×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • روشنفکر واقعی متعبد است/ عقلانیت با تعبد جمع می‌شود

  • کد نوشته: 48325
  • ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • در نشستی که بازخوانی «کلام قرآنی در اندیشه رهبر شهید» اختصاص داشت، محمد محمدرضایی از تعبیری شگفت‌آور سخن گفت.

    روشنفکر واقعی متعبد است/ عقلانیت با تعبد جمع می‌شود
    فرهنگی

     به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی میزبان نشست علمی «کلام قرآنی در اندیشه رهبر شهید» بود. در این نشست، محمد محمدرضایی، استاد دانشگاه تهران، با بازخوانی دقیق دیدگاه‌های رهبر فقید انقلاب درباره مقوله «روشنفکری»، تصویری متفاوت از آنچه در گفتمان رایج روشنفکری در ایران دیده می‌شود، ارائه داد؛ تصویری که در آن، روشنفکر واقعی نه در تقابل با دین، که در اوج تعبد و دینداری تعریف می‌شود.

    محمدرضایی سخنان خود با تعریف پایه‌ای از روشنفکر آغاز کرد: «به کسی می‌گویند که آموزش‌دیده و تحصیل‌کرده است و در مورد اشیاء فکر می‌کند و حقایق را بیان می‌نماید.» اما وی بلافاصله هشدار داد که «گاهی کسانی را می‌بینیم که فقط لفظ روشنفکر بر آنان اطلاق شده است ولی از جهت محتوا خالی هستند.» از منظر رهبر شهید، روشنفکر واقعی کسی است که «از حقیقت دفاع و با ظلم ظالم مخالفت می‌کند، به جامعه آگاهی‌بخشی دارد و مسائلی را می‌فهمد که ممکن است توده مردم دیرتر متوجه شوند».

    استاد دانشگاه تهران در ادامه به تعبیری از رهبر شهید درباره جلال آل احمد اشاره کرد: «ایشان فرمودند که آل احمد ویژگی روشنفکر را در سه چیز معرفی کرده بود؛ یکی مخالفت با دین، دوم علاقه به سنن غربی و سوم درس‌خواندگی (علوم تجربی و غیر دینی).» اما رهبر شهید به صراحت این تعریف را نمی‌پذیرفت. محمدرضایی توضیح داد: «ایشان معتقدند که روشنفکر واقعی با عقلانیت و تعبد عجین است».

    در اینجا بود که استاد دانشگاه تهران به مثال درخشانی اشاره کرد که نشان‌دهنده عمق نگاه رهبر شهید بود: «ملاصدرا را مثال زده است که تفکر عقلی او را چنان متعبد کرده است که هفت مرتبه با پای پیاده به مکه می‌رود؛ در حالی که امروزه برخی از روشنفکران می‌گویند عقلانیت با تعبد جمع نمی‌شود.» این گزاره، هسته اصلی نقد رهبری شهید به روشنفکری سکولار را تشکیل می‌داد: جدایی‌انداختن میان عقل و دین، نه فقط یک اشتباه نظری، که یک «بیماری تاریخی» است که ریشه در تقلید ناآگاهانه از تجربه مسیحیت غربی دارد.

    محمدرضایی از قول رهبر شهید، شهید مطهری و شهید بهشتی را «در زمره روشنفکران معاصر» برشمرد و گفت: «زیرا در برابر افکار انحرافی ایستادند و با عقلانیت از آموزه‌های اسلامی دفاع کرده و متدین هستند.» به گفته وی، رهبر شهید معتقد بود که روشنفکری پیش از انقلاب به آفاتی مبتلا شده بود که «غرب‌زدگی» مهم‌ترین آن‌هاست.

    یکی از تندترین بخش‌های سخنان محمدرضایی، نقل قول رهبر شهید درباره «روشنفکری بیمار» در دوره قاجار بود. وی گفت: «به اعتقاد رهبر شهید، روشنفکری قبل از انقلاب و به خصوص در دوره قاجار بیمار متولد شده بود و غرب‌زده بود؛ و میرزا ملکم خان و میرزا فتحعلی آخوندزاده و حاج سیاح محلاتی همگی علیه روحانیت و دین و پیشقراول روشنفکری بیمار بودند و دلال معاملات زیان‌بار برای کشور بودند».

    این استاد دانشگاه تهران ویژگی‌های این روشنفکری بیمار را چنین برشمرد: «غرب‌زدگی، دوری از مردم، عافیت‌طلبی، خطرگریزی و ایدئولوژی‌سازی برای دستگاه سلطنت.» ایشان ریشه این انحراف را در تقلید ناآگاهانه از تجربه تاریخی غرب جست: «روشنفکران غرب‌زده تصور داشتند اگر قرار است پیشرفت کنند باید با اسلام، دین و روحانیت یا به صورت جاهلانه و یا برخی موارد عامدانه مخالفت کنند؛ یعنی به تقلید از فضای مسیحی در غرب، غافل از اینکه اسلام همواره توصیه کرده است تا دنبال علم و معرفت بروید و عالم شوید و حق‌طلب باشید و از عقل پیروی کنید».

    محمدرضایی با مرور تاریخی، نقش روشنفکران در دوره‌های مختلف را نقد کرد: «در دوره رضاخان، روشنفکران توجیه‌گر رضاخان بودند و راه را برای سلطه او هموار می‌کردند؛ بعد از شهریور 20 هم عمدتاً به حزب توده تمایل یافتند و باز جریان وابسته بودند.» به گفته وی، این الگو همچنان ادامه دارد: «روشنفکران قبل و بعد از انقلاب نیز رویکرد تقلیدی دارند و بدون توجه به شرایط بومی کشور از جهان غرب کپی‌برداری می‌کنند».

    یکی از نکات قابل تأمل در سخنان محمدرضایی، اشاره به نگاه روشنفکران سکولار به مسئله حجاب بود. به نقل از رهبر شهید، «روشنفکران تصور داشتند نوع پوشش و حجاب زنان باعث عقب‌ماندگی ایران است؛ در حالی که اگر مقداری فکر کرده بودند می‌دیدند که پیشرفت علوم مختلف در طول قرون مختلف در سرزمین‌های اسلامی با همان پوشش و گویش اسلامی رخ داده است».

    محمدرضایی در بخشی از سخنان خود، روایتی شخصی و خواندنی از برخورد رهبر شهید با افکار جدید ارائه داد: «بنده کتاب فلسفه دین جان هاسبرز را ترجمه کردم – کتابی که با براهین اثبات خدا مخالفت کرده بود – و حدود هشت سال قبل به ایشان تقدیم کردم. ایشان از این ترجمه استقبال کردند و فرمودند باید این نوع آثار در حوزه بحث و نقد شود و روحانیت پیشقدم باشند.» این روایت، تصویری از رهبری شهید به دست می‌دهد که نه تنها از نقد نمی‌هراسید، که خود طلایه‌دار مواجهه علمی با اندیشه‌های مخالف بود. محمدرضایی تأکید کرد: «رهبر شهید خیلی از افکار جدید استقبال می‌کردند و حتی فلسفه را فقه اکبر می‌دانستند».

    اما شاید مهم‌ترین بخش سخنان محمدرضایی، نقل قول مستقیم از رهبر شهید درباره روش برخورد با نحله‌های فکری انحرافی بود. وی گفت: «ایشان فرمودند ما معممین و روحانیت در طول تاریخ به اشتباهات بزرگی مرتکب شدیم و تصور کردیم با تکفیر و طرد و دعوا می‌توان ریشه افکار غلط را از جامعه کند و این خطاست. برخورد چماقی با برخی نحله‌های غلط فکری صورت گرفت و امروز دیگر بس است؛ این برخورد التقاطی در جامعه ماست، ولی جواب آن تفسیق، تکفیر، نفی و … نیست. باید با این اندیشه‌ها به گونه‌ای رفتار شود که جوانان ببینند افکار این گروه‌ها چقدر سست و ضعیف است و روحانیت واقعی باید این کار را به سرانجام برسانند».

    محمدرضایی در پایان با تأکید بر تفاوت میان روشنفکر «ظاهری» و «واقعی» گفت: «روشنفکر واقعی باید حقایق منطبق بر عقلانیت را برای مردم بیان و از دین دفاع کند. اینکه برخی در دامان آمریکا افتاده‌اند و ضدانقلاب شده‌اند، ناشی از ناآگاهی آنان است.» این پژوهشگر تصریح کرد که رهبر شهید از حوزه‌ها انتظار داشت «فعال‌تر شوند» و در برابر شبهات، پاسخ قانع‌کننده ارائه دهند؛ نه با طرد و تکفیر، بلکه با استدلال و علم. «روشنفکر واقعی، متعبد و متخلق است».

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *