روزهای بحران و بیداری مسجد؛ زمان جبران کاستیها و شنیدن صدای مردم
دشمن از مسجدی که فقط سجدهگاه است نمیترسد؛ او از مسجدی هراس دارد که «بیدار» است، «میشنود» و «فهم میکند».
خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام فرجی فعال فرهنگی: در جغرافیای انسانی جامعه ما ، دو سبک زندگی شانه به شانهی هم نفس میکشند، اما گویی در دو منطق زمانی متفاوت سیر میکنند. کافی است سا عاتی پس از غروب، در پیادهروهای شهر قدم بزنید تا این تضاد تمدنی را با تما م وجود حس کنید. در لایههای نوساز و به اصطلاح مترقی، «کافهها» با معماری مدرن و عطر قهوه، فضایی برای زیست شبانهی نسل جدید فراهم کردهاند و در بافتهای میانی و سنتی، «قهوهخانهها» با همان سیاق قدیمی، کانون تجمع و گفتگوی مردمانند. این زیستبومها عموماًَ تا دیروقت بیدار هستند، نبض دارند و از ساکنان خود میزبانی میکنند. اما درست در چند قدمی آنها، «مسجد» – که در تمدن اسلامی کانون بیداری و قلب تپندهی جامع ه است – غالباً در سکوتی سنگین فرو رفته است.
عجیب تر ا ینکه در تقویم نانوشتهی این جامعه، خانههای خدا که باید بر اساس آیه شریفه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» (نور/ 36) کانون ذکر و بیداری باشند، با غروب آفتاب پردههای سنگین خود را بر چشمان مردمان منتظر میکشند. این تصویر، آینهی تمامنمای یک «درد تمدنی» است که از آن به عنوان «ساعت خواب ایمان» یاد میشود؛ موقعیتی که در آن جبههی معنویت، شب را و نیازهای مردم شهر را به جبههی غفلت واگذار کرده است. این سکوت زودهنگام، پیش از آنکه بستن یک در آهنی باشد، اعلام تعطیلی «نیاز شنیده شدن» در قلب جامعه – محله- است.
تمنای «فهمیده شدن» فراتر از نیاز به نان و آب
بشر برای استمرار و دوام حیات خویش، بیشک به نان، آب، مسکن و ا منیت نیاز دارد؛ اینها ستونهای حیات فیزیکی هستند که نبود هر کدامشان زندگی را ناممکن میکند. اما حقیقت تمدنی انسان در لایهای عمیقتر نهفته است. انسان برای «زیستن» بهمعنای متعالی کلمه، بیش از آنکه در جستوجوی سقفی برای پناه گرفتن یا جرعهای آب برای نوشیدن باشد، تشنهی «شنیده شدن» و تمنای بیپایان «فهمیده شدن» است. مسکن، جسم را از گزند باد و باران حفظ میکند، اما این «فهمیده شدن» است که روح انسان را در برابر تازیانههای تنهایی، پوچی و بیمعنایی رویینتن میکند. در واقع، شالودهی هر تمدن پایداری، نه بر «انباشت کلمات»، بلکه بر «کرامت گوشها» بنا شده است؛ یعنی همان «نیاز شنیده شدن».
در تحلیلهای تمدنی، تنهایی بشر امروز نه ناشی از کمبود ابزارهای ارتباطی، بلکه برآمده از فقدان یک «گوش شنوا» در کانونهای اصلی هدایت جامعه است. یکی از عالیترین و در عین حال مظلومترین صفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله صفت «اُذُن» (گوش) بودن ایشان است که قرآن کریم در پاسخ به بدخواهان میفرماید: «…وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ۚ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ…» (توبه/ 61) یعنی و میگویند او سراپا گوش است و به سخن هر کس گوش میدهد؛ بگو او گوشی است که برای شما خیر است. این ویژگی نبوی به ما میآموزد که تمدن توحیدی، نه با «تحکم»، بلکه با «أُذُن خَیْر» بودن بنا میشود.
پیامبر اکرم پیش از آنکه «لسان وحی» باشد، گوش شنوای رنجها و حتی یاوههای خلق بود تا به آنها امنیت «دیده شدن» بخشد. او با شنیدن، به انسانها «اصالت» میداد و اینگونه بود که بذر نیاز شنیده شدن را در کویر جهالت مردم آن روزگار کاشت.
انسان تشنۀ معنا اگر در مسجد فضا و زمانی برای «شنیده شدن»، «فهمیده شدن» و د ر یک کلام «همراهی» نیابد، تمام آن تمنای درونی را به فضاهای جایگزین میبرد. نیاز نسل امروز ، شنیدن یک نصیحت یکطرفه نیست؛ آنها به دنبال کسی و جایی هستند که در میانه طوفانهای فکری، صبورانه کنارشان بایستد. اگر مسجد درِ خود را بر این نیاز ببندد، عملاً رسالت تمدنی خود را به پاتوقهای مدرن واگذا ر کرده است، چرا که بر اساس منطق وحی، هدایت زمانی رخ میدهد که ابتدا فضای شنیدن متقابل مهیا باشد، همانگونه که میفرماید: «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (زمر/ 18) یعنی همان کسانی ک ه به سخنان گوش فراداده و بهترین آن را پیروی میکنند.
شبیخونِ فرهنگیِ الجزایر؛ وقتی «اشغالِ جان» جایگزین «اشغالِ خاک» شد
برای درک عمق فاجعۀ «ساعت خواب ایمان»، باید به تجربهی تاریخی الجزایر و سیاست «استعمار نرم » فرانسه نگ اه کرد . فرانسویها پس از دههها جنگ خونین نظامی، به یک نتیجۀ راهبردی رسیدند: برای تسلط پایدار بر یک ملت مؤمن و جامعه آنها، نباید فقط خاک آنها را اش غال کرد، بلکه باید «جان» و «سبک زندگی» شان را تصرف کرد. آنها سیاستی را تحت عنوان «استحاله کامل» در پیش گرفتند.
هدف استعمارگران این بود که هویت انسان الجزایری را به گونهای بازسازی کنند که در پوشش، زبان، ذائقه و حتی «ساعات بیداری» شبیه به مردم فرانسه شود. استعمارگران با ترویج کافهنشینی به سبک پاریس و جایگزینی آن با پاتوقهای سنتی و مسجد، پیوند نسل جدی د با ریشههای هویتیشان را قطع کردند. آنها به خوبی میدانستند که کافه، فراتر از یک مکان تفریحی، یک «سنگر اجتماعی » برای گفتگو ا ست؛ پس با اشغالِ این سنگر، نیاز شنیده شدن را از مسجد به کافه کوچ دادند. نتیجۀ این شبیخون، تولد نسلی بود که در الجزایر راه می رفت، اما با روح فرانسوی نفس میکشید؛ نسلی که خانهاش را شبیه به معماری اشغالگرانش میساخت و قهوهاش را به سبک آ نان مینوشید. وقتی مسجد از «متن روزمرگی» حذف شد و به یک بنای تشریفاتی تقلیل یافت، تمدن الجزایر از درون تهی شد. این همان خطری است که امروزه در تقابل کافه و مسجد حس میشود؛ اگر مسجد بیدار نباشد، جامعه به آرامی دچار «مسخ تمدنی» میشود.
الگوهای بیدار صُفّه و کوفه؛ از کادرسازی تا حکمرانی شیشهای
برای عبور ا ز این بنبست، بازگشت به مدلهای صدر اسلام، نه یک رجعت تاریخی، بلکه یک ضرورت راهبردی است:
* تجربهی صُفّه؛ بیداری شبانهروزی در پناهِ وحی: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در «صفّه» فراتر از یک سرپناه، یک «زیستبوم معرفتی» بنا نهادند. اصحاب صفه مانند سلمان و ابوذر، شبها را به جای غرق شدن در غفلت، به تحلیل معارف و گفتگوهای عمیق میپرداختند. پیامبر صلی الله علیه و آله با آنها همسفره میشدند و با «أُذُن خَیْر» بودن خود، تمام گرههای ذهنیشان را باز میکر دند. صفّه به ما میآموزد که مسجد باید «کانون پویا و تپندهای» باشد که 24 ساعته نبض تفکر جامعه و راهبری آن ر ا در دست دارد. در صفّه، «بیداری آغوش مسجد» بر بیداری فیزیکی تقدم داشت.
* مسجد کوفه؛ پارلمان تمدنی و شفافیت علوی: امیرالمؤمنین علیهالسلام با انتخاب مسجد به عنوان مرکز خلافت، ثابت کرد که حکومت دینی باید در «اتاق شیشهای مسجد» شکل بگیرد. ایشان بر روی «دکه القضاء» مینشستند تا هر کسی، بدون لایههای حفاظتی، حرفش را بزند و فهمیده شود. درهای مسجد کوفه تا دیروقت باز بود؛ چون علی علیهالسلام معتقد بود حاکم اسلامی نباید از تودهی مردم پنهان شود.
چرا مسجد «مغز متفکر دین» است؟
در حوادث تلخ دیماه، چرا تخریب مساجد در دستور کار قر ار گرفت؟ این اتفاق، نه یک تخریب اتفاقی، بلکه یک «حملهی آگاهانه به مغز متفکر دین» بود. در منطق «جنگِ ترکیبی»، دشمن به خوبی میدانست که اگر مسجد به کارکرد تراز خود بازگردد و به کانون اصلی گفتمان تمدنی و هویت ساز تبدیل شود، سد ّ محکم تمدنی خواهد بود . آنها میخواستند «گوش شنوای نظام» را تخریب کنند تا پیوند میان مردم و مرجعیت فکری قطع شود.
دشمن از مسجدی که فقط سجدهگاه است نمیترسد؛ او از مسجدی هراس دارد که «بیدار» است، «میشنود»، «فهم میکند» و برای زیست مؤمنانهی جوانان برنامه دارد. بر اساس «بیانیه گام دوم انقلاب»، معنویت و اخلاق جهتدهندهی همهی حرکتهاست و مسجد، پایگاه اصلی تولید این قدرت نرم و موثر است. حمله به مساجد، در واقع حمله به مرجعیت فکری و قلب تپندهی انقلاب اسلامی بود.
مسجد؛ سنگر بیدار تمدنِ نوین اسلامی
جامعهای زنده و پویا است که مسجدش شب را میشناسد و گوشی شنوایی برای دردهای مردمانش دارد. مساجدی که امروزه با ایجاد «کا فهکتابهای معنوی» یا «مراکز حل مسائل و مشکلات محله»، مرجعیت اجتماعی خود را احیا کردهاند، ثابت کردهاند که مسجد بیدار، بهترین پناهگاه برای «شنیده شدن» و «فهمیده شدن» است. این بیداری، تنها باز بودن در مسجد نیست، بلکه «بیداری قلب مسجد» برای پذیرش همهی تفاوتها در سایهی رحمت نبوی است.
همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند: «مسجد سنگر است»؛ اما این سنگر نه برای دفاع منفعلانه، بلکه برای پشتوانهسازی و تولید قدرت نرم در گام دوم انقلاب اسلامی است. مقام معظم رهبری میفرمایند: «مسجد باید کانون تفکر و تصمیمگیرى براى مسائل جامعه باشد.» اگر چراغ ایمان جامعه تا سپیدهدم روشن باشد و مسجد به عنصر متفکر و «أُذُنِ خَیْ ر» برای جامعه بدل شود، چراغهای فریبندهی غفلت رنگ میبازند. ما به مسجدی نیاز داریم که با «همراهی صبورانه»، نسل جدید را در آغوش خود بگیرد و اجازه ندهد «ساعت خواب ایمان»، فرصت بیداری تمدنی را از ما برباید. نیاز شنیده شدن ، از آستانهی مس ا جدی آغاز میشود که پیش از سخن گفتن، «شنید ه شد ن» را آموخته باشد.
اما مسجد در این روزها که آتش جنگ صهیونیستی ـ آمریکایی و محور عبری، عربی و آمریکایی به خاک وطنمان یورش آورده است، بار دیگر نشان داد که تنها یک مکان عبادی نیست، بلکه پناهگاه مردم و نقطه اتکای جامعه در لحظات سخت است. مسجد جایی است که دلهای نگران در آن آرام میگیرد، مردم در کنار یکدیگر میایستند، خبر و همدلی مبادله میشود و روح مقاومت و امید زنده میماند. در چنین شرایطی، مسجد بهترین فرصت برای تقویت همبستگی اجتماعی، شنیدن دغدغههای مردم و تبدیل نگرانیها به ارادهای جمعی برای ایستادگی و امید به آینده است؛ همان پایگاهی که هم عبادتگاه دلهاست و هم قرارگاه همدلی و بیداری جامعه.
اکنون فرصتی پیش آمده است تا مسئولان مسجدی با نگاهی صادقانه، کاستیهای گذشته را بازخوانی و جبران کنند و مسجد را بیش از پیش به پناهگاه واقعی مردم بدل کنند. روزهای دشوار و پراضطراب جامعه، زمان آن است که مسجد نهتنها محل عبادت، بلکه خانه همدلی، گفتوگو و شنیدن دغدغههای مردم باشد. اگر درهای مسجد با روی گشاده به روی جوانان و خانوادهها باز شود و روح همراهی و مسئولیت اجتماعی در آن زنده شود، مسجد میتواند بار دیگر جایگاه اصیل خود را بهعنوان قلب تپنده امید، همبستگی و هدایت جامعه بازیابد.
منابع و مآخذ:
1. قرآن کریم: سوره نور (آیه 36) ، سوره زمر (آیه 18) و سوره توبه (آیه 61).
2. خامنهای، سیدعلی: بیانیه گام دوم انقلاب؛ و بیانات در دیدار ائمه جماعات، 1386/08/21 و 1395/05/31.
3. خمینی، روحالله: صحیفه نور، جلد 1 و جلد 8.
4. طالبزاده، عبدالجواد: سلسله مباحث «فلسفه تمدن»، تحلیل مفهوم «ساعت خواب ایمان».
5. قرشی، سید علیاکبر: زندگی امیرالمؤمنین (ع)، جلد 2 ، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
6. مجلسی، محمدباقر: بحارالانوار، جلد 22 ، ص 401 ( تبیین جایگاه اصحاب صفه).
7. فانون، فرانتس: سال پنجم انقلاب الجزایر (استعمارِ میرا)، تهران: انتشارات خوارزمی.
انتهای پیام/

































دیدگاهتان را بنویسید