×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • آن‌چه مستند هانس زیمر در ذهن مخاطب «تلقین» و از کنارش عبو می‌کند!

  • کد نوشته: 67739
  • ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • مستند پرتره هانس زیمر سازنده موسیقی فیلم «تلقین» در ظاهر برای مرور کارنامه این‌آهنگساز ساخته شده اما …

    آن‌چه مستند هانس زیمر در ذهن مخاطب «تلقین» و از کنارش عبو می‌کند!
    فرهنگی

    خبرگزاری تسنیم، گروه فرهنگی _ صادق وفایی: سال 2022 بود که یک‌مستند با عنوان «Hans Zimmer: Hollywood Rebel» درباره هانس زیمر آهنگساز افسانه‌ای آلمانی هالیوود ساخته و منتشر شد. هدف از ساختش هم در ظاهر مرور کارنامه زیمر در حوزه موسیقی فیلم بود اما مانند دیگر آثار غربی و هالیوودی، اهداف دیگری هم در پس ساخت این‌مستند وجود داشت که می‌توان با کالبدشکافی لحظه‌ها و دقایق این‌مستند به آن‌ها پی برد؛ مستندی که درباره یک‌چهره محبوب آهنگسازی فیلم، بین ایرانی‌ها و مردم دیگر کشورها ساخته شده است. چون خیلی‌ها با موسیقی‌های هانس زیمر خاطره دارند.

     

    این‌مستند در پی القای این‌معناست که هانس زیمر با همان‌چهره ملیح و خنده‌های ملایمش، یک‌موسیقیدان بالفطره است و آن‌طور که خودش در فیلم روایت می‌کند، موسیقی نوشتن برای فیلم، شغل نیست بلکه رسالت است و نمی‌تواند روزی را تصور کند که موسیقی ننویسد! پدر هانس زیمر وقتی او 6 ساله بوده، درگذشت و مادرش هم او را از همان‌سنین 6 و 7 سالگی او را به کلاس تعلیم نواختن پیانو برد تا آموزش ببیند. پس موسیقی در خون اوست.

     

    اما مستند مورد اشاره، فقط مرور زندگی و کارنامه هانس زیمر و نشان دادن عظمت موسیقی الکترونیک نیست و همان‌طور که در فیلم «تلقین» کریستوفر نولان که خود زیمر موسیقی‌اش را ساخته، مفاهیمی در پس ذهن مخاطب کاشته می‌شوند، در این مستند هم با لطافت و ملایمت از کنار بعضی موضوعات و حقایق عبور می‌شود.

     

    یکی از موضوعات زیرپوستی که بناست به‌طور غیرمستقیم وارد ذهن مخاطب مستند هانس زیمر شود، مبتنی بر همان‌کینه قدیمی غربی‌ها (بگوییم یهود بین‌الملل) از آلمانی است که روزگاری (بگوییم جنگ‌های جهانی اول و دوم) به‌عنوان دشمنی سرسخت مقابلشان ایستاد. به این‌ترتیب استاد پیانوی هانس زیمر کوچولو در روایت فیلم، یک آلمانی سخت‌گیر و وحشتناک خوانده می‌شود که در خیلی از فیلم‌ها و قصه‌های دیگر نظیرش را دیده‌ایم. در ادامه همین‌رویکرد است که روایت فیلم «شورشی هالیوود» به این‌جا می‌رسد که هانس زیمر به‌خاطر مقررات سفت و سخت، از 8 مدرسه در آلمان اخراج شد و مادرش او را به انگلستان برد تا روی موسیقی تمرکز کند.

     

    پس تا این‌جای کار آلمانی‌ها بد هستند و غیر آلمانی‌ها خوب! قدم بعدی فیلم هم این است که در روایت اولین‌قدم‌های هانس زیمر در عرصه موسیقی، به حضور و نوازندگی‌اش در یک‌گروه رقصنده‌های برهنه اشاره‌ای سریع کند و بعد هم به استنلی مایر در مقام استادش بپردازد.

     

    زیمر از دهه 1980 که موسیقی الکترونیکی و رایانه به مرور در عرصه ساخت موسیقی فیلم سر برمی‌آورد، آن را جدی گرفت و این‌ابزار را در ساخت موسیقی فیلم و سریال‌های انگلیسی به کار گرفت. بعد هم توسط بری لوینسون از هالیوود کشف شد و موسیقی فیلم‌های «مرد بارانی»، «رانندگی برای خانم دیزی»، پویانمایی «شیرشاه» و … را ساخت و آن‌طور که هالیوودی‌ها روایت می‌کنند، پله پله مشهور شد.

     

    مستند «شورشی هالیوود» بیانگر این‌نکته است که هانس زیمر با تکنولوژی دیجیتال، رابطه فیلمساز و آهنگساز را عوض کرد. او در ابتدا یک‌نسخه ناقص از موسیقی‌اش را برای کارگردان فیلم می‌زد تا فضای کلی را درک کنند و بعد نسخه نهایی را می‌نوشت. تیک‌تاک بدون لهجه‌ای هم که در تم و زمینه موسیقی‌های هانس زیمر هست و آن تم معروف استفاده از دو نت، امروز به‌عنوان یکی از دستاوردهای او در کار آهنگسازی فیلم‌ها تثبیت شده است.

     

    یک‌فراز مهم از زندگی هنری هانس زیمر هم این است که با همراهی یک‌شریک تجاری استودیو ساخت و امروز در آن مشغول به کار است و موسیقی فیلم‌های هالیوودی را آن‌جا می‌سازد.

     

    اما بگذارید به همان‌نکات غیرمحسوس و زیرپوستی فیلم مستند «شورشی هالیوود» بپردازیم؛ فیلمی که شخصیت اصلی‌اش می‌گوید به‌عنوان یک‌ اروپایی، دلش برای اروپایی تنگ شده که دیگر وجود ندارد و او هم به‌ آن‌جا برنمی‌گردد؛ چون «این‌جا» هالیوود است و می‌شود هرکاری در آن کرد.

     

    مهم‌ترین نکته زیرپوستی مستند زندگی هانس زیمر، چندجمله‌ای است که راوی فیلم در دقایق ابتدایی آن روی تصاویر فیلم بیان می‌کند؛ این‌که سال 1957 در یک‌خانواده یهودی در فرانکفورت به دنیا آمده و پدرش روزی او را به کنار رود راین برده و به‌عنوان یک‌آلمانی گفته «زمانی داشتیم دنیا رو نابود می‌کردیم و حالا باید یه کاری براش بکنیم!» بله! زیمر دوست‌داشتنی هم مثل خیلی از اهالی سینما یهودی است اما سازندگان فیلم که هوشمند و نکته‌سنج بوده‌اند، زیاد روی این‌مساله تاکید و توقف نمی‌کنند.

     

    این‌فیلم مستند در ظاهر نشان می‌دهد، هالیوود سرزمین فرصت‌ها برای افراد بااستعداد نابغه‌ای چون هانس زیمر است که به واسطه کشف‌شدن، این‌فرصت در اختیارشان قرار می‌گیرد. اما محتوا و مفهوم غیرمستقیم و زیرپوستی فیلم این است که هانس زیمر یک مهاجر یهودی است که از آلمانی ویران‌شده بعد از جنگ جهانی دوم به انگلستان و سپس به آمریکا مهاجرت کرده و هنرش به‌واسطه این‌مهاجرت شکوفا شده است؛ انگلستان و آمریکا؛ دو سنگری که زودتر از آلمان به تسخیر یهود بین‌الملل درآمدند!

     

    اما آن‌آلمانی‌هایی که در بیان پدر هانس زیمر روزی دنیا را به ورطه نابودی کشانده بودند، از نظر نژاد و ملیت و آلمانی‌بودنشان مهم نیستند. بلکه به‌خاطر یهودی‌بودنشان است که اهمیت دارند و جمله‌ای که به‌نقل از زیمر پدر در فیلم روایت می‌شود، از جهتی راست است؛ اما جنایت و نابودگری مورد نظر این‌جملات، مربوط به آلمانی‌ها نیست بلکه مرتبط با قوم اقلیتی است که قرار بود با تاخیر پیش‌آمده در برنامه‌شان، به جای جنگ اول، تا پایان جنگ جهانی دوم، اروپا را تحت سلطه خود درآورند.

     

    باید توجه داشت که اشاره ضمنی و ظریف به یهودی‌بودن زیمر و جمله پدرش، فقط و فقط چندثانیه محدود از فیلم را به خود اختصاص داده است.

     

    مخاطبی که مستند «شورشی هالیوود» را می‌بیند، با پایان فیلم و آن‌پایان‌بندی باشکوه که هانس زیمر همچنان با موسیقی زندگی می‌کند، با این‌توهم دست به گریبان است که زندگی یکی از اهالی بزرگ آهنگسازی فیلم را دیده است. اما واقع مطلب این است که یکی دیگر از تولیدات محتوایی یهود بین‌الملل را مانند جرعه‌ای از یک‌نوشیدنی شیرین و گوارا سر کشیده و در پس ذهن خود، جنایت‌کاران بین‌المللی را تطهیر و جبهه مقابل‌شان را تقبیح کرده است.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *