×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • تله توافق‌نامه‌های آبراهام؛ قربانی کردن فلسطین برای منافع رژیم اسرائیل

  • کد نوشته: 54175
  • ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
  • 5 بازدید
  • ۰
  • آنچه «توافق‌نامه‌های آبراهام» نامیده می‌شود، نه مسیری به‌سوی صلح، بلکه خیانتی حساب‌شده است.

    تله توافق‌نامه‌های آبراهام؛ قربانی کردن فلسطین برای منافع رژیم اسرائیل

    یادداشت مهمان، میر محمد علی‌خان: آنچه «توافق‌نامه‌های آبراهام» نامیده می‌شود، نه مسیری به‌سوی صلح، بلکه خیانتی حساب‌شده است. این توافق‌ها به‌عنوان پیش‌شرط هرگونه توافق با ایران، با فشار بر کشورهای مسلمان تحمیل می‌شوند؛ پروژه‌ای که دونالد ترامپ در وفاداری بی‌چون‌وچرای خود به بنیامین نتانیاهو هدایت می‌کند.

    این، دیپلماسی بی‌طرفانه نیست؛ بلکه تسلیمی است که همه خواسته‌های اسرائیل را تأمین می‌کند و در عین حال خون بی‌گناهان غزه را نادیده می‌گیرد.

    ایران با ایستادگی در برابر قدرت آمریکا و عبور از آن، مقاوم‌تر از گذشته ظاهر شده و به نمادی از مقاومت تبدیل گشته است. هر رهبر مسلمانی که پیش از دستیابی به راه‌حلی عادلانه برای فلسطین به این توافق بپیوندد، در واقع همه چیز را دو دستی تقدیم اسرائیل کرده است. در ادامه، ۶ واقعیت تلخ که ریشه در تاریخ و ژئوپولیتیک دارند، مطرح می‌شود.

    پایمال نشدن خون فلسطینیان و رسیدگی به جنایات اسرائیل، نیازمند عدالت است

    کارزار نظامی اسرائیل در غزه، جان ده‌ها هزار فلسطینی از زنان و کودکان گرفته تا سالمندان را در پی بمباران‌های بی‌وقفه گرفته است. این صرفاً «خسارت جانبی» نیست؛ بلکه ادامه الگویی تاریخی از خشونت است. کافی است به یاد بیاوریم کشتار دیر یاسین در سال ۱۹۴۸ را، زمانی که تروریست های صهیونیست خانواده‌هایی را که در خانه‌هایشان به گلوله بسته شدند، قتل‌عام کردند و فلسطینیان را به مهاجرت اجباری «نکبت» واداشتند. در سال ۱۹۸۲ نیز حمله اسرائیل به لبنان زمینه‌ساز کشتار صبرا و شتیلا شد؛ جایی که نیروهای فالانژ متحد اسرائیل، زیر چتر نظارتی این رژیم، تا ۳۵۰۰ پناهجوی فلسطینی را با خونسردی قتل‌عام کردند.

    پیوستن به توافق‌نامه‌های آبراهام در شرایط کنونی، بدون تحقق یک راه‌حل جامع شامل بازگشت آوارگان، پایان اشغالگری و تعیین قدس شرقی به‌عنوان پایتخت فلسطین به معنای عادی‌سازی این جنایات است. در این صورت، اسرائیل مشروعیت، تجارت و توافق‌های امنیتی به دست می‌آورد، در حالی که محاصره همچنان ادامه دارد. هیچ کشور مسلمانی با دست دادن بر فراز گورهای تازه، نه عزت به دست می‌آورد و نه امنیت. ترامپ و نتانیاهو این عادی‌سازی را بهای «صلح» با ایران قرار داده‌اند و عملاً مسئله فلسطین را به حاشیه رانده‌اند. این همان وضعیتی است که اسرائیل بدون هیچ هزینه‌ای، هم از مزایا بهره‌مند می‌شود و هم به توسعه‌طلبی خود ادامه می‌دهد.

    عدم منفعت واقعی برای کشورهای مسلمان؛ فقط انزوای راهبردی

    حامیان این توافق‌ها از رونق اقتصادی در امارات، بحرین، مراکش و سودان سخن می‌گویند؛ از تجارت چند میلیارد دلاری با اسرائیل، رشد گردشگری و توافق‌های فناوری.

    اما کشورهای مسلمان امضاکننده واقعاً چه به دست آوردند؟ امارات به پروازها و سرمایه‌گذاری‌ها دست یافت، اما در داخل با واکنش‌های منفی و در سطح منطقه با انزوا روبه‌رو شد. مراکش در قالب معامله‌ای بحث‌برانگیز، شناسایی صحرای غربی از سوی آمریکا را دریافت کرد. سودان نیز به امید کاهش بدهی‌ها وارد این روند شد، اما در نهایت به جنگ داخلی فرو رفت.

    این «دستاوردها» در برابر از دست رفتن همبستگی امت اسلامی و تقویت یک قدرت اشغالگر، ناچیز است. برای جهان اسلام به‌ویژه کشورهایی که اکنون تحت فشار قرار دارند، مانند عربستان سعودی، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و قطر هزینه‌ها حتی سنگین‌تر است: دور شدن از افکار عمومی خشمگین نسبت به غزه، افزایش خطر ناآرامی داخلی و تضعیف اهرم فشار در مسئله فلسطین.

    در مقابل، ایران «اقتصاد مقاومت» را بنا نهاد؛ اقتصادی که توانست دهه‌ها تحریم آمریکا را پشت سر بگذارد و هم‌زمان توان دفاعی، دانش هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای خود را توسعه دهد. آمریکا تلاش کرد ایران را در هم بشکند اما ناکام ماند؛ تحریم‌هایش با ابتکار عمل و ائتلاف‌های جدید دور زده شد و متحدان منطقه‌ای‌اش نیز تضعیف شدند. ایران زانو نزد؛ بلکه با اقتدار ایستاد و واشنگتن را وادار کرد نه از موضع قدرت، بلکه از موضع فرسودگی مذاکره کند.

    وسواس ترامپ نسبت به نتانیاهو؛ استفاده از عادی‌سازی به‌عنوان اهرم علیه ایران

    ترامپ آشکارا گفته است که کشورهای مسلمان باید به توافق‌نامه‌های آبراهام بپیوندند؛ امری که برای هرگونه توافق با ایران از بازگشایی تنگه‌ها گرفته تا فروش نفت و آتش‌بس «الزامی» معرفی شده است. این مسئله جنبه‌ای شخصی نیز دارد؛ «علاقه» ترامپ به نتانیاهو، که در اقدامات دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش آشکار بود، اکنون باعث پیوند دادن موضوعات نامرتبط شده است. ایران که در تقابل با تحریم‌های آمریکا و حملات اسرائیل سخت‌آزموده شده، هژمونی آمریکا در منطقه را به چالش کشیده است.

    تاب‌آوری ایران از توان موشکی گرفته تا ائتلاف‌های منطقه‌ای و اتکای به خود محدودیت‌های آمریکا را پس از سال‌ها رؤیای نافرجام تغییر نظام آشکار ساخت. ترامپ به دنبال پیروزی‌های سریع است، بنابراین کشورهای مسلمان را برای به رسمیت شناختن اسرائیل تحت فشار قرار می‌دهد تا تهران را بیش از پیش منزوی کند. این اجبار است، نه دیپلماسی. کشورهای مسلمان از نظر راهبردی چیزی به دست نمی‌آورند؛ بلکه اعتبار اخلاقی و اهرم فلسطینی خود را از دست می‌دهند. در مقابل، اسرائیل به روابط عادی‌شده، همکاری اطلاعاتی و جبهه‌ای متحد علیه دشمنانش دست پیدا می‌کند، بی‌آنکه حتی یک قدم از اشغالگری عقب‌نشینی کند.

    طراحی شیطانی: نفوذ موساد از طریق سفارتخانه‌ها و «همکاری‌ها»

    توافق‌نامه‌های آبراهام راه را برای گشایش سفارتخانه‌های اسرائیل در کشورهای مسلمان هموار می‌کند. تاریخ هشدار می‌دهد که باید محتاط بود؛ سابقه موساد در جاسوسی، شهرتی جهانی دارد. از جذب نیرو در پایتخت‌های خارجی گرفته تا اجرای عملیات تحت پوشش دیپلماتیک، دستگاه اطلاعاتی اسرائیل بارها اهداف خود را در سراسر جهان نفوذ داده است. سفارتخانه‌ها مصونیت قانونی، پناهگاه امن برای مأموران و بستری برای نظارت فراهم می‌کنند؛ نظارت بر اقتصاد، سیاست، مخالفان و رقبا، آن هم زیر پوشش تجارت و گردشگری.

    تصور کنید ایستگاه‌های موساد در ریاض یا اسلام‌آباد مستقر شوند و داده‌های مربوط به اقتصاد، ارتش و جامعه را جمع‌آوری کنند. «سرمایه‌گذاری‌های مشترک» می‌توانند به ابزاری برای سرقت فناوری، عملیات نفوذ و بی‌ثبات‌سازی تبدیل شوند. این توهم توطئه نیست؛ بلکه الگوی تکرارشونده‌ای برآمده از اقدامات پیشین اسرائیل است. کشورهای مسلمان با این کار، گرگ را به درون خانه خود دعوت می‌کنند و حاکمیت ملی را در ازای منافع اقتصادی توهمی تضعیف می‌سازند؛ در حالی که اسرائیل به شبکه‌های تجاری، مالی و امنیتی آنان نفوذ می‌کند. ایران از گرفتار شدن در چنین دامی پرهیز کرد و استقلال خود را حفظ نمود.

    خیانت به امت اسلامی؛ تکرار الگوهای تاریخی و از دست رفتن اهرم فشار

    از اعلامیه بالفور و تقسیم استعماری منطقه گرفته تا وتوهای مکرر آمریکا برای حمایت از اسرائیل، تاریخ نشان داده است که امتیاز دادن بدون تحقق عدالت، تنها متجاوز را جسورتر می‌کند. کشورهای امضاکننده توافق‌نامه‌های آبراهام نیز پس از عادی‌سازی، شاهد هیچ پیشرفتی در مسئله فلسطین نبودند؛ شهرک‌سازی‌ها ادامه یافت و غزه همچنان رنج کشید.

    عادی‌سازی پیش از حل مسئله فلسطین، این پیام را به نتانیاهو می‌دهد: «ادامه بده؛ امت اسلامی از هم گسسته است».

    ترامپ از قدرت ایران از همان مقاومتی که زیاده‌خواهی آمریکا را آشکار کرد به‌عنوان ابزاری برای تحمیل این خیانت استفاده می‌کند. عظمت ایران در همین نقطه آشکار می‌شود: مقاومت در برابر تحریم‌ها، توسعه توان داخلی، حمایت از متحدان منطقه‌ای و وادار کردن آمریکا به مذاکره بر اساس شرایط خود. آمریکایی که زمانی بی‌رقیب بود، اکنون پس از ماجراجویی‌های پرهزینه‌اش ناچار به معامله شده است. کشورهایی که به توافق‌نامه‌های آبراهام می‌پیوندند، در واقع متجاوز را پاداش می‌دهند و مقاومت‌کننده را مجازات می‌کنند.

    انکار همیشگی حقوق فلسطینیان؛ اسرائیل همه چیز را به دست می‌آورد و هیچ امتیازی نمی‌دهد

    دام اصلی همین‌جاست: توافق‌نامه‌هایی بدون تشکیل کشور فلسطین، عملاً به معنای پذیرش وضعیت موجود از سوی جهان اسلام است؛ بدون حق بازگشت، بدون پایان محاصره و بدون حاکمیت مستقل فلسطینی.

    اسرائیل بازارهای جدید، متحدانی علیه ایران، حضور عادی‌شده در منطقه و پایگاه‌های اطلاعاتی موساد را به دست می‌آورد. در مقابل، کشورهای مسلمان تنها چند تصویر تبلیغاتی و توافق کوتاه‌مدت دریافت می‌کنند، اما وحدت، اعتبار و توان فشار برای تحقق عدالت را از دست می‌دهند.

    پس از پیوستن کشورهای مسلمان، چرا اسرائیل باید به سمت حل مسئله فلسطین حرکت کند؟ این رژیم دقیقاً همان چیزی را به دست آورده که می‌خواسته است: مشروعیت بدون پرداخت هزینه. محور ترامپ–نتانیاهو این موضوع را به‌خوبی می‌داند؛ به همین دلیل مذاکرات با ایران را به گسترش توافق‌نامه‌های آبراهام گره زده‌اند.

    ایران که از تحریم‌ها و جنگ‌ها جان سالم به در برده، اکنون به نمادی از این واقعیت تبدیل شده که مقاومت، احترام به همراه می‌آورد. آمریکا عقب نشست؛ و تسلیم کشورهای مسلمان، شکست‌خوردگی‌ای خواهد بود که خودشان بر خود تحمیل کرده‌اند.

    ای مسلمانان، به‌ویژه رهبران پاکستان و دیگر کشورها: این جام زهرآلود را نپذیرید. پیش از هر چیز، عدالت برای فلسطین را مطالبه کنید؛ آزادی کامل، نه امتیازهای ناچیز. یاد شهدای غزه، دیر یاسین، صبرا و شتیلا را گرامی بدارید.

    ایران نشان داده است که راه حفظ حاکمیت، قدرت و مقاومت است، نه تسلیم. کرامت امت اسلامی، آینده فلسطین و توازن قدرت در منطقه، همگی در معرض خطر قرار دارند. اجازه ندهید ترامپ و نتانیاهو جشن بگیرند، در حالی که برادران ما در گرسنگی و خون غلت می‌زنند.

    تاریخ با سازشکاران با سخت‌گیری قضاوت خواهد کرد. استوار بمانید؛ صلح واقعی از دل عدالت زاده می‌شود، نه از دست دادن بر فراز گورها.

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *