رسالت نخبگان در احیای امید در جامعه ایرانی
اگر عقل امید در میان مردم زنده بماند هیچ سلاحی نمیتواند آینده را از آنان بگیرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، روزها از آغاز نبردی میگذرد که نه صرفاً جنگی سیاسی بلکه آزمونی هستیشناختی برای معنای زیستن ایرانی است. دشمن شناختهشده، آمریکا و صهیونیسم تمام قوا را نه تنها بر مرزهای جغرافیایی بلکه بر اعماق روان جمعی این ملت متمرکز کردهاند آنها با ترور رهبر معظم انقلاب، فرماندهان برجسته و مردم بیدفاع خون پاک آنان را بر زمین حقیقت ریختند. این رخدادها تلخ ترین و در عینحال روشنترین لحظهی تاریخ ماست، لحظهای که در آن انسان ایرانی باید از میان غبار واقعیت دوباره معنای خود را تشخیص دهد. در روزهای نخست خطای دشمن در تحلیل آشکار شد و آنان گمان میبردند سوگ بزرگ، جامعه را به شورش میکشاند اما مردم خلاف انتظار، نه به غوغا بلکه به حضور آمدند، حضوری آرام آگاه و ممتد. خیابان به جای میدان آشوب به آیینهی همدلی بدل شد. همین سکوت سنگین اجتماعی از جنس ایمان بود که محاسبات دشمن را فرو ریخت، اما باید دانست در لایههای زیرین جامعه جایی دور از چشم شعارها سایهای از خستگی و اندوه نشسته است. حس مبهم بیافقی که در نگاههای عادی و در گفتگوهای روزمره جاریست و این یأس اگرچه خاموش اما واقعی است و دقیقاً از همین ناحیه باید سخن گفت.
در اینجا رسالت نخبگان آغاز میشود. در چنین بزنگاههایی خردمندان جامعه مأموریت دارند تا عقل را از ورطهی سکون بیرون کشند و به جوهرهی امید بدل سازند زیرا امید در اندیشهی صحیح نه احساس تسکین، بلکه صورت عقلانی معناست. ملتها نه با شور بلکه با تداوم معنا زنده میمانند و این معنا را تنها اندیشه و گفتار نخبگان میتوانند بازسازی کنند چرا که روشنفکر اگر نتواند زبان عقل در لحظهی بحران باشد فلسفهاش به تزیین اندوه بدل میشود چرا که وظیفه روشنفکر آن است که با تبیین خردمندانه روح جمعی را دوباره متوجه افق تعالی کند.
در دستگاه معرفتی اسلام عقل و ایمان دو سوی یک جوهرند؛ عقل منبع تشخیص خیر و ایمان مبدأ حرکت به سوی آن است. امروز ما بیش از هر زمان نیازمند باز تعریف عقل امیدیم. عقل امید نه سهلانگاری است و نه تسلیم عاطفه بلکه نوعی درک ژرف از نسبت رنج و معناست و ملت اگر معنای رنج را بداند یأس در آن دوام نمیآورد و درست در این لحظه نخبگان باید به مردم بیاموزند که پیروزی گاه در حفظ خرد و وقار است حتی هنگامی که جهان از مدار عدالت خارج میشود.
این جنگ در واقع جنگ بر سر تفسیر انسان است. دشمن میخواهد انسان ایرانی را از معنای خود تهی سازد، انسانی که دیگر باور ندارد میتواند ادامه دهد. در برابر این میل خاموشسازی تنها اندیشه است که قدرت باز زایش دارد. اندیشه حافظهی معناست و نخبگان نگهبان این حافظهاند. نخبگان و روشنفکران باید خشونت واقعیت را به زبان مفهوم ترجمه کنند یعنی راهی بیابند که مردم در میان فقدان و سوگ معنای ادامه را احساس کنند نه از روی تلقین بلکه به قوت شناخت.
در پس هر فاجعهی تاریخی دو امکان وجود دارد؛ انفعال در برابر آن یا تبدیل آن به لحظهی تأمل. ایران اکنون در آستانهی همین انتخاب ایستاده است. شور نخست فرو نشسته و اکنون دورهی تأمل فرا رسیده جایی که باید فلسفه سخن بگوید نه خطابه و در چنین مرحلهای سخن نخبگان میتواند گره از دل مردم بگشاید البته اگر زبانشان از جنس درک باشد و نه تحکم و همچنین روشنفکران باید امید را نه در سطح شعار بلکه در سطح فهم بازنویسی کنند: امید به مثابهی توانِ معنا دادن به درد، و توانِ تبدیل رنج به خرد. در برابر هجمهی روانی دشمن، جامعه بیش از هر چیز به زبان توضیح محتاج است؛ توضیحی که بتواند نظم پنهان جهان را بازنماید تا انسان در طوفان بیمعنا نشود و فلسفه هم کاری جز این نمیکند؛ آشکار ساختن ساختار معنا در دل بینظمی و اگر نخبگان بتوانند چنین توضیحی را عرضه کنند مردم از پوچی عبور خواهند کرد زیرا ناامیدی محصول انسداد فهم است و امید تیجهی گشودگی عقل.
ملتها با تکیه بر سخن نخبگان که ان هم اگر آن سخن بوی صدق دهد به زیست تازه گام مینهند. روشنفکری اصیل نه در تئوریهای پرطمطراق بلکه در توان معنا دادن به رنج جمعی جلوه میکند و این لحظهی ایران لحظهی بازتعریف روشنفکری است؛ لحظهای که عقل باید لباس شجاعت بپوشد و فلسفه باید کارکرد روانی و اجتماعی خود را بازیابد و اندیشه اگر نتواند امید را صورتبندی کند به خود انفعال تبدیل میشود.
ایران امروز زخمی است اما هنوز در حال اندیشیدن و اندیشه نفس حیات ملت است. در تاریخ ما هرگاه فکر خاموش شد سلطه آغاز گردید و هرگاه معنا بازگشت زندگی از نو جوانه زد. اکنون وظیفهی نخبگان آن است که معنای ایستادگی را نه در لحن بلکه در منطق بازگو کنند و کاری که آنان میکنند نه دلداری احساسی بلکه ترمیم درک جمعی است. اگر عقل امید در میان مردم زنده بماند هیچ سلاحی نمیتواند آینده را از آنان بگیرد. و این رسالت جاودان نخبگان ایران است؛ نگهداری شعلهی معنا در قلب شب.
یادداشت از: مصطفی شجاعی
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید