«خورشید» برای مجید درخشانی نواخت؛ از لطفی تا شجریان
هفتادسالگی مجید درخشانی، بهانهای شد تا موسیقی ایران یک شب از زندگی و کارنامه او بگوید.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شاید برای روایت زندگی هنری مجید درخشانی، بهتر باشد از یک قاب قدیمی شروع کنیم؛ از سالهایی که دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، فقط محل تحصیل نبود و هنرمندان جوان در راهروها و آتلیههایش، موسیقی، نقاشی، تئاتر و گرافیک را همزمان تجربه میکردند.
بهرام دبیری نقاش و دانشآموخته این دانشکده، در آیین بزرگداشت مجید درخشانی به همان سالها برگشت؛ به اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50، زمانی که به گفته او، فضای دانشکده شاهد تغییرات بنیادین و شکلگیری یک جریان فکری پرشور بود. دبیری از روزهایی گفت که صدای تمرین محمدرضا لطفی و حسین علیزاده از پلههای دانشکده تا آتلیهها شنیده میشد و هنرمندانی از رشتههای مختلف در کنار یکدیگر رشد میکردند.
در همین فضای هنری بود که مجید درخشانی، جوانی که حتی مدتی در رشته نقاشی تحصیل کرده بود، مسیرش را به سمت موسیقی تغییر داد؛ تصمیمی که رضا درخشانی، برادر او، آن را حاصل عشقی عمیق به هنر دانست.
شاگردی که راه خودش را پیدا کرد
درخشانی از شاگردان محمدرضا لطفی بود و در سالهای نخست فعالیت حرفهای خود با گروه «شیدا» همکاری داشت. آن سالها برای او تنها دورهای از یادگیری تکنیک و ردیف نبود؛ بخشی از نگاه موسیقاییاش نیز در همان فضا شکل گرفت.
لطفی از درخشانی بهعنوان یکی از شاگردان برجسته و پرکارش یاد میکرد و بر جدیت او در فراگیری ردیف و تکنیکهای مضرابزنی تأکید داشت. حتی یکی از تارهای شخصی خود را در دوران دانشجویی به او هدیه کرد.
اما درخشانی به مرور تلاش کرد از دل آن آموزشها به زبان شخصی خودش برسد. آهنگسازی و تنظیم، برای او فرصتی شد تا موسیقی دستگاهی را در ترکیبهای گستردهتر سازی تجربه کند؛ مسیری که بعدها در شکلگیری گروه «خورشید» نیز ادامه یافت.
«خورشید»؛ تجربهای برای گروهنوازی
تشکیل گروه «خورشید» یکی از فصلهای مهم کارنامه درخشانی بود؛ گروهی که به بستری برای فعالیت شماری از نوازندگان و خوانندگان جوان تبدیل شد و بخشی از جریان موسیقی گروهی آن دوره را نمایندگی کرد.
درخشانی در این گروه صرفاً نوازنده نبود. او بهعنوان آهنگساز و سرپرست، تجربههایش را در زمینه تنظیم و گروهنوازی دنبال کرد و با استفاده از ترکیبهای متنوع سازی، ظرفیتهای ارکسترال موسیقی ایرانی را آزمود.
این تجربه بعدتر در همکاری او با محمدرضا شجریان نیز اهمیت پیدا کرد؛ همکاریای که در دهه 80 خورشیدی و با فعالیت «گروه شهناز» به یکی از فصلهای شناختهشده کارنامه او تبدیل شد.
شجریان و اعتماد به یک آهنگساز
مجید درخشانی از سال 1385 محمدرضا شجریان و گروه «آوا» را در کنسرتهای اروپا، آمریکا و ایران همراهی کرد و همکاری آنها تا دهه 90 نیز ادامه داشت. در این دوران، آثاری همچون «غوغای عشقبازان» و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه «آوا» اجرا و عرضه شد.
رضا درخشانی، سالهای پایانی عمر شجریان را یکی از نقاط درخشان کارنامه برادرش دانست؛ دورهای که درخشانی در کنار شجریان قرار گرفت و این همکاری را با سربلندی و برادری ادامه داد.
حسین علیزاده نیز در مراسم بزرگداشت، از رابطه هنری خود با درخشانی گفت؛ از روزهایی که استعداد او را دید و تشویقش کرد مسیر آهنگسازی را جدیتر دنبال کند. علیزاده یادآوری کرد که درخشانی حتی پیش از آنکه بهطور رسمی نوازنده گروه «حصار» باشد، با همان پشتکار همیشگی گفته بود: «من سنج خواهم زد.»
از نگاه علیزاده، همین عشق و پشتکار بود که مسیر درخشانی را ساخت؛ هنرمندی که به گفته او، کاری را که دوست داشت انجام میداد و چندان اهمیتی نمیداد دیگران چه میگویند.
سالهای دور از ایران
کارنامه درخشانی تنها در ایران شکل نگرفت. او در اواخر دهه 60 برای ادامه تحصیل و فعالیتهای هنری به آلمان مهاجرت کرد و سالهایی از فعالیت حرفهای خود را در این کشور، بهویژه در شهر کلن، گذراند.
در این دوره، در کنار برگزاری کنسرت و فعالیت موسیقایی، به تدریس پرداخت و کانون موسیقی «نوا» را راهاندازی کرد؛ مجموعهای که فعالیتش بر آموزش و معرفی موسیقی ایرانی متمرکز بود.
درخشانی در سالهای حضور در اروپا، با گروههای مختلف به اجرای کنسرت و برگزاری تور پرداخت و موسیقی ایرانی را برای مخاطبان ایرانی و غیرایرانی اجرا کرد.
او سرانجام سال 1384 پس از 21 سال به ایران بازگشت و گروه «خورشید» را بنیان گذاشت. این گروه در ادامه فعالیتهای خود 15 کنسرت در تهران، شهرستانها، چین و فرانسه برگزار کرد و آلبومهایی چون «من طربم»، «بیدار دلان»، «فصل باران»، «ترنجستان»، «از بودن و سرودن» و «آسمانه» را منتشر کرد.
هنرمندی که فقط روی صحنه نماند
درخشانی در سالهای فعالیت خود علاوه بر نوازندگی، آهنگسازی و تنظیم، به آموزش، تحقیق و پژوهش در موسیقی ایرانی و بازخوانی و بازنشر آثار ارزشمند نیز پرداخت. همکاری با خوانندگانی چون همایون شجریان، سالار عقیلی، سینا سرلک و حسامالدین سراج نیز بخشی دیگر از این مسیر بود.
اما آنچه در شب بزرگداشت او بیش از فهرست آثار و همکاریها به چشم آمد، تصویری بود که دیگر هنرمندان از منش او ارائه کردند؛ تصویری از هنرمندی که در کنار فعالیت حرفهای، ارتباط با نسل جوان و حمایت از آنها را نیز دنبال کرده است.
سام گیوراد، نویسنده و پژوهشگر، در این مراسم از موسیقی بهعنوان بخشی از تجربه جمعی سوگ و سرور انسان ایرانی یاد کرد و فعالیتهای درخشانی را در امتداد همین پیوستگی تاریخی دانست؛ از نخستین آثاری که از او شنیده بود تا آثار بعدی و فعالیتهایش در حوزه موسیقی زنان.
شبی برای بودن، نه فقط یاد کردن
این مراسم شامگاه جمعه 20 شهریورماه، در فرهنگسرای نیاوران و در نهصد و هفتاد و سومین شب از سلسله شبهای بخارا برگزار شد؛ مراسمی با مدیریت و اجرای علی دهباشی و حضور چهرههایی چون محمدرضا شفیعی کدکنی، حسین علیزاده، علی بوستان، حسامالدین سراج، وحید تاج، پوریا اخواص، رایان شجریان، مینا افتاده، نصرالله مدقالچی و بهرام دبیری.
علی دهباشی در آغاز برنامه گفت که این شب به وجوه دیگری از هنر درخشانی اختصاص دارد؛ هنرمندی که به تعبیر او نیازی به معرفی ندارد و مخاطبان موسیقی ایران دهههاست با آثارش مأنوساند.
در ادامه، فیلمهایی از زندگی و آثار درخشانی و همکاری او با هنرمندانی چون محمدرضا شجریان پخش شد و پیام تصویری رضا درخشانی نیز برای حاضران به نمایش درآمد.
اما شاید خودِ مجید درخشانی مهمترین حرف آن شب را پیش از اجرای گروه «خورشید» زد؛ زمانی که با وجود بیماری روی صحنه آمد و از هنرمندانی گفت که در سالهای گذشته از میان ما رفتهاند.
او تأکید کرد که آنچه امروز دارد، حاصل آموختههای هنرمندان پیشکسوت است و گفت کاش برای همه هنرمندان، پیش از آنکه از میان ما بروند، بزرگداشت برگزار شود. از نگاه او، تأثیر تجلیل و بودن هنرمند در میان دوستدارانش، پیش از مرگ بسیار بیشتر است.
بعد، «خورشید» به سرپرستی و آهنگسازی او روی صحنه رفت و با خوانندگی وحید تاج، تصنیفهای «دگرباره بشوریدم» با شعری از مولانا و «به کجا چنین شتابان» با شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی را اجرا کرد.
در نهایت، آنچه از این شب باقی ماند، فقط مرور یک کارنامه هفتادساله نبود؛ مجموعهای از خاطرهها، صداها و روایتهایی بود که هرکدام از زاویهای به زندگی هنرمندی نگاه میکردند که مسیرش را از شاگردی آغاز کرد، در گروهنوازی و آهنگسازی زبان خود را پیدا کرد، سالهایی را دور از ایران گذراند و دوباره به اینجا بازگشت؛ هنرمندی که حالا در هفتادمین سال زندگی، همچنان بخشی از روایت موسیقی معاصر ایران است.
انتهای پیام/




































دیدگاهتان را بنویسید