال قابل مشاهده است.
تجربه اقتصادهای پیشرفته نیز نشان میدهد که این تحول فناورانه در آمارهای سرمایهگذاری و بهرهوری قابل ردیابی است. در ایالات متحده، اداره آمار کار (BLS)، استفاده از فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی را بهطور غیرمستقیم از طریق شاخص سرمایهگذاری در نرمافزارهای مورد استفاده در تولید رصد میکند. دادههای برنامه بهرهوری این نهاد نشان میدهد که در چرخه تجاری اخیر (۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴)، سرمایهگذاری در محصولات مبتنی بر مالکیت فکری بهویژه نرمافزار رشد قابل توجهی داشته است. این روند نشان میدهد که کسبوکارها برای ارتقای کارایی و افزایش بهرهوری، بهطور فزایندهای منابع خود را به سمت داراییهای نامشهود هدایت میکنند. در چنین شرایطی، نرمافزار نهتنها یک ابزار فناوری بلکه به یک نهاده تولیدی کلیدی تبدیل میشود که قادر است با ترکیب داده، الگوریتم و زیرساخت پردازشی، بهرهوری عوامل تولید را افزایش دهد.

در اقتصادهای در حال گذار مانند ایران، اهمیت این تحول حتی بیشتر است. ساختار تولید در ایران اغلب متکی بر بخشهای سرمایهبر سنتی است که بهرهوری آنها به شدت به قیمتهای جهانی، منابع طبیعی یا سرمایه فیزیکی وابسته است. در چنین ساختاری، حرکت به سمت سرمایهگذاری در فناوریهای دیجیتال و نرمافزاری میتواند مسیر جدیدی برای ارتقای بهرهوری ایجاد کند. از طرفی در شرایط تحریمی محصولات نرمافزاری علاوه بر اثرگذاری بر بهرهوری، با توجه به ماهیت خود کمتر از تحریمها تأثیر میپذیرند. به بیان دیگر، هوش مصنوعی و فناوریهای نرمافزارمحور این ظرفیت را دارند که محدودیتهای ناشی از کمبود سرمایه فیزیکی یا محدودیتهای خارجی را تا حدی جبران کنند و از طریق بهبود کارایی تخصیص منابع، رشد بهرهوری را تقویت نمایند.
روندهای بهرهوری در اقتصاد ایران طی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲
دادههای منتشرشده توسط بانک مرکزی درباره شاخصهای بهرهوری نیروی کار، بهرهوری سرمایه و بهرهوری کل عوامل نشان میدهد که اقتصاد ایران طی دهه گذشته دورهای از نوسانات قابل توجه در عملکرد بهرهوری را تجربه کرده است. شاخص بهرهوری کل اقتصاد که سال پایه آن ۱۳۹۵ در نظر گرفته شده، از سطح ۱۰۸.۷ در سال ۱۳۹۰ به ۹۶.۵ در سال ۱۳۹۲ کاهش یافت که نشاندهنده افت قابل توجه کارایی تولید در ابتدای دهه ۱۳۹۰ است. این افت تا حد زیادی با شوکهای اقتصاد کلان، محدودیتهای خارجی و رکود برخی بخشهای تولیدی مرتبط بود. پس از آن، روند بهرهوری با نوساناتی ادامه یافت اما از اواخر دهه ۱۳۹۰ به تدریج نشانههایی از بهبود در آن مشاهده میشود.

در سالهای پایانی دوره مورد بررسی، شاخص بهرهوری کل اقتصاد از ۹۱.۸ در سال ۱۳۹۸ به ۱۰۸.۲ در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته است. این رشد میتواند به معنای آن باشد که بخشی از افزایش تولید در سالهای اخیر نه صرفاً از طریق افزایش نهادههای تولید، بلکه از طریق بهبود کارایی استفاده از این نهادهها حاصل شده است. بررسی نرخ رشد بهرهوری کل نیز نشان میدهد که اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۹ رشدی معادل ۶.۴ درصد را تجربه کرده و در سالهای بعد نیز رشد مثبت اما ملیمتری داشته است. این الگو بیانگر آن است که ساختار تولید کشور به تدریج در حال تجربه تغییراتی در نحوه استفاده از سرمایه و نیروی کار است.
در این میان، مقایسه میان بهرهوری نیروی کار و بهرهوری سرمایه نیز نکات مهمی را آشکار میکند. شاخص بهرهوری نیروی کار در کل اقتصاد از ۱۰۶.۱ در سال ۱۳۹۰ به ۱۰۵.۲ در سال ۱۴۰۲ رسیده است که نشان میدهد رشد آن در بلندمدت چندان چشمگیر نبوده است. در مقابل، شاخص بهرهوری سرمایه در همین دوره از ۱۱۱.۲ به ۱۱۰.۶ رسیده و با نوسانات قابل توجهی همراه بوده است. چنین الگویی نشان میدهد که بخش مهمی از تغییرات بهرهوری در اقتصاد ایران ناشی از تغییر در کارایی ترکیب عوامل تولید بوده است، نه صرفاً افزایش کارایی هر عامل به صورت جداگانه.
تبیین تفاوتهای ساختاری میان صنعت، خدمات، ارتباطات، نفت و گاز و سایر بخشها
یکی از ویژگیهای مهم اقتصاد ایران، ناهمگونی قابل توجه در سطح و روند بهرهوری میان بخشهای مختلف اقتصادی است. دادههای بانک مرکزی نشان میدهد که برخی بخشها طی دهه گذشته رشد چشمگیر بهرهوری را تجربه کردهاند، در حالی که برخی دیگر با رکود یا حتی کاهش بهرهوری مواجه بودهاند. این تفاوتها بازتابی از تفاوت در ساختار فناوری، شدت سرمایهگذاری، میزان رقابت و سطح دیجیتالیشدن در بخشهای مختلف اقتصاد است.
بخش صنعت یکی از بخشهایی است که در سالهای اخیر روندی نسبتاً صعودی در بهرهوری داشته است. شاخص بهرهوری کل در این بخش از ۱۱۳.۲ در سال ۱۴۰۰ به ۱۲۶.۲ در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته است. چنین رشدی میتواند در اثر بهبود کارایی فرآیندهای تولید، افزایش استفاده از فناوریهای مدیریتی و دیجیتال، و تغییر در ترکیب فعالیتهای صنعتی باشد. در کنار آن، بخش حملونقل و انبارداری نیز با افزایش شاخص بهرهوری کل از ۱۰۰ در سال ۱۳۹۵ به بیش از ۱۲۰ در سال ۱۴۰۲ رشد قابل توجهی را تجربه کرده است. این امر تا حدی با توسعه زیرساختهای لجستیکی، سیستمهای مدیریت زنجیره تأمین و استفاده از فناوریهای اطلاعاتی در مدیریت حملونقل مرتبط است. در مقابل، برخی بخشهای سنتی اقتصاد مانند برخی فعالیتهای خدماتی رشد بهرهوری بسیار محدودتری داشتهاند. این موضوع نشان میدهد که در این بخشها هنوز تحول فناورانه عمیقی رخ نداده و ساختار تولید همچنان متکی بر روشهای سنتی است.



نقش دیجیتالیشدن و جهش بهرهوری در بخش ارتباطات
در میان تمام بخشهای اقتصاد ایران، بخش ارتباطات برجستهترین تحول بهرهوری را تجربه کرده است. شاخص بهرهوری نیروی کار در این بخش از حدود ۸۸.۹ در سال ۱۳۹۰ به بیش از ۴۴۰ در سال ۱۴۰۲ رسیده است. همچنین شاخص بهرهوری سرمایه و بهرهوری کل نیز در این بخش رشد چشمگیری داشته و به ترتیب به حدود ۵۵۸ و ۵۲۴ رسیدهاند. چنین جهشی در بهرهوری را میتوان یکی از مهمترین نشانههای تحول دیجیتال در اقتصاد ایران دانست.
ماهیت فعالیتهای ارتباطی و فناوری اطلاعات به گونهای است که به شدت بر داراییهای نامشهود، نرمافزار و زیرساختهای داده متکی است. توسعه شبکههای ارتباطی، گسترش خدمات اینترنتی، ظهور پلتفرمهای دیجیتال و افزایش استفاده از خدمات ابری موجب شده است که تولید در این بخش با سرعت بسیار بیشتری نسبت به میزان افزایش نهادههای فیزیکی رشد کند. در واقع، در این حوزه سرمایهگذاری در نرمافزار و داده میتواند اثرات بسیار بزرگی بر بهرهوری ایجاد کند.
این تجربه شباهت قابل توجهی با روند مشاهدهشده در اقتصاد ایالات متحده دارد. همانطور که دادههای اداره آمار کار نشان میدهد (نمودار زیر)، بخشهای مرتبط با نرمافزار و محصولات مالکیت فکری در سالهای اخیر سریعترین رشد سرمایهگذاری را تجربه کردهاند. در اقتصادهای پیشرفته، بسیاری از کاربردهای هوش مصنوعی از طریق نرمافزارهای مصرفی عمومی یا سفارشیسازی شده وارد فرآیند تولید میشوند. بنابراین رشد سرمایهگذاری نرمافزاری در عمل به معنای افزایش استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، تحلیل داده و اتوماسیون دیجیتال در تولید کالا و خدمات است.

محدودیتهای ساختاری در بخشهای سرمایهبر سنتی
در مقابل بخشهای دیجیتال، برخی بخشهای سنتی اقتصاد ایران با محدودیتهای ساختاری جدی در زمینه رشد بهرهوری مواجه هستند. بخش نفت و گاز نمونه بارزی از این وضعیت است. شاخص بهرهوری کل در این بخش از ۸۷.۷ در سال ۱۳۹۰ به ۹۲.۴ در سال ۱۴۰۲ رسیده است که نشاندهنده رشد محدود در بلندمدت است. این امر تا حد زیادی ناشی از ماهیت سرمایهبر و منبعمحور این بخش است که در آن بخش قابل توجهی از تولید به عوامل خارج از کنترل بنگاهها مانند قیمتهای جهانی، تحریمها و ظرفیتهای استخراج وابسته است.
بخش ساختمان نیز با وجود سهم قابل توجه در اشتغال و سرمایهگذاری، پیشرفت محدودی در بهرهوری داشته است. در این بخش بسیاری از فرآیندهای تولید همچنان به روشهای سنتی انجام میشود و استفاده از فناوریهای دیجیتال یا سیستمهای هوشمند مدیریت پروژه هنوز در سطح گستردهای رواج نیافته است. در نتیجه، ظرفیت بهرهگیری از فناوریهایی مانند هوش مصنوعی در این حوزه تا حد زیادی به تحول در ساختار سازمانی و مدیریتی بنگاهها وابسته است.
ظرفیتهای تحول دربخش صنعت و خدمات
با وجود این محدودیتها، برخی بخشهای اقتصاد ایران ظرفیت قابل توجهی برای بهرهگیری از فناوریهای مبتنی بر داده و نرمافزار دارند. بخش صنعت یکی از مهمترین این حوزههاست. کاربردهایی مانند نگهداری پیشبینانه تجهیزات، بهینهسازی خطوط تولید، کنترل کیفیت مبتنی بر بینایی ماشین و مدیریت هوشمند زنجیره تأمین از جمله زمینههایی هستند که میتوانند به افزایش بهرهوری صنعتی کمک کنند.
در بخش خدمات نیز تحول دیجیتال میتواند آثار گستردهای بر بهرهوری داشته باشد. استفاده از سیستمهای تحلیل داده در بانکداری، تجارت الکترونیک، خدمات مالی و مدیریت پلتفرمهای آنلاین میتواند کارایی تخصیص منابع را افزایش دهد و هزینههای عملیاتی را کاهش دهد. تجربه کشورهای پیشرفته نشان میدهد که به طور مثال بخش قابل توجهی از اثرات اقتصادی هوش مصنوعی در ابتدا در بخش خدمات ظاهر میشود، زیرا این بخش بیشترین وابستگی را به پردازش اطلاعات و داده دارد و سپس وارد سایر بخشها میشود.
نتایج سیاستی و مسیر آینده بهرهوری در اقتصاد ایران
تحلیل روندهای بهرهوری در اقتصاد کشور نشان میدهد که تحول دیجیتال و سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود میتواند یکی از مهمترین مسیرهای افزایش کارایی تولید در دهههای آینده باشد. تجربه بخش ارتباطات نشان داده است که سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال و نرم افزاری می تواند جهش قابل توجهی در بهره وری ایجاد کند. در صورتی که چنین الگویی به سایر بخش های اقتصاد نیز گسترش یابد، امکان افزایش بهره وری کل اقتصاد فراهم خواهد شد.
با این حال تحقق این هدف مستلزم مجموعه ای از پیششرطهای نهادی و اقتصادی است. توسعه زیرساختهای داده، تسهیل سرمایه گذاری در نرم افزار و فناوری های دیجیتال، کمک به ارتقای مهارت های نیروی کار در حوزه های داده و هوش مصنوعی و ایجاد محیط رقابتی برای بنگاه های نوآور از جمله عواملی هستند که میتوانند به تسریع این روند کمک کنند. در مجموع، اگر اقتصاد ایران بتواند مسیر سرمایه گذاری در دارایی های نامشهود و فناوریهای نرم افزارمحور را تقویت کند، هوش مصنوعی به عنوان یکی از عوامل میتواند به یکی از موتورهای اصلی افزایش بهره وری و رقابت پذیری در اقتصاد ملی تبدیل شود.



































دیدگاهتان را بنویسید