×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • ایران؛ دل‌بستگی بنیادین در اندیشه اسلامی ندوشن

  • کد نوشته: 73538
  • ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • علاقه اسلامی ندوشن به ایران، صرفاً دلبستگی به زادبوم نبود؛ ایران برای او مسئله‌ای زنده و همیشگی بود.

    ایران؛ دل‌بستگی بنیادین در اندیشه اسلامی ندوشن
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،  سوم شهریور زادروز محمدعلی اسلامی‌ندوشن (1304 – 1401)، فرصتی است برای بازخوانی اندیشه‌های متفکری که «ایران» برای او نه صرفاً یک نام در جغرافیا که یک «تکیه‌گاه» هستی‌شناسانه بود. 

    اسلامی‌ندوشن که علاوه بر تسلط بر حقوق بین‌الملل، در حوزه‌های نقد ادبی، سخن‌سنجی و ادبیات تطبیقی صاحب‌نظر بود، بیش از نیم‌قرن از عمر پربار خود را وقف واکاوی هویت ایرانی کرد. حاصل این تأملات، نگارش و ترجمه بیش از 50  اثر است که در زمره منابع غنی حوزه فرهنگ و ادبیات قرار دارند.

    علاقه محمدعلی اسلامی ندوشن به ایران، صرفاً دلبستگی به زادبوم یا ستایش گذشته‌ای پرافتخار نبود؛ ایران برای او مسئله‌ای زنده و همیشگی بود که باید آن را شناخت، نقد کرد و برای آینده‌اش اندیشید. او ایران را نه تصویری منجمد در موزه تاریخ، بلکه موجودیتی پویا می‌دید که در طول قرن‌ها، با وجود شکست‌ها، گسست‌ها و دگرگونی‌های بسیار، توانسته است هویت خود را حفظ کند و به حیات فرهنگی خویش ادامه دهد.

    در نگاه ندوشن، ایران تنها مجموعه‌ای از مرزها، حکومت‌ها و حوادث سیاسی نبود؛ معنای ایران در زبان، ادبیات، خاطره تاریخی، آیین‌ها، شیوه زیست مردم و میراثی شکل می‌گرفت که نسل‌های پی‌درپی آن را ساخته و به نسل بعد سپرده بودند. از همین رو، او هرگاه از ایران سخن می‌گفت، هم‌زمان به فردوسی، حافظ، سعدی، خیام، فرهنگ عامه، شهرها، روستاها و مردمانی می‌اندیشید که در فراز و نشیب تاریخ، حاملان اصلی این میراث بوده‌اند.

    ز خاک کرب‌و‌بلا بوی سیب می‌آید/خاطرات کودکی اسلامی‌ ندوشن از کربلا

    ایران‌دوستی اسلامی ندوشن، برخلاف شیفتگی‌های بی‌پایه و احساساتی، با نوعی نگاه انتقادی همراه بود. او ضعف‌ها و کاستی‌های جامعه ایرانی را پنهان نمی‌کرد؛ زیرا باور داشت دوست داشتن یک سرزمین، به معنای چشم‌پوشی از دردهای آن نیست. برعکس، شناخت آسیب‌ها نخستین گام برای اصلاح و نجات است. به همین دلیل، نوشته‌های او در کنار ستایش ظرفیت‌های فرهنگی ایران، هشداری جدی  نیز در برداشت. 

    آنچه این دلبستگی را در آثار او متمایز می‌کند، پیوند میان ایران و مسئولیت فردی است. ندوشن خود را تنها ناظر تاریخ ایران نمی‌دانست؛ هر ایرانی را در برابر سرنوشت این سرزمین مسئول می‌دید و بر این باور بود که حفظ ایران، پیش از آنکه به شعارهای بزرگ وابسته باشد، از شناخت، درست‌کاری، کار، فرهنگ‌پروری و احساس تعهد در زندگی روزمره آغاز می‌شود.

    محمدعلی اسلامی ندوشن از آغاز دهه 40 شمسی و با انتشار کتاب «ایران را از یاد نبریم» در سال 1340، گام در مسیر نقد جامعه ایرانی و واکاوی فرهنگ آن نهاد؛ مسیری که تا واپسین سال‌های زندگی‌اش، در کانون تأملات و آثار او باقی ماند.

    اسلامی ندوشن ایران را سرزمینی با موقعیت خاص می‌دانست؛ حائلی میان شرق و غرب و شمال و جنوب که موقعیت جغرافیایی‌اش، آن را در معرض یورش‌ها و حوادث گوناگون تاریخی قرار داده است. او در بیان علت دلبستگی خود به ایران می‌گوید: « وقتی من به دوردست نگاه می‌کنم، انبوه حوادث به یادم می‌آید؛ مردمانی که در این خاک زندگی می‌کردند، این جریانات را از سر گذرانده و دیده‌اند؛ بلاهایی که بر سرشان آمده، تحمل کرده و خم به ابرو نیاورده‌اند و زندگی کرده‌اند. مع‌ذلک، آثاری را پدید آورده‌اند. ایران واقعی، یعنی ایران فرهنگی و ایران تاریخی، نه خاک معین. خاک یکی از اجزای ایران است؛ خاک مظروفی است که فرهنگ و تاریخ سه‌هزارساله ما در آن قرار گرفته است. این خاک، ظرفی است در این دایره تاریخی که این جریانات در آن اتفاق افتاده است.»

    او همچنین درباره چرایی توجه مستمر خود به ایران و بازتاب ایران‌دوستی در آثارش چنین توضیح می‌دهد: «هر کسی در زندگی تکیه‌گاهی دارد؛ دلخوشی‌اش یک چیزی می‌شود و به امر به‌خصوصی دل می‌بندد. صبح که بلند می‌شود، به خاطر این تکیه‌گاه زندگی روزانه‌اش را شروع می‌کند و شب که می‌خوابد، با این تکیه‌گاه می‌خوابد. برای من، ایران‌دوستی یک تکیه‌گاه در حول‌وحوش زندگی فرهنگی ایران شد. وقتی حرکت می‌کردم، برایم حالتی بود که به زندگی امیدوار بمانم. صبح بلند می‌شدم، می‌دانستم که باید چه کار کنم؛ این موضوع را می‌دانستم و سرگردان نبودم. این موضوع را برجستگی نمی‌دانم؛ یک نوع رضایت خاطر شخصی بود و باعث شد چیزهایی را بنویسم و ایجاد کنم تا خود را تسکین دهم و به آرامش خاطر برسم.»

     انتشارات سرو سخنگو اخیرا به مناسبت با زادروز محمدعلی اسلامی ندوشن، ویراست تازه‌ای از کتاب«ایران چه حرفی برای گفتن دارد؟» را منتشر و روانه بازار نشر کرده است. این کتاب  شامل 18 مقاله از این نویسنده فقید است که پس از کتاب «ایران و تنهایی‌اش» منتشر شده است. ندوشن در این اثر، از گذشته فرهنگی و اجتماعی ایران سخن می‌گوید، به ذخایر تمدنی و فرهنگی این سرزمین نظر می‌اندازد و راه‌های انتقال این میراث به نسل‌های آینده را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

    او در مقدمه کتاب می‌نویسد: «ما که اینک در آستانه قرن بیست‌ویکم قرار گرفته‌ایم و وظیفه داریم که کشور خود را به نسل آینده تحویل دهیم، آیا به آن آگاهیم که چه وظیفه سنگینی بر دوش ماست؟ در تاریخ ایران کمتر نسلی یک چنین مسئولیتی بر عهده داشته، زیرا باید به انتظارهایی که خاص این زمان است پاسخ‌گو باشد؛ در کشوری که هم جغرافیایش حساسیت خاص دارد و هم تاریخش.»

    اسلامی ندوشن در مقاله‌های این کتاب می‌کوشد به پرسش‌های اساسی درباره ایران امروز ــ پرسش‌هایی که ریشه در گذشته دارند ــ پاسخ دهد. او در مقاله «هویت ایران در دوران بعد از اسلام» به تکوین شخصیت ایرانی در پرتو جغرافیا و تاریخ می‌پردازد. در «حرف آخر با سرشت انسان است» نیز بر این نکته تأکید می‌کند که انسان نمی‌تواند از دایره سرشت خویش خارج شود و کوشش برای نفی آن، راهی بیهوده است؛ آنچه می‌توان انجام داد، تنظیم گرایش‌های متعارض این سرشت و به‌کارگیری آن‌ها در مسیری معقول‌تر است.

    مقاله «دنیا به کجا می‌رود؟» نیز ناظر بر نشانه‌های نگران‌کننده‌ای است که جهان معاصر از خود بروز می‌دهد. این مقاله، با وجود آنکه در اردیبهشت 1377 و سه سال پیش از واقعه 11 سپتامبر آمریکا نوشته شده بود، از امکان وقوع فاجعه‌ای بزرگ خبر می‌داد.

    او در مقاله «جوانان، توسعه، اقتصاد، تمدن»، مسئله جوانان را جدی‌ترین مسئله دوران معاصر می‌خواند و این پرسش را طرح می‌کند که ایران، با این جمعیت انبوه جوان، به کدام سو خواهد رفت.

     نام «ایران» در عنوان بیش از 30 نوشته اسلامی ندوشن دیده می‌شود و همین انتخاب‌ها از ژرفای دلبستگی و اهتمام او به این سرزمین حکایت دارد؛ دلبستگی‌ای که نه از جنس احساسات سطحی و جانبدارانه، بلکه آمیخته با شناخت، نقد، آموزش و نگاه واقع‌بینانه بود. تقریباً در همه آثار او نیز ردی از ایران دیده می‌شود و یادداشت «به ایران بیندیشیم» در آخرین مجموعه منتشرشده از او را می‌توان واپسین نشان این دغدغه‌مندی 60 ساله دانست.

    در روزگاری که ایران و ایرانی با تلاطم‌ها و سرگشتگی‌های متنوعی روبه‌رو هستند و شماری از جوانان در شناخت ایران، مفهوم ایرانیّت و چشم‌انداز آینده این سرزمین با ابهام یا ناامیدی مواجه‌اند، رجوع به نگاه ژرف و ریشه‌دار اندیشمندانی چون اسلامی ندوشن می‌تواند راهی برای تأمل و بازاندیشی بگشاید. این نگاه، با عبور از احساسات گذرا و روشن ساختن بخش‌هایی از هویت تاریخی و فرهنگی که در غوغای روزگار به حاشیه رانده شده‌اند، می‌تواند همچون چراغی در مسیر عبور از بزنگاه‌های حساس تاریخی عمل کند.

    اسلامی ندوشن بر این باور بود که فرهنگ ایرانی، در گذر از تندباد حوادث، توان بقا و بازآفرینی دارد؛ فرهنگی که نه یورش، نه اشغال و نه فشارهای ناشی از استحاله فرهنگی، نتوانسته و نخواهد توانست ریشه‌های آن را بخشکاند. به تعبیر او، تا زمانی که ریشه در آب باشد، امید باروری نیز برجاست. او خود به نسلی درخشان از اندیشمندان و فرهیختگانی تعلق داشت که ایران را محور اندیشه و دغدغه خویش می‌دانستند و هر یک، در گستره دانش و تخصص خود، برای آبادانی کشور و اعتلای فرهنگ ایرانی می‌کوشیدند.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *