×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • کارنامه سینمای خرمشهری ایران/ همچنان منتظر «روایت فتح» هستیم

  • کد نوشته: 52392
  • ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
  • 2 بازدید
  • ۰
  • خرمشهر چندین بار در سینما تصویر شده است اما با وجود آثار ماندگار، انتظارها هنوز برای دیدن آزادسازی ادامه دارد.

    کارنامه سینمای خرمشهری ایران/ همچنان منتظر «روایت فتح» هستیم
    فرهنگی

    گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم- حمید صنیعی منش، خرمشهر از آن مفاهیمی است که با خود بی‌درنگ مفاهیمی مانند مقاومت، ایستادگی و آزادی را بهمراه می‌آورد. شهری پرافتخار و غرورآفرین که درتاریخ فرهنگ ایران معنای ویژه‌ و متعالی دارد که کمتر شهری به آن دست پیدا کرده است. 

    همواره مفاهیمی از این دست در آینه سینما کارکرد هنری و رسانه‌ای خاص و میل به دیده شدن آنها پیدا می‌شود. سینمای ایران البته به لطف کارگردانانی مانند احمدرضا درویش توانسته دست نسبتا پری داشته باشد و در مجموع 8 فیلم سینمایی درباره خرمشهر تولید کند. غیر از این سیمای ملی نیز سریال‌هایی با موضوع خرمشهر مانند «خاک سرخ» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا در کارنامه خود دارد که اثر آبرومند و ماندگاری در تاریخ تلویزیون است.

    اما فیلم‌ها با یک نگاه تحلیلی از نظر تاریخی در دهه 60 و 70 پررنگ‌تر و البته زیباتر است.

    جریان سینمایی که از «بلمی به سوی ساحل» ساخته مرحوم رسول ملاقلی پور به عنوان فیلمی حماسی و دفاع مقدسی (جنگی) شروع شد و توانست سنگ بنای محکمی برای سینمای خرمشهر بسازد، در آخرسر با فیلم «دسته دختران» در جایگاهی ایستاد که قابل احترام بود؛ چه کارگردان زنی شجاعت این را داشت که دل به ساخت فیلمی با دشواری ژانر جنگ و دفاع مقدس آن هم درباره خرمشهر بزند.

    باری، سینمای خرمشهر قرار است بار دیگر در سال جاری آن هم بعد از دو جنگ تحمیلی دوم و سوم، شاهد فیلمی دیگر باشد. فیلمی با نام «درخشش» به کارگردانی احمدرضا درویش.

    اما سینمای مقاومت خرمشهر، از «بلمی به سوی ساحل» (1364) ساحل آغاز شد. فیلمی که اولین ساخته رسول ملاقلی پور بود و در همان اوایل جوانی ذوق و تسلط خود را بر سینما نشان داد. ملاقلی پور در این فیلم قصد تولید یک فیلم حماسی-نظامی بسان افق را نداشت بلکه از قضا فیلم در فضایی تا حدی عاطفی و حسی (شاید تحت تأثیر مدیریت سینمایی دهه 60 که جنس سینما را شاعرانه و عاطفی می‌خواست و حتی «دیده‌بان» و «مهاجر» نیز تا حد قابل ملموسی اینگونه است) ساخته شد؛ برای همین جنس قهرمان‌سازی‌های گل‌درشت را ندارد. فیلم تا حدی در فضای مستندگونه به خاطر تجربه رسول ملاقلی پور از حضور در جنگ را دارد. در هر حال فیلم عنصر دفاع از خرمهش را برای اولین بار بر قاب پرده سینما برد و از حیث تاریخی برای سینمای ایران اهمیت جدی دارد.

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    بلمی به سوی ساحل

    اما دومین فیلم خرمشهری سینمای ایران، «حریم مهرورزی» ساخته  ناصر غلامرضایی است که کمتر به آن توجه شده است درحالی که جزو فیلم‌هایی با نگاه به آسیب‌های جنگ علیه ایران است که در نهایت امید و زندگی را با فتح خرمشهر و امر ملی گره می‌زند. از این رو می‌توان «حریم مهرورزی» را به‌عنوان نمونه‌ای شاخص و مهم از نگاه اجتماعی دهه شصت معرفی کرد. این فیلم که در سال 1365 ساخته شده است، داستان صبریه ـ بیوه‌ای جوان از آبادان ـ را روایت می‌کند که پس از مهاجرت به تهران با مشکلات خانواده‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند و در نهایت با راننده تاکسی‌ای به نام حبیب پیوند می‌بندد. ازدواج آن‌ها همزمان با سوم خرداد، روز آزادی خرمشهر، برگزار می‌شود و همین همزمانی، عشق شخصی را با پیروزی ملّی گره می‌زند.

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    حریم مهرورزی

    «حریم مهرورزی» به‌جای تمرکز بر میدان نبرد، زندگی مهاجران و زنان جنگ‌زده را به تصویر می‌کشد و همین نگاه اجتماعی آن را از آثار صرفاً حماسی متمایز می‌کند و باعث می‌شود تا آن را حتی قبل از فیلم‌های مطرح اجتماعی جنگی جزو پیشگامان بنامیم. منتقدان این فیلم را نمونه‌ای از تلاش سینمای ایران برای بازنمایی زندگی پشت جبهه دانسته‌اند؛ جایی که ملودرام خانوادگی با نمادهای مقاومت ملی پیوند می‌خورد. ضعف در پرداخت شخصیت‌ها و کلیشه‌های ملودرام از نقدهای رایج است، اما اهمیت فیلم در تاریخ سینما به‌عنوان پلی میان روایت اجتماعی و حماسی باقی مانده است.

    اما «کیمیا» (1373) را می‌توان جزو سینمایی‌ترین آثار سینمای تاریخ ایران به حساب آورد. فیلمی با پشتوانه ادبیات و درام که با سنت ادبی و سینمایی ایران یعنی روایت‌های رئالیستی دارای پیوند دانست. کیمیا یک فیلم حماسی نیست بلکه به وجهه آسیب‌زای جنگ علیه ایران تکیه دارد. فیلمی که می‌گوید جنگ با خانواده‌های ایرانی جنگ‌زده چه کرد.

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    فیلم احمدرضا درویش یکی از برجسته‌ترین نمونه‌هاست که اشغال خرمشهر را به نقطهٔ آغاز یک تراژدی خانوادگی بدل می‌کند. فیلم با حملهٔ نیروهای بعثی به جنوب آغاز می‌شود؛ رضا به اسارت درمی‌آید، همسرش در بیمارستان هنگام زایمان جان می‌بازد و تنها نوزاد باقی‌مانده به دست پزشک جراح، شکوه، سپرده می‌شود. سال‌ها بعد، رضا از اسارت بازمی‌گردد و درمی‌یابد که تنها یادگار زندگی‌اش نزد شکوه بزرگ شده است. تصمیم نهایی او برای واگذاری دخترش به شکوه، تلخ‌ترین بخش روایت است؛ جایی که جنگ نه‌تنها شهر را ویران کرده، بلکه بنیان خانواده را نیز از هم گسسته است.

    او با ترکیب ملودرام خانوادگی و حماسهٔ ملی، نشان می‌دهد مقاومت خرمشهر تنها در میدان نبرد نبود؛ بلکه در تحمل اسارت، در بازسازی زندگی‌های ازهم‌گسیخته و در تصمیم‌های سختی که خانواده‌ها گرفتند نیز معنا داشت. چیزی که شاید بیشتر باید در ادبیات و سینمای مقاومت به آن پرداخته شود اما به شرط آنکه به اثری ضد دفاع به قیمت نشان دادن آسیب‌های جنگ تمام نشود. چنانچه در آثار گوناگونی در سینما و سریال این آسیب گریبانگیر اثر شده است. به همین دلیل «کیمیا» در تاریخ سینمای دفاع مقدس جایگاهی ویژه دارد و خرمشهر در آن نه یک پس‌زمینه، بلکه عنصر محوری روایت است.

    احمدرضا درویش بعد از «کیمیا» سراغ «سرزمین خورشید» (1375) رفت. فیلمی که اینبار خرمشهر را در مرکز روایت خود قرار می‌دهد. فیلم داستان گروهی از مردم و رزمندگان را بازگو می‌کند که در روزهای سخت جنگ، در دل خرمشهر و مناطق اطراف آن، با دشمن درگیر می‌شوند. فیلمساز با بهره‌گیری از تصویرهای واقع‌گرایانه و موسیقی حماسی بابک بیات، خرمشهر را نه‌فقط به‌عنوان یک شهر، بلکه به‌عنوان نماد ایستادگی و ایمان بازنمایی می‌کند. آنچه که مهم است این است که در این میان نوزاد در اوج جنگ و ستیز علیه ایران، نمادی از امید و زندگی و مقاومت است. ایده‌ای زیبا و جسورانه که بارها در سینمای ایران بعد از این تکرار شد.

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    او بعد از تجربه روایت‌گری وجهه آسیب‌شناسی جنگ اینبار وجهه حماسی رو انتخاب کرد البته در نگاه کلی فیلم در ادامه نگاه درویش به خرمشهر است. شهری که شهر جنگ است پس در آن هم حماسه است و هم اندوه اما در نهایت امید و زندگی در جریان است.

    برای همین این‌بار تمرکز فیلم مستقیم بر مقاومت و نبرد در خرمشهر دارد. فیلم با نمایش ویرانی‌های شهر و در عین حال ارادهٔ رزمندگان و مردم، خرمشهر را به نماد پیوند میان خاک و خون بدل می‌سازد. منتقدان آن را نمونه‌ای از سینمایی دانسته‌اند که توانست حماسهٔ سوم خرداد و مقاومت مردمی را با زبان تصویر و موسیقی به حافظهٔ جمعی منتقل کند. در این اثر، خرمشهر نه پس‌زمینهٔ داستان، بلکه عنصر محوری است؛ شهری که سقوطش به معنای فروپاشی و آزادی‌اش به معنای تولد دوبارهٔ امید و ایمان است.

    با گذر از دهه 70 با 3 فیلم خرمشهری دهه 80 با 3 فیلم مهم درباره خرمشهر دیده می‌شود که از نظر صنعت و روایت نقاط عطفی نه تنها در سینمای مقاومت بلکه در سینمای ایران است.

    فیلم بعدی درباره خرمشهر باز توسط درویش ساخته شد. «دوئل» (1382) که بعد متولد ماه مهر و با فاصله‌ای از فیلم قبلی خرمشهری کارگردان ساخته شد،  نقطه عطفی در سینمای جنگی ایران است که در زمانه خود از نظر فنی و صنعت صدای زیادی به پا کرد و به عنوان اولین فیلم با صدای دالبی مطرح شد. یکی از نکات مهم درباره سینمای درویش توجه او به مؤلفه‌های فنی و تکنیکال سینما است. چیزی که باعث شد او مایه برکت در سینمای ایران با فیلم دوئل و بعدها با فیلم رستاخیز شود. 

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    «دوئل» توانست صاحب جوایز گوناگون هم شود. اما نگاه کارگردان اینبار تفاوت‌هایی در روایتگری داشت. فیلم اگرچه باز به هویت انسان‌ها در میان جنگ و گذشته و حال آنها توجه دارد، قدرتی که کیمیا و سرزمین خورشید در داستان و فیلمنامه داشتند را نداشت و حتی در این بخش کاندید هم نشد. با این حال دوئل نشان دهنده توجه ویژه درویش به این حوزه است. 

    اما فیلم بعدی در کارنامه سینمای خرمشهر و مقاومت ایران یک اثر متفاوت با تمامی آثار سینمای ایران است. «روز سوم» (1385) ساخته محمدحسین لطیفی نگاهی دیگر به جریان مقاومت و خرمشهر داشت. ایستادگی از درون شهر و با پشتوانه مردم و رزمندگان. تمی کاملاً واقعی درباره خرمشهر -ترکیب بسیج مردمی و شهری در دفاع که تصویر مورد نظر و اصلی را از خرمشهر به نمایش گذاشت: نبرد و مقاومت شهری! چیزی که در تاریخ سینمای کلاسیک با فیلم‌هایی مانند رم شهر بی‌دفاع قابل قیاس است.

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    روز سوم

    لطیفی با ترکیب خوب بازیگران یعنی پوریا پورسرخ، باران کوثری و حامد بهداد جنبه‌هایی از رنج، صبر، ایستادگی و زندگی را به نمایش گذاشت که هم نظر منتقدین و مخاطبین و هم اصحاب رسانه و داوران جشنواره فیلم فجر را جلب کرد. برخلاف بخشی از فیلم‌های جنگی که فقط بر عملیات و نبرد تمرکز می‌کنند، لطیفی جنگ را از دریچه خانواده، عشق و روابط انسانی روایت می‌کند. برخی منتقدان این را دلیل ارتباط گسترده فیلم با مخاطب دانسته‌اند. در نقدهای آن زمان گفته شد فیلم میان چند فضا حرکت می‌کند: ترس، شوخی، عشق، دلهره و جنگ. همین تضادها باعث شد «روز سوم» برای مخاطب عام هم قابل‌دسترس‌تر از بسیاری از آثار دفاع مقدس باشد.

    در ادامه مسیر سینمای خرمشهر، پس از آثاری که مقاومت را از منظر نیروهای نظامی و نبرد مستقیم روایت می‌کردند، فیلم «کودک و فرشته» (1387) ساخته مسعود نقاش‌زاده رویکرد متفاوتی را در بازنمایی خرمشهر پیش می‌گیرد. این فیلم به جای تمرکز بر میدان نبرد، عملیات نظامی یا تصویر قهرمانان مسلح، خرمشهر را از نگاه زندگی روزمره مردمی نشان می‌دهد که ناگهان خود را در میانه فروپاشی یک شهر و آغاز جنگ می‌بینند و روی موضوع کودک در جنگ تمرکز دارد. به همین دلیل، اثر را می‌توان یکی از تلاش‌های متفاوت سینمای خرمشهر در نمایش مقاومت دانست؛ مقاومتی که این بار نه در سنگر و سلاح، بلکه در بقا، انتظار و حفظ پیوندهای انسانی شکل می‌گیرد.

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    کودک و فرشته

    داستان فیلم در روزهای آغازین جنگ و همزمان با حمله عراق به خرمشهر رخ می‌دهد. شخصیت اصلی فیلم، دختربچه‌ای به نام فرشته است که در جریان آشفتگی‌های ناشی از جنگ از خانواده خود جدا می‌شود و در جست‌وجوی برادرش وارد سفری پراضطراب می‌شود. روایت از خلال نگاه کودکانه شخصیت اصلی، شهر را نه به‌عنوان یک موقعیت نظامی، بلکه به‌عنوان فضایی زنده و انسانی تصویر می‌کند که آرام‌آرام زیر فشار جنگ فرو می‌ریزد. این نگاه سبب می‌شود مخاطب به جای مواجهه با صحنه‌های گسترده نبرد، سقوط تدریجی امنیت، آرامش و زندگی عادی را تجربه کند.

    کودک و فرشته مفهوم مقاومت را از سطح نظامی به سطح اجتماعی و انسانی منتقل می‌کند. در بسیاری از آثار مرتبط با خرمشهر، مقاومت عمدتاً در قالب ایستادگی رزمندگان و دفاع از شهر تعریف می‌شود؛ اما در این فیلم، مقاومت معنایی گسترده‌تر پیدا می‌کند. تلاش یک کودک برای پیدا کردن خانواده، حفظ امید در میان آشوب و ادامه حرکت در شرایط فروپاشی، خود به نوعی کنش مقاومتی تبدیل می‌شود. کمتر فیلمی در سینمای ایران درباره جنگ است که از نگاه کودک وارد شود، اما «کودک و فرشته» تلاش کرد تا مظلومیت و در عین حال کوشش بچه‌ها را در جنگ به عنوان یک اثر سینمایی نشان دهد. چیزی که در سینمای جهان نیز مورد توجه قرار دارد و باید به آن بیشتر توجه شود.

    اما دهه 90 جدای از آثاری که با خرمشهر در ارتباطند اما درباره آن به طور مستقیم نیستند، یعنی «ایستاده در غبار» و «اروند»، «دسته دختران» (1399) را دارد که با تمام نقاط مثبتی که دارد، آنچنان که انتظار بود درخشان نبود.

    «دسته دختران» انتظار مخاطب را از همان ابتدا با نام و عناصر تبلیغاتی‌اش برای یک فیلم حماسی و نظامی جانانه بالا می‌‌برد و انصافاً از همان ابتدا در میدان رزم و جنگ خوش‌ساخت و دلاورانه چشم‌نوازی می‌کند. ادامه روایت و نگاهی که کارگردان فیلم دارد، توجه به جنبه‌های مقاومت از منظر آسیب، رنج و شکست‌هایی است که به داخل زندگی زنان آمده است. از دست دادن فرزند، خانواده و زندگی؛ اتفاقات مهم و واقعی که برای خانواده‌های گوناگون در خرمشهر و شهرهای جنگ‌زده رخ داد و بیان آن برای دانستن و اطلاع عموم مردم به جهت آنکه بدانند متجاوزان چه بر سر این خاک آوردند اهمیت دارد. اما روایت فیلم و خصوصاً پایان‌بندی آن باعث شد تا این تصور که فیلم، یک اثر حماسی درباره آزادسازی خرمشهر است، متفاوت باشد.

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    دسته دختران

    در هر حال فیلم دسته دختران فیلم مهمی در جریان سینمای مؤلفان زن ایران است که باید با نگاهی کارشناسانه و علمی در جای خود مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. زیرا گذشتن از چنین آثاری که توسط ارگان‌های دولتی ساخته شدند اما نتوانستند نظرات را به خود جلب کنند اهمیت دارد.

    در پایان باید یادآور شد که اقناع از پرداخت به خرمشهر در سینمای جنگ معنا ندارد. بهترین آثار سینمایی درباره جنگ‌های دنیا توسط همان کشورها ساخته شده است اما کماکان پرداخت به آن موضوعات ادامه دارد. اما زمانی که کارنامه سینمایی یک کشور به نقطه طلایی درباره یک سوژه برسد، تا حدی اقناع می‌شود و به موضوعات پیرامونی آن می‌پردازد. اینکه هنوز ما درباره خرمشهر فیلم‌ می‌سازیم شاید نشان‌دهنده عدم این اقناع باشد. علت هم مشخص است هنوز با وجود پرداخت‌های متعدد داستان آزادسازی خرمشهر ساخته نشده است.

    فتح خرمشهر , خرمشهر , دفاع مقدس , سینمای دفاع مقدس , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

    شاید برای همین سازنده «کیمیا» و «سرزمین خورشید» رو به سمت ساخت دوباره فیلم درباره خرمشهر افتاده است؛ چیزی که احتمال می‌رود آغاز آن صرفاً از سمت او هم نباشد و مدیریت فرهنگی نیز با اشراف بر این خلأ تصمیم بر ساخت فیلمی دیگر افتاده است. خصوصاً آنکه از زمان فیلم «روز سوم» به عنوان آخرین فیلم مطرح درباره خرمشهر 20 سال می‌گذرد و نسل جدید نیاز دارد که فیلمی با زبان و تکنیک روز سینما تماشا کند.

    دیگر آنکه خرمشهر در این آثار در مسیر نمادسازی نتوانست درخشان باشد. نمادهای شهری مانند مسجد جامع و خیابان‌ها، رزمندگان و فرماندهان مانند محمد جهان‌آرا و فضای جنوبی و زیست طبیعی آن نیازمند پرداختی عمیق‌تر و ماندگارتر است. در آخر داستان ظفر و پیروزی خرمشهر، همان چیزی است که کماکان انتظار می‌رود در سینمای ایران درباره خرمشهر دیده شود. چیزی که البته می‌توان مسعود جعفری جوزانی را در آن با سریال در چشم باد و با قسمت پایانی موفق دانست. تصویری که او به سینمای ایران اگرچه از قاب تلویزیون اضافه کرد، باعث شد تا تصویر فتح به زیبایی دیده شود. اما در هر حال این سینما است که رسالت نمایش عظمت را بر عهده دارد. باید دید که شاهد فیلمی که در اوج سینمای مقاومت و خرمشهر است خواهیم بود یا خیر.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *