از تغییر نام «خلیجفارس» تا حذف نام «فلسطین»؛ فتنهای عبری غربی
«خلیج عربی» جای «خلیج فارس»، «تنگه ترامپ» جای «تنگه هرمز» و «فلسطین» هم از کتب درسی فلسطینیان پَر!…
خبرگزاری تسنیم؛ گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده:
انگار مد شده هر کسی احساس قدرت میکند، بادی به غبغب بیندازد و پشت تریبون، یا در حساب کاربری مجازیاش، نام یک سرزمین، دریا، دریاچه، تنگه یا کوهستانی را تغییر بدهد؛ آنهم نامی که قرنها و بلکه هزاران سال بر پیشانی آن منطقه نشسته و حافظه تاریخی جهان جز آن را به یاد ندارد.
چند ده سالی میشود که کشورهای عرب حاشیه جنوبیِ خلیجفارس که قدمت تاسیس حکومت برخیهایشان نهایت به 200 سال هم نمیرسد و پیش از آن قبایلی بدوی بودند، انگشت گذاشتهاند روی نقشه دریای مردمان پارس و به خیالِ واهی خود، نام چندهزار ساله و مستندِ خلیجفارس را با آموزش و خطدهیِ استعمار یهودیبریتانیایی در مکاتبات و رسانهها و اسنادِ غیرتاریخیشان به «خلیج عربی» تغییر دادهاند.
این بدویانِ بیتاریخ و هویت گمان کردهاند میتوانند با پولپاشی، هویتِ باستانی و نام نیک سرزمین فارس را سرقت کرده و به یغما ببرند و نام زشت سواحل خود؛ «ساحل دزدان» ـ که ریشه در سابقه زیستی آنها دارد ـ را از ذهن تاریخ پاک کنند!
حالا حدود 70 سال از زمانی که «رودریک اوون»؛ نماینده سیاسی انگلیسِ مقیم در سواحل جنوبی خلیجفارس در کتابی به نام «حبابهای طلایی در خلیج ع…» میلش کشید نام خلیجفارس را تغییر بدهد، و «سرچارلز بلگریو»؛ دیگر نماینده انگلیس در منطقه نیز در کتابی نوشت که «عربها ترجیح میدهند خلیجفارس را خلیج ع… بنامند» گذشته، اما شعلههای آتش اختلاف و فتنهای که پیراستعمارِ انگلیسییهودی برپا کرد همچنان کموبیش در منطقه زبانه میکشد و هر بار چون نیش زهرآلود ماری از یک نقطه سربر میآورد؛ کمااینکه چندی پیش یکی از مسئولان یکی از کشورهای همسایه در واکنش به پسزمینه تصویر محمدباقر قالیباف، تصویری از خودش با همان پسزمینه منتشر کرد، درحالی که جای «خلیجفارس» نام جعلیِ «خلیج عربی» نشسته بود. بماند که هموطنان خودش در فضای مجازی حسابی از خجالتش درآمدند.

«ساحل دزدان دریایی» تا کمتر از 100 سال پیش نام سواحل امارات بود
بدویتر از عربهای فرصتطلب، دونالد ترامپ است که رگ و ریشهاش به همان انگلیسیهای فتنه برمیگردد و در حدودِ 20 ماهِ ریاستجمهوریاش در آمریکا، خودخواهانه و با بیعقلی تمام به تغییر نامهای تاریخیجغرافیایی، مثل «تنگهترامپ» به جای «تنگههرمز»، «خلیجآمریکا» به جای «خلیجمکزیک» و «دریاچهآمریکا» به جای «دریاچهانتاریو» روی آورده است. ترامپ گمان میکند به حدی مهم و خفن و معتبر است که میتواند روی اعتبارِ «تاریخ» خط بکشد و با اعتبار و هویتِ تاریخیِ تمدنهای چندهزارساله بازی کند و از این طریق بر صدرنشینی آمریکا در ساختار جهانی و تداوم قدرت و نفوذ ایالات متحده تاکید کند، حال آنکه جهان کم کم در حال ورود به مرحله جدیدی از ساختار چندقطبی است و برای نظم تکقطبی آمریکا دیگر مجالی نیست.

اردیبهشت امسال، ترامپ با انتشار تصویری در تروثسوشال «تنگههرمز» را «تنگه ترامپ» نامید
با وجود آنچه گفته شد اما انگار آتش فتنهی تغییر نامها و هویتها و فتنهانگیزیها اول و آخر از گور انگلیسیها بلند میشود. نشان به آن نشان که اواخر هفته گذشته پایگاه خبری «میدلایستآی» فاش کرد «تونی بلر»؛ نخستوزیر اسبق انگلیس در جریان سفر به رامالله از تشکیلات خودگردان فلسطین خواسته است (بهعنوان شرطی برای پایان دادن به جنگ غزه) هرگونه اشاره به واژه «فلسطین» را از کتابهای درسی حذف و نام یهودی «سامره» را جایگزین آن کند. این موضوع را جرمی گرینستاک؛ سفیر سابق بریتانیا در سازمان ملل متحد رسانهای کرده و گفته بود که بنیامین نتانیاهو؛ نخستوزیر اسرائیل، در حال دنبال کردن جاهطلبی پدرش برای بازگرداندن یهودیه و سامره به حاکمیت اسرائیل است و درخواست بلر در راستای نیل به این هدف است.
اینها نشان میدهد که وقاحت انگلیس و یهود به حدی رسیده که روی خاک فلسطین، در چشم مسلمانان فلسطینی زل بزنند و تمایل استعماریشان را بیهراس بر زبان بیاورند.
وگرنه انگلیسیها پیشتر در کشور خودشان بهراحتی در اسناد تاریخی دست برده و نام فلسطین را در نقشهها و تابلوهای مربوط به خاورمیانه و برچسب فلسطین را از روی آثار تاریخی در موزه بریتانیا حذف کرده بودند. اعتراض و شکایت فلسطینیها برای برگرداندن نام فلسطین در نقشههای موزه لندن هم تاثیری نداشت و انگلیسیها با وقاحت تمام گفتند که حذف نام فلسطین پس از شکایت یک نهاد حقوقی حامی رژیم صهیونیستی صورت گرفته و موزه در برخی زمینهها واژه «فلسطین» را حساس از نظر سیاسی توصیف کرده است! حال آنکه استناد به حساسیت سیاسی برای تغییر اصطلاحات تاریخی و جغرافیایی آنهم از سوی نهادهای فرهنگی، بدعتی نو و خطرناک و نگرانکننده است.

موزه لندن سال گذشته واژه «فلسطین» را از روی نقشهها و آثار تاریخی فلسطینی حذف
و اصطلاحاتی مانند «جنوب شام» یا «اسرائیل باستان» را جایگزین آن کرد
نیازی به توضیح نیست که از منظر یهودِ بینالملل چرا باید نام فلسطین از اسناد تاریخی و کتب درسی حذف شود، و روشن است که هر نام، عنوان، شی، هنر و جاندار و بیجانی که فلسطینیان را به هویت تاریخی و باستانیشان پیوند بزند و فلسطین را موطن تاریخی و آباواجدادی آنها بداند که ناگزیر، از اشغال و تغییر هویت آن دفاع کنند، از منظر یهودیانِ متوهم محکوم به نابودی است.
این مساله همین حالا هم درحال رخ دادن است و یهودیان در فلسطین اشغالی چندین دهه است که به قطع و نابودی درختان زیتون، تخریب مساجد، نابودی هنرهای اصیل فلسطینی مثل سوزندوزی روی لباس (قطره) و تخریب آثار تاریخی، کمر بستهاند تا ارتباط میان عربها و مسیحیان فلسطینی را با هویت اصیل سرزمینی خودشان قطع کرده و هویتی جعلی برای چسباندن یهودیان مهاجر به سرزمین غصبشده دیگران دستوپا کنند.
اما نام فلسطین هم مثل خلیجفارس و تنگههرمز حذفنشدنی است و کار یهودیانِ استعمارگرِ صهیونیانگلیسیآمریکایی، آب در هاون کوبیدن است.
اصلا مگر میشود روی یک تاریخ چندین هزارساله خط کشید و دروغی بزرگ را جای آن نشاند، که اگر این شدنی باشد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمیآید و روزی خواهد رسید که هیچ کتاب و نقشه و سند تاریخی معتبر نخواهد بود و هر کسی زورش برسد و زورگوتر باشد، تاریخ را به میل و نفع خود پاک کرده و از نو خواهد نوشت.
فلسطین به گواه تاریخِ معتبری که هنوز از حافظه اسناد تاریخی جهان پاک نشده و خط نخورده، نامی است متعلق به سرزمین اعراب فلسطینی که چندین هزار سال پیش از میلاد مسیح وارد آن سرزمین شده، در آن زندگی کرده و نام و زیست و هویتشان با فلسطین گره خورده است.

نقشهای تاریخی از سرزمین فلسطین در اسناد عثمانی
در بخشی از این تاریخ آمده؛ هزار و اندی سال پیش از میلاد مسیح (سال 1185 قم) زمانی که فلسطینیان ـ که به گفته برخی محققان از خویشاوندان کنعانیان بودند ـ وارد بخش جنوبی آن سرزمین شدند، نام آنجا به فلسطین مشهور شد.
نام فلسطینیان در تعدادی از منابع مصری به ویژه کتیبهها (سنگنوشتهها) در شهر «هابو» که از زمان رامسس سوم باقی مانده، آمده است. مصریها در این نوشتهها، آنان را به نام پیست (pist) نامیدهاند.
نام فلسطین در منابع آشوریها نیز در دو واژه نزدیک به هم آمده است. اصل کلمه فلسطین «فلستینا» است که در نوشتههای به جا مانده از ایام اددنیراری سوم (800 ق.م) پادشاه آشوریان دیده شده است. این پادشاه میگوید، نیروهای وی در سال پنجم حکومتش «فلستو» را تسخیر و ساکنان آن را به دادن جزیه مجبور کردهاند. در سال 734 ق.م نیز پادشاه آشوریان که تگلات بیلاسر سوم نام داشت، سرزمین «فلستیا» را هدف حمله خود قرار داد.
واژهای که هرودت مورخ مشهور یونان (484 تا 425 ق.م) از آن استفاده کرده نیز بر اساس لغت آرامی آن یعنی «پالستاین» بوده و این نام را برای بخش جنوبی سوریه، یا سوریه و فلسطین در مجاورت فینیقیه و حتی تا مرزهای مصر استفاده کرده است.
بسیاری از مورخان بزرگی که از هرودت پیروی میکردند نیز از این نام استفاده کردهاند از جمله «استرابو»، «دیو دوروس»، «بطلمیوس» و «بلینی».
به مرور زمان نام «پالستین» بر مناطق سوریه و فلسطین اطلاق شد. نام «فلسطین» در عهد رومیان به تمام مناطق مقدس اطلاق میشد.
امپراتور سباستین این نام را روی سکههای خود حک کرد و به آن رسمیت بخشید. بیزانسیها نیز این نام را از رومیها گرفتند و کلمه عربی فلسطین از نام پالستین گرفته شد و به امروز رسید.
چنین تاریخ و هویتی نه به دست استعمار پیر انگلیس و آمریکای خودشیفته و نه یهودیان متوهمِ خودبرتربینِ صهیونیستی تغییر نخواهد کرد.

بابالعامود از دروازههای معروف مسجدالاقصی در قدس اشغالی
از تاریخ و اسناد تاریخی هم که بگذریم، در همین عصر خودمان، یهودیان بومی و مهاجر و صهیونیسم هم از نام «فلسطین» برای نامگذاریهایشان استفاده میکردند، و این یعنی «فلسطین» برای آنها هم نامی اصیل و تاریخی و محترم بوده است.
مصداق روشن آن روزنامه قدیمی «جروزالم پست» است. این روزنامه انگلیسیزبان که امروزه در سراسر جهان مخاطب دارد و با مواضعی راستگرایانه و تندروانهی صهیونی، در بیتالمقدس منتشر میشود، 76 سال پیش به «جروزالم پست» تغییر نام داد، درحالیکه نام اصلی و اولیه آن «فلسطینپست» بود.
«فلسطینپست»؛ اولین روزنامه مهم و معتبر یهودیان صهیونیسم
در سال 1925 یعقوب لاندو؛ نماینده آژانس یهود تحت نظارت بریتانیا، روزنامهای با نام «بولتنفلسطین» تاسیس کرد، تا تعداد نشریات یهودیان در آن سالها به 5 نشریه معتبر برسد؛ سه روزنامه به زبان عبری، «هفتهنامه فلسطین» و «بولتنفلسطین».
گرشون آگرون؛ روزنامهنگار صهیونیستی در نوامبر 1931 توسط لاندو به عنوان سردبیر «بولتنفلسطین» منصوب شد.
در مارس 1932 اختلافی بین «لاندو» و «آگرون» پیش آمد و آگرون تصمیم گرفت روزنامه خودش را تاسیس کند؛ روزنامهای که از همان «ب»ِ بسمالله، هدف اصلی خود را مشارکت در پوشش فعالیتهای جنبش شهرکسازیِ صهیونیستی در فلسطین تعریف کرد و نام آن را «پستفلسطین» گذاشت.
«بولتنفلسطین» و «فلسطینپست» مدتی بعد، دعوا و اختلاف را کنار گذاشته و تصمیم گرفتند یکی شوند، لذا اول دسامبر 1932 اولین شماره ادغامشده این دو روزنامه یهودی با نام مشترک «بولتنفلسطین، پستفلسطین» در 8 صفحه و 1050 نسخه در روز منتشر شد.

روزنامه ادغامشده «فلسطینپست و بولتنپست»
روزنامه مذکور اما در 25 آوریل 1933 دوباره به « فلسطینپست» تغییر نام داد و در اولین شمارهاش قید شد که این روزنامه، ادامه «فلسطینبولتن» است و هدفش این است که یک روزنامه عبری با زبان انگلیسی و با ارائه اطلاعات درباره فعالیتهای روزانه و آرمانهای یهودیان در اختیار مردم در سرزمین اسرائیل! قرار داده و بریتانیاییها را مجبور به درک امور یهودیان کند.
تا آوریل 1933 «فلسطینپست» توانست به تیراژ 1800 نسخه برسد، 500 مشترک در خارج از کشور به دست آورد، تبلیغات بگیرد و درآمدی معادل 200 پوند فلسطینی داشته باشد.
روزنامه «فلسطینپست» بهشدت از افزایش مهاجرت یهودیان به فلسطین حمایت میکرد و در شماره 29 آوریل 1941 خود حتی از دولت دفاع ملی عراق به دلیل جلوگیری از مهاجرت یهودیان ایرانی به فلسطین انتقاد کرد.
همین مواضع صهیونیستی و تشویق به شهرکسازی برای یهودیان مهاجر و مواضع خصمانه نسبت به مردم فلسطین بود که باعث شد مقاومت فلسطین به رهبری فرمانده عبدالقادر الحسینی در فوریه 1948 به دفتر مرکزی روزنامه حمله و آن را تخریب کند.

«فلسطینپست» روزنامه معتبر و باقدمت یهودیان فلسطین
که پس از تشکیل اسرائیل به «جروزالمپست» تغییرنام داد
«فلسطینپست» اما به کار خود ادامه داد تا 16 مه 1948 که تیتر «دولت اسرائیل متولد شد» روی پیشانی آن نشست.
پس از «نکبت»، وقتی رژیمصهیونیستی به عنوان کشوری مستقل در دل فلسطین تشکیل شد، روزنامه «فلسطینپست» به «جروزالمپست» تغییر نام داد.
نگاهی به روند شکلگیری و مراحل رشد این روزنامه و سایر روزنامههای یهودیان در فلسطین اشغالی نشان میدهد که تا پیش از تاسیس کشور جعلی اسرائیل، تنها نام و برند معتبر برای یهودیان بومی و مهاجر هم «فلسطین» بود.
«فلسطین» نامی بود با اصل و ریشه که بین یهودیان چنان جا افتاده بود که حتی در روزنامههایی که هدف از انتشارشان، ترویج شهرکسازی، اخراج فلسطینیان و یهودیسازی فلسطین بود هم از همین نام و برند استفاده میشد.
اما خب، پس از تشکیل کشور جعلی اسرائیل، این فرهنگسازی هم آغاز شد که تمام نامهای اصیل و تاریخیِ عربی به نامهایی جدید و عبری و غیرعربی تغییر یابد.

شماره 16 مه 1948 روزنامه «فلسطینپست»
در تیتر اصلیاش نوشت: «کشور اسرائیل متولد شد»

تعرض یهودیها به مسجدالاقصی برای یهودیکردن آن روز به روز بیشتر میشود
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید