دیدن این فیلم جگرتان را میسوزاند!
علی برای بابا روضه میخواند و پدرش در قاب عکس به صدای فرزند دو سالهاش گوش میدهد.
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، همه نبردها یک روزی آغاز میشود و به ظاهر یک روزی هم پایان میپذیرد. اما برای بعضیها جنگ آغازی بیپایان خواهد داشت. برای آن مادری که فرزندش را از دست میدهد، زنی که برای همیشه داغ همسر بر دلش میماند و تلخ تر از همه اینها، کودکانی هستند که حتی بدون اینکه معنی جنگ و شهادت و کشته شدن را بدانند چیزی را از دست میدهند که در همه دنیا جایگزینی برایش وجود ندارد. کودکانی که پدر یا مادر خود را از دست میدهند و یا مثل 18 کودک جنگ تحمیلی سوم هر دو والدینشان به شهادت میرسند.
وقتی با مادر یا سرپرست این بچهها صحبت میکنیم، بزرگترین دغدغهشان این است که چکار کنند دل کوچک طفل معصوم بتواند از این داغ بزرگی که درکی هم از آن ندارد، عبور کند.
برخی کودکان در زمان شهادت پدر یا هنوز به دنیا نیامدند و یا آنقدر کوچک هستند که زبانشان به گفتن واژه بابا باز نشده است. اینها وقتی بزرگتر میشوند و کلمه بابا به گوششان میخورد تنها سهمی که از همه محبت پدر خواهند داشت قاب عکسی است که سالها قرار است همانطور نگاهش کند.
او باید پدر را در لابهلای صحبتها و خاطراتی که از بقیه میشنود پیدا کند. اینکه بابا وقتی میخندید چه شکلی میشد و یا صدایش بیشتر شبیه چه کسی بود؟
علی فرزند دو ساله شهید رضا چراغی هم از شهدای شیرازی حالا در نبود بابا، برای عکسش روضه میخواند: وای بابای شهید آمد…
.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید