بازسازی الگوی روایتگری در ایران: از آوینی تا رهبری
برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربهها درس گرفت.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر محمد نمازی، مدیر برنامه روایت پیشرفت نانو در ایران و دبیر اولین و دومین دوره جایزه کتاب روایت پیشرفت، در گفت و گوی اختصاصی در موضوع روایت فتح عنوان کرد: به نظر میرسد سخن گفتن درباره روایت پیشرفت بدون بیان مبانیای که این جریان بر آن استوار است ناقص خواهد بود. روایت پیشرفت باید در بستر تاریخی و هویتی انقلاب اسلامی فهم و بیان شود. شیوه توجه رهبر شهید انقلاب به روایت نیز بر همین اساس بود و نمونه روشن آن را میتوان در بیانیه گام دوم مشاهده کرد. ایشان این بیانیه را با رویکردی تاریخی و با سخن گفتن درباره گذشته آغاز میکنند و میفرمایند: «برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربهها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت».
از همین رو، پیش از روایت پیشرفت چهلساله انقلاب اسلامی، ایشان آنچه در دوران قاجار و پهلوی بر کشور گذشته را تبیین میکنند؛ زیرا مسیر جدیدی که آغاز شده در بستر همان تاریخ شکل گرفته است و نمیتوان مدعی شد که یکباره از آن گذشته جدا شدهایم. رهبر شهید میفرمایند: «انقلاب به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشوری که در دوران قاجار و پهلوی به شدت تحقیر شده و عقب مانده بود را در مسیر پیشرفت سریع قرار داد.» درباره دوره پهلوی نیز میافزایند: «رژیم سلطنت پهلوی اولین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه و نه با زور شمشیر بر سر کار آمده بود و وضع داخلی کشور در آن دوران به شدت نابسامان و عقبافتادگی کشور در علم و فناوری و سیاست و معنویت شرمآور بود».
وی ادامه داد: زمینه مهم دیگر، زمینه هویتی و فکری «انقلاب اسلامی» است؛ امری که حتی در نام آن نیز آشکار است. بدون فهم این رویکرد که ما پیرو نگرشی انقلابی از اسلام هستیم، نمیتوان جریان روایت پیشرفت را درست پیش برد. رهبر شهید در بیانیه گام دوم، انقلاب اسلامی را یک نهضت بزرگ دینی میدانند که با شکستن کلیشههای زمان خود، دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و ارزشهایی چون آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت و برادری را برجسته ساخت. به باور ایشان این ارزشها به دلیل فطری بودن هرگز کهنه نمیشوند و انقلاب نیز در طول حیات خود به آنها وفادار مانده است.
بنابراین هر نوع فعالیت در روایت پیشرفت، بدون توجه به این زمینههای تاریخی و هویتی، چه در تعریف کار، چه در محتوا و چه در قالب بیان، با مشکل مواجه خواهد شد و حتی ممکن است خلاف جهت هدف اصلی عمل کند.
نمازی در ادامه با اشاره به کارکرد روایت پیشرفت افزود: مسئله دیگری که باید با دقت به آن توجه شود، کارکرد و چرایی روایت پیشرفت است؛ موضوعی که گاه در بسیاری از فعالیتهای موسوم به روایت پیشرفت کمتر مورد توجه قرار میگیرد. آیا روایت پیشرفت فعالیتی فرعی و کماهمیت در مقایسه با سایر کارهای توسعهای است؟ سال 1399 هنگام ارائه طرح «جایزه روایت پیشرفت» به یکی از افراد موثر در حوزه علم و فناوری کشور، پس از توضیح برنامه، ایشان با لحنی انتقادی گفت اگر صد کار برای پیشرفت کشور وجود داشته باشد، شما سراغ صدمین و کماهمیتترین آنها رفتهاید. سپس به بیان کارهایی پرداخت که به نظرش برای پیشرفت کشور مهمتر بودند.
این نگاه بهروشنی با دیدگاه رهبر شهید انقلاب متفاوت است. ایشان در بیانیه گام دوم پس از تشریح زمینههای تاریخی و هویتی و بیان وضعیت کنونی انقلاب، پیش از ارائه توصیههای خود برای آینده، نخستین و اساسیترین اقدام را چنین معرفی میکنند: «امید و نگاه خوشبینانه به آینده». ایشان از این موضوع با تعبیر «نخستین توصیه»، «کلید اساسی همه قفلها» و «نخستین و ریشهایترین جهاد» یاد میکنند. از این رو یکی از مسائل اساسی در حوزه روایت پیشرفت، برداشت نادرست از اهمیت آن است. تا زمانی که این موضوع به عنوان یک امر بنیادی برای حرکت جامعه درک نشود، فعالیتهای روایت پیشرفت نیز اثرگذاری لازم را نخواهند داشت.
نمازی در ادامه با اشاره به اهمیت لزوم تبدیل روایت پیشرفت از جریان حاکمیتی به فرهنگ عمومی در مجامع علمی افزود: هرچه بتوانیم زمینههای تاریخی و هویتی و کارکرد روایت پیشرفت را بهتر تبیین کنیم، این روایت شکل طبیعیتر و عمومیتری پیدا خواهد کرد. هر انسان برای ادامه زندگی نیازمند تصویری روشن از آینده و امید به تحقق آن است. نشاط، تلاش و اثرگذاری انسانها نیز تا حد زیادی بر همین امید استوار است.
وی ادامه داد: این موضوع را میتوان در رقابتهای ورزشی مشاهده کرد؛ ورزشکاری که آمادگی جسمی دارد اما از نظر ذهنی و روحی آماده نیست، به نتیجه مطلوب نمیرسد. در زندگی فردی نیز بارها تجربه کردهایم که گاه توانایی انجام کاری را داریم اما به دلیل القای حس ناتوانی، از پیشبرد آن بازمیمانیم. همین مسئله در سطح یک جامعه نیز صادق است. جامعهای که احساس ناتوانی داشته باشد، نمیتواند به جایگاه شایسته خود برسد. در برابر ما نیز مجموعهای از دشمنان قرار دارند که برای القای این حس هزینه میکنند. منظور از «ما» در اینجا همه ایرانیان هستند، نه صرفاً گروهی خاص. بنابراین راه رهایی روایت پیشرفت از نگاه حاکمیتی این است که به یک مسئله ملی تبدیل شود.
نمازی افزود: به نظر میرسد تحقق این امر نیازمند همکاری روانشناسان، جامعهشناسان و مردمشناسان است. ممکن است در دیگر کشورها نیز تجربههایی در این زمینه وجود داشته باشد، هرچند شاید کمتر کشوری با چنین حجم گستردهای از هجمه رسانهای روبهرو بوده باشد؛ هجمهای که هر روز تلاش میکند به مردم القا کند که هیچ موفقیتی وجود ندارد و آیندهای در کار نیست.
وی ادامه داد: در عین حال تجربههای اجتماعی نشان میدهد که «ایران» همچنان گستردهترین چتری است که میتواند همه ایرانیان را در بر بگیرد. حتی کسانی که خود را لزوماً در چارچوبهای سیاسی رایج تعریف نمیکنند، در مواقع حساس از کشور خود دفاع میکنند. همین امر نشان میدهد که میتوان از این هویت ملی به عنوان بستری برای گسترش روایت پیشرفت بهره برد.
نمازی در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به مکانیزم بازتولید «روایت شکست» در افکار عمومی افزود: به نظر میرسد بازتولید روایت شکست در افکار عمومی نتیجه یک تهاجم برنامهریزیشده از سوی دشمنان انقلاب اسلامی است. نگاه تاریخی نیز این مسئله را تأیید میکند. از ابتدای انقلاب، تلاشهای مختلفی برای ضربه زدن به کشور انجام شده است؛ از جنگ و ترور گرفته تا فشارهای سیاسی و اقتصادی. اما در سالهای اخیر تمرکز اصلی بر تضعیف روحیه ایرانی-انقلابی بوده است؛ روحیهای که شامل امید، مقاومت، همدلی و اعتماد به آینده است. این روحیه برآمده از آموزههای اسلامی و همچنین میراث فرهنگی و تاریخی ایران است که سرشار از الگوهای قهرمانانه است.
در برابر چنین روحیهای، تلاش شده است با استفاده از رسانهها و ابزارهای ارتباطی، حس ناتوانی و شکست در جامعه گسترش یابد. حتی در این مسیر از عناصر هویتی ایرانی نیز استفاده شده است؛ برای مثال شبکههایی با نام و ظاهر ایرانی ایجاد شدهاند تا پیامهای خود را مؤثرتر منتقل کنند.
وی افزود: در مقابل این جریان، نقطه قوت ما تمرکز بر ساختن است. گرچه تخریب سادهتر از ساختن است، اما انسانها به طور طبیعی به سوی خلاقیت، رشد و سازندگی گرایش دارند. روایت پیشرفت نیز بر همین اصل استوار است؛ یعنی روایت زندگی، حرکت و زایندگی در برابر روایت یأس و تخریب. با وجود این، به نظر میرسد هنوز ساختار منسجم و سازماندهندهای برای هدایت جریان روایت پیشرفت در کشور شکل نگرفته است. در حالی که افراد و گروههای بسیاری به صورت مستقل در این حوزه فعال هستند، اما نبود یک مرکز هماهنگکننده میتواند مانع از بهرهگیری کامل از ظرفیتهای موجود شود.
نمازی در ادامه با اشاره به الگوی شهید خامنهای و شهید آوینی افزود: به باور من، روایت تنها یک عمل رسانهای نیست بلکه نوعی سبک زندگی است. کسی که در میدان جهاد و تلاش حضور نداشته باشد، نمیتواند آن را به درستی روایت کند. یکی از دلایل اثرگذاری روایتهای شهید آوینی نیز همین حضور میدانی و ایمان عمیق او بود.
وی ادامه داد: آوینی تنها به خاطر صدای خاص یا قالب برنامه «روایت فتح» به چنین جایگاهی نرسید؛ او به آرمانهای امام ایمان داشت و روایتهایش بازتاب همین ایمان بود. در کنار این، فهم عمیق او از هنر نیز نقش مهمی داشت. او دریافته بود که روایت یک حرکت انسانی و الهی تنها با زبان هنر میتواند بهدرستی منتقل شود. نمونهای بزرگتر از این الگو را میتوان در شخصیت رهبر شهید، آیتالله خامنهای، مشاهده کرد. شاید کمتر به این نکته توجه شده باشد که ایشان نیز یکی از بزرگترین راویان پیشرفت انقلاب اسلامی بودند. در واقع ایشان نه تنها هدایتگر حرکت انقلاب بلکه روایتگر آن نیز بودند.
وی در ادامه با تاکید بر پرهیز از اغراق و نقش هنر در روایت پیشرفت عنوان کرد: به نظر میرسد بسیاری از چالشهای روایت پیشرفت، از جمله اغراق، شعارزدگی یا دشواری انتقال مفاهیم عمیق در شبکههای اجتماعی، با بهرهگیری از هنر قابل حل است. هنر میتواند روایتهای ساده را به تجربههایی اثرگذار تبدیل کند.
نمازی در ادامه افزود: وقتی داستانی درباره تلاش برای دستیابی به یک فناوری با نگاه هنرمندانه روایت شود، تأثیر آن بسیار بیشتر خواهد بود. در چنین شرایطی حتی مبالغه نیز در چارچوب زیباییشناسی هنری قرار میگیرد و مخاطب را دلزده نمیکند. از سوی دیگر، آثار هنری میتوانند در زمانی کوتاه تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارند؛ گاهی یک تصویر، یک قطعه موسیقی یا یک صحنه کوتاه میتواند مفهومی عمیق را منتقل کند. بنابراین ورود هنرمندان به حوزه روایت پیشرفت اهمیت زیادی دارد و این امر مستلزم آن است که فضا برای حضور طیفهای متنوع هنری فراهم شود.
نمازی در بخش دیگر سخنان خود با تاکید بر نیاز به راویان متخصص افزود: یکی از دشواریهای روایت پیشرفت، بهویژه در حوزه علم و فناوری، نیاز به دانش تخصصی است. اگر روایتگر با موضوع آشنا نباشد، ممکن است روایت به سطحینگری یا بیان مطالب نادرست منجر شود. از این رو تربیت راویان متخصص اهمیت زیادی دارد. در عین حال باید سهم حوزههای مختلف در روایت پیشرفت مشخص شود. گرچه پیشرفت تنها به علم و فناوری محدود نمیشود، اما این حوزه به دلیل اهمیت راهبردی آن در توسعه کشور جایگاه ویژهای دارد.
وی ادامه داد: پیشرفت علمی ایران در دهههای اخیر تا حد زیادی نتیجه توجه ویژه رهبر شهید به این حوزه و تلاش گسترده نسل جوان بوده است. همین امر باعث شده است که علم و فناوری به یکی از مهمترین عرصههای روایت پیشرفت تبدیل شود. تجربه ستاد نانو در این زمینه قابل توجه است. از اوایل دهه 90 تلاش شد روایتهای دقیق و مستندی از روند توسعه فناوری نانو در ایران ثبت شود. این روایتها امروز میتوانند به عنوان منابع اولیه برای پژوهشهای تاریخی یا تولید آثار هنری مورد استفاده قرار گیرند.
نمازی در بخش پایانی سخنان خود بر اهمیت جمع میان مطالبهگری و امیدآفرینی تاکید کرد و افزود: یکی از پرسشهای مهم این است که چگونه میتوان همزمان هم به بیان مشکلات و مطالبه عدالت پرداخت و هم روایت پیشرفت و امید را تقویت کرد. پاسخ این پرسش را میتوان در روش رهبر شهید مشاهده کرد. ایشان با وجود آگاهی کامل از مشکلات کشور، همواره امیدوارترین مسئول کشور بودند. دلیل این امر آن بود که نگاه ایشان به تحولات کشور، نگاهی تاریخی و تمدنی بود. ایشان وضعیت ایران را نه در مقیاس چند سال، بلکه در مقیاس چند قرن ارزیابی میکردند.
وی در پایان افزود : چنین نگاهی باعث میشود که پیشرفتها و چالشها در چارچوبی واقعبینانهتر دیده شوند. در این چارچوب میتوان هم مشکلات را شناخت و هم مسیر حرکت را امیدوارانه ادامه داد. بدون چنین نگاه تاریخی و تمدنی، جامعه ممکن است دچار ناامیدی و خودتحقیری شود.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید