×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • سناریوهای پساجنگ؛ از مانیفست صفر تا توازن قوای شکننده

  • کد نوشته: 40538
  • ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • انسداد تنگه هرمز نه فقط یک اقدام نظامی، بلکه معمایی ژئوپلیتیکی با ضرر برای همه طرف‌هاست.

    سناریوهای پساجنگ؛ از مانیفست صفر تا توازن قوای شکننده
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست «طراحی سناریوهای آینده جنگ» به همت اندیشکده سبا و با حمایت خانه اندیشه‌ورزان، با حضور جمعی از دیپلمات‌های پیشین و کارشناسان مسائل راهبردی برگزار شد. آدمی از دیرباز میان دو بیم زیسته است؛ بیم از جنگ و بیم از فقدان بازدارندگی، اما در عصر کنونی پیچیدگی نسبت «قدرت» و «حق» به چنان درهم‌تنیدگی رسیده که دیگر نمی‌توان مرز روشنی میان بازدارندگی مشروع و تجاوز نامشروع ترسیم کرد. از همین منظر بود که اندیشکده «سبا» با همکاری خانه اندیشه‌ورزان، نشستی را با عنوان «طراحی سناریوهای آینده جنگ» ترتیب داد تا در آن، نه صرفاً از محاسبات نظامی بلکه از هستی‌شناسی رابطه ایران و آمریکا پس از یک درگیری احتمالی سخن به میان آید.

    تنگه هرمز؛ عرصه‌ای برای سنجش مشروعیت یا نمایش زورمندیِ بی‌قاعده؟ 

    حسن قشقاوی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در این نشست با نگاهی مبتنی بر حقوق دریاها به تحلیل «هزینه‌های عبور از تنگه هرمز» پرداخت. به باور او این کشورهای ساحلی هستند که باید تعیین کنند عبور از این آبراه راهبردی با چه ضرر و زیانی همراه است؛ حقی که قشقاوی آن را مستقل از اراده آمریکا و سایر قدرت‌های فرامنطقه‌ای ارزیابی کرد. وی در ادامه با اشاره به تلاش انگلستان در سازمان بین‌المللی دریانوردی افزود: «انگلیسی‌ها خود را به آب و زدن زدند تا از این نهاد مجوزی برای اعمال زور و بازگشایی اجباری تنگه هرمز بگیرند، اما در این تلاش ناموفق ماندند.» از دید قشقاوی، هرگونه محاصره دریایی از سوی آمریکا فاقد مشروعیت حقوقی و بین‌المللی است و چیزی جز «دزدی دریایی در لباسی نوین» نام نمی‌گیرد.

    ساختارشکنی در مانیفست رابطه ایران و آمریکا؛ امتیاز بی‌بازگشت 

    مصطفی مصلح‌زاده، سفیر پیشین ایران در اردن، با نگاهی تاریخی ـ فلسفی به مناسبات دو کشور گفت: اگر مانیفست نانوشته رابطه تهران و واشنگتن را ورق بزنیم یک الگوی ثابت پدیدار می‌شود: آمریکایی‌ها همواره در پی آن بوده‌اند که هرآنچه خواستارند به ایشان داده شود، بدون آن­که در مقابل، حتی یک امتیاز متقابل تقدیم کنند و این رفتارشناسی به گفته مصلح‌زاده نه یک تاکتیک گذرا بلکه وجه بنیادین استراتژی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی است.

    نقشه تاریخی و تفرقه‌افکنی رسانه‌ای؛ بی‌بی‌سی و جغرافیای سیاسی منطقه 

    مجید ضیائی کارشناس جغرافیای سیاسی بین‌الملل با تأکید بر ضرورت «کلان‌نگری تاریخی» در تحلیل آینده جنگ هشدار داد که الگوهای آینده اگر از بستر تحولات گذشته جدا شوند به خطا خواهند رفت. وی  در عین حال به کارکرد رسانه‌ای بی‌بی‌سی به عنوان نماد سیاست دولت انگلستان اشاره کرد و گفت:«این رسانه قصد دارد میان کشورهای منطقه چنان شکافی ایجاد کند که ترمیم‌ناپذیر باشد. ابزار این سیاست، چیزی جز تفرقه‌افکنی بی‌امان نیست.»

    اقتصاد جنگ؛ ناهمگنی نفت و معمای انسداد تنگه هرمز 

    در بخش اقتصادی نشست، حسن حسنخانی کارشناس مسائل اقتصاد، با طرح یک گزاره هستی‌شناختی در باب کالاهای همگن و غیرهمگن، عنوان کرد:«نفت یک کالای همگن نیست و به همین دلیل نمی‌توان به آسانی نفت یک کشور را با نفت کشوری دیگر جایگزین کرد و  این ویژگی، قدرت چانه‌زنی و همچنین آسیب‌پذیری‌های منحصربه‌فردی را رقم می‌زند.» حسنخانی با اشاره به طرح کلی پیش روی ایران و آمریکا گفت:«این دو طرح با یکدیگر متنافرند؛ همدیگر را نفی می‌کنند. در چنین وضعیتی انسداد تنگه هرمز به دلایل متعدد به همهٔ بازیگران آسیب می‌زند  و آمریکا نیز از این قاعده مستثنی نیست.»

    آنچه از این نشست برمی‌آید، تصویر یک «وضعیت حدی» است؛ جایی که حقوق بین‌الملل به اسارت تفسیرهای قدرت درآمده، رسانه‌ها به جای روشنگری، تفرقه می‌کارند و اقتصاد نفت از همگنی ظاهری خود پرده برداشته است. سناریوهای آینده جنگ چه در تنگه هرمز رقم بخورد و چه در عرصه دیپلماسی، بیش از هر چیز به این پرسش بازمی‌گردد؛ آیا قدرت بی‌مشروعیت می‌تواند در بلندمدت دوام آورد یا جغرافیای سیاسی منطقه سرانجام حقیقت «زیان همگانی» را بر صاحبان زور آشکار خواهد کرد؟

    انتهای پیام/ 

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *