«دیار مادری»؛ وقتی قزوین زیباست، اما قصه هنوز راه خودش را پیدا نکرده!
«دیار مادری» قزوین را به قاب تلویزیون آورده، اما مسئله اصلی این است: آیا جغرافیا توانسته به قصه جان بدهد؟
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سریال «دیار مادری» میخواهد بیش از یک قصه خانوادگی معمول تلویزیون باشد؛ قزوین را وارد متن روایت کند، از تاریخ و معماری شهر بهره بگیرد و خانواده را در پیوند با مفهوم ریشه و تعلق قرار دهد. ایده، روی کاغذ جذاب است؛ اما در تلویزیون، میان «ایده خوب» و «اجرای خوب» فاصلهای وجود دارد که نمیتوان با چند نمای زیبا از بناهای تاریخی پرش کرد.
مسئله اصلی «دیار مادری» دقیقاً از همینجا شروع میشود: قزوین چقدر دراماتیک شده و چقدر صرفاً دیده میشود؟
قرار گرفتن بناهای تاریخی و فضاهای بومی در قاب، به خودی خود یک سریال را صاحب هویت نمیکند. جغرافیا زمانی به هویت اثر تبدیل میشود که در قصه، شخصیت و روابط آدمها نفوذ کند؛ به گونهای که اگر داستان را از آن شهر جدا کنیم، بخشی از معنای خود را از دست بدهد. «دیار مادری» در رسیدن به این نقطه، همچنان با یک چالش جدی روبهروست.
قزوین؛ لوکیشن یا شخصیت؟
یکی از مهمترین امتیازهای بالقوه سریال، انتخاب قزوین به عنوان بستر داستان است؛ شهری با پیشینه تاریخی، معماری و مناسبات فرهنگی خاص. اما اتفاقاً همین ظرفیت بزرگ، توقع را هم بالا میبرد. اگر قرار است شهر بخشی از داستان باشد، باید حضورش را در تصمیمها، روابط و سرنوشت شخصیتها ببینیم، نه فقط در پسزمینه قاب. مخاطب باید احساس کند این قصه نمیتوانست در هر شهر دیگری اتفاق بیفتد.
در «دیار مادری»، این پیوند تا حدی از طریق شخصیت «پروین» دنبال میشود؛ دختری جوان که به عنوان تورلیدر با بناهای تاریخی و گردشگران در ارتباط است. شغل او امکان مناسبی برای ورود طبیعی قزوین به قصه فراهم کرده است، اما این خطر نیز وجود دارد که چنین شخصیتی صرفاً به واسطه شغلش تبدیل به ابزاری برای معرفی جغرافیا شود.
مرز میان شخصیتپردازی و «معرفی ظرفیتهای شهری» باریک است. اگر پروین به اندازهای که یک آدم واقعی با مسئله، گذشته و تضادهای شخصی است، با شهرش پیوند بخورد، قزوین دراماتیک میشود؛ اما اگر حضور او بیشتر برای توضیح دادن تاریخ و بناها باشد، شهر همچنان یک لوکیشن باقی میماند.
پروین؛ میان شیرینی و مسئله
ستاره حسینی، بازیگر نقش پروین، از تضاد میان ظاهر پرانرژی و شوخ شخصیت و مشکلات خانوادگی او به عنوان یکی از دلایل پذیرش نقش یاد کرده است. این تضاد میتواند یکی از نقاط قابل اتکای شخصیت باشد. پروین قرار نیست صرفاً دختر جوان شیرین و شوخطبع قصه باشد. او مسئولیتهایی دارد، درگیر مشکلات خانواده است و گاهی برای حل مسائل اطرافیان خود را وارد ماجرا میکند. همین ویژگی میتواند شخصیت را از یک تیپ آشنای تلویزیونی فاصله دهد.
اما مسئله اینجاست که چنین شخصیتهایی در تلویزیون کم نبودهاند. دختر جوان پرانرژی، شوخطبع و در عین حال مسئولیتپذیر، اگر قرار باشد به یک شخصیت ماندگار تبدیل شود، نیازمند جزئیاتی فراتر از این ویژگیهای کلی است.
آنچه شخصیت را از تیپ جدا میکند، تناقضهایش است؛ انتخابهای دشوار، اشتباهات، ضعفها، خواستههای شخصی و لحظاتی که میان منفعت خود و خانواده گرفتار میشود. «دیار مادری» اگر بخواهد از قالب آشنای سریالهای خانوادگی فاصله بگیرد، باید این لایهها را جدّیتر دنبال کند.
پشت شوخیها، یک خانواده قرار دارد
بخش دیگری از روایت سریال به مشکلات خانوادگی پروین مربوط میشود؛ جایی که به گفته حسینی، حتی از نظر بازیگری نیز صحنههای احساسی دشوارتری شکل گرفته است. اتفاقاً همین بخش میتواند جدیترین برگ برنده یا پاشنه آشیل سریال باشد. قصههای خانوادگی زمانی اثرگذارند که خانواده را نه به عنوان یک مفهوم کلی و اخلاقی، بلکه به عنوان مجموعهای از آدمهای واقعی با اختلاف، علاقه، سوءتفاهم، وابستگی و زخمهای قدیمی نشان دهند.
گفتن از «اهمیت خانواده و ریشهها» ساده است؛ نشان دادن اینکه این خانواده چرا با وجود اختلافها همچنان به یکدیگر وابستهاند، دشوارتر است.
اگر «دیار مادری» بتواند این مضمون را از سطح پیام به سطح رفتار شخصیتها منتقل کند، قصهاش عمق بیشتری پیدا خواهد کرد. در غیر این صورت، «ریشه» و «تعلق» نیز ممکن است مانند بسیاری از مفاهیم مشابه در سریالهای تلویزیونی، بیشتر در دیالوگها شنیده شوند تا در درام دیده شوند.
خطر آشنای سریالهای بومی
سریالهای بومی یک فرصت مهم برای تلویزیون هستند؛ اما همزمان یک دام نیز دارند. گاهی تصور میشود کافی است دوربین را به یک شهر کمتر دیدهشده برد، چند بنای تاریخی نشان داد، لهجه یا مناسبات محلی را وارد داستان کرد و به این ترتیب یک اثر بومی ساخت. در حالی که بومیبودن، بیش از آنکه به لوکیشن مربوط باشد، به جهان داستان مربوط است.
مردم یک شهر باید با همان جزئیاتی دیده شوند که زندگی میکنند؛ با روابط، دغدغهها، طبقات اجتماعی، زبان، سبک زندگی و حتی تناقضهایشان. اگر شهر فقط در قاب زیبا باشد اما آدمهایش همان شخصیتهای آشنای سریالهای آپارتمانی و خانوادگی باشند، جغرافیا هنوز به درام تبدیل نشده است. «دیار مادری» درست در همین نقطه باید خودش را محک بزند.
مسئلهای به نام «پیام»
سریال از مفاهیمی مانند خانواده، ریشهها و تعلق حرف میزند؛ مفاهیمی که البته برای مخاطب امروز قابل فهم و حتی مهماند. اما تلویزیون سالهاست با یک مشکل تکرارشونده مواجه است: گاهی آنقدر نگران انتقال پیام میشود که خودِ قصه را تحتالشعاع قرار میدهد.
مخاطب ابتدا باید شخصیت را باور کند، با مسئله او درگیر شود و سرنوشتش برایش اهمیت پیدا کند. اگر پیام از دل همین مسیر بیرون بیاید، اثرگذار است؛ اما اگر شخصیت فقط برای رساندن پیام ساخته شده باشد، نتیجه معمولاً قابل پیشبینی خواهد بود.
«دیار مادری» نیز اگر قرار است درباره خانواده و تعلق حرف بزند، بهتر است اجازه دهد مخاطب این مفاهیم را زندگی کند، نه اینکه صرفاً درباره آنها بشنود.
از یک نقش تا کارنامه یک بازیگر
ستاره حسینی درباره مسیر آینده خود نیز از علاقهاش به نقشهای پیچیدهتر و متفاوتتر گفته است؛ نقشهایی که او را از تجربههای قبلی جدا کنند و نیازمند تحقیق و تمرین بیشتری باشند. این خواسته برای هر بازیگری طبیعی است، اما درباره «دیار مادری» نیز یک نکته را روشن میکند: حتی اگر یک شخصیت شیرین و پرانرژی در ابتدا توجه مخاطب را جلب کند، ماندگاری آن به عمق شخصیتپردازی وابسته است.
پروین زمانی میتواند از میان انبوه شخصیتهای تلویزیونی متمایز شود که مخاطب بعد از پایان سریال، فقط شوخیها و انرژی او را به یاد نیاورد؛ بلکه انتخابها، ترسها، روابط و تصمیمهایش نیز در ذهن بماند.
«دیار مادری» و یک سؤال ساده
«دیار مادری» ظرفیت آن را دارد که از یک سریال خانوادگی صرف فراتر برود؛ اما این ظرفیت هنوز به تنهایی امتیاز محسوب نمیشود. قزوین، تاریخ، خانواده و مفهوم تعلق، همه مصالح مناسبی برای ساخت یک درام هستند. مسئله این است که این مصالح چگونه کنار هم قرار گرفتهاند.
آیا قزوین واقعاً بخشی از قصه است یا فقط زیباترین بخش قاب؟
پاسخ این سؤال میتواند تعیین کند «دیار مادری» در نهایت به یک سریال خانوادگی دیگر با لوکیشنهای متفاوت تبدیل میشود یا اثری که جغرافیا در آن واقعاً صاحب نقش است. در تلویزیون، شهرها زیاد دیده میشوند؛ اما آنچه کمتر اتفاق میافتد این است که یک شهر، بخشی از شخصیت یک سریال شود. «دیار مادری» برای ماندگار شدن، بیش از هر چیز باید همین فاصله را پر کند.
انتهای پیام/




































دیدگاهتان را بنویسید